فروتني و گذشت 
معلم  از ديدگاه قرآناز ويژگي هاي معلمان موفق، تواضع و گذشت آنان در مقابل خطاهاي شاگردان مي باشد. عفو و گذشت يك معلم از خطاهاي متعلمين مي تواند هم شخصيت معلم را در برابر دانش آموزان محبوب و دوست داشتني جلوه دهد و هم درس عملي خوبي براي آنان باشد. قرآن كريم حضرت يوسف (ع) را به داشتن اين صفت پسنديده ستايش نموده و آن را به عنوان يك درس عملي براي تمام انسان ها آموزش مي دهد و گفتگوي آن معلم وارسته انسان ها را با برادران خطا كارش اينگونه نقل مي كند:«قالوا تالله لقدء اثرك الله علينا و ان كنا لخاطئين؛ برادران گفتند: به خدا سوگند كه خداوند تو را بر ما برگزيد و برتري داد وحقيقت اين است كه ما خطا كار بوديم.» يوسف (نيز با بزرگواري تمام)، فرمود:«لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو ارحم الراحمين (يوسف-91) امروز هيچ سرزنشي بر شما نيست، خداوند شما را مي آمرزد، و او مهربان ترين مهربانان است.» 
همچنين خداوند متعال در مورد خصلت زيباي تواضع به سخن ديگر از مربيان شايسته جهان بشريت، حضرت لقمان اشاره كرده مي فرمايد:«و لاتصعر خدك للناس ولا تمش في الارض مرحاً ان الله لايحب كل مختال فخور (لقمان -8)؛ با بي اعتنايي از مردم روي مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغروري را دوست ندارد.» 
علي(ع) نيز فرمود:«من تواضع للمتعلمين و ذل للعلماء ساد بعلمه (بحارالانوار، ج 75، ص 6) هر معلمي كه بر شاگردانش تواضع و فروتني كند و در برابر دانشمندان خود را كوچك و پايين دست به حساب آورد، با دانش خود به آقايي مي رسد.» 
خاطره اي از شهيد رجايي 
اسماعيل بشاش، از شاگردان شهيد رجايي در مدرسه كمال مي گويد:«يك بار دانش آموزي از مدرسه كمال براي بعضي از دانش آموزان مدرسه دخترانه همان اطراف برخلاف نزاكت، مزاحمتي ايجاد كرد و خبر آن در مدرسه انتشار يافت. صبح روز بعد، وقتي شهيد رجائي از بي ادبي آن دانش آموز اطلاع يافت، از عمل نادرست وي سخت عصباني شد و براي تنبه وي و هشدار به ساير دانش آموزان، درحالي كه با نگاه نافذ و گيرايش دانش آموز گناه كار را در نفوذ خويش داشت و با صداي نيمه شنيده ملامتش مي كرد، گوشش را گرفت و از كلاس اخراج كرد. اين عمل آقاي رجائي با آن سابقه ذهني اي كه بچه ها از نيك نامي و عملكرد وي داشتند و معلوم بود كه اولين بار چنين برخوردي اتفاق افتاده است، همه دانش آموزان را شگفت زده كرد. همان روز، بعد از نماز ظهر و عصر، دوباره همان دانش آموز خطاكار را احضار كرد و با وقاري خاص و چهره اي به غم نشسته، درحالي كه سعي مي كرد صدايش را همه بشنوند، دردمندانه در حضور همه بچه هاي كلاس از وي عذرخواهي كرد. آن دانش آموز كه از بزرگواري آقاي رجائي خيلي خجالت كشيده بود، سخت به گريه افتاد. كلاس با اين رفتار بزرگوارانه آقاي رجائي يكپارچه سكوت شد. همه بچه ها تحت تأثير خودشكني و نفس كشي وي، پندي ديگر گرفتند و درس زندگي و بزرگ مردي آموختند.»(1)