ادب و تاثیر آن در سرنوشت آدمی

ادب و تاثیر آن در سرنوشت آدمی

بارالها... از هیچ مرا آفریدی... آنچنان بودم که هیچ نبودم! چنان که خود فرمودی: «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً. آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت (و فراموش کرد) كه چيز قابل ذكرى نبود؟» پس نعمت وجودم دادی. مرا به بندگیِ خود مفتخر ساختی! بر من منت نهادی و خود را مولای من خواندی... پس ای خداوند قدوس... مرا به نعمتِ ادب متنعّم ساز.

 

 ادب و تاثیر آن در سرنوشت آدمی

خود فرمودی: «هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً.[1] آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت (و فراموش کرد) كه چيز قابل ذكرى نبود؟»
آدمیزاد در محضر خدا، هویتی جز بندگی ندارد و رنگ و جنسیت و نژاد، هیچ یک معیار نیستند. چنین امری در ارتباطِ انبیاء با خدایشان مشهود است و در این میان نیز آنچه به این رابطه، اصالت و حقیقت می‌بخشد، ادب است. ادب، به منزله ستونِ خیمه عبودیت است. ادب که نباشد، عبودیتی نمی‌ماند. عجیب اینکه در برخی روایات، انبیای اولوالعزم، از بابت کمال ادب، به اعلی درجه شرف رسیدند.[2]

ادامه نوشته

سرنوشت ثروت اندوزان

سرنوشت ثروت اندوزان

قرآن در جاهای‌ زیادی تصریح کرده است‌ کـه‌ انـفاق تمام اموال لازم نیست‌ بلکه‌ از زیاده‌روی در برخی از مـوارد؛جـلوگیری نـموده است

 

سرنوشت ثروت اندوزان

یا ایها‌ الذین‌ آمـنوا‌ ان کـثیرا مـن الاحبار و الرهبان لیأکلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله و الذین یکنزون‌ الذهب و الفضة و لا ینفقونها فـی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم
:بسیاری از احبار‌(علماء یهود) و راهبان مال های‌ مردم‌ را به ناحق مـی خورند و از راه خدا مردم را باز مـی دارند، و کـسانی را که طلا و نقره را گنج می کنند و آن را در راه خدا خرج نمی کنند، به عذابی دردناک نوید بده.
ما اگرچه در‌ پیرامون این آیه و همچنین آیه‌ی بعد، به حد کافی بحث نموده بودیم، ولی از آنجا که ظاهر جمله:
و الذیـن ینکزون الذهب... برای برخی درست مفهوم نگشته است؛ و چنین تصور کرده‌اند که ذخیره‌ نمودن‌ طلا و نقره به طور مطلق در اسلام حرام است و بایست هر فردی پس از تأمین زندگی، مازاد آن را در راه خدا خرج کـند و گـاهی گام فراتر نهاده، اساس این عقیده را‌ به‌ «ابوذر» غفاری نسبت داده‌اند لازم دیدیم که این مطلب را تعقیب کنیم، ولی ما شک نداریم که پیروان این عقیده به منظور تامین مرام سیاسی خود عـمدا و یـا سهوا، آیه‌ را‌ به چنین معنائی حمل نموده‌اند. و شخصیت و مقام علمی «ابوذر» بالاتر از آن است که کلام خدا را به همین نحو تفسیر کند.

ادامه نوشته

خدا و امام حسین علیه‌السلام با اهل معصیت چه می‌کنند؟

خدا و امام حسین علیه‌السلام با اهل معصیت چه می‌کنند؟

امام حسین علیه السلام نه فقط کشتی نجات، بلکه آینه‌ی خدانماست. مرآت حق است. مَظهَر و مُظهِر صفات خداوندی است. آنچه خدا با گنهکاران می‌کند، او نیز همان می‌کند. اما به راستی خداوند با اهل معصیت چه می‌کند؟!

 

نحوه_برخورد_امام_حسین_با_گنهکاران

منّت خدای را عزّ و جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفس که فرو می‌رود مُمِدّ حیاتست و چون برمی‌آید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب...
بنده همان به که ز تقصیر خویش     عُـــــذر به درگـاه خــــدای آورد
خدایی که انسان را آفرید، او را در تاریکی‌ها رها نکرد. بلکه رسولانی بر او گماشت تا راه نجات را به آدمیزاد نشان دهند و مایه اتمام حجت باشند.[1] چه اینکه لازمه لطف خداوند بر بندگان، این است که در پی نجات بندگان باشد. نه در پی نابودی آنان. مگر اینکه بنده‌ای خود در پی هلاکت و شقاوت خویش باشد. از همین روی خداوند، باب مغفرت، نجات و رستگاری را گسترده کرد: «وَرَحْمَتي‏ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ.[2] و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است». و نیز فرمود: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ.[3] بگو اى بندگان من- كه بر خويشتن زياده ‏روى روا داشته ‏ايد- از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.»‏

ادامه نوشته

انسان‌های مؤمن خوف از پروردگار را ابراز می‌کنند

انسان‌های مؤمن خوف از پروردگار را ابراز می‌کنند

مجلس عزای شهادت امام سجاد(علیه‌السلام) با حضور اساتید، طلاب و کارکنان جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) در حسینیه امام خمینی(ره) این مؤسسه برگزار شد.

بخش قرآن تبیان

شهادت امام سجاد

حجت الاسلام حاتم متقی اصل، امروز در مجلس عزای شهادت امام سجاد(علیه‌السلام) که با حضور اساتید، طلاب و کارکنان جامعه‌الزهرا(سلام‌الله‌علیها) در حسینیه امام خمینی(ره) این مؤسسه برگزار شد، به انواع خوف در قرآن کریم اشاره و عنوان کرد: خداوند دو نوع برخورد درباره خوف در قرآن مجید دارد.

خوف منفی برای انسان حزن و پریشانی می‌آورد

وی با اشاره به اینکه خوف خداوند در قرآن مجید یا خوف منفی و یا خوف مثبت است، اظهار داشت: خوف منفی برای انسان حزن و پریشانی می‌آورد و مقبول خداوند متعال نیست.
حجت الاسلام متقی اصل افزود: در برخی آیات قرآن کریم از جمله آیه ۶۲ سوره یونس و آیه ۳۰ سوره فصلت که به خوف منفی اشاره شده، درکنار آن حزن آمده است.
وی با بیان اینکه برخی مسائل برای انسان غم و غصه می‌آورد، یادآور شد: امام صادق(علیه‌السلام) در روایتی می‌فرمایند: «کینه، حسد و سوء خلق عیش و خوشی را از انسان می‌گیرد».

ادامه نوشته

رمز عدد چهل

رمز عدد چهل

مسئله عدد به خودی خود رمز است، همانطور که در تسبيحات حضرت زهرا ما اعداد مشخص داریم.

بخش قرآن تبیان

رمز عدد چهل

مسئله عدد به خودی خود رمز است، همانطور که در تسبيحات حضرت زهرا ما اعداد مشخص داریم.

 گفته شده هرکس چهل روز مخالفت کند با هوای نفس، به تکیه گاه می رسد و رگه های حکمت در رفتار و کلامش متجلی می شود.


