حضور و سخنرانی رهبر انقلاب در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی

http://www.ana.ir/media/imagereport/1397/01/02/636573039699939749_b.jpg

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (چهارشنبه) در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی در رواق امام خمینی و صحن‌های اطراف حرم، با اشاره به استحکام و نشاط انقلاب در چهل‌سالگی و خنثی شدن نقشه‌ی شوم آمریکایی‌ها برای منطقه، به تبیین چرایی، الزامات و راه‌های تحقق شعار سال یعنی حمایت از کالای ایرانی پرداختند و با تأکید بر «قابل حل بودن همه‌ی مشکلات با نگاه به داخل» و نیز ضرورت توجه و به‌کارگیری هرچه بیشتر جوانان در میدان‌های مختلف از جمله عرصه‌های مدیریتی، افزودند: نسل جوان و پرافتخار این سرزمین، پرچم استقلال، عزت، عظمت و شرافت ایران را بلندتر از هر زمان دیگر به اهتزاز درخواهد آورد.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود با تبریک حلول سال نو و عید نوروز به ملت ایران و همچنین تسلیت شهادت حضرت امام هادی علیه‌السلام، ابراز امیدواری کردند هم‌زمانی سال نو با شهادت آن حضرت، زمینه‌ساز برخورداری بیش از پیش ملت ایران از هدایت الهی باشد.

ادامه نوشته

ویژه نامه ولادت با سعادت امام حسین (ع)





▌ *▌ *▌ منظومه عشق ▌ *▌ *▌
ویژه نامه ولادت با سعادت آقا اباعبداله الحسین
علیه السلام و گرامیداشت روز پاسدار


-های-متحرک-ولادت-امام-حسین-ع-32

قالَ الحُسَيْنِ بن علىّ عليه السلام:

إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ،
وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.
حضرت امام حسين عليه السلام فرموده اند:

همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنندكه آن يك معامله و تجارت خواهد بود
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنندكه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند;
و اين نوع، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.


تحف العقول: ص 177، بحارالأنوار: ج 75، ص 117، ح 5.




ویژه نامه ولادت با سعادت امام حسین (ع)




فرشته ها گوش به رنگ صدای توأند!
زمین و زمان، سرشار از انتظاری دلنشین اند!
آسمانیان لحظه ای نگاه از خاک بر نمی دارند.

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، تبسّم بر لب،
لحظه موعود را به شوق ایستاده و امیرمومنان علی علیه السلام ،
لحظه شمار در آغوش فشردن توست!


مدینه دوباره محور توجّه است.
هر لحظه که می گذرد، التهاب بیشتر می شود
و انتظار، شیرین تر! و ناگهان...


پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم قنداقه نور دیده اش را در آغوش گرفته
و نگاه از ماه رخسارش بر نمی دارد! برازنده نام این طفل چیست؟


جبرئیل خواهد آمد! باید منتظر بود؛ منتظر اراده خداوند.
و حسین علیه السلام انتخاب مخصوص پروردگار است.

مدینه، برای مبارکباد آمده است؛ اجازه ورود می خواهد.
تمام ساکنان ملکوت هم برای عرض تهنیت، اجازه حضور در زمین را یافتند.


فرشتگان مدام بین زمین و آسمان در رفت و آمدند.
به یُمن حضور حسین علیه السلام ، درهای رحمت خداوند گشوده می شود!

وجود حسین علیه السلام معجزه می کند!
آخر حسین علیه السلام ، فقط دارالشفای خاکیان نیست؛طبیب افلاکیان هم هست.


سلام بر حسین علیه السلام ، برگزیده خداوند در زمین!
سلام بر خلاصه خلقت!

سلام بر او که با حضورش، آینده زمین، روشن تر رقم می خورد!
سلام بر زینت بخش شانه های رسول صلی الله علیه و آله وسلم !

هنوز در گوش تاریخ می پیچد، طنین صدای
روح بخش پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که می فرمود:
حسین علیه السلام از من است و من از حسینم!

ای آفتاب ِ هستی بخش شیعه!
ای «چراغ هدایت» وای «کشتی نجات»! خوش آمدی.

درود بر تو، که معلم عشقی و مفسر راز خون.

خدیجه پنجی


ویژه نامه ولادت با سعادت امام حسین (ع)





سلام بر حسین، معدن رحمت حق و گنجینه علم و معرفت الهی.

سلام بر پرچمدار علم و تقوا، پناه خلق خدا و حجت خدا بر بندگان
او سلام بر او که خدایش از لغزش خطا و گناه پاک داشت و
او را از هر بدی و پلیدی دور گردانید.

سلام بر او که دوستی اش دوستی خدا، و دشمنی اش دشمنی با خداست.

وجود مبارکش ریسمان عرش خدا و دامن پرمهرش دریچه نزول فیض خداست.

هرکه دل به مهرش سپارد، رستگار شود و هرکه کینه اش به
دل گیرد به گرداب هلاکت در افتد.


سلام و درود خدا بر حسین و بر جدش، و بر پدر و مادر و برادرش
و بر فرزندان معصومش که چشمه های حیات آفرینشند.


ویژه نامه ولادت با سعادت امام حسین (ع)










میلاد خجسته پنجمین گل شاخسار عصمت حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام
را به فرزند گرامی اش حضرت صاحب الامر امام زمان مهدی منتظر(عج) تبریک می گوییم

و بی قرار و منتظر، چشم به راه مقدسش می نشینیم
تا قدم بر دل های ما نهد و با حضور مبارکش و با وزش نسیم عدالتش شادی
این میلاد مبارک را در دل های عاشقان مکتب جدش حسین علیه السلام صد چندان کند.


چشم به راه آن روز، به یمن این میلاد مبارک، بر مقدمش گل های سلام
و صلوات می فشانیم و این عید خجسته را به حضرتش تهنیت می گوییم.





متن ادبی «روز مبارک»

متن ادبی «روز مبارک»

 -های-متحرک-ولادت-امام-حسین-ع-34
 

شاید اگر من فطرس نبودم، هیچ‏وقت چشمم به جمال دل‏ آرایت روشن نمی‏شد. شاید اگر بال‏های سپید من در آتش خشم خدا نمی‏سوخت، هیچ وقت لطافت دست‏های تو را حس نمی‏کردم.
شاید اگر در آن جزیره دور افتاده، در پس تاریکی‏ ها، فریادزنان تو را صدا نمی‏کردم، هیچ‏گاه توفیق درک حضورت را نمی‏یافتم.
آه، میوه دل علی و فاطمه؛ حسین! چگونه می‏توانم عطر دل‏ انگیز قنداقه بهشتی‏ ات را فراموش کنم؟ چگونه می‏توانم تصویر روشن نگاهت را از خاطر ببرم؟
یادش به خیر، چه روز مبارکی بود آن روز! چه ولوله ‏ای بود در آسمان! انگار بهشت می‏خواست سقف بلند آسمان را بشکافد و به پابوس تو بیاید! انگار آسمان می‏خواست از شوق، هروله کنان، به طواف کعبه وجود تو برخیزد!
جبرئیل هم با فوج فوج فرشتگان، لبخندزنان صلوات می‏فرستاد و تهنیت می‏گفت.
یادش به خیر، آن لحظه ‏ای که با بال‏های شکسته و چشمان به اشک نشسته‏ ام، بر شانه ‏های فرشته ‏ای نشستم و به سوی تو آمدم! یادش به خیر، آن لحظه که بال‏های شکسته ‏ام را گریه‏ کنان بر قنداقه تو نهادم و خدا را به نام تو قسم دادم که مرا ببخشاید و شفاعت تو را در حقم بپذیرد!
یادش به خیر، آن لحظه که تو چشم‏های زیبا و مهربانت را گشودی و من برای همیشه، در آسمان نگاهت چون کبوتری گم شدم.

