یک جرعه کوثر












llı.
. llı..ıll یک جرعه کوثر llı.. llı..ıll





با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه ی شما خوبان

ضمن تسلیت ایام فاطمیه خدمت همگی شما بزرگواران

دراین تاپیک با همراهی شما دوستداران خانم فاطمه الزهرا (س)

قصد داریم با قطعات ادبی روح و روانمان را فاطمی کنیم

شما عزیزان هم می توانید

دلنوشته های خودتان راتقدیم کنید به گل خوشبوی رسول الله (ص)



ادامه نوشته

چقدر مظلوم بودی!



و چقدر مظلوم بودی و علی از تو هم، مظلوم تر.

و آن گاه که پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شکست.
هیچ وقت، تو را چنین غمگین ندیده بودم.

پدر که گریه هایت را دید، در آغوشت کشید؛
هر چند خود نیز می گریست! راستی! نگفتی پدر، برایت چه گفت؟

چه زود او را فراموش کردند و حرف هایش را!
چه زود، تو را خشمگین کردند و خدا را.


آمده بودند تا علی را بِبَرند. یادت می آید؟
هر چند، به یاد آوردنش نیز قلبم را می آزارد.

هر چند، هیچ کس نمی خواهد تو را به یاد بیاوَرَد،
اما من شهادت می دهم خونِ تو را و کودک نیامده ات را و «فضه» نیز با
من همزبانی خواهد کرد آغوشِ گرم و خونینت را.

تمامِ مظلومیت، در چشم های علی علیه السلام جمع شده بود و ریسمان،
فریاد را در گلویش می شکست.

دیگر وقتِ نشستن نبود.
انگار پیامبر بود که برخاست و از پسِ پرده ـ در مسجد مدینه ـ سخن گفت؛

برآشفت و تو ـ دیگر ـ هیچ نگفتی؛
هر چند کودکانت را در برابر دیدگان اشکبارِعلی علیه السلام در آغوش گرفتی؛

هر چند علی علیه السلام 30 سال، تنها شد؛ هر چند... .



ادامه نوشته

شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است




شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است
شب با سکوت بغض علی خو گرفته است آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه وقتی که از ولی خدا رو گرفته است در دست ناتوان خودش بعد ماجرااین بار چندم است که جارو گرفته است قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه هاعطر و مشام از گل شب بو گرفته است بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است***مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است

ادامه نوشته

آثار آخروی محبت به حضرت فاطمه علیهاالسلام

قرآن مهمترین و بزرگترین منبع دین اسلام است


آثار آخروی محبت به حضرت فاطمه علیهاالسلام

چنین تصور نشود که دوست داشتن مسأله ای پیش پا افتاده و فرعی در دیدگاه شرع مقدس اسلام است. برخلاف این نظر اگر اندکی به متون اسلامی مراجعه شود به این نتیجه می رسیم که اسلام برای دوست داشتن جایگاه ویژه ای لحاظ کرده است. می توان گفت دوست داشتن از عمل سخت تر است؛ زیرا به اجبار می توان عمل کرد اما به اجبار نمی توان دوست داشت. و این خود نشان از اهمیت موضوع است.
محبت در قرآن

قرآن که مهمترین و بزرگترین منبع دین اسلام است در این باب فراوان سخن به میان آورده است. در چند جای از قرآن لفظ دوست داشتن آمده است: یکسری از آیات که مربوط می شود به اینکه خداوند چه کسانی را دوست دارد و چه کسانی را دوست ندارد. از جمله آیات دیگر در این زمینه:

ادامه نوشته

حدیث «لوح»

در اصول کافی از ابی بصیر، و او هم از ششمین امام نور امام صادق علیه السلام آورده است که:
 

حدیث «لوح»

در اصول کافی از ابی بصیر، و او هم از ششمین امام نور امام صادق علیه السلام آورده است که:

پدرم به «جابر بن عبدالله انصاری» فرمود: من با شما کاری دارم. هر گاه برایت ممکن شد بگو تا ساعتی با هم تنها باشیم و من سوال خویش را مطرح کنم.

جابر گفت: چه وقت برای شما بهتر است؟ و آنگاه روزی قرار دیدار نهاده شد، و پدرم به جابر فرمود: هان ای جابر! از لوحی که  در دست مادرم فاطمه، دخت گرامی پیامبر دیدی و آنچه آن حضرت در مورد آن فرمود، به من خبر ده.

جابر گفت: به خدا سوگند که من در زمان پیامبر به سرای مادرت فاطمه - صلوات الله علیها - وارد شدم و به مناسبت ولادت امام حسین علیه‌السلام به ایشان تبریک گفتم و در دست او لوح سبزرنگی دیدم که گویی زمّرد بود و در آن نوشته سفیدرنگی دیدم که به درخشندگی خورشید می‌نمود.

به آن حضرت گفتم: پدر و مادرم فدایتان باد! این لوح چیست؟

فرمود: این لوحی است که خدا آن را به پیام آورش ارمغان داد و در آن نام بلندآوازه پدر و همتای زندگیم و دو فرزندانم، حسن و حسین و نام جانشینان آنان از فرزندان من، یکی پس از دیگری آمده است. این را پدرم به من هدیه فرمود تا در این مورد مژده‌ام دهد.

جابر می‌افزاید: آن لوح را از مادرتان فاطمه گرفتم و در آن نگریستم و ضمن خواندن آن، از آن نسخه‌برداری نمودم.

پدرم امام باقر علیه السلام فرمود: جابر! آیا ممکن است آن نسخه را به من نشان دهی؟

گفت: آری

پدرم به همراه جابر به منزل او رفتند و او آن نسخه را از جلد مخصوصی که در آن نگهداری می‌نمود، بیرون آورد.

پدرم فرمود: جابر! اینک به نامه‌‌ات بنگر تا من آن را از حفظ بخوانم. جابر به نسخه خویش می‌نگریست و پدرم از آغاز تا آخر آن را بدون این که یک حرف کم و یا زیاد شود، درست خواند، و او شگفت‌زده گفت: به خدا سوگند من نوشته آن لوح را همین‌گونه یافتم که شما خواندید.

 

منبع:

کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی.

آیا خانه زهرای مرضیه علیهاالسلام دارای درب بوده است؟

برخی می گویند خانه هاى مدینه در عهد رسول صلى اللَّه علیه و آله و پس از آن درهاى لنگه دار چوبى نداشت
 


صدای شیعه: برخی می گویند خانه هاى مدینه در عهد رسول صلى اللَّه علیه و آله و پس از آن درهاى لنگه دار چوبى نداشت بلکه فقط پرده هایى بود که از درها آویزان مى شد. پس چگونه زهرا علیهاالسلام بین در و دیوار فشرده شد؟! و چگونه آتش در چوب درب شعله ور گردید؟!

شاید ادعاى اینکه خانه هاى مدینه درب چوبى نداشت(1)، یک مزاح باشد که منظور گوینده صرفاً یک بازى و شوخى دوستانه با برادران یک دل و آرام کردن فضاى موجود پس از مدتى کدورت و ناراحتى بوده است. این مزاح ما را بر آن داشت تا دهها و بلکه صدها متن جمع آورى کنیم که دلالت دارد بر اینکه در عهد رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و دوره هاى پس از آن، ورودى خانه هاى مدینه، درهاى لنگه دار قابل باز و بسته شدن، و قابل شکستن و سوختن داشت. این درها قفل و کلید، و حلقه هایى داشته که با آن در مى زدند. گاهى این درها از چوب عرعر، و ساج بود، چنانکه در خانه ى عایشه از آن بود، و گاهى از شاخ و برگ خرما، و گاهى از نوعى چوب دیگر. و گاهى، بر این درها پرده مى زند.
 

ادامه نوشته

شهادت حضرت زهرا در متون اهل سنت

شرح و بسط واقعه اندوه بار شهادت حضرت فاطمه زهرا به نقل از منابع، اسناد و کتب روايي اهل سنت، محکم ترين حجت بر شبهه وهابيت کور دل بر اين واقعه تاريخي است. بدين جهت سعي شده است که تمام مطالب ارائه شده در مقاله از اين منابع باشد.
http://s4.picofile.com/file/8171763950/%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_18_.gif


صدای شیعه:

- شخصيت بي نظير فاطمة (س)

فاطمه پاره تن پيامبر
قال رسول الله (ص):‌ فاطمة بَضْعَة منّي. (صحيح البخاري 4/210، ص 710، ح 3714)
سرور زنان دنيا و آخرت
روي الهيثمي عن رسول اللّه (ص) قال: إنّ فاطمة سيدة نساء امتي . رواه الطبراني ورجاله رجال الصحيح غير محمد بن مروان الذهلي ووثقه ابن حبان. (مجمع الزوائد ج 9 ص 201 )
قَالَ النَّبِيُّ (ص): فاطمة سيدة نساء العالمين. (أسد الغابة ج 4 ص 16)
قَالَ النَّبِيُّ (ص) فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ». (صحيح البخاري ج 4 ص 209، ح قبل 3711)
همسنگ پيامبر در گفتار
عن عائشة قالت: «ما رأيت أحدا قط أصدق من فاطمة» ورجالهما رجال الصحيح . (مجمع الزوائد ج 9 ص 201، المعجم الأسط، ج 3، ص 137)
برخوردار از احترام ويژه پيامبر
عن عائشة أيضا: کانت إذا دخلت عليه – علي رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم – قام إليها فقبلها ورحب بها وأخذ بيدها فأجلسها في مجلسه. قال الحاکم: صحيح علي شرط الشيخين، وأقره الذهبي أيضا. (المستدرک: 3/160)
برتر از خلفاي راشدين
قال المُناوي: وذکر العَلَم العراقي: إن فاطمة وأخاها إبراهيم أفضل من الخلفاء الأربعة باتفاق . (فيض القدير في شرح الجامع الصغير 4/ 556)
غضب فاطمه هم طراز غضب خداوند متعال
إنّ اللّه يغضب لغضبک، ويرضي لرضاک. (هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه. المستدرک: 3/153 )
غضب و اذيت فاطمه برابر با غضب و إيذاي پيامبر (ص)
قال رسول الله (ص):‌ فاطمة بَضْعَة منّي فمن أغضبها أغضبني. (صحيح البخاري 4/210، (ص 710، ح 3714).
إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي مَا آذَاهَا. (صحيح مسلم 7/141 ح 6202)
خانه فاطمه همسنگ خانه پيامبران
روي الثعلبي والسيوطي عن أنس بن مالک وعن بريدة قالا : قرأ رسول الله صلي الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ويذکر فيها اسمه ( إلي قوله ) والأبصار ( فقام رجل فقال : أيّ بيوت هذه يا رسول الله ؟ قال : ( بيوت الأنبياء ) .
قال : فقام إليه أبو بکر فقال : يا رسول الله هذا البيت منها لبيت عليّ وفاطمة ؟
قال : ( نعم من أفاضلها ) .
(تفسير الثعلبي ج 7 ص107، تفسير الثعالبي ج 7 ص107 ، الدر المنثور ج 6 ص 203 ، روح المعاني ج 18 ص 174)

ادامه نوشته

مقامات برزخی حضرت زهرا(س)

مقامات برزخی حضرت زهرا(س)، از عنایت به زائران حسینی تا حضور بر بالین محتضران

امام صادق(ع) خطاب به شیعیان واقعی می‌فرمود: هنگامی که جان یکی از شما به حلقوم برسد به او گفته می‌شود: دیگر از غم و غصه‌های دنیا ایمنی یافتی! و به او گفته می‌شود: نگاه کن! رسول خدا(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) پیش روی تو هستند.
 http://s4.picofile.com/file/8171771418/%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7_48_.gif


صدای شیعه: به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت بی‌بی دو عالم حضرت صدیقه طاهره(س) به برخی مقامات برزخی آن حضرت اشاره می‌شود:

*مهمان پدر

اخبار متعدد بیانگر همجواری حضرت فاطمه(س) با پیامبر اکرم(ص) در عالم برزخ است، در اخباری که گزارشگر ماجرای شهادت حضرت صدیقه(س) و خبرهای غیبی پیامبر(ص) درباره این حادثه است، به ورود آن بانو(س) بر رسول گرامی(ص) پس از رحلت از دنیا و پذیرایی رسول خدا(ص) از ایشان در آن عالم تصریح شده است.