در خصوص عدد چهل هم موضوع از این قرار است که قرآن و سنت بر آن حساس است، که هم در امور مادی مطرح است و هم در امور معنوی.
در خصوص فضایل عدد چهل ما مصادیقی داریم از این جمله که، پیغمبران در چهل سالگی به پیامبری رسیدند و چهله گرفتن پیامبران هم در ذیل برکات این عدد تعریف می شود.
گفته شده هرکس چهل روز مخالفت کند با هوای نفس، به تکیه گاه می رسد و رگه های حکمت در رفتار و کلامش متجلی می شود.


منبع:
کانال استاد بهرامپور

حسین علیه‌السلام، تفسیر‌گر عملی مفهوم "رضایت" در قرآن‌کریم

حسین علیه‌السلام، تفسیر‌گر عملی مفهوم "رضایت" در قرآن‌کریم

خدا در قرآن بسیار درباره "رضایت" سخن گفته است که شناخت آن برای ما بسیار ضروری است. در اینجا می‌کوشیم برخی از مضامین قرآنی را که به رضایت مرتبط است بازگو کنیم.

 

حسین علیه‌السلام، تفسیر‌گر عملی مفهوم

خدا در قرآن بسیار درباره "رضایت" سخن گفته است که شناخت آن برای ما بسیار ضروری است. در اینجا می‌کوشیم برخی از مضامین قرآنی را که به رضایت مرتبط است بازگو کنیم.

اما ببینیم که رضایت به معنای چیست؟

در تفسیر المیزان می‌خوانیم که وقتی مى‏ گويند: فلانى به فلان امر راضى شد يعنى موافقت كرد و از آن امتناع نورزيد... رضايت بنده از خداى تعالى به همين محقق مى‏ شود كه هر امرى را كه خدا از او خواسته كراهت نداشته باشد، و هر چيزى را كه نهى كرده و از بنده‏ اش نخواسته، دوست نداشته باشد.
به عبارت دیگر به قضاى الهى و كارهاى تكوينى و عالمى او راضى، و همچنين به حكم او و آنچه را كه تشريعا از وى خواسته تن در دهد، كه همان معنى واقعى اسلام و تسليم شدن به خداى سبحان است.(1)

ادامه نوشته

راز تأثیر گذاری نماز در زندگی

راز تأثیر گذاری نماز در زندگی

میزان تأثیر گذاری نماز در رفتار و عملکرد انسان بسته به میزان ارتباط صحیح انسان با باری تعالی دارد، به این معنا که انسان علاوه بر ظواهر و آداب ظاهری نماز به روح نماز نیز توجه داشته باشد.

 

راز تأثیر گذاری نماز در زندگی

بعضی افراد با بی‌شرمی و بی‌حیایی تمام و با عباراتی وقیحانه بعضی اعمال عبادی مسلمان همچون نماز را به سخره می گیرند، و از آن به «دولا راست» شدن تعبیر می کنند، و حاصل عبودیت و بندگی حق تعالی را «تُو سری خوری» قلمداد می کنند.
این در حالی است اگر این افراد قدری با حقیقت بندگی باری تعالی ایمان و باور داشتند، متوجه می‌شدند، که این ارتباط چه تأثیر شگرفی در تعالی روح و روان انسان بر جای می‌گذارد و آرامش واقعی را برای انسان به ارمغان می‌آورد.
«الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[رعد/28] آنها كسانى هستند كه ايمان آورده‌اند، و دل هايشان به ياد خدا مطمئن(و آرام) است آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مى‌ يابد!»

میزان تأثیر گذاری نماز در رفتار و عملکرد انسان بسته به میزان ارتباط صحیح انسان با باری تعالی دارد، به این معنا که انسان علاوه بر ظواهر و آداب ظاهری نماز به روح نماز نیز توجه داشته باشد.


نه تنها نماز و یاد خدا موجب آرامش انسان می‌شود بلکه این کارایی و اثر بخشی را در زندگی انسان دارد که مانع ارتکاب گناه و پلیدی در انسان شود کما اینکه باری تعالی می فرماید:
«اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُونَ؛[عنکبوت/45] آنچه را از كتاب(آسمانى) به تو وحى شده تلاوت كن، و نماز را برپا دار، كه نماز(انسان را) از زشتيها و گناه بازمی‏ دارد، و ياد خدا بزرگتر است و خداوند مى‌داند شما چه كارهايى انجام مى‌دهيد!»
نکته: البته میزان تأثیر گذاری نماز در رفتار و عملکرد انسان بسته به میزان ارتباط صحیح انسان با باری تعالی دارد، به این معنا که انسان علاوه بر ظواهر و آداب ظاهری نماز به روح نماز نیز توجه داشته باشد.


منبع:
مرکز نشر معارف قرآن و حدیث

یک امتیاز روشن قرآن

یک امتیاز روشن قرآن

یکی از امتیازات قرآن کریم که حقا‌ از‌ جـنبه‌های‌ کـمال ایـن کتاب است تواریخ و حکایات آنست،قرآن در نقل داستانها از نظر اسلوب بیان‌ و انتخاب قصص و تعقیب هـدف حکایات و دوری از گزاف‌گوئی و افسانه‌سرائی برتری و مزیت مخصوصی بر‌ تمام کتب تاریخی دارد‌.

 

یک امتیاز روشن قرآن

قرآن‌ و اسلوب بـیان

قرآن مجید در نقل قـصه‌ها و ذکـر وقایع و اسلوب خاصی ابتکار کرده است که نه شعر است و نه نثر معمولی آنزمان(البته سایر قسمت های کتاب اللّه نیز همین طور است)و از‌ لحاظ روانی و رسائی و استحکام بیان و اتقان ترکیب نظیر ندارد، قـضایا را خیلی فشرده و بدون حشو و زائد نقل کرده و متن قضایا و روح وقایع را در الفاظی کم و کوتاه بطرز بعدیعی خلاصه نموده‌ است‌، در هر داستانی وارد می شود به آن قسمتی از آن داستان اشاره می کند که با هدفش رابطه مستقیم دارد و مـی خواهد از آن نـتیجه بگیرد آنگاه نتیجه را بطور دلپسندی مجسم می کند‌ و می گذرد‌.

ادامه نوشته

رمزی برای ابراز عشق به خدا

رمزی برای ابراز عشق به خدا

بسم الله در اوّل هر كار، رمز عشق به خدا و توكّل بر او و استمداد از او و وابستگى به اوست.

 

رمزی برای ابراز عشق به خدا

بسم الله در اوّل هر كار، رمز عشق به خدا و توكّل بر او و استمداد از او و وابستگى به اوست.
بسم الله، چنگ زدن و اعتصام، به نام الهام بخش خداوند، و گریز از وسوسه‏ هاى شیطان است.

بسم الله، نشان بندگى خدا و وابستگى به اوست، یعنى اینكه: خدایا، تو را فراموش نكرده ‏ام، در هر كارم با نام تو آغاز مى ‏كنم، خود را بیمه مى‏ سازم و به كمك تو شیطان را فرارى مى ‏دهم.


