کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)




مؤلفه های دوران جاهلیت

فلسفه بعثت

سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع شد كه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله در خلوت با محبوب، در دل غاری كه در دامن كوهی در شمال مكه بود، راز و نیاز می كرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواك مناجات پیامبراكرم را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می كند و در گوش عاشقان حضرت كه در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می كند.
****   کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه    *****
روزی از روزهایی كه پیامبراكرم(ص) در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:
" یا محمد اقرا"؛ او شگفت زده گفت: چه بخوانم؟ شنید: ای محمد!
" اقرا باسم ربك الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم."( علق/5-1)؛بخوان به نام پروردگارت كه - جهان را- آفرید. همان كه انسان را از خون بسته ای خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.
حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه فرمود:" ارسلنی الله الیك لیتخذك رسولاً؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.(1)
حضرت رسول اكرم(ص) هر ساله مدتی به كوه حرا(2) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفكر می پرداخت تا این كه روزی شنید فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان. محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت كرد و پیامبر(ص) نیز آنها را خواند.(3)
هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را جویا می شویم كه چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟
در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است كه همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امكانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات كند و هم با امكانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه كند و كشش های درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سرّه را از ناسرّه متمایز كند؛ یكی در درون انسان كه عقل است و دیگری پیامبران الهی كه ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می كنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است كه دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویی را به رخ آنان بكشد، چنان كه می فرماید:
ادامه نوشته

فلسفه ابتلاء به امتحانات الهی (1)  

فلسفه ابتلاء به امتحانات الهی (1)  

فلسفه ابتلاء به امتحانات الهی (1)  

طبیعت و ماهیّت انسان و دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، همراه با سختی‌ها و مشقّات است. زیرا خداوند خلقت انسان را با زحمت و سختی قرار داده است:

{ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فی کبَدٍ }[1]؛

همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.

همان‌گونه که امیرمؤمنان علی(ع) دنیا را سرایی آکنده از سختی‌ها و محصور به بلاها می‌داند:

«دَارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَةٌ وَبِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لا تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَلا یسْلَمُ نُزَّالُهَا»[2]؛

دنیا خانه‌ای پیچیده به بلا و معروف به خیانت است. احوالش پایدار نمی‌ماند و اهلش جان سالم به در نبرند.

با دقت در جهان هستی و بررسی جوانب خلقت آفرینش، به این نتیجه خواهیم رسید که چون هدف از خلقتِ جهان، تکامل و پرورش استعدادها است، بنابراین امتحان الهی هم شامل تمامی بندگان خداوند رحمان می‌شود. بر این‌ اساس فرقی میان هیچ‌یک از انسان‌ها نمی‌باشد و همه مورد آزمایش خداوند قرار می‌گیرند. از عموم مردمان تا پیامبران و امامان و اولیای الهی، هریک به گونه‌ای مورد امتحان و آزمایش الهی واقع می‌شوند. ممکن است نوع آزمایش‌ها متفاوت باشد، به‌گونه‌ای که نسبت به بعضی سخت و یا برخی آسان، بعضی با نعمت، عده‌ای با مصیبت، برخی نیز در ارتکاب گناه و معصیت و یا به گونه‌های متفاوت دیگر باشد. اما به‌طور قطع آزمایش الهی حتمی است و شامل تمامی افراد می‌شود.

ادامه نوشته

با فاطمه زهرا(س) و زينب كبري(س) -

 

با فاطمه زهرا(س) و زينب كبري(س) - 1



چكيده نوشته هاي قبل



اينك و در اين برهه از وضعيّت فرهنگي - اجتماعي جامعه ما، به علت تأكيدي كه بر انديشه اسلامي مي رود، طبيعي است كه عقايد مشترك در ايجاد فرهنگي همگن اهميت بيشتري مي يابد و به موازاتي كه اين عقايد دچار نارسايي و تناقض گردد، بحران فكري و به تبع آن،