شیعه و سنی نقل کرده‌اند که آن بانو کمی پیش از رحلت پیامبر(ص) در کنار بستر ایشان بی‌تابی می‌کردند و پیامبر(ص) با دادن این مژده که تو اولین کس از اهل بیت من هستی که بر من وارد خواهی شد، لبخند شادی بر لبان ایشان نشاندند.

ادامه نوشته

سوره‌ای که در مقام حضرت زهرا (س) دو بار نازل شد

خداوند منتى بر رسول خدا (ص) نهاد و به ایشان کوثر عطا کرد و خبر این خیر کثیر، به گفته برخی مفسرین دو نوبت، هم در مکه و هم در مدینه، بر محمد مصطفی(ص) نازل شد.

مفسرین در تفسیر چیستی «کوثر» معانی و مصادیق متعددی را طرح کرده‌اند: خیر کثیر، نهرى در بهشت، حوض خاص رسول خدا، اولاد رسول خدا (ص)، اصحاب و پیروان آن جناب تا روز قیامت، علماى امت او، قرآن و فضائل بسیار آن، مقام نبوت، تیسیر قرآن و تخفیف شرایع و احکام، علم و حکمت، فضائل رسول خدا (ص)، مقام محمود، ... برخی از معانی مد نظر مفسرین است که برای تفسیر معنای کوثر ذکر شده است.
علامه طباطبایی معقتد است که با در نظر گرفتن این‌که ادامه آیه «إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ؛ دشمنت ‏خود بى‏تبار خواهد بود» (کوثر/3)، از باب قصر قلب است، چنین به دست مى‌آید که منظور از کوثر، تنها و تنها کثرت ذریه‌اى است که خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته است.
کوثر  برکتى است که در نسل آن جناب قرار گرفته و اگر مراد مسئله ذریه به استقلال و یابه طور ضمنى نبود، آوردن کلمه «إِنَّ» در آیه سوم فایده اى نداشت، زیرا این کلمه علاوه بر تحقیق، تعلیل را هم مى‌رساند.  معنا ندارد بفرماید ما به تو حوض دادیم، چون که بدگوى تو اجاق کور یا بى‌خبر است.
به بیان علامه، این جمله از این دلالت خالى نیست که فرزندان فاطمه (ع) ذریه رسول خدا (ص) هستند، و این خود یکى از خبرهاى غیبى قرآن کریم است، چون همان‌طور که مى‌بینیم، خداى تعالى بعد از درگذشت آن حضرت، برکتى در نسل آن جناب قرار داد، به طورى که در همه عالم هیچ نسلى معادل آن دیده نمى‌شود.
منبع:ایکنا

اگر حضرت فاطمه (س) نبود تاریخ، مدینه‌النبی را گم می‌کرد

http://atasheentezar.persiangig.com/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87/%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7%20%D8%A7%D9%85%20%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87%D8%A7.gif

یا مهدی ادرکنی

مؤلف کتاب «شهر گمشده؛ فاطمه چه گفت؟ مدینه چه شد؟» معتقد است اگر حضرت فاطمه (س) نبود تاریخ مدینه‌النبی را گم می‌کرد و جهان، مدینه‌العرب را با مدینه‌النبی اشتباه می‌گرفت.
 


محمدحسن زورق در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: در مورد سیره عملی حضرت فاطمه باید بگویم رفتار یک زن در آیینه اسلام مساوی می‌شود با سیره عملی حضرت فاطمه (س)، چراکه ایشان آیینه تمام نمای اسلام بودند و زنی هستند که دارای مقام عصمت‌اند و رفتارشان در تاریخ اسلام مکمل رفتار پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) است. 

وی با اشاره به نقش پنج تن آل عبا در اسلام عنوان کرد: حضرت رسول ماموریتشان گرفتن پیام وحی از خداوند و در اختیار مردم قرار دادن است؛ به عبارت دیگر پیامبر وظیفه داشتند  اسلام را به صورت عملی و نظری مطرح کنند. همچنین ایشان می‌خواستند یک نظام سیاسی جدید در تاریخ بشر به عنوان نظام امامت تاسیس کنند چرا که در واقع پیامبر امام نیز بودند بنابراین نقش ویژه حضرت رسول در مرحله اول نبوت و در در مرحله دوم امامت است.

این محقق درباره نقش حضرت علی (ع) نیز اظهار کرد: ایشان احیاکننده امامت هستند چون پس از رحلت پیامبر (ص) نظام امامت به نظام خلافت تبدیل شد.

 

یا مهدی ادرکنی

 

ادامه نوشته

آیا بوسیدن دست حضرت فاطمه (س) توسط پیامبر اکرم (ص) سندیت دارد؟

آیا بوسیدن دست حضرت فاطمه (س) توسط پیامبر اکرم (ص) سندیت دارد و اسناد آن صحیح می باشند؟



آیا بوسیدن دست حضرت فاطمه (س) توسط پیامبر اکرم (ص) سندیت دارد و اسناد آن صحیح می باشند؟ در صورت صحت آیا این کار خلاف شان حضرت رسول (ص) و ناقض افضلیت ایشان بر حضرت زهرا (س) نمی باشد؟

پاسخ: در کتاب های معتبر شیعه و سنی نقل شده که چون فاطمه(س) خدمت پیامبر خدا می رسید، با کلمات محبت آمیز و محترمانه پدر بزرگوارش رو برو می شد، و پیامبر به احترام فاطمه (س) از جا بر میخاست، دست فاطمه(س) را گرفته و می بوسید و او را در کنار خود مینشاند. راوی این سخن عایشه همسر پیامبر است.
مرحوم شیخ طوسی از علمای بزرگ و با عظمت شیعه این حدیث را در کتاب امالی(1) با سلسله سندی که به عایشه می رسد، نقل می کند. مرحوم مجلسی نیز این حدیث را در کتاب ارزشمند خویش «بحار الانوار» نقل کرده است. (2)
شیخ محمد بن علی طبری، از عالمان قرن پنجم اين حدیث را در کتاب «بشاره المصطفی لشیعه المرتضى» ص253 آورده است.
از ميان علماي اهل سنت نيز دانشمنداني چون: خوارزمی متوفای 568، از مورخان و محدثان بزرگ اهل سنت در کتاب «مقتل الحسین» ج 1، ص 93، این حدیث را کامل نقل کرده است. حاکم نیشابوری، در قرن پنجم در کتاب «المستدرک على الصحیحین»، ج 3، ص 167 ـ 168، بخشی از حدیث را چنین نقل می کند... آن گاه که فاطمه(س) بر پیامبر(ص) وارد می شد، پیامبر به او «ام ابیها» می گفت و از جا بر می خاست، دست او را می گرفت و می بوسید و او را در جایگاه خود می نشاند. حاکم نیشابوری از بزرگان اهل سنت، سلسله سند حدیث را کامل آورده و می گوید: بر اساس شرایطی که بخاری و مسلم برای صحیح بودن حدیث ذکر کردهاند، اين حدیث از نظر سند صحیح است.
اما درباره فراز دوم پرسش می گوییم:
احترام و تعظيم در برخي موارد نه تنها در مقابل شخص هم رتبه، بلکه در برابر فرد پائين تر نيز منطقي به نظر مي رسد. مانند معلمي که به دانش آموز نمونه خود با هدف الگو گيري دانش آموزان ديگر و براي نشان دادن اهميت علم آموزي، احترام بگذارد.
در مورد سوال نيز با توجه به فضايل و کمالات والاي اسلامي و انساني حضرت فاطمه زهرا (س) که نه تنها براي زنان بلکه براي مردان آزاده و مسلمان در طول تاريخ، الگوي کاملي هستند، تعظيم و احترام ايشان از سوي هر انساني که اتفاق بيافتد به معناي عالي بودن رتبه حضرت نسبت به شخص احترام کننده خواهد بود، اما در خصوص رسول گرامي اسلام، اين احترام به معناي تعظيم و تکريم ارزشهاي والاي انساني و الهي مي باشد. چرا که پيامبر(ص) با احترام و بزرگداشت حضرت فاطمه زهرا(س)، رفتار و کردار حضرت را به عنوان انساني الگو مورد تاييد قرار مي دادند. همانطور که خداوند در قرآن بر پيامبر(ص) درود مي فرستد. « إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً» (سوره احزاب، آيه 56). چنانکه هيچ مفسري درود فرستادن خداوند به پيامبر(ص) در اين آيه را به معناي برتري رسول اسلام بر خداوند ندانسته است.

منبع:مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

علایق میان پیامبر اکرم و حضرت زهرا(س) به روایت شهید مطهری

علایق میان پیامبر اکرم و حضرت زهرا(س) به روایت شهید مطهری

شهید مطهری گفت: علایق میان پیامبر اکرم(ص) و زهرا(س) واقعاً در حدی بود که باید آن را «عشق» نامید. وقتی که پدرش به او خبر می‌دهد که تو بعد از من سریعاً به من ملحق خواهی شد زهرا(س) خوشحال می‌شود، این همان حالت یک عاشق است.


صدای شیعه: انتشارات صدرا به تازگی دو اثر از شهید مطهری(ره) به عنوان «خدا در زندگی انسان» و «خدا در اندیشه انسان» را منتشر کرده کرده است که در نمایشگاه کتاب امسال نیز ارائه می‌شود، این دو کتاب شامل سخنرانی‌های استاد مطهری(ره) در سال 1354 است. 

مطلبی که در ادامه می‌خوانید گزیده‌ای از کتاب «خدا در زندگی انسان» است:

وجود مقدس فاطمه زهرا(س) بعد از پدر بزرگوارش عمر زیادی نکرده است. اگر چه نقل‌ها و روایات مختلف است: چهل روز هفتاد و پنج روز، نود و پنج روز تا شش ماه هم گفته‌اند، ولی بیشتر هفتاد و و پنج روز و یا نود و پنج روز می‌گویند که این ایام در حساب هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیغمبر اکرم(ص) ایام فاطمیه است.

علائق میان پیغمبر خدا(ص) و دختر بزرگوارش فاطمه(س) از نظر معنوی بیش از حد علائق عادی یک پدر و دختر است. پیغمبر اکرم(ص) دخترهای دیگر هم داشت، گو این که آن‌ها از حضرت زهرا بزرگتر بودند و در زمان حیات خود پیغمبر اکرم(ص) از دنیا رفتند. پیغمبر(ص) پسر هم پیدا کرد: ابراهیم بن رسول‌ الله که در هجده ماهگی از دنیا رفت. ولی احدی حتی اهل تسنن آنچه را که درباره فاطمه(س) از پیغمبر اکرم(ص) نقل کرده‌اند، هرگز نه درباره دخترهای دیگر و نه درباره آن فرزند هجده ماهه از پیغمبر نقل نکرده‌اند.

ادامه نوشته

راز همتایی حضرت زهرا (س) با لیله القدر/فاطمه (س) تبیان لکل شیء است

از جمله معانی بطنی برای آیات قرآن تفسیر سوره مبارکه قدر است که می گوید مقصود از شب قدر حضرت صدیقه (س) است و مقصود از ملائکه مومنین هستند و مقصود از طلوع فجر ظهور حضرت بقیه الله (عج) است.