نسرین رامادان

متن ادبی «گلی می‏ آید»

متن ادبی «گلی می‏ آید»

 
 

-های-متحرک-ولادت-امام-حسین-ع-40

بهارهای شگفتی در راهند. فردا گلی می‏شکفد که بادها را پرپر می‏کند.
بهارهای شگفتی در راهند؛ این را من نمی‏گویم؛ آسمان می‏گوید با هزاران بهاری که دیده است.
بهارهای شگفتی در راهند؛ این را زمین می‏گوید؛ زمین که مادر همه بهارهای آمده است. زمین که آبستن بهارهای شگفتی است که در راهند.
فردا گلی می‏شکفد که گل‏ها به پیشواز آمدنش، پرپر می‏شوند. درخت‏ها، سجده می‏کنند مقدمش را، کوه ‏ها سر بر آستان کرم او می‏گذارند و دریاها، وام‏دار زلال چشمانش می‏شوند.
فردا گلی می‏شکفد که عطرش از همه پنجره ‏های بسته عبور خواهد کرد؛ از همه دیوارهای سنگی، برج‏های بتُنی، خیابان ‏های تاریک، کوچه‏ های رنگ و رو رفته. فردا گلی می‏شکفد که پنجره ‏ها را باز خواهد کرد و آینه‏ ها را شفاف.
فردا گلی می‏شکفد که ابرها را به باران دعوت می‏کند، باران را به زمین تشنه می‏فشاند، گل‏ها را می‏رویاند و خورشید را صدا می‏کند تا رنگین ‏کمانی شگفت، شرق تا غرب زمین و آسمان را به هم بدوزد؛ رنگین‏ کمانی زیباتر از همه آذین‏ ها و خیر مقدم‏ ها، رنگین‏ کمانی که مزین به نام زیبای زیباترین گل دنیاست.
فردا باران می ‏بارد، گلی می‏شکفد. مردی می ‏آید؛ فردا مردی که قرار است در باران بیاید، خواهد رسید؛ بعد توفان می‏گیرد، باران تند می‏ بارد.
فردا، گلی می ‏آید؛ گلی که کشتی بان «سفینة النجاة» است. می‏ آید و آرامش را به دل‏های عاشق می ‏آورد و منتظران را سوار می‏کند.
فردا گلی می‏شکفد که بادها را پرپر می‏کند. توفان، تاب ایستادگی در برابرش را ندارد؛ پرپر می‏شود، نسیم می‏شود و به پای مبارکش بوسه می‏زند: «السلام علیک یا سفینة النجاة».

نغمه مستشار نظامی

آیینه تمام نمای خدا

 

 

«اللهم‌ اجعل‌ محیای‌ محیا محمد وآل‌ محمد مماتی‌ ممات‌ محمد وآل‌ محمد»

«یا اباعبدالله انی‌ سلم‌ لمن‌ سالمكم‌ و حرب‌ لمن‌ حاربكم‌ الی‌ یوم‌ القیامة‌».

امام‌ حسین‌ (ع) در بین‌ دیگر ائمه‌ از یك‌ نوع‌ محوریت‌ خاصی‌ برخوردار است‌. اگرچه‌ تمام‌ ائمه‌ مسیر و هدف‌ واحدی‌ دارند و فرقی‌ بین‌ آنان‌ نیست‌، زیرا «ائمة‌ كلهم‌ نورواحد» اما امام‌ حسین‌ (ع) با قیامی‌ كه‌ انجام‌ داد و مصایبی‌ كه‌ در راه‌ خدا برای‌ اعتلای‌اسلام‌ متحمل‌ شد، جایگاه‌ ویژه‌ای‌ دارد.

از آن‌جایی‌ كه‌ امام‌ حسین‌ (ع) دین‌ نبوی‌ را احیا نمود و با دادن‌ جان‌، نگذاشت‌اسلام‌ از مسیر اصلی‌ خود خارج‌ شود، معیار و مناط‌ حق‌ قرار داده‌ شد؛ به‌ نحوی‌ كه‌ مرز بین‌حق‌ و باطل‌ امام‌ حسین‌ (ع) و تفكر حسینی‌ است‌، لذا دشمنان‌ حسین‌ (ع) باطل‌ ودوستان‌ او بر حقند. امام‌ حسین‌ (ع) با نثار و ایثار جان‌ و اولاد خود، ملاك‌ حقانیت‌ سیاسی‌ـ اجتماعی‌ شد، چرا كه‌ صلح‌ و جنگ‌ از امور سیاسی‌ یك‌ جامعه‌ محسوب‌ می‌گردد.

«انی‌ سلم‌ لمن‌ سالمكم‌ و حرب‌ لمن‌ حاربكم‌ و ولی‌ لمن‌ والاكم‌ و عدو لمن‌عاداكم‌؛ ]یا اباعبدالله[ من‌ در صلحم‌ با هر كسی‌ كه‌ با شما در صلح‌ باشد و در جنگم‌ با هركسی‌ كه‌ با شما در جنگ‌ باشد و دوستدار كسی‌ هستم‌ كه‌ دوستدار شما باشد و دشمنم‌ باهر كسی‌ كه‌ با شما دشمن‌ باشد».

در این‌ فراز از زیارت‌ حضرت‌، مناسبت‌ها و رابطه‌های‌ یك‌ شیعه‌ در چهار بخش‌مشخص‌ می‌شود: صلح‌، جنگ‌،

ادامه نوشته

امروز چگونه از حسین الگو بگیریم

-پستال-ولادت-امام-حسین-ع-3

 

مقدمه‌

یكی‌ از مسائل‌ مهم‌ و پیچیده‌ای‌ كه‌ امروزه‌ متولیان‌ تعلیم‌ و تربیت‌ اسلامی‌ با آن‌رو به‌ رو هستند، چگونگی‌ الگوسازی‌ از اسوه‌های‌ دینی‌، متناسب‌ با شرایط‌ موجود است‌،زیرا به‌ طور قطع‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ در نظام‌ تربیتی‌ اسلام‌، یكی‌ از عوامل‌ مؤثر درشكل‌گیری‌ِ شخصیت‌ مذهبی‌ همانندسازی‌ با الگوهای‌ برتر است‌.

از سوی‌ دیگر، تاریخ‌ اجتماعی‌ بشری‌ نشان‌ داده‌ می‌شود كه‌ در صورت‌ عدم‌ وجودالگوها در یك‌ جامعه‌ انسانی‌، افراد در زندگی‌ ظاهری‌، عقلی‌ و ایمانی‌ خویش‌ سر در گم‌ وحیران‌ می‌مانند؛ زیرا انسان‌ شاخصی‌ (معیاری‌) برای‌ سنجش‌ و تعیین‌ مقدار دارایی‌های‌ارزشی‌، اخلاقی‌ و انسانی‌ خودش‌ ندارد و سلامت‌ و یا بیماری‌ اجتماعی‌اش‌ را تشخیص‌نمی‌دهد. انسان‌ در چنین‌ حالتی‌ نه‌ میزانی‌ برای‌ سنجش‌ حدود و كمالات‌ و صفات‌ انسانی‌و الهی‌ خویش‌ دارد و نه‌ میزانی‌ برای‌ سنجش‌ نارسایی‌ و كمبودهایش‌. شاید گزاف‌ نباشداگر قائل‌ شویم‌ كه‌ بحران‌های‌ بی‌ شمار اخلاقی‌ و ارزشی‌ كه‌ در قرن‌ بیستم‌ برای‌ بشرپدیدآمده‌، به‌ دلیل‌ وجود همین‌ خلا است‌.