بحران و تجزيه فرهنگي رخ مي نمايد. شاخص اصلي اين بحران در شرايط فعلي بينشهاي متفاوتي است كه در مورد ماهيت و گوهر دين و قلمرو آن و چگونگي نقش مذهب در زندگي بشر و حيات انساني - اجتماعي او، وجود دارد، اين كه آيا دين چه ماهيت و گوهري و چه قلمروي دارد و انتظار ما از آن در موضوع حيات انساني و اجتماعي و جهاني چه بايد باشد؟ و اينكه آيا انسان خودش بايد زندگي كند و راه و روش مناسب آن را پيدا كند؟ (با فرض معين بودن نسبي اهداف و اصول كلي)ياراه و روش زندگي به طور كامل در شريعت آمده است؟ وتنها بايدآن رايافت و اجراكرد. آيا هدف از حكومت خير مردم است؟ (آن گونه كه شريعت بيان مي كند و حاكميت آن را مي فهمد) ياهدف ازحكومت خواست مردم است هرگونه كه مردم خود برگزينند؟ (دراين صورت مردم، خود، خيرخود رابرحسب خواست خويش تعيين مي كنند).



اين پرسشها و پرسشهايي ديگر از همين قبيل هرگاه پاسخ بايسته خود را نيابند، فرهنگ جامعه به بحراني روي نشان مي دهد كه در همه عرصه هاي مديريت، اقتصاد، حقوق، سياست وديگرابعاد جامعه و مناسبات اجتماعي، تجلّي مي كند وقابل مشاهده است.



در اين ميان، پرسش از الگوي مطلوب دين شناختي حيات و زيست فردي و اجتماعي، از زمره مسائل اصلي جامعه امروز ماست و هم اينكه



عاشورا، قطعه اي تاريخي از تبلور عيني حيات ديني و به عينيت در آمدن ساز و كار دروني حيات مستمرديني.

ادامه نوشته

پژوهشی در زمینه شاعر نبودن پیامبر از دیدگاه قرآن (1)

پژوهشی در زمینه شاعر نبودن پیامبر از دیدگاه قرآن (1)

در نوشتار حاضر، ابتدائاً از تاریخچه شعر و تدوین آن و اینکه شعر از فطریات انسان است سخن به میان آمده است. سپس فرق شعر را با نظم بیان نموده و آیات مربوط به شعر و شاعران را ذکر کرده ایم و ضمن دسته بندی این آیات به بیان آرای مفسران شیعه و اهل سنت پرداخته و نهایتاً مدعای خود را با استناد به آیات و روایات به اثبات رسانده و در پایان با توجه به آیات شریفه قرآن موقعیت شاعران را نفیاً و اثباتاً مطرح کرده و از مطلوبیت نفسی شعر سخن گفته ایم.

محمد

چکیده:

در نوشتار حاضر، ابتدائاً از تاریخچه شعر و تدوین آن و اینکه شعر از فطریات انسان است سخن به میان آمده است. سپس فرق شعر را با نظم بیان نموده و آیات مربوط به شعر و شاعران را ذکر کرده ایم و ضمن دسته بندی این آیات به بیان آرای مفسران شیعه و اهل سنت پرداخته و نهایتاً مدعای خود را با استناد به آیات و روایات به اثبات رسانده و در پایان با توجه به آیات شریفه قرآن موقعیت شاعران را نفیاً و اثباتاً مطرح کرده و از مطلوبیت نفسی شعر سخن گفته ایم.

ادامه نوشته

شیوه‌های مبارزه با فتنه(1)

جمهوری اسلامی ایران و فتنه انگلیس و آمریکا

امروزه برای ایجاد فتنه در یک جامعه سال‌ها برنامه‌ریزی می‌شود. تحقیقات مختلف جامعه‌شناختی، مردم‌شناختی و روان‌شناختی گسترده‌ای دربارة جامعة هدف صورت می‌گیرد. از طریق مطبوعات، رسانه‌ها، رمان‌ها، کتاب‌های درسی و غیر درسی و فعالیت‌های تفریحی و گردشگری، ترویج مدها و مدل‌های جدید، ترویج روحیة مصرف‌گرایی و مصرف‌زدگی،‌ سیاه‌نمایی نسبت به فعالیت‌های انجام شده، و مهم‌تر از همه از راه ایجاد شبهه در باورها و ارزش‌های مورد قبول جامعة هدف، و به طور کلی از همة راه‌های ممکن، می‌کوشند آرام آ‌رام حساسیت‌های دینی و ارزشی مردم را تضعیف نمایند و بدین ترتیب بسترهای لازم برای براندازی نظام حاکم را فراهم سازند تا با کمترین هزینه بتوانند به هدف خود دست یابند. به همین دلیل، مبارزه با فتنه در دوران حاضر نیز کار ساده و سهلی نیست. نیازمند برنامه‌ریزی‌های دقیق و فعالیت‌های شبانه‌روزی است.