صدای شیعه: به گزارش قدس آنلاین، فرا رسیدن سومین شب از شب های احیاء که بنابر تصریح روایات از احتمال بیشتری برای قدر بودن برخوردار است فرصتی را فراهم آورد تا با حجت الاسلام والمسلمین محمود رجبی، قائم مقام موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره راز همتایی حضرت زهرا (س) با شب قدر به گفتگو بپردازیم که نتیجه آن در ذیل می آید:

 

بنابر تصریح روایات حضرت زهرا (س) همتای شب قدر هستند، آیا در قرآن تصریحی بر این مهم شده است؟
طبق نظر مفسرین بزرگ همچون علامه طباطبایی از آیات قرآن بدست می آید که معارف قرآن درجاتی دارد و از عالی ترین درجه آن تعبیر به بطن می شود که قابل دستیابی برای همگان نیست چراکه دربرگیرنده معارف ژرفی است که فقط اهل بیت (ع) می توانند آن را بیان کنند و تنها آنها هستند که علوم ظاهری و باطنی وحی را دریافته اند، بنابراین غیر از معنایی که از ظاهر آیات می فهمیم معانی ظرفیتی دارند که از آنها به بطن قرآن تعبیر می شود که البته شاید بیش از هفت بطن باشد و این بطون در طول یکدیگر هستند و هر یک نسبت به دیگری مخفی تر، دقیق تر و ظریف تر هستند.

روایات بسیاری داریم که آیات قرآن را طوری معنا می کنند که از ظاهر آنها نمی توان به بطن آنها دست یافت به عنوان مثال در تفسیر آیات 19 تا 22 سوره مبارکه الرحمن "مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ* بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ *فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ*یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ" در روایات داریم که این دو دریا امیرالمومنین (ع) و حضرت فاطمه (س) هستند و لولوء و مرجان امام حسن و امام حسین (ع) هستند.
البته بنابر قواعد فهم متن چنین معنایی دریافت نمی شود و این معنا بطنی است و تنها معصومین (ع) می توانند آن را درک کنند و این نوع تفاسیر خاص اهل بیت (ع) است و دیگران اگر چنین تفسیری کنند دارای اعتبار نیست.
از جمله معانی بطنی برای آیات قرآن تفسیر سوره مبارکه قدر است که می گوید مقصود از شب قدر حضرت صدیقه (س) است و مقصود از ملائکه مومنین هستند و مقصود از طلوع فجر ظهور حضرت بقیه الله (عج) است. همانگونه که می بینیم این معانی از ظاهر سوره و آیات قابل برداشت نیست، اما بنابر لسان معصوم (ع) چنین است.

ادامه نوشته

انتقام از قاتلان حضرت زهرا سلام الله عليها در کلام امام جواد (علیه السلام)


در آن رفتار زشت و ظالمانه ‏اى که با مادرم فاطمه عليها السلام نمودند، بخدا قسم آن دو ظالم را از قبر بيرون مى ‏آورم...
 
طبرى  در کتاب «دلائل الإمامه» از زکريّا بن آدم  نقل کرده است که گفت: در خدمت حضرت رضا عليه السلام بودم که حضرت جواد عليه السلام را در حاليکه سنّ شريف او کمتر از چهار سال بود نزد او آوردند ، دست خود را بر زمين زد و سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و مدّتى در فکر فرو رفت .

حضرت رضا عليه السلام فرمود :

بنفسي أنت، فيم طال فکرک .

فدايت شوم ، در چه باره اين قدر فکر مى ‏کنى؟

عرض کرد: فيما صُنع باُمّي فاطمة عليها السلام أما واللَّه لاُخرجنّهما ثمّ لاُحرقنّهما ثمّ لاُذرينّهما ثمّ لأنسفنّهما في اليمّ نسفاً .

در آن رفتار زشت و ظالمانه ‏اى که با مادرم فاطمه عليها السلام نمودند، بخدا قسم آن دو ظالم را از قبر بيرون مى ‏آورم، بدن آنها را به آتش مى ‏سوزانم، و خاکسترش را بر باد مى‏ دهم ، و آن‏ها را در دريا سرازير مى‏ کنم.

حضرت رضا عليه السلام او را در برگرفتند و بين دو چشمان مبارک او را بوسيدند و فرمودند: پدر و مادرم بفدايت، تو شايسته و سزاوار منصب امامتى

نوادر المعجزات: 183 ح 10، دلائل الإمامة: 400 ح 18، بحار الأنوار : 59/50 ح 34، مدينة المعاجز: 324/7 ح 55

ابعاد سه‌گانه زندگي حضرت فاطمه (س)

فيوضات فاطمه‌ زهرا سلام‌الله‌عليها به مجموعه‌ کوچک که در مقابل مجموعه‌ انسانيت، جمع محدود به حساب مي‌آيد، منحصر نمي‌شود.

صدای شیعه: فيوضات فاطمه‌ زهرا سلام‌الله‌عليها به مجموعه‌ کوچک که در مقابل مجموعه‌ انسانيت، جمع محدود به حساب مي‌آيد، منحصر نمي‌شود. اگر با کمي ديد واقع‌بين و منطقى نگاه کنيم، بشريت يکجا مرهون فاطمه‌ زهرا(س) است و اين گزاف نيست؛ حقيقتى است   همچنان که بشريت مرهون اسلام، مرهون قرآن، مرهون تعليمات انبيا و پيامبر خاتم (ص) است. در هميشه‌ تاريخ اينطور بوده، امروز هم همينطور است و روز به روز نور اسلام و معنويت فاطمه‌ زهرا(س) آشکارتر خواهد شد و بشريت آن را لمس خواهد کرد. آنچه ما وظيفه داريم، اين است که خود را شايسته‌ انتساب به آن خاندان کنيم. البته منتسب بودن به خاندان رسالت و از جمله‌ وابستگان آنها و معروفين به ولايت آنها بودن، دشوار است. در زيارت مي‌خوانيم که ما معروفين به دوستي و محبت شما هستيم؛ اين وظيفه‌ مضاعفي را بر دوش ما مي‌گذارد.
ما جامعه‌ مواليان و شيعيان اهل بيت (ع) از آن بزرگواران توقع داريم که ما را جزو خودشان و از حاشيه‌نشينان خودشان بدانند؛ «فلان ز گوشه‌نشينان خاک درگه ماست ». دلمان مي‌خواهد که اهل بيت درباره‌ ما اينطور قضاوت کنند؛ اما اين آسان نيست، اين فقط با ادعا به دست نمي‌آيد؛ اين، عمل و گذشت و ايثار و تشبه و تخلق به اخلاق آنان را لازم دارد. حديث از طرق شيعه است که پيغمبر به فاطمه (س) فرمود: يا فاطمه‌؛ اعمَلي فَإني لا اَغني عَنک من الله شَيئا»؛ يعنى اى عزيز من! اى فاطمه‌ من! نمي‌توانم پيش خدا تو را از چيزى بي‌نياز کنم، يعنى خودت بايد به فکر خودت باشى، و او از دوران کودکي تا پايان عمر کوتاهش به فکر خود بود.  شما ببينيد آن حضرت چگونه زندگى کرده است! تا قبل از ازدواج که دخترکي بود با آن پدر به اين عظمت، کارى کرد که کنيه‌اش را «ام‌اَبيها »، مادر پدر، گذاشتند. در آن زمان، پيامبر رحمت و نور، پديدآورنده‌ دنياى نو و رهبر و فرمانده‌ عظيم آن انقلاب جهانى انقلابى که بايد تا ابد بماند، در حال برافراشتن پرچم اسلام بود. بي خود که نمي‌گويند ام‌ابيها. ناميدن آن حضرت به اين کنيه، به دليل خدمت و کار و مجاهدت و تلاش اوست. آن حضرت چه در دوران مکه، چه در دوران شعب ابيطالب با آن همه سختي‌ها که داشت   و چه آن هنگام که مادرش خديجه از دنيا رفت و پيغمبر را تنها گذاشت، در کنار و غمخوار پدر بود. دل پيغمبر در مدت کوتاهى با دو حادثه‌ وفات خديجه و وفات ابيطالب شکست. به فاصله‌ کمى اين دو شخصيت از دست پيغمبر رفتند و پيغمبر احساس تنهايي کرد. فاطمه‌ زهرا(س) در آن روزها قد برافراشت و با دست‌هاى کوچک خود غبار محنت را از چهره‌ پيغمبر زدود. ام‌ابيها؛ تسلي‌بخش پيغمبر. اين کنيَت از آن ايام نشئت گرفت.

ادامه نوشته

غاصب حق زهرا(س) به دست امام زمان(ع) قصاص می شود؟

امام زمان(ع) با دشمنان مادرشان چه می کنند؟ غاصب حق زهرا(س) به دست امام زمان(ع) قصاص می شود؟
محبت و ولایت اولیای الهی و برائت از دشمنان آنها واجب است. برائت از کسانی که به آل محمد(ص) ستم کرده، هتک حرمت نموده، فَدَک و میراث حضرت فاطمه(س) را به زور گرفتند و حقوق حضرت و امیرالمؤمنین(ع) را به یغما بردند.

صدای شیعه: چگونه امام زمان(عج) بعد از ظهور، از (آنانی که به) مادرش حضرت زهرا(س) سیلی زده اند و خون جد بزرگوارش حضرت امام حسین(ع) (را ریخته اند) انتقام می گیرند؟ مگر نه این است که آنها سال هاست که در عالم قبر عذاب می شوند؟ آیا آنها زنده می گردند؟

جهت یافتن پاسخ مورد نظر، بررسی چند نکته ضروری است:

 

الف) چه کسانی به دنیا باز می گردند؟

در ادبیّاتِ معارفِ شیعه، چنین آمده است که: پس از ظهور حضرت مهدی(عج) عده ای از خالص ترین مؤمنان و پلیدترین کافران به دنیا "بازگشت" می نمایند. چنین بازگشتی را "رَجعت" می نامند و صرفاً شاملِ همان افرادی است که ایمان یا کُفرشان در بالاترین درجه باشد و اگر شخصی به این میزان نرسیده باشد، در زُمرة "رَجعت یافتگان" نخواهد بود.[1]

 

ب) آیا دشمنان حضرت زهرا و امام حسین(ع) رَجعت می کنند؟

جای تردید نیست که ستمگران به اهل بیت(ع)، مصداق کُفر و شرک اند؛ تا جائی که در احادیث آمده است:

"هرکس در کفر دشمنان و ستمگران به ما اهل بیت شک کند، کافر است"![2]

با در کنار هم قرار دادنِ این پیام و روایت پیشین، نتیجه می گیریم این افراد ـ حتماً ـ به دنیا بازگشت کرده و به دست یداللهیِ حضرت مهدی(ع) به گوشه ای از جزایِ دنیاییِ بَرخی اعمال خود مواجه می شوند.

از احادیث متعدّد استفاده می شود که:

"اولین کار حضرت مهدی(ع) پس از ورود به مدینه، بیرون آوردن جنازه آن دو نفر ظالم و غاصبِ حق زهرا(س) است. خلاصه مطلب این است که ایشان از مردم می پرسند: آیا بین شما کسی هست که آن دو را بشناسد؟ در پاسخ می گویند: ما آنها را از طریق اوصافشان می شناسیم و کسی غیر از آن دو نفر کنار جدّ به خاک سپرده نشده.... سپس ایشان دیوارهای کنار قبر آن دو را خراب می کنند.... تا اینکه به جنازه آندو رسیده و جسد آنها را با همان صورت که از دنیا رفته اند بیرون آورده و کفن را کنار می زنند. امام به اذنِ خدا، آندو را زنده نموده و بر آنها لعن و نفرین می نمایند... هر کس به اندازه دانه ای از دوستی و محبّت آنها به دل داشته باشد، آنجا عقیده خود را ظاهر کند. آنگاه به امر حضرت، خلایق اجتماع می کنند (تا شاهد محاکمه آندو باشند) سپس تمام رفتارهای ناپسند آنها را در هر عصر و زمانی، ذکر کرده و آنها نیز به جنایات خویش اعتراف می کنند. به دستور حضرت، ابتدا حاضرین از آنها قصاص می کنند. سپس حضرت امر می فرمایند تا آتشی از زمین بیرون آید که این همان آتشی است که بَر در خانه حضرت فاطمه(س) آورده بودند. و با همان هیزمی که برای آتش زدن اهل بیت(ع) جمع آوری کرده بودند ـ و نزد اهل بیت(ع) باقی مانده و از یکدیگر ارث می بَرند ـ آنها را آتش زده، پس دستور می دهند که بادی وزیده و خاکسترشان را به دریا ریخته و پراکنده نمایند".