به‌ هر حال‌ برای‌ جامعه‌ای‌ كه‌ می‌خواهد نسلی‌ توانمند، پویا، مؤثر، پرصلابت‌،دارای‌ عشق‌ و ایمان‌، پرورش‌ دهد بدون‌ توجه‌ به‌ الگوی‌ بی‌ بدیل‌ عالم‌ اسلام‌ مسیرنخواهد بود. در این‌ نوشتار، نگارنده‌ سعی‌ دارد به‌ یكی‌ از سؤالات‌ اساسی‌ و مهم‌، این‌مسئله‌، كه‌ همان‌ چگونگی‌ الگوسازی‌ از اسوه‌های‌ دینی‌ در عصر حاضر است‌ پاسخ‌ گوید.به‌ این‌ امید كه‌ با طرح‌ و ردیابی‌ این‌ مسئله‌ روزنه‌ای‌ به‌ دنیایی‌ از پژوهش‌ها وككاوش‌هایی‌ كه‌ برآیند آن‌، دستیابی‌ به‌ مدلی‌ از الگوگیری‌ باشد، گشوده‌ شود.

ادامه نوشته

کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

کلام امام علی «علیه السلام» درباره تدبر در آفرینش

چاره نگراني هاي مردم در نهج البلاغه


همه پريشانند و در فكر علاج، لكن چاره را نمي‌دانند، تنها رهانندة بشر از پريشاني بدقّت خواندن و عمل به‌فرمايش‌هاي حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ در نهج‌البلاغه است كه همة

نگراني‌ها را برطرف نموده مردم را براه سيادت و سعادت سوق مي‌دهد.

دنياي امروز را تباهكاري، ستمگري، دوروئي، خودخواهي، بدبختي بجائي رسانده كه زندگي افراد آن تيره و تار شده، آسايش، دادگري، يگانگي، آشتي، نيك‌بختي در جهان برقرار نمي‌گردد مگر

به پيروي جهانيان از گفتار و كردار اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ كه نمونة از آن‌را سيّد شريف رضيّ در كتاب مقدّس نهج‌البلاغه گرد آورده و چون در همين مختصر از جميع شئون زندگي

چيزي فروگزار نشده سيادت و سعادت و عمل كنندة را ضامن است، زيرا اين كتاب نتيجة گفتار همة پيغمبران و راهنماي درك معاني و حقائق قرآن كريم و نجات دهندة گمراهان و گرفتاران

است.

ادامه نوشته

کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

کلام امام علی «علیه السلام» درباره  فتنه

معنای عدل در کلام امام على(ع) ی ؟:
«العدل یضع الامور مواضعها؛(1) عدالت هر چیزى را در جایگاه(مناسب) آن قرار مى­دهد».
مبناى این سخن بلند آن است که در جهان آفرینش و تشریع، هر چیزى موقعیت و جایگاه مناسب و درخور خود دارد و عدل آن است که این تناسب رعایت گردد و هر چیز در جاى مناسب خود قرار گیرد. این معنا، جامع ترین معناى عدل است
.

1. نهج البلاغه، حکمت، شماره 437.

ادامه نوشته

کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

کلام امام علی «علیه السلام» درباره  رسالت

خطبه 91 نهج البلاغه :
به طور خلاصه باید بگوییم اینکه امام (ع) می فرماید: اى كسى كه از صفات خدا سؤال كردى! درست بنگر، آنچه را قرآن از صفات او بيان كرده از آن پيروى كن، و از نور هدايتش روشنايى بگير، و آنچه را شيطان، فرا گرفتنش را به تو تكليف مى‏كند از امورى كه در كتاب خدا بر تو واجب نشده و اثرى از آن در سنّت پيامبر (ص) و ائمّه هُدى نيامده است، علمش را به خداوند واگذار، كه اين نهايت حقّ خدا بر تو است!
در واقع، امام (ع) در اين بخش از خطبه وظيفه همگان را در برابر معرفت صفات خدا روشن ساخته و آن اينكه بايد صفات او را در پرتو هدايت‏هاى قرآن و سنّت پيامبر (ص) و ائمّه معصومين (ع) فرا گرفت و استبداد به رأى و تكيه بر افكار محدود انسانى در خصوص اين مسأله به هيچ وجه مجاز ندانست و جزو وسوسه‏هاى شيطانى محسوب مى‏شود؛ چرا؟
زيرا از يك سو، صفات خدا، مانند ذاتش نامحدود است و افكار انسان‏ها همواره محدود است و از سوى ديگر، آشنايى انسانها و سروكارشان هميشه با مخلوقات است و هنگامى كه به سراغ صفات خدا مى‏روند خطر سقوط در پرتگاه تشبيه، تشبيه او به مخلوقات و صفات آنها وجود دارد و به همين دليل بسيارى از كسانى كه اين اصل اساسى رجوع به قرآن و وحى و كلمات معصومين (ع) را فراموش كرده‏اند، غالباً گرفتار انحرافات شدید شده و براى خدا صفات مخلوقين قائل شده‏اند
همان‏گونه‏ كه قرآن مى‏گويد: «هيچ چيز همانند خدا نيست» «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَى‏ءٌ» (1) «هيچ چيز همانند خدا نيست» وَ لَايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً» (2) انسان‏ها احاطه علمى به او پيدا نمى‏كنند.
با اين حال، چه كسى مى‏تواند جرأت كند كه با اين فكر قاصر بشرى، به سراغ معرفت كنه ذات و صفات او برود، جز اين كه به معرفت اجمالى قناعت نمايد و آن را هم از مبدء وحى و عصمت بگيرد، كه خطايى در آن راه ندارد. خداوند خودش بايد خود را معرّفى كند و اوليای خدا كه به مبدأ وحى ارتباط دارند بايد پرده از راز صفات او بردارند؛ آن هم به آن مقدار كه استعداد بشر توان آن را دارد.
زیرا طبق گفته محققان صفات خدا توقيفى است؟ يعنى بيان وصفی براى او، تنها در صورتى جايز است كه در كتاب و سنّت وارد شده باشد از این رو در بحث صفات خدا بايد با احتياط گام برداشت و تنها در پرتو نور وحى و سخنان معصومين (ع) پيش رفت به عبارت ديگر: راه معرفت وشناخت صفات خدا از گذرگاه مستقيمى عبور مى‏كند كه در دو طرفش، دو پرتگاه عظيم است! پرتگاه تعطيل و پرتگاه تشبيه؛
چون در بحث معرفت صفات خداوند، همانند مباحث ديگر، افراط و تفريطهايى واقع شده است، گروهى صفات خدا را به صفات مخلوقين و با مقايسه به خويشتن تشبيه كرده‏اند؛ صفات خدا را زايد بر ذات او دانسته همان‏گونه كه علم و قدرت و ساير صفات ما زايد بر ذات ما است. روزى عالم نبوده و بعد عالم شده‏ايم، روزى قوى نبوده و بعد قوى شده‏ايم، و بسيارى ديگر از صفاتى كه آميخته با انواع نقص‏ها است، براى آن ذات مقدّس قائل شده‏اند و تا آنجا پيش رفته‏اند كه براى خدا، جسم و زمان و مكان و جهت و حتّى دست و پا و موهاى مجعّد و امثال آن قائل شده‏اند.
اما گروه ديگر، در جهت مخالف اين افكار تا آنجا پيش رفته‏اند كه قايل به تعطيل معرفت صفات شده‏اند و گفته‏اند ما چيزى از صفات خدا را نمى‏دانيم و درك نمى‏كنيم. مبادا اگر به سراغ معرفت صفات خدا بروند، گرفتار اشتباهات گروه اوّل شوند و در پرتگاه تشبيه سقوط كنند.
اين دو گروه، يعنى قائلين به تعطيل معرفت و قائلين به تشبيه، هر دو در خطا و اشتباهند! چرا كه در پرتو نور وحى و كلمات معصومين (ع) گام برنداشته‏اند؛ لذا در تاريكى جهل به بيراهه رفته‏اند و اگر به توصيه اميرمؤمنان على (ع) عمل مى‏كردند نه قائل به تعطيل بودند و نه قائل به تشبيه؛ بلكه به معرفت اجمالى كه در جمله‏هاى بعد همین خطبه آمده است قناعت مى‏كردند و براى اين كه از هرگونه خطا مصون بمانند گوش جان به آيات قرآن و كلمات معصومين (ع) بسپارند و تنها به اوصافى ايمان داشته باشند كه در اين بيانات آمده و چيزى از عقل خود بر آن نيفزايند كه پاى عقل در اين وادى لنگ است. يا به تعبير دقيق‏تر، عقل بى‏كمك وحى و بدون هدايت‏هاى آن در شرح صفات خدا ناتوان است و اين وادى را بى همرهی خضر نتوان طی كرد كه ظلمات است و بايد از خطر گمراهى ترسيد:
طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن
ظلمات است بترس از خطر گمراهى!
به هر حال منظور از علمی که امام (ع) ازآن نهی فرموده است این است که، از فرو رفتن در عمق اسرار نهانى شناخت ذات و صفات خداوند است که آن سائل را بخاطر سقوط در تشبیه و تعطیل بر حذر داشته.(3)