بسم الله، در رأس تمام كتاب ‏هاى آسمانى بوده، (تفسیر صافى، ج1، ص51) و پیامبران نیز، شروع كارشان به نام اللّه بوده است. (مثل حضرت نوح در به حركت در آوردن كشتى و... «بسم اللّه مجریها و مُرسیها») این كار، انسان را در پناه و حفاظت خدا قرار مى‏ دهد و آن كه به خدا پناهنده شود، به راه مستقیم، رهنمون مى ‏شود: «وَمَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِىَ إِلَى‏ صِرَطٍ مُّسْتَقِیمٍ» ( آل‏ عمران،101)
بسم الله، نشان بندگى خدا و وابستگى به اوست، یعنى اینكه: خدایا، تو را فراموش نكرده ‏ام، در هر كارم با نام تو آغاز مى ‏كنم، خود را بیمه مى‏ سازم و به كمك تو شیطان را فرارى مى ‏دهم.


منبع:
کتاب پرتوی از اسرار نماز، محسن قرائتی

شکر گزاری در قرآن

شکر گزاری در قرآن

از مسائلی که فرهنگ اسلامی بر آن تأکید کرده و در قرآن و روایات به عنوان خصلتی ارزنده و نیک برای انسانها بیان شده شکرگزاری و سپاس از بابت نعمتهای الهی است. اسلام می خواهد افراد به درجه ای از یقین برسند که در هر حالی اعم از آرامش و یا روی آوردن مصائب شکر خدا را بجای آورند.

شکرگزاری


بنظر می رسد که انسانها پس از دریافت نعمت، شکر بجای آورند امّا عارفان و اهل معرفت معتقدند که حتی بلایی که انسان بدان گرفتار می شود جای سپاس دارد و شخصی که به ناراحتی مبتلا شده خداوند را حمد گوید که از میان بلاهای گوناگون به یکی از آنها گرفتار آمده است. علماء درجه شکر را از صبر برتر دانسته و گفته اند شکر از رضا برخیزد و ریشه صبر در ناپسندی نهفته است.

شکر در قرآن و منابع اسلامی

شکرگزاری بدرگاه الهی از مهمترین خصوصیات انسان است. گرچه نعمتها و فضل پروردگار بسیار زیاد می باشد و قابل احصاء نیست امّا همین معرفت و شناخت که بشر بداند از شکر الهی عاجز است مقدمه ای بر رویش این فرهنگ در وجود او خواهد بود. به قول شاعر:
فضل خدای را که تواند شمار کرد
یا کیست آنکه شکر یکی در هزار کرد
بنده همان به که زتقصیر خویش
عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جای آورد

ادامه نوشته

بررسی چگونگی دلالت آیه ده سوره روم بر کفر یزید در بیانات حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شام

بررسی چگونگی دلالت آیه ده سوره روم بر کفر یزید در بیانات حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شام

در این مقاله به بررسی یکی از آیاتی که حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شان به آن اشاره دارند پرداخته شده است، به این صورت که اول جو حاکم در شام و مجلس یزید بیان، و بعد به کمک تفسیر و مراجعه به کتب، دلالت این آیه بر کفر یزید بیان شده است.

 

حضرت زینب

پس از قیام سید الشهدا علیه السلام قیامی لازم بود تا پیام خون شهدای کربلا را به گوش جهانیان برساند و حضرت زینب علیها السلام که گویی سخن را از زبان امیر المومنین" علیه السلام" فرا گرفته بود در مسند سخنوری و فاش سازی اسرار بر آمد و تاج و تخت یزید و یزیدیان را متزلزل ساخت. نمونه آن سخنوری ها، خطبه هایی است که ایشان در کوفه و شام قرائت فرمودند.
در این مقاله سعی بر آن است به بررسی آیه ای که حضرت زینب علیها السلام در صدر کلامشان در مقابل یزید بیان فرمودند، پرداخته شود تا علت احتجاج حضرت به آن دریافت شود.
حضرت بعد از حمد و ثنای خداوند، می فرمایند: خداوند راست گفت که: ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ[1]، آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.
معنای لغوی سوء عبارت است از هر آنچه که انسان را از امور دنیوی و اخروی و از احوال نفسی و بدنی و خارجی مثل از دست دادن مال و جاه غمگین می کند[2] که در این آیه به معنای هر آنچه که زشت و ناپسند است بکار رفته و مقابل حسن و نیکی می باشد.[3]

ادامه نوشته

عمل پاک از نیت پاک سرچشمه‌ می‌گیرد‌

عمل پاک از نیت پاک سرچشمه‌ می‌گیرد‌

چـون بـرادر تو‌ از‌ صمیم‌ دل طرفدار حق و حقیقت بود؛ مانند این است که در این نبرد شـرکت و جـهاد نـموده‌ است‌ حتی کسانی که فعلا در پشت پدران، و رحم های مادران‌ هستند ولی پس از‌ تولد‌؛ از‌ برنامه حق و حقیقت مـا پیـروی خـواهند کرد،در نتائج بزرگ و پاداش های این نبرد با ما‌ شریک‌ خواهند بود.

بخش قرآن تبیان

عمل پاک از نیت پاک سرچشمه‌ می‌گیرد‌

17‌-ما کان للمشرکین یـعمروا مـساجد الله شاهدین علی انفسهم بالکفر اولئک حبطت‌ اعمالهم و فی النار‌ هم خالدون: مشرکان حق ندارند مسجدهای خـدا را تعمیر و آباد کنند در صورتی که‌ به بت‌ پرستی تظاهر می نمایند‌ زیرا‌ اعمال آنان تباه و هـمیشه در آتشند.
18-انما یعمر مـساجد الله مـن آمن بالله و الیوم‌ الاخر و اقام الصلوة و آتی الزکوة و لم یخش‌ الا الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین. تنها‌ کسی می تواند مساجد خانه خدا را آباد کند که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشد،و نماز بگزارد و زکوة بـدهد و جز خدا از کسی نترسد،در این صورت‌ شاید از هدایت شدگان باشند‌.

ادامه نوشته

معیار وقف بر کلمه «سلام» در آیه 5 سوره قدر چیست؟

معیار وقف بر کلمه «سلام» در آیه 5 سوره قدر چیست؟

بعضی از ائمه جماعات، در قرائت نماز، هنگام خواندن سوره قدر بر کلمه «سلام» وقف می‌کنند. لطفاً پاسخ فرمایید: آیا در این مورد در منابع دینی مطلبی وارد شده است؟