البته تصور نشود که این، آخرین عذابِ آندو است: حضرت امام جعفر صادق(ع) در این رابطه چنین می فرمایند:

"هرگز!... به خدا سوگند که "سیّداکبر" رسول خدا(ص) و "صدّیق اکبر" امیرالمؤمنان و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین و بقیّة ائمه هُدی(ع) و تمامیِ آنهایی که ایمان خالص داشته اند و همة کسانی که کافر محض بوده اند برگشته و آنجا حاضر شده و قصاص می گیرند. تا جائی که در یک شبانه روز هزار مرتبه کشته می شوند ولی باز به صورت نخست برمی گردند."[3]

آنها در قبر به عذاب می رسند، پس چرا باز هم در رَجعت متحمّل عذاب می شوند؟

عدالت یعنی: "حفظ تناسبات و اینکه هر چیز در جای شایسته اش قرار گیرد". پس اگر دانش آموزی به گونه ای کامل به درس بپردازد، شایسته نمره 20 است و در غیر این صورت، به همان میزانی که تلاش کرده به امتیاز می رسد.

نکته اینجاست که ما خیال می کنیم: جنایت دشمنانِ حضرت زهرا(س) همان سیلی زدن به ایشان است و ظلم قاتلان حضرت امام حسین(ع) نیز، قتل ایشان می باشد؟! درحالی که عمق جنایت فراتر از شعاع درکِ ماست.

حضرت امام محمد باقر(ع) پاسخ این سؤال را چنین می فرمایند:

"آن دو اولین کسانی هستند که به ما ظلم کرده، حق ما را ربوده و بر ما چیره شدند. آن دو دری از ظلم و ستم به رویِ ما گشودند که تا قیامت بسته نخواهد شد. خداوند از ستمی که در حق ما نمودند، نگذرد و آنها را نیامرزد".[4]

به عبارتی: آن "سیلی" نیز آغاز نبرد بی پایانی بود که از دست پلید دوّمی شلیک شد و تنها جنایت آن دو نیست![5] تمام جنایات (حتی شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) از روزِ سقیفه و هم پیمانی ِ شیطان صفتان جهت غصب حق امامت و مدیریّت شایسته سالارِ معصومان، نشأت می گیرد.

حضرت امام جعفر صادق(ع) وزر و وبال همه را گردن آندو می داند و می فرماید:

"تا قیامت هر خون ناحقی که ریخته شود، هر مالی که از حرام کسب شود، و هر فحشایی که مرتکب شوند همه بر گردن آن دو می باشد، تا اینکه قائم آل محمد(ص) به پاخیزد (و از این اعمال جلوگیری کند). ما بنی هاشم بزرگ و خُردسال خود را دستور می دهیم که آن دو را سَب نموده (و ناسزا) گویند و از آنها برائت و بیزاری جویند"[6]

با این حساب، دانسته می شود که جرم دشمنان اهل بیت(ع) یکی و دو تا و صدتا و یک میلیون و یک میلیارد نیست بلکه به اندازه تمام گناهان صغیره و کبیره جن و انس (در طول زمان)، مرتکب فحشا و منکرند؛ و از این روست که حتّی قصاصِ در زمان رجعت نیز کافی نمی باشد!

امام صادق(ع) فرمودند:

محبت و ولایت اولیای الهی و برائت از دشمنان آنها واجب است. برائت از کسانی که به آل محمد(ص) ستم کرده، هتک حرمت نموده، فَدَک و میراث حضرت فاطمه(س) را به زور گرفتند و حقوق آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) را به یغما بردند...

 

پی نوشت ها:

(بحار10/ 356ـ226؛ عیون اخبار الرضا(ع) 2/ 126ـ124)

[1] . انما یرجع الی الدنیا قیام القائم(ع) من محض الأیمان محضا او محض الکفر محضا. فاما من یَسوی هذین فلا رجوع لهم الی یوم الحساب. بحارالانوار، ج 6، ص 254، ب 8، ح 87؛ بحارالانوار، ج 53، ص 138.

[2] . بحار، ج 27، ص 62؛ وسایل الشیعه، ج 28، ص 345؛ اعتقادات شیخ صدوق(ره) 80ـ79.

[3] . ر.ک: احتجاج 449، اِعلام الوری 436، عیون ج 1، ص 58، کمال الدین 253ـ377، الهدایة الکبری، 163، مثالب النواصب، 113، ارشاد القلوب ج2، ص 285، الایقاظ 287،‌ بحار 252ـ386، بحار ج 3، ص 277ـ276، و ج 36، ص 245، ج 52، ص 379 و 283، ج 53، ص 12ـ4.

[4] . بحار 30/ 383.

[5] . جنایات آنها را در کتاب «شهادت مادرم زهرا(س) افسانه نیست!" مطالعه کنید (با استفاده از منابع غیر شیعی.

[6] . بحار ج 47، ص 323، رِجال کَشّی، ص 206.

آیا امیرالمومنین علی (ع) قاتلان حضرت صدیقه طاهره (س) را بخشیدند؟

حجت الاسلام والمسلمین علوی تبیین کرد: آیا امیرالمومنین علی (ع) قاتلان حضرت صدیقه طاهره (س) را بخشیدند؟
حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی گفت: برخی از اهل سنت گفته اند طبق خطبه 219 امیرالمومنین علی (ع) اولی و دومی را بخشید؛ این در حالی است که مراد از تعبیر فلان در این خطبه یکی از سه نفر سلمان یا محمد بن ابی بکر و یا مالک اشتر است.

صدای شیعه: حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی، کارشناس رسانه ملی و استاد حوزه در جمع عزاداران شهادت مظلومانه حضرت زهرای بتول (س) گفت: به استناد روایت هایی از حضرت محمد (ص) که اهل سنت نیز نقل کرده اند ملاک غضب خداوند خشم و غضب حضرت زهرا (س) است لذا اگر می خواهیم خداوند کجا غضبناک می شود باید بدانیم حضرت فاطمه (س) از چه کسی یا چه کسانی غضبناک شده اند.

 

وی با بیان اینکه در منابع تاریخی اهل سنت مباحثی وجود دارد که اولا حضرت زهرا (س) نسبت به دستگاه خلافت و حرکت ثقیفه غضبناک شدند و ثانیا غضب حضرت تا آخرین روز حیاتشان ادامه داشت، خاطرنشان کرد: حضرت زهرا (س) به استناد 2 آیه قرآن کریم اهمیت غضب شان را تبیین نمودند و با اشاره به آیه 81 سوره طاها تصریح کردند برپاکنندگان ثقیفه خوار و ذلیل خواهند شد و کسانی که نسبت به آن گروه تمایل پیدا کردند و رهبری آنها را پذیرفتند نیز خوار و ذلیل می شوند.

 

این استاد حوزه ادامه داد: حضرت فاطمه (س) با اشاره به آیه 13 سوره ممتعنه که می فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید حضرت قومی را که خداوند بر آنها غضب کرده است به رهبری و سرپرستی نپذیرید، اظهار داشت بنابراین خداوند دستور داده رهبری کسی که مورد خشم اوست نپذیرید و حضرت زهرا (س) نیز با استناد به این آیه به طرفداران ثقیفه هشدار دادند که اگر ملاکشان قرآن است باید از پذیرش زعامت و رهبری کسانی که ثقیفه را برپا کردند اجتناب ورزید.

 

حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی افزود: ابن ابی الحدید عالم سنی آورده است نزد من ابی الحدید آنکه صحیح است اینکه فاطمه در حالی از دنیا رفت که خشمگین بر اهل ثقیفه بود و وصیت کرد آن دو نفر (اولی و دومی) بر روی نماز نخوانند. روایات متواتر برای من تصدیق می کند که فاطمه خودش وصیت کرد که شبانه دفن شود و اهل ثقیفه بر روی نماز نخوانند و از علی برای این امر عهد گرفت.

 

وی با بیان اینکه حضرت زهرا (س) بر اهالی ثقیفه خشمگین است و نتیجه این خشم، خواری و هلاکت برای آنهاست، تصریح کرد: این کلام بر اساس آیه ای است که می فرماید: اگر ایمان دارید رهبری کسانی را که ما بر آنان غضبناک هستیم نپذیرید.

 

این کارشناس رسانه ملی ادامه داد: برخی از اهل سنت می گویند بین حضرت زهرا و اهل ثقیفه مشکلی نبوده و اگر عداوتی بوده است کسانی بین آنها آشتی داده اند شاهد شما برای این سوال چه کسی است؟ این گروه از اهل سنت: در کتاب نهج البلاغه علی ابن ابیطالب طی خطبه ای کمال دفاع را از دومی داشته است حال این سوال مطرح است که مگر می شود یک نفر قاتل همسر آدم باشد و همسر انسان از او خشمگین باشد و شوهر از او دفاع کند بنابراین وقتی علی ابن ابیطالب از دومی دفاع کرده است یعنی دیگر خشمی از او ندارد.

 

وی با بیان اینکه اهل سنت می گویند ادعای ما برای این سخن خطبه 219 بر مبنای سایر نسخ، خطبه 256 می باشد، گفت: امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: خدا آبادی شهرهای فلانی را حفظ کرد، کژی ها را راست کرد، دردها را درمان کرد و سنت پیغمبر (ص) را به پا داشت و خطبه ها را پشت سر گذاشت و در عین حال پاکدامن و بی عیب از دار دنیا رفت، خیر و خوبی حکومت را درک کرد، خداوند به او لطف کرد و شر حکومت از سر او برداشته شد.

 

حجت الاسلام والمسلمین علوی تهرانی تصریح کرد: امیرالمومنین علی (ع) در این خطبه از چه کسی تعریف کرده است حضرت در این خطبه اسم شخص مشخصی را نبرده اند بلکه تعبیر فلان را به کار برده اند و فقهای امامیه به اتفاق می گویند منظور از فلان قطعا اولی (و یا دومی) نبوده است بلکه بین سه نفر، سلمان فارسی یا جناب محمد بن ابی بکر و یا مالک اشتر احتمال وجود دارد.

 

وی در پایان گفت: بنابراین مشخص شد امیرالمومنین علی (ع) قاتلان حضرت صدیقه (س) نبخشید و مراد از تعبیر فلان در خطبه 219 (256) اولی و یا دومی نبوده اند.

چرا به این بانو در آسمان منصوره و در زمین فاطمه می گویند؟

حضرت فاطمه (عَلیها السَلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشدبه نحوی که این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است و این گروه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند که در تمامی آن ها به جایگاه والای ایشان اشاره شده است.

صدای شیعه:

در این باره از امام صادق (عَلیه السَلام) از پدران بزرگوارش از پیامبر (صَلى الله عَليه وَ آله) نقل شده است که ایشان در باب جایگاه والای حضرت فاطمه (سَلام الله عَلیها)  فرموده اند:

نور فاطمه (سَلام الله عَلیها) قبل از اینکه زمین و آسمان خلق شوند آفریده شد، بعضی از مردم گفتند: یا رسول الله! پس بنابراین: فاطمه از جنس بشر نیست؟

حضرت فرمودند: فاطمه حوریه ي انسیه ایست.