پی نوشت ها:
1. شوری(42) آیه11.
2. طه(20) آیه 110.
3- مکارم شیرازی، پيام امام اميرالمؤمنين عليه‏السلام، ج‏4، ص 43.

کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

کلام امام علی «علیه السلام» درباره  غنیمت شمردن فرصت ها

صفات خدا عین ذات خدا؟

اولا باید به این امر توجه داشته باشید که حقیقت ذات و صفات الهی بر کسی روشن نیست. در بهترین شرائط نمی توان به تصویر روشن و واضحی از آنها رسید اما این به معنی دست کشیدن از تلاش فکری برای درک مقدار ممکن این حقایق نیست .
در خصوص عینیت ذات وصفات در خداوند حقیقت امر آن است که خداوند یک ذات یگانه ویکپارچه وبدون هرگونه جزئی است؛ یعنی به اصطلاح بسیط است .
آنچه در خداوند وجود دارد تنها ذات الهی است وصفات آن گونه که می شناسیم- یعنی آن گونه که بتوان آن را از یک موجود به صورت جدا تصور کرد وآن را از او گرفت یا به او داد - در مورد خداوند معنا ندارد. ذات خداوند به تنهایی در اوج کمال است ؛یعنی هرآنچه خیر وکمال ونیکی به حساب آید، در او وجود دارد . ازاین دارایی به «صفت داشتن» یاد می کنیم ومی گوییم مثلا خداوند دارای صفت قدرت است در حالی که هرچه هست در خود ذات خداست، نه جدا و غیر از او، پس هر صفتی که برای خدا برشمردیم ، یک مفهوم ذهنی بود که از نهایت کمال بودن ذات خداوند به دست آوردیم ،نه چیز دیگری و این یعنی عینیت صفات با ذات .
پس در واقع صفاتی حقیقی و مجزا برای خداوند قائل نشدیم .
ممکن است این تعبیر از امیرالمؤمنین: «کمال التوحید له نفی الصفات عنه؛ نهایت وبالاترین درجه توحید ،نفی کردن هر صفتی از خداوند است»(1)اشاره به همین مطلب باشد .
اگر بخواهیم این عینیت وعدم انفکاک را در قالب مثالی بیان کنیم می توان گفت :فرض کنید صفت علم برای یک انسان قابل جدایی از اوست مثلا آدمی ممکن است در برهه ای از عمر خود عالم نباشد مثلا در کودکی یا پیری اما وصف انسان بودن از او قابل جدا شدن نیست و تا زمانی که زنده است این صفت را دارد ؛ در واقع انسان بودن او چیزی غیر از ذات او نیست . ولی در خداوند این طور نیست و علم او از ذات او جدا نیست بلکه تمام ذات او علم است و این طور نیست که ذاتی داشته باشد و علمی ،و این دو غیر از هم باشد .
معتقدیم که از نظر مفهمومی بین صفات و ذات تغایر وجود دارد ولی از نظر مصداق و خارج بین این دو اتحاد و یگانگی وجود دارد.


پی نوشت :
1)نهج‏البلاغه، خطبه اوّل.

کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

کلام امام علی «علیه السلام» درباره مغبوض ترین بنده خدا

خد ا وند از راه های گوناگون و متفاوت قابل شناخت و اثبات است. راه هایی که بعضی بسیار ساده و در خور فهم عموم است و بعضی در حدّ متوسط و بعضی بسیار دشوار و پیچیده اند.
بیان معجزه‌آسای امیرالمومنین در باره نشانه های وجود خداوند نیز چنین است:
«دلّت علیه اعلام الظهور وامتنع على عین البصیر، فلا عین من لم یره تُنکره ولا قلب من اثبته یُبصره فهو الّذی تشهد له اعلام الوجود على اقرار قلب الجحود؛(1) نشانه‌های آشکار بر وجود خدا دلالت دارد، و به چشم بیننده در نیاید، نه چشمی که او را ندیده، انکارش کند و نه دل کسی که باورش نموده، او را می‌بیند. او کسی است که نشانه‌های هستی بر اقرار قلبی منکرانش گواهی می‌دهد».

در دعای عرفه سالار شهیدان نیز آمده:
« الهی ترددی فی الاثار یوجب بعد المزار کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر الیک ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک، حتی یکون هو المظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی تکون الاثار هی التی توصل الیک، عمیت عین لاتراک علیها رقیبا؛(2) الهی اگر به یکایک آثار وجود تو برای شناختت توجه نمایم، مرا از وصال معرفت تو دور می‌کند، چگونه استدلال نمایم بر تو به چیزهایی که در وجودش محتاج تو هستند؟ آیا برای غیر تو ظهوری است که برای تو نباشد تا آن غیر (آثار) ظاهر کننده و اثبات کننده وجود تو باشند ؟ غایب نبوده‌ای که نیازمند دلیل بر اثبات تو باشیم، دور نیستی تا این که آثار ما را به تو برساند، کور است چشمی که تو را بر مظاهر عالم نمی‌بیند.
بر اساس این آموزه‌ متعالی معلوم می‌شود که چه بسا راه استدلال و برهان مانع شناخت و معرفت الهی می‌شود . راه شناخت و معرفت وصال را دورتر می‌کند، خداوند پیداتر از آن است که انسان برای اثبات او به دلیل و برهان متوسل گردد. از این رو برخی از عارفان نکته آموزنده با الهام از این دعای نورانی می‌گوید:
کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را
غایب نبوده‌ای که شوم طالب حضور پنهان نبوده‌ای که هویدا کنم تو را
با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را (3)

پی‌نوشت‌ها:
1. نهج البلاغه، نشر موسسه امیر المومنین قم 1375 ش ، خطبه 49.
2. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی تهران، ص 496.
3. فروغی بسطامی، دیوان، نشر دار الکتب اسلامیه تهران بی تا، ص1 .

کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

http://ahlolbait.com/files/u65/hekmat-tafavot_0.jpg

****   کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه    *****

به نظر رسید زمان آن رسیده که چندی در سایه سار نهج البلاغه باسایم و زمزم زلال ولایت را از جام زرین آن سر کشیم ، باشد تا تشنگان وادی معرفت از این رهگذر با آموزه های متعالی کلام
امیر بیان بیش از پیش آشنا شده وساغر دل با زمزم معرفت علی عالی اعلی سر شار سازند .
در آغاز باید کمی در باره آن کتاب عالی وکلام متعالی شناختی حاصل آِید :
سخن گفتن از نهج‌البلاغه همچون سخن گفتن از فضایل علی (ع) است که به فرموده پیامبر (ص) اگر همه دریاها مرکب شوند و درختان قلم، هرگز گوشه‌ای از فضایلش را نتوانند نوشت. کتابی که با داشتن خطبه‌ها و نامه‌ها و حکمت‌های به غایت فصیح و بلیغ، رنگ و صبغه الهی و عطر و بوی نبوی دارد، تا آن حد که سخن شناسان و ادبیان، همگی نهج‌البلاغه را برادر قرآن لقب داده‌اند و آن را فروتر از سخن آفریدگار و فراتر از سخن آفریندگان دانسته‌اند.
علی (ع) به تعبیر خود ایشان، امیر گفتار است و به تعبیرابن ابی‌الحدید، ادیب و شارح معروف نهج‌البلاغه، �ارباب صنایع بدیع�. نهج‌البلاغه نه همه دانش امیرالمومنین (ع) که تنها گوشه‌ای از علم بی‌کران و یک از هزار هزار باب علم آن حضرت است. با این همه، همین اندک با بیان علوم و معارف الهی و ارائه بهترین نمونه‌های فصاحت و بلاغت در کلام عرب، همه سخنوران، خطیبان، نویسندگان و اندیشمندان را به عجز و ناتوانی کشانده است
عارف بزرگ وحکیم سترگ معاصر امام خمینی در باره آن کتاب فرمود :
�کتاب نهج البلاغه که نازلهء‌ روح‌ اوست،برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی،خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مـجموعه‌ای اسـت دارای ابعادی به‌ اندازهء‌ ابعاد‌ یک انسان و یک جامعهء بزرگ‌ انسانی‌ از‌ زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه‌ها به وجود آید و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فـیلسوفان‌ و مـحققان‌ بـیایند‌ و در آن غور کنند و غرق شوند.�.

 
ادامه نوشته

شرایط تقسیم ارث

download

بخوانید در این قسمت ریزه کاری های تقسیم ارث را از زبان یک متخصص دادگستری ، همان طور که می دانید همه چیز برای تقسیم ارث روی اصول می باشد .

 

تعداد فوت شدگانی که هیچ وارثی ندارند و اموالشان در نهایت به نفع دولت ضبط می شود، زیاد نیست. در ازای آن بیشتر فوت شدگان، ورثه ای عریض و طویل دارند که وقتی اموال میانشان تقسیم می شود به هر کدام سهم ناچیزی می رسد. در مقابل برخی نیز سهم الارث قابل توجهی دارند به طوری که با تقسیم ارث میان آنها زندگی هر کدامشان از این رو به آن رو می شود.

در بین این دو گروه یعنی چه آنها که ارث اندکی از متوفی می برند و چه آنها که با سهم الارث خود به رفاه می رسند، کسانی هستند که یا به دنبال تبانی برای بیشتر سهم بردن هستند یا به دنبال حذف بقیه ورثه، اما قوانین ارث و سهم هر یک از افراد از آن کاملا مشخص است و آن طور که اکبر عراقی، وکیل پایه یک دادگستری می گوید هیچ فردی نمی تواند فرد دیگر را از رسیدن به ارث محروم کند، در حالی که اگر در جایی در حق برخی افراد اجحاف شود راه محاکم دادگستری، طرح شکایت و تلاش برای احقاق حقوق از دست رفته نیز برای آنها باز است.

ادامه نوشته

زنان سوره یوسف را بخوانند یا خیر ؟

سوره یوسف.jpg

  • معنایی که از این حدیث در ذهن بسیاری متبادر می شود و سبب می شود آن را انکار کنند، این است که وجود داستان زلیخا در سوره یوسف و بیان بی عفتی او تاثیر سوء بر زنان می گذارد

 

قال امیرالمؤمنین(ع): «لا تعلّموا نساءكم سورة یوسف و لا تقرأوهن ایّاها فانّ فیها الفتن و علّموهن سورة النور فانّ فیها المواعظ.[۱] امیرالمؤمنین(ع) فرمود: به زنان خود سوره یوسف را یاد ندهید و آن را بر آنان نخوانید كه در آن آزمایشهاست بلكه به آنان سوره نور را یاد بدهید كه در آن پندهاست.»
می توانیم به راحتی بگوییم که این حدیث مرفوعه است و خود را از بررسی آن کنار بکشیم! اما قطعا مرفوعه بودن، با جعلی بودن حدیث تفاوت دارد و ما نمی توانیم بیان شدن چنین سخنی را از حضرت علی (ع) با قاطعیت انکار کنیم. بنابراین بهتر است در معنای آن دقت کنیم.

معنایی که از این حدیث در ذهن بسیاری متبادر می شود و سبب می شود آن را انکار کنند، این است که وجود داستان زلیخا در سوره یوسف و بیان بی عفتی او تاثیر سوء بر زنان می گذارد، بنابراین نباید این سوره را بخوانند. این در حالی است که قرآن برای مومنین شفاء است و موجب ایجاد بیماری در قلب آن ها نمی شود:
«یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنینَ؛[یونس/۵۷] اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است و درمانى براى آنچه در سینه‏ هاست (درمانى براى دلهاى شما) و هدایت و رحمتى است براى مؤمنان.»

ادامه نوشته

چرا قرآن معجزه است

 

  • قرآن از جانب کسی بیان شد که قبل از بیان آن ۴۰ سال در میان مردم زندگی می کرد و هیچ گونه نظیری از سخن قرآنی در قبل بیان ننموده بود. و بدون هیچ گونه تعلیم و تدریجی، به بیان آیات قرآن پرداخت

 

اعجاز عملی است که توان بشر برای انجام آن کافی نیست و اگر نیروی الهی در تحقق آن نقش نداشته باشد، محقق شدنش منتفی است و قرآن نیز از همین خصیصه برخوردار است، یعنی اگر نیروی الهی نباشد، هیچ بشری نمی تواند مثل آن را انجام دهد:
«وَ إِنْ كُنْتُمْ فی‏ رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ؛[بقره/۲۳] و اگر در باره آنچه بر بنده خود [پیامبر] نازل كرده ‏ایم شك و تردید دارید، (دست كم) یك سوره همانند آن بیاورید و گواهان خود را- غیر خدا- براى این كار، فرا خوانید اگر راست مى ‏گویید!»
«أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ؛[یونس/۳۸] آیا آنها مى‏ گویند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گویید، یك سوره همانند آن بیاورید و غیر از خدا، هر كس را مى ‏توانید (به یارى) طلبید!»