نماز جماعت

دانشمندان علوم قرآنی، مبانی و ملاک‌های مختلفی برای وقف و ابتدا در قرائت قرآن ارائه کرده‌اند. مهم‌ترین این ملاک‌ها عبارت‌اند از:
1. اتمام نَفَس: طبق این نظریه، در هر جایی از جمله که نَفَس قاری به اتمام رسید، او می‌تواند بدون هیچ مشکلی در آن موضع وقف کند و پس از نفس‌گیری، آن‌را ادامه دهد.
2. وقف بر انتهای آیات: یکی از مهم‌ترین مبانی، وقف بر انتهای آیه و شروع از ابتدای آیه بعد است.
3. مفهوم بودن کلام: این معیار از صدر اسلام مورد توجه قاریان قرآن بوده است. طبق این مبنا، قاری قرآن در جایی باید وقف کند که هم عبارت قبل از وقف دارای معنای صحیح و کاملی باشد و هم عبارت پس از وقف دارای معنای قابل فهمی باشد؛ هرچند که بین این دو جمله ارتباط لفظی برقرار باشد.
4. اتمام لفظ و معنا: این معیار که توسط علمای علم نحو و زبان‌شناسان پایه‌ریزی شده، بر مبنای ارتباط لفظی و معنوی عبارات قرآن، تدوین شده است. طبق این ملاک، اقسام مختلفی از انواع وقف و ابتدا تعیین و مشخص شده است و برای هر کدام احکام خاص به خود ارائه گردیده[1] و برای هر کدام از آنها، علاماتی تعیین کرده‌اند.[2] یکی از این انواع، وقف قبیح نام دارد. وقف کردن در جایی که هنوز جمله کامل نشده و معنای آن واضح نشده است، از موارد وقف قبیح به شمار می‌رود که یکی از مصادیق آن، وقف بر مبتدا است.[3]
به عنوان نمونه در آیه 5 سوره قدر، کلمه «سلام» نقش مبتدا دارد و طبق این قواعد، وقف کردن بر آن قبیح است.
از جهتی دیگر؛ وقف‌هایی به پیامبر اسلام(ص) و جبرئیل نسبت داده شده است که از آن به «وقف سنت» یا «وقف نبی» یاد می‌شود. یکی از موارد وقف سنت، وقف بر آیه «...من کل امر»[4] است.[5]
البته در برخی از کتاب‌ها، وقف بر «سلام» به عنوان «وقف نبی» یاد شده است.[6]در یکی از قرائت‌ها، واژه «أمر» به صورت «امرئ» خوانده شده است که در این حالت، بر کلمه «سلام» وقف می‌شود.[7]
گفتنی است؛ برای صحت قرائت نماز، رعایت این قواعد وقف و ابتدا ضرورت ندارد و عدم رعایت آن، خللی در صحت نماز ایجاد نمی‌کند.[8]
پی نوشت ها :
[1]. سادات فاطمى، سید جواد، پژوهشى در وقف و ابتداء، ص 47-60، مشهد، به نشر، چاپ اول، 1382ش.
[2]. ر. ک: معنای علامت‌های وقف و ابتدا در آیات قرآن - 72762
[3]. حصری محمود، عیدی خسروشاهی، محمد، معالم الاهتداء الی معرفة الوقف و الابتداء، ص 81، تهران، اسوه، چاپ سوم، 1375ش.
[4]. قدر، 5.
[5]. حفیان، احمد محمود، التجدید فی الاتقان و التجوید، ص 129،‌ بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1424ق؛ معالم الاهتداء إلى معرفة الوقف و الابتداء، ص 36.
[6]. بیگلری، حسن، سر البیان فی علم القرآن، ص 245، کتابخانه سنایی، چاپ پنجم.
[7]. ابناری، محمد بن قاسم، ایضاح الوقف و الابتداء، محیی الدین عبدالرحمن رمضان، ج 2، ص 981، دمشق، مطبوعات مجمع علوم العربیه، 1390ش.
[8]. خامنه‌ای ، سید علی، اجوبة الاستفتائات، ج 1، ص 79، بیروت، الدارالاسلامیه، چاپ سوم، 1420ق.


منبع : اسلام کوئست

آیا مقصود از درهای دوزخ، همان طبقات جهنم است؟

آیا مقصود از درهای دوزخ، همان طبقات جهنم است؟

نام‌های درهای جهنم را با ذکر منبع مطرح بفرمایید. و آیا مقصود از درهای جهنم و بهشت، همان طبقه است یا خیر؟

دوزخ

پاسخ اجمالی

ممکن است درهاى جهنم به معناى درهایى باشد که بر حسب اعمال انسان‌ها تنظیم شده است و هر گروهى را به تناسب عمل خود به دوزخ می‌برند، همان‌گونه که درهاى بهشت نیز چنین است؛[1] لذا یکى از درهاى آن «باب المجاهدین» نام دارد،[2] و در کلام امام على(علیه السلام) نیز آمده است: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة»؛[3] جهاد درى از درهاى بهشت است.
درباره ابواب جهنم دو دیدگاه وجود دارد:
1. مقصود از «باب»(در)، «طبقه» است؛ از امام علی(علیه السلام) روایت شده است: «جهنم را هفت در؛ یعنى هفت طبقه است که روى یکدیگر قرار دارند». آن‌گاه على(علیه السلام) یکى از دست‌ها را بر روى دست دیگر نهاد و فرمود: «این طور خداوند بهشت را به عرض، گسترش داد و آتش را طبقه طبقه، قرار داده است. طبقه زیرین، "جهنم"، روى آن "لظى"، روى آن "حطمة"، بالاى آن "سقر"، بر سر آن "جحیم"، بالاى آن "سعیر" و طبقه نخستین "هاویه" است».[4] در این صورت، مقصود از درهای جهنم و بهشت؛ همان طبقات جهنم و بهشت می‌باشد.
2. مقصود از «باب»، درجه است؛ گفته‌اند: جهنم را هفت در؛ یعنى هفت درجه است که به ترتیب روى یکدیگر قرار گرفته‌اند. درجه اول؛ جاى اهل توحید است که به قدر اعمال و عمرشان در دنیا عذاب می‌شوند، سپس خارج می‌گردند. درجه دوم؛ جاى یهود، درجه سوم؛ جاى مسیحیان، درجه چهارم؛ جاى صابئین، درجه پنجم؛ جاى مجوس، درجه ششم؛ جاى مشرکان عرب و درجه هفتم؛ جاى منافقان است. چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید: "إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ"؛[5] منافقان در درجه زیرین جهنم هستند».[6]
اما باید توجه داشت که این دو دیدگاه، چندان تفاوتى با یکدیگر ندارند؛ زیرا طبقات نیز براساس درجه اعمال و خصوصیات انسان‌ها می‌باشد. همان‌طور که ابن عباس گفته است: مقصود از «لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ»؛[7] یعنى این‌که؛ براى هر درى از آنها نصیبى معیّن است.[8]
پی نوشت ها:
[1]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏19، ص 551، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[2]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏5، ص 2، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[3]. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات (الإستنفار و الغارات)، ج ‏2، ص 326، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ اول، 1410ق.
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 519، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[5] نساء، 145.
[6]. این دیدگاه از ضحاک نقل شده است؛ ر. ک: مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 520؛ ثعلبی نیشابوری، ابو اسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج ‏5، ص 342، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422ق.
[7]. « براى هر درى گروهى از پیروان شیطان تقسیم شده‌اند»؛ حجر، 44.
[8]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏6، ص 520.


منبع : اسلام کوئست

معنای «حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر» چیست؟

معنای «حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر» چیست؟

این عبارت در میان نگاشته‌های اندیشمندان اسلامی و همچنین اهل ایمان بسیار رواج یافته است، ولی در حقیقت این عبارت از دو آیه مجزای قرآن بوده که در کنار هم قرار گرفته‌اند.

حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر

در آیه 173 آل عمران آمده است: «الَّذینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ»؛ مؤمنان کسانى هستند که (چون) مردم (منافق) به ایشان گفتند: بی‌‌شک مردم (کافر مکّه) بر ضد شما گرد آمده (و بسیج شده) اند، پس از آنان بترسید، (آنها به جاى ترس) بر ایمانشان بیافزود و گفتند: خداوند ما را کفایت می‌‌کند و او چه خوب نگهبان و یاورى است.
در آیه 40 سوره انفال نیز خداوند چنین می‌فرماید: «وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاکُمْ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر»؛ و اگر (باز هم) سرپیچى کرده و روى بگردانند، بدانید که خداوند، مولى و سرپرست شما است، چه خوش مولایى و چه نیکو یاورى است.
کلمه حسب که در آیات متعدد با عبارات مختلف «حسبی الله»، «حسبک الله» و «حسبنا الله» به کار رفته است، به معنای کافی بودن است؛ یعنی خداوند برای حمایت انسان کافی است. مسلمانان واقعى، بدون هیچ ترس و هراسى، با آرامش خاطر و با توکّل به خداوند، در مقابل دشمنان و در مقابل ناملایمات ایستادگی می‌کنند.[1]
در مورد همین قدرت توکل، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: تعجّب می‌کنم از کسى که می‌ترسد؛ چرا به گفته‌ى خداوند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» پناه نمی‌برد؟![2]
کلمه «نعم» نیز که در آیات متعددی به کار رفته است، اسلوبی است بسیار شیوا برای بیان مدح خصوصیات یک فرد. در هر زبانی عبارات و اسلوب‌های مختلفی برای مدح و ذم به کار می‌رود. در زبان عربی نیز که در بلاغت و فصاحت، سرآمد بسیاری از زبان‌ها است، عبارات متفاوتی برای مدح و ذم استعمال دارد. از جمله این اسلوب‌ها، استفاده از دو فعل «نعم و بئس» است.
در حقیقت این عبارت دارای سه بخش است؛ مثلاً وقتی در مدح علی(علیه السلام) می‌گوییم «نعم الرجل علی(علیه السلام)»، یعنی اگر مردی را با تمام خصوصیات مردانگی در نظر بگیرید، بدون تردید امام علی(علیه السلام) با داشتن تمامی آن خصوصیات، مورد مدح خواهد بود.[3]
در این آیات نیز اصل عبارات چنین بوده است: «نعم المولی الله و نعم الوکیل الله». یعنی اگر یک حامی یا سرپرستی را با تمام خصوصیات تصور کنی، بی‌گمان خداوند در داشتن تمام این خصوصیات مورد مدح است و هیچ کس به اندازه خداوند نمی‌تواند حامی و یار و یاور آدمی در مشکلات و سختی‌ها باشد.
پی نوشت ها:
[1]. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 2، ص 201، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، چاپ یازدهم، 1383ش.
[2]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 392، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.
[3]. این تعبیر مبتنی بر این است که «ال» در الرجل را، ال جنس بدانیم و فردی را که می‌خواهیم مدح کنیم، از میان افراد آن جنس و تمامی خصوصیات آنها متمایز کنیم. برای اطلاعات بیشتر و بررسی نظرات مختلف ر.ک سامرائی، فاضل صالح، معانی النحو، ج 4، ص 254- 262، دار احیاء التراث، بیروت، 1428ق.


منبع :اسلام کوئست

منظور کلینی از حدیث 17هزار آیه قرآن چیست؟

منظور کلینی از حدیث 17هزار آیه قرآن چیست؟

آیا بر اساس روایتی در کافی، شیعه معتقد است که قرآنی که جبرئیل بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) نازل کرده بود، هفده هزار آیه داشت؟!

قرآن

در کتاب «اصول کافی»، باب «نوادر» که بعد از باب «فضل قرآن» تدوین شده، روایاتی درباره قرآن نقل شده است. در آخرین روایت این باب چنین آمده است: امام صادق(ع) فرمود: «قرآنی که جبرئیل آن‌را برای محمد(ص) آورد، هفده هزار آیه داشت».[1]
این روایت به دو طریق، نقل شده است؛ که بنابر هر دو طریق، راویانشان ثقه و مورد اطمینان هستند.[2] پس روایت از جهت سندی اشکالی ندارد.
درباره محتوای روایت باید گفت:
ظاهر این حدیث با توجه به این‌که تعداد آیات موجود در قرآنی که در اختیار ما قرار دارد، طبق روایت اهل کوفه 6236 آیه است، منافات داشته و چنین برداشت می‌شود که قرآن دچار تحریف شده و برخی از آیات آن، یا به عبارت صحیح‌تر بیش از نیمی از آیات آن،‌ از بین رفته و به دست ما نرسیده است. این مسئله نه فقط با ادله عدم تحریف قرآن هم‌خوانی ندارد، بلکه با برخی نقل‌ها که مدعی حذف یا از بین رفتن برخی از کلمات یا آیات قرآن هستند، سازگاری ندارد؛ چرا که حجم مطالب محذوفی که نقل‌ها به آن می‌پردازند، به مراتب، کمتر از این حجمی است که در حدیث کافی به آن اشاره شده است. از این‌رو؛ توجیهات مختلفی برای این روایت ذکر شده است:

ادامه نوشته

تفاوت آیات عام و خاص در قرآن چیست؟

تفاوت آیات عام و خاص در قرآن چیست؟

مراد از آیات عام و خاص چیست؟ فرق بین آیات عام و خاص در قرآن چیست؟ انواع آیات عام و خاص را بیان کنید؟

قران

«عام»، لفظى است که بدون حصر، تمام افرادى که صلاحیت آن‌را دارند فرا می‌گیرد، یکی از الفاظ آن «کلّ» است که در اول جمله می‌آید؛[1] مانند: «کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ»،[2] یا در پى آن، مانند: «فَسَجَدَ الْمَلائِکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ».[3]
اما «خاص» عبارتی است که برخى مصادیق واژگان یا عبارت عامی را از دایره شمول آن خارج می‌کند.
در آیه شریفه: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ...»،[4] لفظ «الانسان» عام بوده و عبارت «الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» خاص است.
عام بر سه قسم است:
1. آن‌که بر عموم خود باقى باشد؛ که در این رابطه باید گفت که بیشتر عام‌ها، عقلاً و شرعاً تخصیص می‌خورند مثلاً آیه «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ»[5] به حالت ناچارى تخصیص زده شده است.[6]
اما به هر حال آیاتی هرچند اندک داریم که به عموم خود باقی‌اند و مخصّص ندارند؛ مانند آیات شریفه «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ ...»[7] و «إِنْ کُلُّ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلاَّ آتِی الرَّحْمنِ عَبْداً»؛[8] (تمام کسانى که در آسمان‌ها و زمین هستند، بنده اویند!).[9]
2. عامّى که از ابتدا منظور از آن خاص می‌باشد؛ مانند آیه «الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ»؛[10] که گوینده آن یک نفر به نام نعیم بن مسعود أشجعى یا بادیه‌نشینى از قبیله خزاعه بوده است.[11] این‌گونه است آیه «فَنادَتْهُ الْمَلائِکَةُ وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرابِ»[12] که منظور از ملائکه جبرئیل است.[13]
3. عامّ مخصوص(تخصیص زده شده).[14] که در قرآن مثال‌هاى زیادى دارد.
در فرق بین این دو عام گفته‌اند: اولى (عامّى که منظور از آن خاص می‌باشد) همه أفراد را شامل نمی‌شود، نه از جهت لفظ، و نه از ناحیه حکم؛ بلکه داراى افرادى است که در یکى از آنها استعمال شده است. ولی دوّمى، عموم و شمولش نسبت به تمام أفراد منظور شده از جهت فراگیرى لفظ نه از لحاظ حکم.[15]
در ادامه باید گفت که یکى از انواع خاص در قرآن آن است که عموم سنّت را تخصیص می‌زند، و این نوع کم است؛ از جمله مثال‌هاى آن، آیه «حَتَّى یُعْطُوا الْجِزْیَةَ»[16] است که تخصیص زده سخن رسول اکرم(ص) را که: «مأموریت یافته‌ام با مردم بجنگم تا این‌که لا اله الّا الله بگویند».[17]
پی نوشت ها :
[1]. سیوطى‏، جلال الدین، الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏1، ص 631، بیروت، دار الکتاب العربى‏، چاپ دوم‏، 1421ق.
[2]. رحمن، 26.
[3]. حجر، 30.
[4]. عصر، 2 – 3.
[5]. مائده، 3.
[6]. الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏1، ص 633.
[7]. نساء، 23.
[8]. مریم، 93.
[9]. الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏1، ص 633.
[10]. «اینها کسانى بودند که [بعضى از] مردم، به آنان گفتند: مردم (لشکر دشمن) براى [حمله به] شما اجتماع کرده‌اند از آنها بترسید!»؛ آل عمران، 173.
[11]. الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏1، ص 634؛ فیض کاشانی، ملا محسن، الاصفی فی تفسیرالقرآن، تحقیق، درایتی، محمدحسین، نعمتی‏، محمدرضا، ج ‏1، ص 183، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1418ق.
[12]. آل عمران، 39.
[13]. الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏1، ص 635.
[14]. همان.
[15]. همان، ص 634.
[16]. توبه، 29.
[17]. الإتقان فی علوم القرآن، ج ‏1، ص 637.