گفتند: یا رسول الله! چگونه می شود که زهراء (سَلام الله عَلیها) حوریه و انسیه باشد؟

پیامبر فرمودند: خداي توانا قبل از خلقت حضرت آدم و ارواح خلائق حضرت فاطمه ي اطهر (سَلام الله عَلیها) را از نور خود آفرید، سپس آدم (عَلیه السَلام) را خلق نموده و فاطمه (سَلام الله عَلیها) را.

 سپس عرض شد: یا رسول الله فاطمه (سَلام الله عَلیها) در آن وقت کجا بود؟

رسول مکرم اسلام فرمودند: نورِ او در میان یک حقه در زیر ساق عرش جاي داشت.

آن جمع گفتند: اي رسول خدا! طعام وي چه بود؟

حضرت فرمودند: تسبیح و تقدیس و تهلیل و حمد خدا بود، موقعی که خدا حضرت آدم را آفرید و مرا از صلب او بیرون آورد خداي عزّوجلّ دوست داشت که حضرت زهرا (سَلام الله عَلیها) را از صلب من خارج کند، پس او را از یک سیب بهشتی قرار داده و آن سیب را جبرئیل نزد من آورد و به من گفت: یا محمّد؛ خدا تو را سلام میرساند و این سیبی است که خداي مهربان آن را از بهشت براي تو فرستاده، من آن سیب را گرفتم و به سینه ي خود چسباندم و سپس جبرئیل گفت: یا محمّد! خداوند می فرماید: این سیب را تناول کن!

 هنگامی که آن سیب را دو نیمه کردم پس دیدم نوري از آن ساطع شد که من ترسان شدم.

پس جبرییل پرسید: یا رسول الله! پس چرا آن را تناول نمیکنی؟ میل کن و خائف مباش زیرا این نور آن بانوییست که در آسمان منصوره و در زمین

فاطمه است.

گفتم: اي حبیب من جبرئیل! چرا در آسمان منصوره و در زمین فاطمه است؟

جبرییل پاسخ داد: بدین جهت در زمین فاطمه نامیده شده که شیعیانش از آتش بریده شده اند و دشمنان وي از محبّتش محروم خواهند بود و در آسمان بدین لحاظ منصوره است که خداوند متعال فرموده است: در آن روز (روز قیامت)، مؤمنین براي نصرت خدا که هر کس را بخواهد یاري می کند خوشحال می شوند، منظور از این نصرت، همان نصرتی است که فاطمه ي اطهر (سَلام الله عَلیها) براي دوستان خود خواهد داشت.

منابع:

1-شیخ صدوق، معانی الاخبار : 396.

2-محمد قائم فرد، زندگانی حضرت زهرا(س)، ترجمه ی جلد 43 بحارالأنوار: 24-23.

حضرت زهرا(س) در کلام دانشمندان ونام آوران؛

 کسي‌ برتر از فاطمه نيافتم مگر پدر او/فاطمه(س) سرور زنان در آخرت خواهد بود
فاطمه پاکدامن ، دخت فضيلت هي‌ پيامبر بود ، خصلت هايي‌ که با نبوغ اخلاق و خلاقيت ، پربار شده بود .

صدای شیعه: زين العرب به نقل از شرح المصابيح مي‌ گويد : فاطمه ، بتول گسسته نام گرفت چون از جهت فضيلت و ديانت و تبار ، زني‌ از ميان زنان نتوانست هم گون او باشد .
 
هروي‌ به نقل مناقب گويد : فاطمه بتول منقطع نام گرفت چون منقطع النظير بود .
 
کمال الدين محمد بن طلحه الشافعي‌ گفته : به فضيلت سجايي‌ منصوص ، اختصاص يافت که منحصر به او بود و به فضيلت ويژگي‌ هايي‌ متمايز شد که در لفظ نبوي‌ آمده بود و به صفات شرف ممتاز گشت که روان هاي‌ گرانمايه براي‌ دست يابي‌ به تنها يکي‌ از آنها ، رقابت مي‌ کنند ...
 
شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان ذهبي‌ آورده : مفاخر او فراوان است ، او بردبار ، ديندار ، نيکوکار ، قانع و سپاس گوي‌ بود.
 
سليمان کتاني‌ ، نويسنده مسيحي‌ لبناني‌ : فاطمه پاکدامن ، دخت فضيلت هاي‌ پيامبر بود ، خصلت هايي‌ که با نبوغ اخلاق و خلاقيت ، پربار شده بود . تن نزار او ، آوند روح شفاف بود تا اينکه در آن سرچشمه ي‌ که پدرش از آن طلوع کرد محو شد .
 
عايشه : هرگز کسي‌ برتر از فاطمه ـ جز پدر او ـ نديدم .
 
بنت الشاطي‌ دانشمند مصري‌ : او محبوب ترين دختر پيامبر در ميان دخترانش بود و شبيه ترين کس از جهت خلق و خوي‌ و خلقت به پدر خود بود . . . خداوند تقدير کرد که از بين خواهرانش تنها او ظرف مطهر سلاله مطهر باشد و رويشگاه پاک درخت تنومند اشراف آل بيت پيامبر . . . » .
استاد احمد شمس باصي‌ در کتاب خود « نفحات من سيرة السيده زينب » ، آورده : فاطمه در ميان زنان دنيا بهترين بود و سرور زنان خواهد بود در آخرت .
 
دکتر علي‌ ابراهيم حسن گفته است که : زندگي‌ فاطمه برگي‌ منحصر به فرد است در ميان برگ هاي‌ تاريخ که انواع عظمت ها را در او لمس مي‌ کنيم . . . ما ، در برابر شخصيتي‌ قرار داريم که توانست در جهاني‌ پديدار شود در حالي‌ که دورادور او هاله ي‌ از فرزانگي‌ و شکوه فرا گرفته بود ، فرزانگي‌ که منبع آن کتاب هاي‌ فيلسوفان و دانشمندان نيست بلکه تجارب روزگار است که لبريز از دگرگوني‌ ها و پيشامدهاي‌ ناگهاني‌ است و شکوهي‌ که نه از پادشاهي‌ يا ثروت که از اعماق جان او سرچشمه گرفته بود . شايد عظمت فاطمه بود که عايشه را واداشت تا بگويد : کسي‌ برتر از فاطمه نيافتم مگر پدر او .

برگرفته از کتاب "اهل بيت (عليهم السلام) عرشيان فرش نشين"/تالیف استاد حسین انصاریان

حضرت فاطمه(س) در بهشت چه جایگاهی دارند؟

از علی (ع) نقل شده که روزی رسول خدا (ص) بر فاطمه وارد شد و به او گفت: ای فاطمه! هنگامی که به در بهشت رسیدی دوازده هزار حوریه با تو ملاقات می‌کنند که قبلاً با هیچکس ملاقات نکرده‌اند و بعد از ملاقات با تو نیز با هیچکس ملاقات نخواهند کرد.

صدای شیعه: در پاره‌ای از روایات آمده فاطمه (س) یکی از سواران چهارگانه روز قیامت است که سوار بر «غضباء» ناقه (شتر) رسول خدا (ص) می‌شود. مرحوم ابن شهر آشوب، روایت می‌کند: هنگامی که پیامبر اسلام (ص) در بستر رحلت قرار گرفت، ناقه غضباء به پیامبر (ص) عرض کرد، مرا بعد از خود برای چه کسی وصیت می‌کنی؟ پیامبر (ص) فرمود: «ای غضباء، خدا به تو برکت دهد، تو از آن دخترم فاطمه (س) هستی، که در دنیا و آخرت بر تو سوار می‌شود.»

هنگامی که پیامبر (ص) رحلت کرد، آن ناقه، شبانه نزد فاطمه (س) آمد و گفت:‌سلام بر تو ای دختر رسول خدا، اکنون فراق من از دنیا نزدیک شده است سوگند به خدا پس از رحلت رسول خدا (ص) لب به آب و علف نزده‌ام، آن ناقه (از فراق جانسوز پیامبر) سه روز بعد از رحلت رسول خدا (ص) جان داد.

در تفسیر فرات ابن ابراهیم نقل شده که امیرالمومنین علی (ع) فرمود: روزی رسول خدا (ص) بر فاطمه (س) وارد شد درحالیکه فاطمه (س)‌ غمگین بود (صفحه 36) پیامبر (ص) مطالبی درباره قیامت فرمود تا به اینجا رسید: ای فاطمه! هنگامی که به در بهشت رسیدی دوازده هزار حوریه با تو ملاقات می‌کنند، که قبلاً با هیچکس ملاقات نکرده‌اند و بعد از ملاقات با تو نیز با هیچکس ملاقات نمی‌کنند، در دست آنها سلاحی از نور است، آنها بر ناقه‌هایی از نور سوار هستند که پالان آن ناقه‌ها از طلای زرد و یاقوت سرخ است، مهار آنها از مروارید تر است، و بر هر ناقه بساطی از سُندس که با جواهر آبدار، مرصع و متراکم است، قرار دارد، هنگامی که وارد بهشت شوی، بهشتیان از قدوم تو شادمان می‌شوند و از برای شیعیان تو مائده (سفره‌های) مخصوصی که بر کرسی نور قرار دارند حاضر کنند و از غذای آن تناول کنند، درحالیکه سایر مردم هنوز درگیر حساب و کتاب خود هستند و از برای شیعیان تو آنچه را که میل داشته باشند، همیشه آماده و مهیا شده است و هنگامی که اولیاء خدا در بهشت استقرار می‌یابند، حضرت آدم (ع) و همه پیامبران بعد از او، به زیارت تو می‌آیند.

در کتاب خرائج راوندی از سلمان نیز نقل شده که گفت: در خانه حضرت زهرا (س) بودم دیدم که فاطمه (س) نشسته و آسیائی پیش روی او است و بوسیله آن مقداری جو را آرد می‌کند و عمود آسیا خون آلود است و حسین (ع) که در آن هنگام کودک شیرخوار بود، در یک جانب خانه بر اثر گرسنگی به شدت گریه می‌کند، عرض کردم که ای دختر رسول خدا (ص) چندان خود را به زحمت نینداز و اینک این فضه (کنیز شما) است و در خدمت حاضر است. فرمود: رسول خدا (ص) به من سفارش کرد که کارهای خانه را یک روز من انجام دهم و روز دیگر فضه انجام دهد، دیروز نوبت فضه بود و امروز نوبت من است. سلمان می‌گوید: عرض کردم من بنده آزاد شده شما هستم من حاضر به خدمت هستم یا آسیا کردن جو را به عهده من بگذارید و یا پرستاری از حسین (ع) را فرمود: من به پرستاری حسین مناسبتر و نزدیکتر هستم تو آسیا کردن را به عهده گیر. من مقداری از جو را آسیا کردم که ناگهان ندای نماز شنیدم به مسجد رفتم و نماز را با رسول خدا (ص) خواندم و پس از نماز، جریان را به علی (ع) گفتم آن حضرت گریان به خانه رفت و خندان بازگشت، رسول خدا (ص) از علت خنده او رسید، او عرض کرد: نزد فاطمه (س) رفتم و دیدم خوابیده و حسین هم به خوابی رفته و آسیا در پیش روی او بی آنکه دستی آن را بگرداند، خود بخود می‌گردد. رسول خدا (ص) خندید و فرمود: یا علی آیا نمی‌دانی که برای خدا فرشتگانی است که در زمین گردش می‌کنند تا به محمد و آل محمد خدمت کنند و این خدمت آنها تا روز قیامت ادامه دارد.