و اینکه انسان نمی تواند کتابی مانند قرآن بیاورد، به وجوه و ابعاد مختلف قرآن باز می گردد. که درک بعضی از آن ها ساده تر است و همگان آن را به سادگی درک می کنند. و وجوهی نیز وجود دارد که علما قادر به درک آن ها هستند و درک آن همگانی نیست. ما به چند مورد که درک آن ساده تر است، اشاره می کنیم:

۱- اوج فصاحت و بلاغت قرآن: فصاحت و بلاغت قرآن آنچنان در اوج قرار دارد که تمام فصحای عرب با وجود تلاش فراوان، هرگز نتوانستند متنی نظیر قرآن بیان کنند. و طبق مطالب ثبت شده در تاریخ تمام تلاش های آن ها با شکست مواجه شد. و از سویی نیز تاثیر قرآن بر آنان چنان بود که آن را سحر نامیدند:
«فَقالَ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ؛[مدثر/۲۴] و سرانجام گفت: «این (قرآن) چیزى جز افسون و سحرى همچون سحرهاى پیشینیان نیست!»

این در حالی است که آوردن نظیر یک متن ادبی بشری و بیان متنی همطراز آن از حیث ادبی، کاملا ممکن است. از همین روست که عده ای برای بهره مند شدن از پاداش یک سکه ای ارائه غزل حافظ، غزل های خود را به جای غزل حافظ مطرح کردند و آن غزل ها در کنار غزل های واقعی حافظ ثبت شده و در دیوان حافظ وجود دارد.

۲- بیان اخبار غیبی: در قرآن خبرهای غیبی فراوانی وجود دارد، خبرهایی از گذشته یا از آینده که اهل کتاب(مسیحیان و یهودیان) از طریق اخبار غیبی مرتبط به گذشته ادعای رسول الله(ص) را بررسی می کردند، تا بنگرند که آیا واقعا او با خدای متعال رابطه دارد. و خبر غیبی مرتبط به آینده نظیر خبر پیش بینی پیروزی روم بر ایران در حالی که تحلیل شرایط و قرائن، به هیچ عنوان این پیش گویی را ثابت نمی کرد. و قرآن حدود سال رخداد پیروزی را نیز بیان کرده است.( با تعبیر بضع)

«غُلِبَتِ الرُّومُ * فىِ أَدْنىَ الْأَرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ؛[روم/۲-۳] رومیان مغلوب شدند! *  (و این شكست) در سرزمین نزدیكى رخ داد امّا آنان پس از (این) مغلوبیّت بزودى غلبه خواهند كرد …»

۳-  قرآن از جانب کسی بیان شد که قبل از بیان آن ۴۰ سال در میان مردم زندگی می کرد و هیچ گونه نظیری از سخن قرآنی در قبل بیان ننموده بود. و بدون هیچ گونه تعلیم و تدریجی، به بیان آیات قرآن پرداخت:
«وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ؛[اعراف/۱۵۸] آن پیامبر درس نخوانده‏اى كه به خدا و كلماتش ایمان دارد.»

وجوه دیگری از اعجاز قرآن وجود دارد که برای متاملان و اهل خرد روشن است.

چطور قرآن را بهتر حفظ کنیم

http://ahlolbait.com/files/u1001/15/ayegraphy46_0.jpg

  • ابتداى آیه را در یک طرف کاغذ و شماره آیه را در مقابل آن بنویسید و همان طور که ترجمه لغات را حفظ مى کنید، شماره آیات را هم به خاطر بسپارید. حفظ قرآن با شماره آیه با این که زحمت بیشتر دارد، اما فوایدى نیز دارد

 

حفظ قرآن از جمله کارهایى است که مورد سفارش پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع) قرار گرفته است . و حتی افراد کم حافظه نیز به انجام آن دعوت شده اند.

امام صادق علیه السّلام میفرمود: «كسى كه در باره قرآن رنج كشد و بسختى و كم حافظه‏گیش آن را حفظ كند دو اجر دارد.»[۱]

و خیری بزرگ تر از قرآن وجود ندارد:
رسول خدا (ص) فرموده: «هر كس كه خدا قرآن باو داد و چنان پندارد كه بمردى بهتر از او چیزى داده‏اند خیر بزرگى را كوچك شمرده و كوچكى را بزرگ دانسته است.»[۲]

ادامه نوشته

اسم کدام زن ها به همراه همسرانشان در قرآن ذکر شده

http://ahlolbait.com/files/u1001/05/ayegraphy13-1.jpg

  • همچنین به حضرت زهرا(س) در آیه ۳۳ سوره احزاب اشاره شده است: «اِنَّمَا یُریدُ الله لِیُذهِب عَنكُمُ الرّجسَ أَهلَ البَیتَ وَ یُطَهِّرَكُم تَطهیرا» و  سوره كوثر نیز در شان ایشان نازل شده است

جز نام مبارك مادر حضرت عیسى(ع) كه «مریم» است و در لغت عبرى به معنى خادمه است، نام دیگرى از زنان در قرآن نیامده است.

البته به شمارى از زنان در داستان های قرآنی اشاره شده  است از جمله:

۱. «امْرَأَتُ عِمْرَ نَ»[آل عمران/۳۵] كه مقصود، همسر حضرت عمران(ع) است.
۲. «امْرَأَتِى عَاقِرٌ»[آل عمران/۴۰] كه به همسر حضرت زكریا(ع) اشاره دارد.
۳. «وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ»[هود/۷۱] كه به همسر حضرت ابراهیم(ع) اشاره دارد.
۴. «هَؤُلا ءِ بَنَاتِى هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ» (هود/۷۸] مقصود، دختران حضرت لوط(ع) است.
۵. «امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ»[نمل/۲۳] مقصود، بلقیس است كه پادشاه قوم سبا بود.
۶. «قَالَتْ لاخْتِهِ»[قصص/۱۱] مقصود، مادر و خواهر حضرت موسى(ع) است.
۷. «امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ»[قصص/۲۳] مقصود، دختران حضرت شعیب(ع) است.
۸. «قُل لاَِّزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ »[احزاب/۵۹] مقصود، زنان و دختران پیامبراكرم(ص) است.
۹. «وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ»[مسد/۴] مقصود، زن ابولهب است.
۱۰. «مَا بَالُ النِّسْوَةِ الَّاتىِ قَطَّعْنَ أَیْدِیهَنَّ … امْرَأَتُ الْعَزِیزِ»[یوسف/۵۰-۵۱] همسر عزیز مصر و بعضی دیگر از زنان مصری.
۱۱. همچنین به حضرت زهرا(س) در آیه ۳۳ سوره احزاب اشاره شده است: «اِنَّمَا یُریدُ الله لِیُذهِب عَنكُمُ الرّجسَ أَهلَ البَیتَ وَ یُطَهِّرَكُم تَطهیرا» و  سوره كوثر نیز در شان ایشان نازل شده است.

مجازات اسلامی چه ویژگی ها و اهدافی دارد

http://ahlolbait.com/files/u1001/06/ayegraphy9-1.jpg

  •  «هر کس عمل زشتی مرتکب شود به همان مجازات می شود». در مجازات الهی احدی از دیگری مستثنا نیست، هرچند بالاترین رتبه دینی و سیاسی را داشته باشد.از این رو، در مقابل جرمی که انجام داده باید حد یا قصاص الهی نسبت به او جاری شود. بنابراین هیچ منزلت و مزیتی، بهانه سودجویی و فرصت طلبی افراد را در فرار از مجازات اسلامی فراهم نمی سازد

 

محافظت از دین، جان، عقل، ناموس و مال مسلمین،هدف اصلی مجازات اسلامی است. به تعبیر غزالی مجازات اعدام کافر گمراه کننده و کیفر بدعت گذار برای حفظ دین مردم، مجازات قصاص برای حفظ جان مردم و کیفر برای حفظ عقل مردم است. همان طور که کیفر زنا برای حفظ نسل، نسب و حرمت نوامیس مردم و عقوبت سارق و غاصب در راستای حفظ مال مردم است.