منبع :سایت اسلام کوئست

آداب تلاوت قرآن

آداب تلاوت قرآن

دستورات اخلاقی و عرفانی امام خمینی(ره) در باره آداب تلاوت قرآن

امام خمینی

اکنون درست تفکر کن! ببین صدر یا ذیل این آیه شریفه که آیه چهل و [چهارم ][1] از سوره مبارکه فُصلّت است با ما تطبیق می کند؟
می فرماید:
(قل هو للذین آمنوا هدی و شفا والذین لایومنون فی اذانهم و قر و هو علیهم عمی اولئک ینادون من مکان بعید)[2]
کجاست آن هدایت و شفای امراض باطنی که برای مومنین از قرآن شریف حاصل می شود؟! چه شده است که در گوش ما این آیات شریفه فرو نمی رود و برای ما خود، حجاب فوق حجاب می شود؟! این نیست جز آن که نور ایمان در قلب ما نازل نشده، و علوم ما به همان حدّ علمی باقی مانده و به لوح قلب وارد نگردیده، و در این باب، در قرآن شریف آیات بسیاری است. [3]که با مقایسه حال خود با آن آیات و تطبیق آن آیات با صفات خود، به خوبی حال ما معلوم خواهد شد.[4]

ادامه نوشته

قرآن در نهج البلاغه( عبدالله جوادی آملی)

قرآن در نهج البلاغه( عبدالله جوادی آملی)

انسان کامل قرآن مجسم و تکوینی است و هموست که می‏تواند حقیقت قرآن را به صورت کامل معرفی کند. معصومان و یکی از آنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) انسان‏های کاملند. بنابراین امام علی (علیه السلام) سزوارترین فرد برای معرفی قرآن کریم است. در نهج البلاغه قرآن به عنوان کتابی توصیف شده که گویای نظام فاعلی و غایی جهان است. بر این اساس جهان تجلّی عینی خداست، همان طور که معرفت خدا تجلّی علمی خداست.غایت تجلّی خدا ذات اوست.

قران و نهج البلاغه


از دیدگاه نهج البلاغه در تبیین قرآن باید به برخی نکات توجه کرد، از جمله: قرآن همچون جهان که قرآن تکوینی است، در عین سکوت، دارای نطق و بیان می‏باشد؛ اما شرط شنیدن این بیان، تفکر در قرآن و جهان و طرح درست پرسش با معیارهای اصلی نظام عینی و علمی است. روش درست تفسیر قرآن، تفسیر قرآن به قرآن است؛ امّا چون خود قرآن انسان‏ها را به خاندان عصمت و طهارت ارجاع می‏دهد، رجوع به سنّت معصومان مکمل تفسیر قرآن خواهد بود.

ادامه نوشته

ارزش کارها از نظر قرآن

 ارزش کارها از نظر قرآن

در پیشگاه‌ خدا یکسان نیستند و این گروه بر اثر همین اعمال بی روح و عدم ایمان به خدا؛ستمگرانند

  ارزش کارها از نظر قرآن

19‌-اجعلتم‌ سقایة‌ الحاج و عمارة المـسجد الحـرام‌ کـمن امن بالله و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله‌ لا یستوون‌ عند الله و الله لا یهدی القوم الظالمین:
آیا(مـنصب)آب دادن به حاجیان و تعمیر‌ مسجد الحرام را مانند‌ کسی که‌ ایمان بخدا و روز جزا آورده قرار می دهید؟ هرگز یکسان نـیستند و خداوند ظالمان را هدایت نـمی کند.
20-الذیـن آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله‌ باموالهم و انفسهم اعظم درجة عند الله و اولئک‌ هم الفائزون‌: کسانی که ایمان آوردند و مهاجرت کردند و با جان و مال‌ است و آنان رستگارانند.
21-یبشرهم ربهم برحمة منه و رضـوان و جنات لهم‌ فیها نعیم مقیم: پروردگارشان آنها را به رحمت و خشنودی خود و بهشت هائی‌ که‌ نعمت‌های‌ جاویدان دارد بشارت می دهد.
22-خالدین فیها ابدا ان الله عنده اجر عظیم:همواره در آنجا خواهند بود،در نزد خداوند اجر و مزد بـزرگ وجـود دارد.

ادامه نوشته

وای بر کسانی که دوست دارند فاحشه ای شيوع پيدا كند

وای بر کسانی که دوست دارند فاحشه ای شيوع پيدا كند

اي محمد! در باره برادرت، گوش و چشم خويش را باور مكن و اگر پنجاه نفر براي تو قسم ياد كردند و حرفي به تو زدند، پس سخن دوستت را باور كن، اما سخن آنان را باور نكن

 

آیه 19 سوره نور

«اِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (آیه 19 سوره نور)»

[كساني كه دوست دارند كه زشتكاري در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع پيدا كند، براي آنان در دنيا و آخرت عذابي پر درد خواهد بود و خدا(ست كه) مي‏داند و شما نمي‏دانيد]

1) امام صادق عليه السلام فرمود: كسي كه در باره مؤمني آن چه را چشمانش ديده و گوش­هايش شنيده به زبان رانَد، پس او از جمله كساني است كه خداوند عزّ وجل در باره آنان فرموده است: «اِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ».#1#