منبع: کتاب «رنج‌ها و فریادهای حضرت فاطمه (س)» تألیف شیخ عباس محدث قمی (ره) و ترجمه محمد محمدی اشتهاردی

قنوت نماز و ارتباط آن با حضرت فاطمه زهرا(س)


نکته قابل تأملی در دعای قنوت وجود دارد این است که چرا نمی‌گوییم حسنات بلکه می‌گوییم حسنه که به صورت مفرد آمده است. برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا ببینیم حُسن چه تعریفی دارد؟

صدای شیعه: حجت‌الاسلام محمود ریاضت از خطبای تهران درباره ارتباط قنوت نماز با دستیابی به معرفت حضرت فاطمه(س) نکات جالبی را مطرح کرده است که متن آن در ادامه می‌آید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

لَوْ کَانَ الْحُسْنُ هَیْئَةً لَکَانَتْ فَاطِـمَةَ بَلْ هِـیَ أَعْـظَم، إِنَّ فَاطِـمَةَ ابْنَتِی خَیـْرُ أَهْـلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً وَ شَـرَفاً وَ کَرَماً.

 اگر قرار بود زیبایی و نیکویی و خوبی صورتی داشته باشد همانا آن، فاطمه است؛ بلکه فاطمه فراتر از اینها است، به درستی که دخترم فاطمه بهترین اهل زمین است در اصل و ریشه و شرافت و کرامت. (مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة (ابن شاذان)، ص136)

اولین دعایی که بزرگان به ما آموزش داده‌اند که در قنوت نمازهای‌مان بخوانیم این دعای قرآنی است: «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ خداوندا در دنیا به ما خوبی ونیکی و در آخرت هم به ما خوبی و نیکی عطا فرما و ما را از عذاب آتش حفظ فرما!» (201/ بقره)

نکته قابل تأملی در این دعا وجود دارد که چرا نمی‌گوییم حسنات بلکه می‌گوییم حسنه که به صورت مفرد آمده است، خدایا در دنیا و آخرت به ما یک حسنه عطا فرما. همان که در دنیا عطا می‌کنی همان را در آخرت عطا فرما! چرا؟ برای پاسخ به این سؤال باید ابتدا ببینیم حُسن چه تعریفی دارد؟

در روایتی از رسول گرامی اسلام صلی الله وعلیه وآله وسلم نقل شده است که فرمودند: اگر خوبی، نیکی و زیبایی دارای صورتی می‌بود هر آینه آن فاطمه سلام الله علیها است، بلکه او برتر از خوبی و حُسن است، زیرا دخترم فاطمه سلام الله علیها از لحاظ ریشه و اصل و کرامت و بزرگواری و شرافت بهترین اهل زمین است.

بنا بر این تعریف، به معنای اتم و اکمل، حُسن، وجود صدیقه اطهر است که اگر کسی در دنیا به معارف و محبت او دست یافت، به تحقیق دعای «فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة» در مورد او به اجابت رسیده است.

معارف فاطمی باعث تکمیل نبوت در انبیای الهی شده است که علامه بزرگوار شعرانی در کتاب شریف مدینة المعاجز از امام باقر علیه السلام نقل می‌کند: ما تکاملت النبوة لنبی الا اقر بفضلها و معرفتها؛ نبوت در هیچ پیامبری به کمال نرسید مگر آنکه به برتری و معارف صدیقه اطهر اقرار نمود.

مصداق حسنه در خواست شده در دعای مذکور از خداوند معرفت به دختر رسول خدا فاطمه زهرا سلام الله علیها است.

معرفت یعنی کاربردی‌شدن اعتقاد و محبت نسبت به شخص، اینکه می‌گوییم فلانی خیلی با معرفت و با مرام است یعنی در عمل کاری انجام داده که نشانه معرفت و مرام نیکوی اوست. پس معرفت به حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها یعنی کاربردی کردن فضایل و مناقبی که از آن وجود ذی‌جود نقل شده است که در محبین و شیفتگان و علاقه‌مندان به آن عزیز به منصه ظهور و بروز رسیده است چرا که «مَن عَرَفَ فاطِمَة حَقَّ مَعرِفَتِها فَقَد اَدرَکَ لَیلَةَ القَدر».

امیدوارم همه شیعیان حضرتش توفیق عملیاتی‌کردن معارف نورانی آن حبیبه الهی را داشته باشند. ان شاءالله.

ویژه نامه شهادت جانسوزحضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام








نظر رهبری درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س)

حجت الاسلام ادیب یزدی درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخت و گفت: یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند."

وی افزود: دقیقا همین نکته ای که حضرت آقا فرمودندمدنظر است.ایام فاطمیه نسبتا طولانی است به جهت این که فضائل حضرت زهرا(س) هم بی حد و حصر و بی اندازه است. فاطمه زهرا(س) ریشه، اصل و اساس ولایت و عصمت و حقیقت امامت است. هر قدر فضائل ایشان گفته شود اولا تمام شدنی نیست و ثانیا برکات بسیاری بر بیان فضائل فاطمی آمده است به عنوان نمونه بیان فضائل فاطمه(س) نفاق را از انسان می زداید، ایمان انسان را زیاد می کند، موجب بصیرت عمیق انسان نسبت به حوادث و وقایع تاریخی می شود، انسان را با حقایق و بطن این عالم آشنا می کند، انسان را پیش خدا و حضرات معصومین(ع) خصوصا حضرت بقیة الله(عج) محبوب می نماید و زمینه کسب تقوا و فضیلت را در انسان مضاعف می کند و بسیاری از فضایل دیگر. لذا جامعه شیعی ما به ذکر فضائل فاطمی بسیار نیازمند است و بحمد الله فرصت خوبی هم در ایام فاطمیه فراهم شده که توسط هیئتی ها، متدینین، نمازگزاران و مسجدی ها در مراسم هایی مختلف این فضائل گفته شود.

ادیب یزدی ادامه داد:ایام فاطمیه هم نزد شیعیان و ارادتمندان خاندان حضرت محمد(ص) ایام معین و کاملا علنی است. اما برای شهادت حضرت صدیقه فاطمه(س) 4 نقل وجود دارد اول اینکه برخی معتقدند خانم(س) 40 روز بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص) به شهادت رسیده اند بعضی ها گفته اند 60 روز، بعضی ها 75 و بعضی ها دیگر 95 روز. اما برای این که روز عظیم شهادت بی بی از دستمان نرود فصلی را به عنوان ایام فاطمیه قرار داده ایم که در مشخص ترین ایام 10 روز قبل از شهادت 75 تا 10 روز بعد از شهادت 95 در نظر گرفته شده است.یعنی در طول سال حداقل 40 روز برای بیان فضائل فاطمی قرار گرفته شده است .

ویژه نامه شهادت جانسوزحضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام

فاطمه ركن علی است
از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5)
چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست می‌روند.»
حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء‌ یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟

علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»

مددكار اطاعت الهی
انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند.
می‌خوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)

 

تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام
حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.»
حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم كه او را یاری می‌كردند و زینت‌ها را رها كرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7)
هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامی‌تر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»

با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك می‌كند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام
حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:
«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

 

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام
حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند:
«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.
«خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود كه دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید…

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند:
« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

 

 

ویژه نامه شهادت جانسوزحضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام






彡♥♥♥ کوثر رسول
♥♥♥彡


ویژه نامه شهادت جانسوزحضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام

 

حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر امیرالمومنین

منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن می‌تواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لكن در اینجا فهرست‌وار، به ذكر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.
مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام
شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌كند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:
* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1)
حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)
* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»(3)
* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این‌ كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)

امام، جوانان و جنگ

Image result for ‫امام، جوانان و جنگ‬‎

يكـى از توطئه هاى گسترده اى كه عليه انقلاب اسلامى تـوسط امريكا و ايادى او در منطقه به راه افتاد، جنگ تحميلى بـود. رژيـم مغرور عراق به تحـريك امريكا به مرزهاى ايران حمله كرد، ولـى جـوانان مـومـن و سلحشـور با مقاومت دليرانه و مثال زدنى خـود بخصـوص در خرمشهر، دشمـن را زمينگير كرده و در طـول 8 سال دفاع مقـدس، با عمليـاتهاى مختلف مـوفق شـدنـد دشمنـــى را كه وعده فتح 3 روزه خـوزستان را مـى داد، بدون كسب حتـى يك وجب از خاك ايران منكـوب كنند. از مهمترين عوامل ايـن پيروزى و مقاومت، رابطه عاطفى قوى بيـن امام و جوانان بـود. امام خمينى با صداقت بى بديل، شجاعت و ايمان قوى، تقوا و اخلاص و ساده زيستى خـود الگو و مراد و محبـوب قلب ميليونها جوان ايرانى شده بـود. از مظاهر ايـن عشق و ارادت ديـدارهاى جـوانان رزمنـده در حسينيه جماران است كه چگـونه بـا ديدن مراد خـويـش اشك مـى ريختنـد و عاشقانه در ديدار با محبـوب خود، مجذوب چهره نورانى او مى شدند. امام هـم متقابلا علاقه بسيار عميقى به جـوانان داشتند. وقتـى پيامها و سخنان امام پخـش مى شد آنچنان از استحكام و قـوت و شادابى و روحيه انقلابـى سرشار بـود كه به نظر نمـىآمـد سخـن مـردى در آستانه 90 سالگـى است. اظهار ارادتهاى مخلصانه امام به جـوانان رزمنده و بسيجيان و تقدير از روحيه ايثـار و تعاون و اخلاص و فـداكـارى و شب زنــــده داريها و شهادت طلبيهاى آنان در تمـام دوران دفـاع مقـدس، جبهه هاى جنگ را وعده گاه جـوانان آگاه و متعهدى سـاخته بـود كه بـا دل كنـدن از تمام مظاهـر مـادى و فـريبنـده و دست و پـا گيـر دني، جبهه را معراج دل به سـوى حق و قبله حق پـرستان و شيطان ستيزان قرار داده بودند.

((اينجانب هر وقت با يكـى از چهره ها روبه رو مى شـوم و عشق او را به شهادت در بيان و چهره نورانيش مشاهده مى كنـم، احساس شرمسارى و حقارت مى كنم ... جوانان عزيزم! شما توقع نداشته باشيد كه مـن بتوانـم از عهده ثناى شما و شكر عمل شما برآيم. شما را همان بس كه محبـوب خداى تعالى هستيد و خداى شما فرمـوده كه شما را چـون سدى محكـم و بنيانى مرصـوص در مقابل دشمنان خدا و براى رضاى او ايستاده ايد، دوست مـى دارم و اين است جزاى شما و ايـن است عاقبت عمل شما.))(9)

 و:((من وقتى كه اين طور احساسات را از جوانهاى وطـن مى بينم و اين طـور مهيا بـودن از بـراى شهادت، مهيا بـودن از بـراى دفـاع از اسلام، غرور مى گيرد مرا كه همچو جـوانهايى داريـم.))(10) ((ايـن تحـولى كه در جـوانهاى م، در انسانه، آنهايى كه متعهد هستند، پيدا شده است، اهميتـش بيشتر از آن تحولى است كه در مملكت پيدا شده است. اين بود كه با همت شما جوانان، همه قشرها ... ايـن سد بـاطل ر، سـد شيطانـى را شكستيـد و شيطانها را از حـريـم اسلام بيرون كرديد)).(11)

امام، جوانان و انقلاب

Image result for ‫امـام و جـوانـان‬‎

رژيـم شاه همچنـان به ظلـم و چپـاول خـود ادامه مـى داد. شـاه و خانـدان او با نهايت سـرسپـردگـى در مقابل امـريكا و اسـرائيل، خزانه هاى ملت را به جيب گشاد بيگانگان سـرازير كرده و هر فرياد آزاديخـواهانه را با شدت سركوب مى نمودند و با ايجاد مراكز فساد مى خواستند جـوانان را به اعتياد و فحشا و ميگسارى و قمار يا به ولگردى و سرگرم شـدن به پـوچگرايـى و هيپـى گرى در وادى وانفساى غفلت و هرزگى به برهـوت بدبختـى بغلطانند و هر كه را نيز ياراى مبارزه باشـد، به شكنجه گاهها و تبعيـدگاهها فـرستاده، او را در انزوا قرار دهنـد. ايـن سياست در داخل ايران ادامه داشت و امام نيز از تبعيـدگاه خـود (نجف اشرف) با نامه ها و پيامها با افشاى نقشه و بـرنامه هاى شاه و امـريكا و آگاه كـردن مـردم و جـوانان داخل و خارج كشـور، بذر انقلاب را در سراسـر ايـران مـى افشانـد. امام بـا تكيه بـر اسلام رهايـى بخـش ـ نقطه وحـدت تمام نژادها و اقـوام كشـور ـ آنچنان امـواج خروشانـى را عليه طاغوت به وجـود آورد كه زنجيـرهاى 2500 ساله پـاره شـد و حكـومت اسلامـى ـ هـدف مقبـول امت و امـام ـ در ايـران بـرقـرار گـرديد.