1) محافظت از دین، جان، عقل، ناموس و مال مسلمین

این موضوع هدف اصلی مجازات اسلامی است. به تعبیر غزالی مجازات اعدام کافر گمراه کننده و کیفر بدعت گذار برای حفظ دین مردم، مجازات قصاص برای حفظ جان مردم و کیفر میگساری برای حفظ عقل مردم است. همان طور که کیفر زنا برای حفظ نسل، نسب و حرمت نوامیس مردم و عقوبت سارق و غاصب در راستای حفظ مال مردم است. چه این که قرآن کریم در آیه مربوط به قصاص، انجام آن را مایه حیات جامعه معرفی کرده است: «و لکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب لعلکم تتقون».

ادامه نوشته

ربا چیست و چطور شرعی و قانونی با ربا مبارزه می شود

حکم ربا در اسلام

  • در ماده 595 قانون مجازات اسلامی عنوان شده است، بیان می کند: بر اساس این ماده، “هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن جنسی را با شرط اضافه با همان ‌جنس مکیل و موزون معامله نماید و یا زاید بر مبلغ پرداختی، دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می‌شود.”

مسأله ربا و رباخواری به عنوان یک عمل ناپسند اجتماعی، اقتصادی همیشه به نوعی در تمام جوامع رایج بوده است. در ایران نیز با توجه به صراحت تحریم آن توسط قرآن کریم و روایت های فراوان، سعی در جرم شناختن آن شده است اما تا سال 1375 قانونی که به طور صریح مجازاتی برای رباخواری پیش‌بینی کرده باشد، وضع نشده بود.هرچند دادگاههای انقلاب اسلامی تا این زمان نیز به مجازات مرتکبان بزه می‌پرداختند.


لذا وضع قانونی در این خصوص ضروری بود، تا سرانجام با گسترش رکود و تورم اقتصادی و افزایش این جرم در سطح اجتماع، قانونگذار در ماده 595 قانون تعزیرات 1375 آن را عملی مجرمانه و در خور مجازات دانست. ماده 595 قانون مجازات اسلامی قسمت تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده مصوب سال 1357، ربا را جرم دانسته و برای آن مجازات تعیین نموده است و آن عبارتست از معامله جنس مکیل یا موزون با هم جنس خود تحت هر گونه قراردادی به شرط اضافه و یا دریافت زاید بر مبنای پرداختی در وام. دراین باره به گفت وگو با دکتر محمود قیوم زاده مدرس دانشگاه و وکیل دادگستری پرداخته ایم.

ادامه نوشته

قسامه جزو کدام احکام است تأسیسی یا امضایی

9494103-2094-l

 

  • ابن اثیر ضمن اذعان به اینکه قسامه از احکام جاهلیت است می‌گوید: «در جاهلیت با قسامه قصاص جاری می‌شد و اسلام آن را تقریر کرد و به وسیله آن نه قصاص بلکه دیه را واجب ساخت.»

به طرق مختلف از فقهای عامه نقل شده که قسامه از احکامی است که در جاهلیت وجود داشته و پیامبر ص در دعوای قتل بین انصار و یهودیان خیبر به قسامه حکم کرده و بدین وسیله وارد فقه جزائی اسلام شده است.


نسایی در سنن خود از ابن عباس نقل می‌کند که: اول قسامه کانت فی الجاهلیه…؛ «اولین مورد قسامه در جاهلیت اتفاق افتاده است.» بدین ترتیب که شخصی از بنی هاشم با شترهایش در حال حرکت بوده که شخص دیگری از بنی‌هاشم به او می‌رسد و از او طلب بند جهاز برای بستن بار شتر می‌کند. او هم بند یکی از شترها را که اجاره کرده بود به او می‌دهد.

 

هنگامی که شترها را برای صاحبش می‌برد او از بند شتر سۆال می‌کند و وقتی می‌شنود آن را به دیگری داده، چوبـی که در دست دارد به سوی او پرتاب می‌کند. او به حال مرگ می‌افتد. در حال مرگ شخصی از اهل یمن از کنار او می‌گذرد پس از او می‌خواهد که پیامش را به ابوطالب برساند و به او بگوید: «فلانی به خاطر بند شترهایش مرا کشت» و پس از دادن پیام از دنیا می‌رود. ابوطالب پس از مطلع شدن از جریان به صاحب شتران می‌گوید: «یکی از دو راه را انتخاب کن یا صد شتر دیه بپرداز و یا پنجاه نفر از اهلت قسم بخورند که او را نکشته‌ای؛ در غیر این صورت تو را می‌کشم .»

ادامه نوشته

اثر حقوقی امر به معروف و نهی از منکر چیست

18961901368049225141150112832113118392

 

  • برای مثال در حالتی که فردی به جهت جلوگیری از معصیت و عمل حرامی تنها راه ممکن را در این دیده است که شخصی را که قصد انجام قطعی گناهی مانند اعمال منافی عفت را دارد و بارها به جدیت قصدش را ابراز نموده است حبس نماید یا او را از ورود به یک مکان عمومی باز دارد

 

قانون راجع به مجازات اسلامی (1) هنگامی که در سال یک هزار و سیصد و شصت و یک برای اجرای آزمایشی به مدت پنج سال تصویب شد و تایید شورای نگهبان را نیز کسب نمود ، امر به معروف و نهی از منکر را در کنار دو عنوان دیگر از جمله عوامل زایل کننده ی عنصر قانونی جرم محسوب کرده بود.اما در سال یک هزار و سیصد و هفتاد بعد از این که این قانون با بازنگری و پاره ای از اصلاحات مواجه شد و دوباره به تصویب رسید و این بار توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام مورد تایید واقع شد ، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از علل موجهه ی جرم به رسمیت شناخته نشد.

 


با توجه به همین موضوع اکنون این سوال مهم و اساسی مطرح شده است که اگر فرد وظیفه شناس و معتقدی برای انجام تکلیف انسانی و شرعی خود قیام کند و برای انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر دست به عملی بزند که در حالت عادی در متن قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می شود آیا مانند سایر مجرمین باید محکوم و مجازات شود یا خیر؟

ادامه نوشته

(...◕✿◕◕✿◕ پیام پیامبر (ص) به دختران امروز ◕✿◕◕✿◕...)


از فرصت ها سود جویید.

فرصت جوانی، یک غنیمت زودگذر است. پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتیست. مصطفی فرمود: دنیا ساعتیست.


زندگی کوتاه‌تر از آن است که دست کم گرفته شود. پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می فرمود :

در قیامت برای هر روز از ایام عمر بندگان، 24 پرونده به تعداد ساعت های شبانه روز، گشوده می شود؛

(بنده) پرونده‌ای را پر از روشنی و سرور می‌یابد و از دیدنش چنان شادی و فرح به وی دست می دهد که اگر بر دوزخیان تقسیم شود، احساس کردن رنج آتش را از آنان باز می دارد، و این ساعتی است که پروردگارش را در آن اطاعت کرده است.