2) محمّد بن فُضَيل، از امام رضا عليه السلام روايت كرده كه به ايشان عرض كردم: در باره يكي از دوستانم به من مطلبي رسيده كه آن را زشت مي دانم از او در آن باره سئوال كنم و آن را منكر مي شود در حالي كه از افرادي مطمئن در باره او به من خبر رسيده است. آن امام عليه السلام فرمود: اي محمد! در باره برادرت، گوش و چشم خويش را باور مكن و اگر پنجاه نفر براي تو قسم ياد كردند و حرفي به تو زدند، پس سخن دوستت را باور كن، اما سخن آنان را باور نكن و چيزي را كه باعث رسوايي او شود و آبروي او را ببرد، ترويج مكن؛ چرا كه در اين صورت از آن دسته افراد خواهي بود كه خداوند در قرآن در باره آنان مي فرمايد: «اِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ».#2#

3) امام باقر عليه السلام فرمود: مؤمن بايد هفتاد گناه كبيره برادر مؤمنش را بپوشاند.#3#

4) امام باقر عليه السلام فرمود: در كتاب علي عليه السلام ديديم كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بر منبر فرمود: سوگند به خدايي كه جز او خدايي نيست، هرگز به مؤمني خير دنيا و آخرت داده نشده، مگر اين كه نسبت به خداوند عزّ وجل خوش گمان بوده و از غيبت كردن مؤمني دست كشيده باشد؛ و به خدايي كه جز او خدايي نيست سوگند كه او مؤمني را بعد از توبه و طلب مغفرت عذاب نمي كند، مگر آن كه نسبت به خداوند عزّ و جل بد گمان بوده و در پي مؤمني غيبت كرده است.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كسي در باره مؤمني آن چه را چشمانش ديده و گوش­هايش شنيده، بيان كند، از جمله كساني است كه خداوند عزّ و جل در مورد آنها فرموده است: «اِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ». #4# 

1 - كافي، ج 2، ص 266، ح 2
2 - كافي، ج 8، ص 147، ح 125
3 - كافي، ج 2، ص 165، ح 8
4 - اختصاص، ص 227


برگرفته از کانال داستان های آموزنده

پاسخ به شبهه قرآنی

پاسخ به شبهه قرآنی

پاسخ به شبه قرآنی که می گویند: شب وجودی مستقل ندارد و با نبودن نور خورشید شب پدید می‌آید

 پاسخ به شبه قرآنی

استفاده از لغت خلق کردن برای شب و روز به معنای تقدیر و برنامه‌ریزی است.
خداوند در قرآن فرموده: «وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ[انبیاء/۳۳]اوست آن کسی که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است هر یک از آنها در مداری شناورند.»
شبهه افکنان با استفاده از این آیه می‌گویند: شب وجودی مستقل ندارد و با نبودن نور خورشید شب پدید می‌آید؛ پس شب عدم روز است و معنای آفرینش برای آن صحیح نیست.
در حالی که معنای خلق کردن در اصل به تقدیر و برنامه‌ریزی کردن بر می‌گردد. همچنانکه درباره آن آمده:«وَ أََصلُ‏ُ الخَلق‏ِ التَّقدِيرُ؛ اصل خلق تقدیر کردن است.»لسان العرب، ج۱۰، ص۸۵
حال اگر ریشه معنایی را در نظر بگیریم؛ آیا اشکالی دارد که بگوییم معنا و مفهوم آیه این است که خداوند شب، روز، خورشید و ماه را تقدیر کرده که همگی در مداری شناور باشند؟!
در ضمن شب به یک بازه زمانی می‌گویند که وجودی خاص دارد؛ وجودی که از نبود نور شکل یافته و امری وجودی است نه عدمی که شما بگویید خداوند چگونه یک امر عدمی را خلق و تقدیر کرده است. بنابراین تعبیر خلق و تقدیر شب و روز تعبیری کاملاً صحیح برای آن است.


منبع:
مرکز نشر معارف قرآن و حدیث

امید بخش‌ترین آیه قرآن

امید بخش‌ترین آیه قرآن

مسلما خداوند اين را كه براى او شريك قائل شوند نمى‌بخشد و آنچه را كه فروتر از آن باشد براى هر كه بخواهد مى‌بخشد، و هر كه براى خدا شريك بگيرد، بدون شك گناهى بزرگ ساخته است.

  امید بخش‌ترین آیه قرآن

إنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا ﴿نساء/۴۸﴾
مسلما خداوند اين را كه براى او شريك قائل شوند نمى‌بخشد و آنچه را كه فروتر از آن باشد براى هر كه بخواهد مى‌بخشد، و هر كه براى خدا شريك بگيرد، بدون شك گناهى بزرگ ساخته است.
این آیه از آیات عجیب قرآن کریم است و انسان را چنان امیدوار می کند که گویی هیچ خطری او را تهدید نمی کند. آیه کریمه صریحاً اعلام می دارد که همه ی گناهان غیر از شرک قابل بخشش است.
شرک عبارت از منکر شدن حق واقعی و تمام حق خدا و ولایت و مالکیت مطلق اوست.
امیرمومنان (علیه السلام) فرمود: " هیچ آیه ای پیش من از این آیه امید بخش تر نیست."


منبع:
برگرفته از تفسیر یک جلدی مبین 

نماز جمعه

نماز جمعه

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است: هر كس سه جمعه پیاپى، بدون عذر و بیمارى، عمداً در نماز جمعه شركت نكند بر دل او مُهرى از نفاق زده مى‏ شود. (وسائل‏ الشیعه، ج5، ص6)

  نماز جمعه

نماز جمعه، حج مساكین است. (وسائل ‏الشیعه، ج5، ص5) نماز جمعه «یاد خدا»ست و خداوند در قرآن مى‏فرماید: «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا نُودِىَ لِلصَّلَوةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْاْ إِلَى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُواْ الْبَیْعَ...» (جمعه،9)
اى مؤمنان! هرگاه به نماز روز جمعه فراخوانده مى ‏شوید، به سوى «یاد خدا» بشتابید و داد و ستد را رها كنید.
روز جمعه، روز تعطیلى مسلمانان است تا در كنار نظافت و استراحت، به تقویت بُعد معنوى و اجتماعى خود بپردازند. دشمنان اسلام، كه همواره در صدد تفرقه و تضعیف مسلمانان ‏اند، از برگزارى مراسم نماز جمعه ناراحت مى ‏شوند و تلاش در شكستن این سدّ استوار ایمانى دارند.
امام خمینى قدس سره مى‏ فرمود: نمازهاى جمعه را با شكوه بجا بیاورید، و نمازهاى غیر جمعه را هم، كه شیطان‏ ها از نماز مى ‏ترسند، از مسجد مى ‏ترسند ... (صحیفه نور، ج12، ص149)


منبع:
کتاب راز نماز، محسن قرائتی

بیدار شو ...

بیدار شو ...

 

بیدار شو ...

منبع:
کانال سمت خدا

خودستایی ممنوع

خودستایی ممنوع

این آیه شامل حال هرکسی می شود که برای خود امتیازات بی سندی قائل است.

خودستایی ممنوع

ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم ۚ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ﴿نساء/۴۹﴾ آيا نمى‌بينى كسانى را كه خود را به پاكى مى‌ستايند؟ در صورتى كه خداست كه هر كس را بخواهد به پاكى مى‌ستايد و ذرّه‌اى به آنها ستم نمى‌رود
شان نزول: یهود و نصارا خود را فرزندان خدا معرفی می کردند و گاهی بهشت را خاص خود می دانستند و می گفتند: گناهکاران ما جز چند روزی در جهنم نخواهند بود. این آیات نازل گردید و این پندارها را پاسخ داد.
این آیه شامل حال هرکسی می شود که برای خود امتیازات بی سندی قائل است.