هنر بزرگ امام اين بـود كه در جهانـى كه روشنفكران آن، ديـن را افيون ملتها و جدايى ديـن از سياست را لازمه نهضت مى دانستند، با توحيد كلمه و كلمه تـوحيد و با به ميدان آوردن جـوانانى عاشق و مـومـن، انقلابـى عظيـم به وجـود آورد كه آثار آن تا قرنها باقى خـواهـد مـانـد و مشعلـدار مبـارزات ملل مسلمـان خـواهـد بـود.

امام با رهنمودهاى خـويـش، شور انقلاب را در دل جـوانان ايجاد و در هـر مـرحله آنـان را هـدايت مـى كـرد:

((جـوانان ايـران و زنان و مـردان كه در زمان طاغوت بـا تـربيت طاغوتى بار آمده بـودند، هرگز نتوانستند با قدرت طاغوتى مقابله كنند، ولى آنگاه كه به دست تـواناى حق جل و علا به انسان انقلابى دور از علايق شيطانى متحول شدند، آن قدرت عظيـم را سركوب كردند. دستهاى جنايتكارى كه جـوانان عزيز را در رژيـم سـابق به مـراكز فساد كشاند و از انسانهاى آزاد عروسكهاى مصرفـى تراشيد، انگيزه و نقشه شان ايـن بـود كه هر خيانتى كه در آن كشور واقع مى شـود و هرچه به سـر ملت و ذخاير ارزنـده آن مـىآيـد و هـرچه زنجيـرهاى استعمار به دست و پاى مردم محكمتـر مـى شـود، در مقابل بـى تفاوت بـاشنـد و يـا به حمـايت همـان رويه بـرخيزند)).(7)

 و:[))جـوانان] بـداننـد كه تـوطئه ها در كـار است كه نگذارنـد شما جـوانها به رشد انسانى خـودتان برسيد و ايـن كشور، كشور آزاد و مستقل باشـد. آنهايـى كه چپاول ايـن كشـور مـى كردند، باز مشغول توطئه اند كه در ايـن كشور آرامـش برقرار نشود تا اصلاح نشود ... از ايـن جهت ... همه جـوانهاى محتـرم و عزيز بـا بيـدارى تـوجه داشته باشند كه اينهايى كه در بيـن جمعيتها مىآيند و مى خـواهند با اظهار اسلاميت، با اظهار اينكه ما براى كشـور دلسـوز هستيـم، مانع بشـونـد از اينكه مـردم كار بكننـد ... اينها دوستـان شما نيستند. اينها همانهايى هستند كه مى خـواهند نگذارند مملكت شم، كشور شم، مستقل بشـود ... اعراض كنيد از ايشان ... از ايـن به بعد هـم مـن اميـدوارم كه با حفظ خودتان و حفظ ايمان خـودتان و تـوجه به خـدا ايـن راه را تـا آخـر بـرسـانيد)). (8)

امـام، جـوانـان، و مبـارزه بـا استعمـار و طـاغوت

Image result for ‫امـام و جـوانـان‬‎

بررسـى سخنرانيها و پيامهاى دهه چهل و نيمه اول دهه پنجاه امام به وضـوح نشان مـى دهـد ايشـان بـا جـديت و پشتكار چهره ظلمت زده استعمار و رژيـم را افشا مـى كند. ايشان در بيانات فراوانـى سعى مـى كند هيمنه سهمگين استبـداد را در ايـران بشكنـد. از نخستيـن سخنرانيهاى خـود در سال 42 و 43 پيامبرگـونه(1) نوك پيكان حمله را متـوجه سر اژدهاى استعمار مى كند و بى محابا در دورانى كه ترس و حيرت و سكـوت همه جا را فرا گرفته است، امريكا را عامل اصلـى بـدبختـى و فساد، و پشتيبـان مهم رژيـم شاه معرفـى مـى نمايـد و نقشه هاى شـوم آنان را براى تباهى ((نسل و حرث))(2) ايران، برملا مـى سازد و شجاعانه راههاى مبارزه را در پيـش پاى ملت و جـوانان انقلابى باز مى كند.

 

در ايـن خصـوص به بخشـى از سخنـان امـام تـوجه مـى نمـاييم:

((نقشه ايـن بود كه[ جوانان] يا در خدمت دولتهاى اجانب باشند و اخيرا خصـوصا در خدمت آمريكا و يا يك افرادى باشند كه بـى تفاوت باشند. ايـن مراكزى كه براى عيـش و عشرت جـوانها تهيه كردنـد و ايـن مغازه هاى زيادى كه براى فروش عروسكها و فرآورده هاى خارجـى كه به وجـود آوردنـد و ايـن دكانهاى مشروب فروشـى، اينها به يك طبع خـودش واقع نشـده[ است]. اينها روى يك بـرنـامه اى بــود كه آنقدرى كه مى توانند در دانشگاهها جوانها را از بيـن ببرند و به خط آنها بكنند. آنقدرى كه در آنجا نمـى شـود، يعنـى مراكز فحش، بى تفاوتشان كنند و راجع به كشـور خـودشان بـى تفاوت باشنـد. هـر كارى مـى خـواهند بكنند، (شاه و آمريكا) بكننـد، آنها[ جـوانان] كارى نداشته باشند)).(3) و:

 

((از زمان رضاشاه اين نقشه ها بـود كه بايد ايـن ملت را عقب نگه داشت. بايـد ايـن ملت ما را از ديانتـش منفصل كـرد ... از زمان رضاشاه ايـن مطلب پيـش آمد كه اسلام را و خدمتگزاران اسلام را هر دو را كـوبيد)).(4) و با اشاره به نابـودى ذخاير مادى زيرزمينى مثل مـراتع، نفت و ... و ذخايـر روى زمينـى كه جـوانان هستنـد، مى فرمايد: ((نمـى گذارند اينها تحصيل كنند. رشد فكرى براى اينها نمى گذارند ... نمى گذارند قوه اعتراض در اينها پيدا شـود ... كه مقابل اينها بايستند و نگذارند اينها[ رژيـم شاه] اينقدر چپاول كنند)).

حضرت امام از كيد بزرگ استعمار ياد مـى كنند و براى جـوانان نيز رهنمـودهايـى دارنـد كه آنها را از غلطيدن در ايـن گرداب عظيـم هلاكتآور حفظ نمايد. ايشان همـواره مكتب اسلام و حكـومت اسلامى را نجات دهنده مـردم مـى دانستنـد و از جـوانان نيز مـى خـواستنـد با مطـالعه و شناخت اسلام و تـاريخ صـدر اسلام و شناخت حكـومت امـام علـى(ع)، تهذيب نفـس و فـداكـارى، اتحـاد و هشيـارى، التزام به احكام اسلام، افشاى جنايات شاه و اعتـراض به آنه، بيـدار كـردن مردم، پـرهيز از اختلاف و از اجتناب آراى شخصـى در تفسير قـرآن، تبـرى از قشرهاى غير اسلامـى و جـديت در تحصيل علـم(5)، خـود را بـراى مبارزه مكتبـى و درازمـدت با امـريكا و رژيـم مستبـد شاه تجهيز نمايند:

((بايد تـوجه داشته باشيـد تا روزى كه ملت اسلامـى پاىبنـد ايـن مكتبهاى استعمارى مـى باشـد يا قـوانيـن الهى را بـا آن مقـايسه مى كند و در كنار هـم قرار مى دهد، روى آسايش و آزادى را نخواهند ديد و ايـن مكتبهايى كه از چپ و راست به ملت اسلام عرضه مى شـود، فقط براى گمراهـى و انحراف آنان است و مـى خـواهنـد مسلمانان را بـراى هميشه خـوار و ذليل و عقب مانـده و اسيـر نگه دارنـد و از تعاليم آزادىبخـش قـرآن كـريـم دور سازنـد.))(6) حضـرت امام با صـراحت بيان مـى فـرمايـد: پاىبنـدى به مكتبهاى استعمارى و حتـى مقايسه اسلام بـا ايـن مكتبها و در كنار هـم قـرار دادن آنها چه ذلت و خـوارى بزرگـى را به همـراه مىآورد.

 

ايـن كار باعث مى شـود ملتها روى آسايـش و آزادى را نبينند. عدم پاىبندى به اسلام و دورى از تعاليـم قرآن، ذلتآفريـن و اسارتآور است، حتـى اگر بخـواهند اسلام را كنار آنها قـرار دهنـد، گرفتار التقاط مى شوند. پـس راه نجات و آزادى واقعى انسانها در تمسك به اسلام نـاب و بـى تـوجهى به مكـاتب چپ و راست و گـرايشهاى فكــرى برگرفته از ايـن مكاتب است; راهى كه قرآن و امام و شهدا در پيش پاى مسلمانان باز كردند.

امـام و جـوانـان، گذشته، حـال و آينـده

Image result for ‫امـام و جـوانـان‬‎

 طاهره كشوادى

((خـدا رحمت كند بنده اى را كه بـداند از كجا آمده و در كجاست و به كجا مى رود؟))امام على(ع)

آيا براى انسانى كه در طـول عمر خـويـش در مسير تحقق ايـن حديث نورانى تلاش و پـويـش نمايد، ديگر جاى جهل و ترديد در ((حال)) و اضطراب و اندوه براى ((آينده)) مـى ماند؟ آيا براى انسانى كه بر مبناى جهان بينى متعالى اسلامى مى فهمد گـوهر انتخاب شده هستـى از سوى خداى حكيم است و براى مدتى در ايـن دني، امانتدار ((گنج)) استعدادهاى خويـش و نعمتهاى غير قابل شمارش الهى شده و بر اساس عدالت طبق آنچه كه خـود در دنيـا آزادانه انتخـاب و عمل كــرده است، به محضـر الهى خـواهـد رفت، ديگـر جاى تشـويـش و نگـرانـى مى ماند؟ يا آن كـس كه شتابان به سـوى انجام اعمال نيك مى رود تا بـا زاد و تـوشه در رضـوان الهى كنـار اوليـا قـرار گيرد؟

در راستاى هميـن حديث نـورانى آنجا كه امام فرمـود: و بداند در كجا است ... وظيفه همه ما است كه بـدانيـم در چه جهانـى زندگـى مـى كنيـم; چه جهان طبيعت و ماده و چه جـامعه انسـانـى و اوضـاع تـاريخـى، سياسـى و اجتمـاعى. كسب ايـن آگـاهيها به روش صحيح و واقع بينانه ـ بويژه از طريق علماى متعهد و افراد آگاه و متديـن ـ براى انسان موجب بصيرت، آرامـش، رشد و تعهد مى شـود. به هميـن جهت بخشـى از ايـن مطـالعات و كسب آگـاهيه، به شنـاخت يكـى از عظيـم ترين و شگفتآورتريـن پديده هاى زمان م، يعنى انقلاب اسلامـى ايران منعطف مى گردد.