سپس پرونده‌ای دیگر گشوده می‌شود و (بنده) آن را تاریک، بدبو و ترس آور می بیند و از مشاهده اش چنان بی تابی و ترس به وی دست می دهد که اگر بر بهشتیان تقسیم گردد، خوشی را از آنان باز ستاند، و این لحظه‌ای است که پروردگارش را در آن نافرمانی کرده است.

سپس پرونده‌ای دیگر برایش گشوده می‌شود و آن را تهی می‌بیند، نه چیزی در آن است که او را شادمان کند و نه چیزی که ناراحتش سازد، و این ساعتی است که خوابیده و یا به کارهای مباح دنیایی سرگرم بوده است؛ آنگاه به جهت از دست دادن این لحظه ها، احساس حسرت و تأسف به وی دست می دهد؛ چرا که می‌توانست آن را از نیکی‌های بی‌شمار پر سازد. و این سخن خداوند « آن(روز)، روز حسرت خوردن است.» بدین نکته اشاره دارد.

لحظات زندگی را جدّی بگیرید و فرصت جوانی را دریابید؛ «جوانی» یک نسیم رحمت است.آن گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمود :

«انّ لربّکم فی‌ایام دهرکم نفحات ألا فتعرضوا لها؛ در ایام زندگیتان نسیم‌های رحمتی می‌‌ورزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.»


ادامه نوشته

ویژه نامه مبعث رسول اعظم محمد مصطفی (ص)



()*صبح سعادت* ()
*ویژه نامه مبعث رسول اعظم محمد مصطفی (ص)*




قالَ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله:

ثَلاثَةٌ اءخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى: اءلضَّلالَةُ بَعْدَ
الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(7)


پیامبر خدا که درود خدا براو و خاندانش باد فرموده اند:


فرمود: سه چيز است كه از آن ها براى امّت خود احساس خطر مى كنم:
1 گمراهى، بعد از آن كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند.
2 گمراهى ها و لغزش هاى به وجود آمده از فتنه ها.
3 مشتهيات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت پرستى.


بحارالا نوار: ج 10، ص 368، ح 15.


نوری که درخشید



نوری که درخشید

شبي كه جوشش صد مهر در گريبان داشت
چنين حادثه اي در مشيمه پنهان داشت

زمين، به خود ز تب التهاب مي لرزيد
زمان، ز زايش نوري به خويش مي پيچيد


موكلان مشيت به كارگاه قدر
شدند، تا كه ببندند طرح نقش دگر

قضا گرفت قلم، تا كه بر صحيفه نور
ظهور نخبه ايجاد را، كند مسطور


ز عرش زمره لاهوتيان پرده نشين
نظاره را بگشودند، ديده سوي زمين


ز شوق، در رگ شـب خون نور جاري بود
بر آتشش قدم از تاب بيقراري بود


شبي عجب، كه همه جود بود و فيض و فتوح
شب شكفتن ايمان، شب گشايش روح


شبی كه مطلع انوار نور سرمد بود
ظهور مصلح كل، بعثت محمد بود


ویژه نامه مبعث رسول اکرم محمد مصطفی (ص)

 


بعثت امید آفرین رسول اعظم
پیـامبـر اکــرم ، نبـی امجــد
اشـرف الاوصیـاء , خـاتـم الانبیـاء
حبيب اله العالمين، طيب قلوب المومنين
محمـد مصطفـي صلـوات الله عليه واـله
بــرجمیع مسلمـین جهــان مبـارک بـاد

۩ |♥|♥| ۩ داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) ۩ |♥|♥| ۩


كار و تلاش

روزى پيامبر صلى الله عليه و آله بااصحاب خود نشسته بودند. پيامبر جوان نيرومندى را ديد كه اول صبح مشغول كارو تلاش مى باشد. بعضى از حاضران گفتند: اين شايسته تمجيد و ستايش بود، اگرنيروى جوانى خود را در راه خدا به كار مى انداخت ؟ پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: چنين نگوييد، اگر اين جوان كار مى كند تا نيازمنديهاى خود راتاءمين كند و از ديگران بى نياز گردد، در راه خدا گام برداشته و همچنيناگر به نفع پدر و مادر ناتوان و كودكان خردسالش كار كند و آنها را از مردمبى نياز سازد، باز هم در راه خدا قدم برداشته است.

رفتار با مردم

در حالى كه پيامبر صلى الله عليه وآله ميدان جنگ بود، عربى به محضر او رسيد و ركاب شترش را گرفت و گفت : يارسول الله ، عملى را به من بياموز كه سبب رفتنم به بهشت گردد.
حضرت فرمود: با مردم آن گونه رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند، و از رفتار با آنها كه خوشايند تو نيست ، بپرهيز.



ادامه نوشته

(...◕✿◕◕✿◕ پیام پیامبر (ص) به دختران امروز ◕✿◕◕✿◕...)




آیا پیام پیامبر صلی الله علیه و آله ویژه‌ی مردان است؟


و آیا زنان هم مخاطب پیام پیامبر صلی الله علیه و آله قرار می گیرند؟

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همچون همه انبیاء با دو هدف، هدایت مردم را آغاز و دنبال کرد:

1. آشنا ساختن مردم با معارف الهی.2. کامل کردن عقاید و اخلاق جامعه.

یعنی تعلیم کتاب و حکمت از یک سو و تزکیه نفوس مردم از سوی دیگر؛ آن گونه که قرآن می فرماید: یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم.

از این رو، می توان رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله را اینگونه بیان داشت که:

او برای تعلیم و تربیت و تزکیه آمد تا در بخش نظری جامعه را به علوم الهی و صحیح رهنمون سازد و در بخش عملی، مردم را به طهارت روح برساند. مخاطب چنین حرکت هدایت بخش، جان انسان خواهد بود نه بدن او. از این رو، زن و مرد هر دو همسان هم، مخاطب «پیام پیامبر» خواهند بود.

محور تعلیم و تعلّم جان آدمی است نه بدن و نه مجموع جان و بدن. آنکه عالم می شود، روح است و روح، نه مذکّر و نه مونّث است. پس، آنچه که به کمال آدمی باز می‌گردد؛ همچون: مسائل علمی، اعتقادی و اخلاقی، در آن میان مرد و زن تفاوتی نیست. امَا چون از مسائل اجرائی و تقسیم کار سخن به میان می آید، به دلیل خصوصیات طبیعی و بدنی هر یک، وظایف مشترک و مختص وجود دارد؛ لیکن تفاوت وظایف، نقشی در میزان تکامل آن دو نخواهد داشت.

زن همچون مرد، تکامل پذیر است و قرآن هر گاه از ارزشهای والای انسانی سخن می گوید، از «زنان» همسان مردان یاد می کند بدان حد که هر دو می توانند به مقامات انسانی و معنوی دست یابند. و مقاماتی همچون: اسلام، ایمان، طاعت، راستگویی، شکیبایی، خداترسی، روزه داری، خویشتن داری و یاد خدا، برای هر زنی قابل دست یابی است. طبیعی است که عمل صالح او نیز همچون مرد، پیامد و ره آوردی این دنیوی و اخروی خواهد داشت:


من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیاة طیبة و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون؛[1] هر مرد و زن که کاری نیکو انجام دهند، اگر ایمان آورده باشند، زندگی خوش و پاکیزه ای به او خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان.

با این مقدمه به طرح «پیام پیامبر به دختران مسلمان»، در چند محور ذیل می‌پردازیم:
ادامه نوشته