3. ارزيابى امام (ره) از جايگاه قرآن در جوامع اسلامى 

حضرت امام در اين زمينه به نكات ذيل توجه داده است: 
1 - كشيده شدن قرآن به گورستان‌ها: حضرت امام (ره) ضمن اشاره‌اى گذرا به‌آن‌چه پس از شهادت حضرت على‌عليه السلام، بر قرآن رفته مهجوريت قرآن را در زمان‌معاصر ياد آور مى‌شود كه به گورستان‌ها و مقبره‌ها كشانيده شده است و افتخار او وامت او - چنان كه اشاره شد - به صحنه حيات آوردن اوست. 
2 - چاپ و توزيع قرآن توسط طواغيت: حضرت امام (ره) موضوع مهم ديگرى‌را نيز در نظر قرار داده كه عبارت از چاپ توزيع مصحف توسط حاكمان جور و باصرف هزينه‌هاى گزاف از محل بيت المال مسلمين جهت نمايش‌هاى تبليغاتى است‌و از اين بين به محمد رضا پهلوى و بعضى شيوخ عرب اشاره مى‌فرمايد. 
بايد گفت اين گونه اعمال به دو شخصى كه امام (ره) در وصيت نامه ذكر مى‌كند،اختصاص ندارد و مقصد امام نيز تعيين جايگاه قرآن مهجور در جوامع اسلامى فعلى‌است; نه احصاى اشخاص. 
امروزه مصاحف گوناگون توسط احكام و سلاطين جور در بيشتر كشورهاى‌عربى و اسلامى و صد البته با نام و نشان آنان بر روى جلد يا صفحه آغازين آن چاپ وتوزيع مى‌شود. 
برگزارى مسابقات پرطمطراق و بى محتوانى قرآنى و تخصيص جايزه‌هاى چشم‌پركن چند ده هزار دلارى براى شركت كنندگانى محدود و اغلب تكرارى در برخى ازاين كشورها، تلاشى ديگر از همين باب جهت كسب مشروعيت مذهبى و مقبوليت‌مردمى است. 

4. مبارزه با طاغوت و افشاى آن 

در وصيت نامه حضرت امام (ره) بارها لفظ طاغوت، طواغيت، طاغوتيان و... به كاررفته است. ناميدن حكومت‌هاى غير الهى به طاغوت از مبادى فقه سياسى امام (ره) وآن نيز منبعث از قرآن كريم است. چنان كه مى‌بينيم حضرت ايشان در دروس‌«حكومت اسلامى‌» خود به اين موضوع اشاره و مقبوله عمر بن حنظله را نقل مى‌كندو آن را مورد توجه قرار مى‌دهد. 
عمر بن حنظله مى‌گويد: "از امام صادق‌عليه السلام درباره دو نفر از دوستان (يعنى شيعه)كه نزاعى در مورد قرض يا ميراث بينشان بود و به قضات (تحت نظر دستگاه‌خلافت) براى رسيدگى مراجعه كردند، سؤال كردم كه آيا چنين مراجعه‌اى رواست.امام فرمود: هر كه در مورد دعاوى حق يا دعاوى نا حق به ايشان مراجعه كند و هرآنچه را در مورد وى حكم كرده شده بگيرد، اگر حق ثابت وى نيز باشد، سحت و حرام‌خواهد بود. زيرا آن را به حكم طاغوتى گرفته كه خداى تعالى امر فرموده است كه به‌آن كفر ورزيده شود: «يريدون ان يتحاكموا الى الطاغوت و قد امروا ان يكفروابه‌» (3) [نساء، 60] تا پايان حديث [2]. 
نكته دقيق‌تر اين كه حضرت امام (ره) در وصيت نامه غير از طواغيت، «ازآخوندهاى خبيث‌تر از طاغوتيان‌» ياد مى‌كند[3] . همان گونه كه قرآن كريم بر نقش‌دلالان مظلمه‌هاى طواغيت تصريح و تاكيد مى‌كند و از آنان با تعابيرى همچون‌«جبت‌» و «ملا» ياد مى‌كند. نقش ملا در سوره اعراف در فتنه گرى و حتى تحريك‌طاغوت بزرگ، بسيار بارز است: 
قال الملا من قوم فرعون ان هذا لساحر عليم (4) [اعراف،109] و قال الملا من قوم‌فرعون اتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الارض و يذرك و آلهتك قال سنقتل انباءهم‌و نستحيى نساءهم و انا فوقهم قاهرون (5) [اعراف، 127]. 
به گفته راغب «ملا» عبارت از جماعتى چشم پركن است كه اتفاق نظر پيدا مى‌كنندو اين جماعت مى‌تواند متشكل اصناف گوناگون باشد از قضا در آيه‌127 نيز اين ملا غصه‌دار امر دين و فساد در زمين و عبادت آلهه هستند و بر اثرتحريك آنان است كه فرعون وعده خونريزى مى‌دهد. 
امام (ره) در عين حال از روحانيونى كه بازى سياست‌بازان را خورده [4] و نيز از«آخوندهاى بى اطلاع از مصالح مسلمين‌» [5] و نيز روحانى نمايانى كه گمان نداردموفق به توبه شوند ياد مى‌كند [6]. البته در مواضع متعدد ديگر خدمات روحانيون‌اصيل و متعهد را مى‌ستايده و از «مرحوم مدرس آن روحانى متعهد، پاك سيرت وپاك انديشه‌» تجليل مى‌كند[7] و نيز بر جدايى روحانيون از دانشگاهيان بيم مى‌دهد.