مطالعه اوضاع دوران قبل از انقلاب و حـوادث و سير انقلاب در طـول بيست سال اخير يكـى از رسالتها است. بـى ترديد جـوان امروز بايد بـدانـد بر سر چه سفره گرانمايه اى نشسته است. اگر او ارزش ايـن ((مائده الهى)) را نداند و آگاه نباشد ايـن مائده آسمانى چگونه و بـا تحمل چه رنجها و سختيها و مبـارزات و بـــــا گذار از چه ورطه هاى هـولناك و تـوطئه هاى خطرناك داخلى و خارجى به دست آمده است، آن را راحت از دست خـواهد داد.

با تـوجه به تحول عميقى كه در ملت ايران بخصوص جوانان به واسطه نفـس قدسى و گرم امام به وجود آمد و نقـش عظيـم ايشان در هدايت انقلاب كبير اسلامى كه از بزرگترين ثمرات آن، احياى ديـن در جهان امـروز است، بـازنگـرى رهنمـودهـا و استعانت از سيـره آن ((روح الهى)) ضرورتـى همگانى مى باشد. از اين رو در ايـن مقاله سعى شده است رابطه ((امام خمينـى و نسل جـوان)) در رهنمـوده، هشداره، اظهار علاقه و ارادتهاى ايشـان بـررسـى شـود.

 

ايـن سخنان و پيامها در طـول دوران 25 ساله انقلاب از حـدود سال 42 تا سال 67 بـر دل تاريخ نقـش بسته است. دورانـى كه اوج تسلط جابرانه و سياه استعمار بخصـوص دولت امريكا و استيلاى فرهنگـى ـ نظامـى رژيـم پهلـوى در ايران بـود. دورانى كه بيـش از هر زمان ديگر شاه و اطرافيانـش به تاراج سـرمايه هاى مادى و معنـوى ايـن كشـور مشغول بـودند. در هميـن زمان انقلاب اسلامـى به رهبرى امام خمينـى رويـش و جـوشـش مـى كنـد و بعد از پيروزى در بهمـن 57 با انبـوهـى از مشكلات، تـوطئه ها و محاصره اقتصادى و نظامـى روبه رو مى شـود. دورانى كه جـوانان و مراد آنها ـ امام خمينى ـ با تكيه بـر معارف عميق اسلامـى وعده هاى الهى را يكـى پـس از ديگرى محقق مـى سازنـد و حكـومت اسلامـى را به رغم مخالفت و دشمنـى قـدرتهاى استكبـارى در يكـى از مهمتـريـن منـاطق جهان بـر پـا مـى كننـد.

دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

Image result for ‫آيا جمهوري اسلامي التقاط است يا طرحي نو مي‎باشد؟‬‎

ویژگی‏های انقلاب اسلامی

گرایش دینی

یکی از ویژگی‏های انقلاب مردم ایران، خدا محوری آن است. در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی می‏خوانیم: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است».
در وصیت‏نامه پیر عرفان و بنیان گذار انقلاب اسلامی، در این‏باره چنین آمده است: «ما می‏دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان‏خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات الهی پیروز گردید. اگر نبود دست توانای خداوند، امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضد اسلامی و ضد روحانی خصوصا در این صد سال اخیر... یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد فریاد اللّه‏ اکبر و فداکاری‏های حیرت‏آور و معجزه‏آسا، تمام قدرت‏های داخل و خارج را کنار [زند].... تردیدی نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بود که از جانب خداوند منّان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است».

مردمی بودن انقلاب

مردمی بودن در انقلاب‏های دیگر هم کم و بیش دیده می‏شود، ولی در انقلاب اسلامی ایران بسیار برجسته‏تر است. در این انقلاب، بیشتر مردم به صحنه آمدند و خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برقراری نظام اسلامی شدند. نظامی، کارگر، کارمند، کشاورز، روحانی، دانشجو و معلم، همه و همه در این انقلاب سهیم بودند. این وجه از مردمی بودن انقلاب شاخص است. در بیشتر انقلاب‏های دیگر، عنصر اصلی مبارزه، نیروهای متشکل حزبی و شبه‏نظامی بودند که از راه جنگ مسلحانه کار را تمام کردند و نقش مردم بیشتر حمایت و پشتیبانی از آنها بود، ولی در انقلاب ما، همه مردم نقش داشتند و در سراسر کشور با یک شدت و قدرت با رژیم پهلوی به مبارزه برخاستند.

رهبری و مرجعیت

از ویژگی‏های مهم انقلاب اسلامی ایران که از ویژگی الهی بودن انقلاب سرچشمه می‏گیرد، نقش دین، عالمان دینی و رهبری و هدایت انقلاب است. همه انقلاب‏های دیگر به نوعی در مقابل دین و مذهب بودند، ولی این انقلاب با رهبری و هدایت عالمان دینی آغاز شد و به سرانجام رسید. در رأس این بزرگان، شخص امام خمینی رحمه‏الله قرار داشت که بالاترین جایگاه دینی، یعنی مرجعیت را دارا بود. رهبری ایشان، ویژگی‏های برجسته‏ای داشت که برخی از آنها را برمی‏شماریم:
الف) امام که مرجعی دینی بود، پایگاه وسیع و عمیق مردمی داشت.
ب) ایشان با پایه‏گذاری قیام پانزده خرداد و مدیریت و شجاعت بی‏مانند در آن جریان و ایام تبعید، رهبری سیاسی و انقلابی خود را به اثبات رساند.
ج) رهبری ایشان قاطعانه بود.
د) امام، هم طراح انقلاب بود و هم مدیر و مجری آن.

اصالت

اصالت انقلاب اسلامی ایران دو بُعد دارد: نظری و عملی. در بعد نظری و فکری، آرمان‏ها و ایده‏های این انقلاب، وارداتی نبوده، محصول جامعه و تاریخ ایران است. اسلام و عقاید اسلامی هزار و چهارصد سال قبل از سوی ایرانیان پذیرفته شده، در این مدت به عنصر اصلی و اساسی فرهنگ و ملیت ما تبدیل شد. در بُعد عملی نیز می‏بینیم که مردم با نیروی خود و بدون کمک‏های مالی و تسلیحاتی شرق و غرب یا همسایگان و با اتکا به خداوند و شعار «پیروزی خون بر شمشیر» به پیروزی رسیدند.

اسلامی ـ دینی بودن انقلاب ایران

یکی از شروط درجه اول انقلاب ایران، اسلام است؛ زیرا رهبر این انقلاب فردی روحانی و مرجع دینی بوده، سازمان‏دهی آن از راه سازمان سنتی هزار ساله حوزه‏های علمیه دینی صورت می‏گرفت. سازمانی که پنج عنصر و رکن اساسی داشت؛ علما و مراجع دینی، حوزه‏های علمیه و مدارس دینی، بقعه‏ها و مزارهای متبرک، مساجد و ائمه جماعات، دستجات و هیئت‏های مذهبی. بنابراین به دلیل نقش اساسی دین اسلام در شرایط انقلاب ایران، این پدیده متصف به صفت اسلامی گردیده است.

خاستگاه عاشورایی انقلاب

از دیدگاه بسیاری از اندیشمندانی که در زمینه علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران نظریه‏پردازی کرده‏اند، عامل مذهب از قوی‏ترین و اصلی‏ترین عواملی است که در پیدایش و پیروزی انقلاب نقش بسزایی داشته است. همچنین مروری بر ادبیات سیاسی رایج در روند وقوع انقلاب اسلامی، شعارها، سخنرانی‏ها و بیانیه‏های رهبران نهضت، بیانگر این واقعیت است که از میان عناصر مذهبی، فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسین علیه‏السلام ، نقش به‏سزایی در این زمینه بر عهده داشته است. فرهنگ شهادت، مبارزه همیشگی با باطل، طاغوت‏ستیزی، اصل پیروی از رضایت خداوندی و مصالح مسلمانان، و نیز فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر، از ویژگی‏های مؤثر فرهنگ عاشورا بر انقلاب ایران است.

ادامه نوشته

دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

زمینه ‏های تأثیرپذیری جنبش‏های اسلامی از انقلاب اسلامی ایران

Image result for ‫آيا جمهوري اسلامي التقاط است يا طرحي نو مي‎باشد؟‬‎

انقلاب اثرگذار

انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‏های سیاسی ـ اسلامیِ معاصر تأثیر گذاشت؛ زیرا موارد مشترک فراوانی بین انقلاب اسلامی ایران و این جنبش دیده می‏شود که این تأثیر را فراهم آورد. این زمینه‏ها که از آنها به عنوان عامل همگرایی یا عناصر همسویی و همرنگی نیز می‏توان یاد کرد، عبارت است از عقیده مشترک، دشمن مشترک، هدف مشترک، وحدت‏طلبی و مردم‏گرایی.

عقیده مشترک

انقلاب اسلامی ایران، همانند هر جنبش اسلامی دیگر، به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم معتقد است، کعبه را قبله آرزوهای معنوی خود می‏داند، قرآن را کلام خداوند و منجی بشر گمراه می‏پندارد، و به دنیای پس از مرگ و صلح و برادری و برابری ایمان دارد؛ همان گونه که امام خمینی رحمه‏الله فرمود: «در کلمه توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که مشترک بین همه است، با هم توحیدِ کلمه کنید».

دشمن مشترک

انقلاب اسلامی و جنبش‏های اسلامی، دشمن مشترکی دارند. این دشمن مشترک که همان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل است، همانند کفار قریش، مغولان وحشی، استعمارگران اروپایی و صرب‏های نژاد پرست و...، کیان اسلام را تهدید می‏کند. در مقابل، انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی نه غربی» عَلَم مبارزه بر ضد دشمن مشترک جهان اسلام را به دوش گرفته است.

هدف مشترک

هدف انقلاب اسلامی ایران و جنبش‏های اسلامی معاصر، برچیده شدن فساد، اجرای قوانین اسلام، استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان، و به اهتزاز درآوردن پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان با تکیه بر قدرت الهی و توده‏های مردم است. البته برخی از جنبش‏های سیاسی معاصر، فقط عمل به احکام اسلام را در کشورهای خود می‏خواهند و برخی نیز خواستار تشکیل حکومتی مستقل، بدون تأکید بر شکل اسلامی حکومت هستند.
بنابراین می‏توان گفت که جنبش‏های اسلامی معاصر، حیات خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند؛ زیرا انقلاب اسلامی به اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آنان را از عزلت و حقارت نجات داد و اسلام را به عنوان تنها راه‏حل برای زندگی سیاسی مسلمانان مطرح ساخت.

وحدت‏طلبی و مردم‏گرایی

تکیه و تأکید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهب‏های اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه داخلی و خارجی، زمینه گرایش جنبش‏های اسلامی معاصر به سوی انقلاب اسلامی است؛ زیرا انقلاب اسلامی با الگو قرار دادن اسلام ناب محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هیچ تفاوتی بین مسلمانان سیاه و سفید، و غربی و شرقی قائل نیست و بر جنبه‏های اختلاف برانگیز در بین مسلمانان پافشاری نمی‏کند؛ بلکه با برگزاری هفته وحدت، برپایی روز قدس، صدور فتوای امام خمینی رحمه‏الله علیه سلمان رشدی و...، در راه اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همین دلیل، انواع گروه‏های غیرشیعی و حتی جنبش‏های آزادی‏بخش غیراسلامی، انقلاب اسلامی ایران را الگوی خود قرار داده‏اند. مردمگرایی انقلاب اسلامی نیز، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملت‏های مسلمان بوده است.

ادامه نوشته