منبع:
برگرفته از تفسیر یک جلدی مبین

آیا استفاده از چادر مشکی سبب افسردگی نمی شود؟

آیا استفاده از چادر مشکی سبب افسردگی نمی شود؟

بعضی مواقع، حقیقت ماجرا، سراب و دروغ است، هر چند که ظاهرش زیبا باشد که به آن مزخرف می گوییم و قرآن نیز برای گفته های بیهوده و باطل، این کلمه را استفاده کرده است

آیا استفاده از چادر مشکی سبب افسردگی نمی شود؟

زخرف به معنای طلا و شی زیبا است، همان گونه که در آیه ذیل به کار برده شده است:
«أَوْ یَكُونَ لَكَ بَیْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ[اسراء/۹۳] یا براى تو خانه‏ اى پر نقش و نگار از طلا باشد.»
اما بعضی مواقع، حقیقت ماجرا، سراب و دروغ است، هر چند که ظاهرش زیبا باشد که به آن مزخرف می گوییم و قرآن نیز برای گفته های بیهوده و باطل، این کلمه را استفاده کرده است:
«شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً[انعام/۱۱۲] شیاطین انس و جنّ قرار دادیم آنها بطور سرى (و درگوشى) سخنان فریبنده و بى ‏اساس (براى اغفال مردم) به یكدیگر مى‏گفتند.»
قاموس قرآن در توضیح این آیه می نویسد: بعضى قول باطل و ظاهر الصدق را براى فریب القا میكند. آن بمعنى مفعول (مزخرف) است. (قاموس قرآن، ج‏۳، ص ۱۵۹)
پس باید دقت کرد که شاید سخنی با نگاه سطحی زیبا به نظر آید اما نگاه دقیق به آن حقیقت اصلی اش را هویدا می کند که با کلامی بیهوده و به تعبیر عامیانه مزخرف مواجه هستیم.
حقیقتا چه چیزی باعث آرامش روحی و روانی انسان است؟ آیا قرار گرفتن در مسیر خلقت و هم نوا شدن با کاروان هستی، و گام برداشتن متناسب با استعدادهای درونی، انسان را به آرامش می رساند؟
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[رعد/۲۸] آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى یابد!»

ادامه نوشته

پاسخ به شبهات/توهین به زنان در آیه 4 سوره احزاب!

پاسخ به شبهات/توهین به زنان در آیه 4 سوره احزاب!

چرا خداوند در آیه 4 سوره احزاب، به زنان توهین کرده و آنها را صاحب قلب معرفی نکرده است؟

توهین به زنان در آیه 4 سوره احزاب!

خداوند متعال، حدای حکیم و دانایی است که جز حق بیان نمی کند؛ ضمن اینکه از شخص حلیم و حکیم، توهین و بی ادبی، محال است. اما آیه 4 سوره احزاب:
«مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ...» یعنی: «و خداوند قرار نداده است در سینه مردان دو قلب...»
سوال از این بخش از آیه به این شرح است که: چرا خداوند داشتن یک قلب را مختص به مردان دانسته است و برای زنان چنین فضیلتی را بیان نکرده است. شایسته بود خداوند به جای رجل، از کلمه انسان استفاده می کرد.
در پاسخ به این ادعا، ابتدا به شان نزول آیه اشاره میکنیم:

ادامه نوشته

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

در آن روزگار، كه عصر بيان و سخن بود، قرآن در قالبي بس زيبا، دلربا و فصيح عرضه شد.

نهج البلاغه

علي (ع) در مقام فصيحترين و بليغ ترين سخنگوي زمان، به ترسيم و تصوير شگفتيها و زيباييهاي اين كتاب آسماني پرداخت و در توصيف قرآن، زيباترين و شگفت ترين واژه ها و الفاظ را به كار گرفت. او در جايگاه مفسري بيبديل و نگهبان راستين معارف قرآن، به تبيين و توصيف چگونگي هاي كتاب خدا پرداخت و قرآن، اين برنامة هدايت انسانها را بخوبي معرفي كرد، تا قرآن مداران و جستجوگران حقايق الهي، كتاب آسماني خود را بشناسند و قدر و ارزش آن را بدانند و در معضلات و مشكلات فكري، به اين ملجأ بزرگ و نجات بخش پناه برند. اوصافي كه حضرت (ع) از كتاب خدا برمي شمارد، در نهايت فصاحت و زيبايي و بسي دلپذير و خواندني است. آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست داده اند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است».(1) در اين قسمت در جستجوي اوصاف و ويژگيهاي كتاب خدا، چشم جان را با كلمات گهربار و فصيح حضرتش شستشو مي دهيم.

ادامه نوشته

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه‏

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه‏

برخى به تاريخ با نظر ترديد مى ‏نگرند، براى آن ارزش علمى قائل نيستند و آن را بسان شعر مى‏ دانند كه بر اساس نياز، هدف، ذوق و تخيل شاعر سروده مى ‏شود نه بر اساس واقعيّتها و عينيّت ها. تا جايى كه مى‏ گويند: «تاريخ هيچ چيز نيست جُز دروغهايى مورد اتّفاق همه.» بد بينى اين افراد به تاريخ، از مطالعه حوادث تحريف يافته، مبالغه آميز و تعميم آن بر همه زمانها ناشى شده است در حالى كه همه تاريخ دروغ و مشوش نيست. به علاوه، بحث روى تاريخِ واقع نماست كه ببينيم چه اهميتى دارد؟

قران و نهج البلاغه

نگرش اسلام درباره تاريخ- بر خلاف بدبينان- از اهميت ويژه‏اى برخوردار است و اسلام نقش آن را در ابعاد نظرى و عملى تعيين ‏كننده مى ‏داند و شناخت تاريخ را از لوازم شناخت تعاليم اين مكتب مى ‏شمارد. در اين مورد، قرآن سند زنده و دليل گوياست و در يك نگاه مى‏توان بينش تاريخى و ارزش آن را بدست آورد. با يادآورى اين نكته كه قرآن، گرچه يك كتاب تاريخى نيست كه چون ديگر كتابها در پى وقايع نگارى و انعكاس رويدادها و زندگى اقوام گذشته باشد ولى مسائل زيادى ازآن قابل استنباط و استخراج است و مى ‏توان ضوابط و قانونمندى حاكم بر تاريخ را بطور عميق به دست آورد؛ زيرا قرآن علل پيروزي ها، شكستها، پيشرفتها و عقب ‏ماندگى‏ هاى برخى از امم گذشته را تحليل مى‏كند و عوامل ظهور و افول تمدنها را يادآور مى ‏شود و اينسان ما را در متن زندگى گذشتگان قرار مى‏دهد و از شخصيتهايى ياد مى ‏كند كه منشأ تحول جامعه شده و اثر مثبتى در تاريخ داشته‏ اند و نيز از جبارانى سخن مى‏ گويد كه قافله بشرى را سالها عقب نگه داشته ‏اند.

ادامه نوشته