زمانی که فتنه‌ها چون ظلمت و تاریکی یکپارچه شما را فراگرفت، پس به قرآن پناه ببرید

1.شیوه‌های در امان ماندن از گردباد فتنه

1-1.عمل بر اساس یقین

تنها به چیزهایی که یقین داریم عمل کنیم. تصمیمی را اتخاذ کنیم که هیچ تردیدی در درستی آن نداریم. بدین شیوه، هم از گردباد فتنه‌ها نجات می‌یابیم و هم فتنه‌گران را ناامید و خلع سلاح خواهیم کرد. زیرا ابهام و شایعه و اتهامات بی‌اساس و دروغ بهترین و کم‌هزینه‌ترین ابزار فتنه‌گران است. امام علی: «اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم.» رعایت تقوای الهی در فضای فتنه یعنی اینکه همة تصمیمات انسان فقط بر اساس امور یقینی باشد. و از مسائل شبهه‌ناک و گوش دادن به شایعات بیش از هر زمان دیگری پرهیز شود.

ادامه نوشته

اسوه اخلاق حسنه(1)

تواضع و فروتنى آن حضرت انس با قرآن و خوف و خشیت آن حضرت در راه زیارت خانه خدا و سفر حج نمونه‏هایى از كرم و سخاوت امام(ع)

 نامه پر بركت

شاخه ‏گل پر بركت دفع دشمنى خطرناك از مردى به وسیله امام

یکی از مسائل مهمی که همیشه در مورد انسان مطرح می شود؛ اخلاق حسنه می باشد که انسان کامل باید خود را به آن متخلق نماید. اهل بیت علیهم السلام تنها انسان هایی هستند که در این باب موفق بوده، و در این باب گوی سبقت را ربوده اند. در این مقاله قصد داریم که شمه‏اى از فضایلاخلاقیامام مجتبى علیه السلام راکه به عنوان الگو نیز مطرح هستند، بیان نماییم. باشد که راهگشایی برای نیل به انسانیت باشد.

مرحوم شیخ صدوق در كتاب امالى به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود:

ادامه نوشته

نوروز در روایات اسلامى (1)

نوروز در روایات اسلامى (1)

دین جهانى، با آداب و سُنن ملّى چه رفتارى دارد؟ آیا آنها را کنار مى نهد و خود به ساختن آداب و رسوم تازه مى پردازد؟ یا آنها را تأیید مى کند و در کنار خویش مى نشاند؟ و یا از میان آنها گزینش مى کند؟


نخست باید دانست که دین کامل، آن نیست که خود، همه چیز را برعهده گیرد و به جاى همه استعدادهاى آدمى و همه نهادهاى مدنى بنشیند; بلکه دین کامل، دینى است که همه اینها را در جاى خود، به درستى مى بیند و جهتى کلّى به آنها مى دهد و آنچه را از توان (قُواى فردى) و (نهادهاى جمعى) خارج است، بر عهده مى گیرد… و این، فلسفه اى عمیق دارد; زیرا چنان که دین، فعل تشریعى خداوندى است، قواى آدمى و لوازم تابعه آن (مانند نهادهاى جمعى) نیز فعل تکوینى الهى اند و هیچ گاه تکوین و تشریع، ناسازگارى ندارند; چرا که از مبدأ واحدى دستور مى گیرند.
اگر با این پیش زمینه عقلى به منابع و مصادر دینى بنگریم، مى یابیم که خواست دین، برچیدن بساط سُنن ملّى ـ قومى نیست; بلکه بر آن است که این سنّت ها را سَمت و سوى عالى بخشد و دین، تنها آنچه را که با فطرت آدمى مغایرت دارد، برمى چیند. چنان که قرآن کریم، حرمت و احترام ماه هاى حرام را ـ که رسمى جاهلى بود ـ پاس داشت:
فإذا انسلخ الأشهر الحُرم فاقتلوا المشرکین.1
پس چون ماه هاى حرامْ سپرى شدند، مشرکان را بکشید.
یا أیها الذین آمنوا! لاتحلّوا شعائر اللّه ولا الشهر الحرام.2
اى کسانى که ایمان آورده اید! حرمت شعائر خدا و ماه حرام را نگه دارید.
رسول خدا فرموده است:

ادامه نوشته

جایگاه قرض‌الحسنه در اندیشه‌ی اسلامی و تفکر رضوی (1)

چکیده:
یکی از سنت‌های حسنه و الهی قرض‌الحسنه می‌باشد. که در این مقاله درباره جایگاه قرض‌الحسنه در اندیشه‌ی اسلامی و سیره ی رضوی علیه‌السلام بحث نموده‌ایم؛ و برای روشن شدن این فریضه از فرهنگ لغت، قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام بهره‌های کامل را بردیم و در پایان هم قرض‌الحسنه را در سیرهای رضوی علیه‌السلام و روایاتی که از آن بزرگوار پیرامون قرض و قرض‌الحسنه بوده و فلسفه‌ی تحریم ربا بحث نموده‌ایم، و در کلمه ای حضرت در باره فلسفه تحریم ربا فرموده‌اند: ربا باعث می‌شود که قرض‌الحسنه و اعمال نيك در جامعه از بين برود؛ و اینک مطالب را تقدیم به دوستداران سنت حسنه می‌نماییم.

واژگان کلیدی:
قرض‌الحسنه، ربا، وام، قرض، روایات، آیات و ...
مقدمه:
قرض‌الحسنه سنت اسلام است که اقتصاد را در خدمت عقیده می‌گیرد.
قرض‌الحسنه، تجلی حاکمیت ارزش‌های اخلاقی و مبانی عقیدتی بر سودجوئی‌های اقتصادی است.
قرض‌الحسنه، نوعی ایثار است و ربا یکی از انواع پلید استثمار.
قرض‌الحسنه، همان اندازه ارزشمند است که ربا ضد ارزش است.
قرض‌الحسنه، وام دادن به خداست و کدام مؤمن است که از وام دادن به خدا احساس تردید یا پشیمانی نماید؟
سوء استفاده از این سنت اصیل قرآنی هرگز نمی‌تواند بهانه‌ای برای گریز و احیاناً برخورد با این مستحب قطعی اسلام باشد.
بیاییم در پرتو انوار قرآن و معصومین علیهم السلام زندگی را از معنویت و ایثار سرشار سازیم و این سنت مذهبی را بار دیگر در جامعه‌ی بزرگ اسلامی با اهداف و شیوه‌های خداپسندانه آن؛ احیاء نماییم.

ادامه نوشته

دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

Image result for ‫آيا جمهوري اسلامي التقاط است يا طرحي نو مي‎باشد؟‬‎

ویژگی‏های انقلاب اسلامی

گرایش دینی

یکی از ویژگی‏های انقلاب مردم ایران، خدا محوری آن است. در اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی می‏خوانیم: «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است».
در وصیت‏نامه پیر عرفان و بنیان گذار انقلاب اسلامی، در این‏باره چنین آمده است: «ما می‏دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان‏خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات الهی پیروز گردید. اگر نبود دست توانای خداوند، امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضد اسلامی و ضد روحانی خصوصا در این صد سال اخیر... یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد فریاد اللّه‏ اکبر و فداکاری‏های حیرت‏آور و معجزه‏آسا، تمام قدرت‏های داخل و خارج را کنار [زند].... تردیدی نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بود که از جانب خداوند منّان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است».

مردمی بودن انقلاب

مردمی بودن در انقلاب‏های دیگر هم کم و بیش دیده می‏شود، ولی در انقلاب اسلامی ایران بسیار برجسته‏تر است. در این انقلاب، بیشتر مردم به صحنه آمدند و خواستار سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برقراری نظام اسلامی شدند. نظامی، کارگر، کارمند، کشاورز، روحانی، دانشجو و معلم، همه و همه در این انقلاب سهیم بودند. این وجه از مردمی بودن انقلاب شاخص است. در بیشتر انقلاب‏های دیگر، عنصر اصلی مبارزه، نیروهای متشکل حزبی و شبه‏نظامی بودند که از راه جنگ مسلحانه کار را تمام کردند و نقش مردم بیشتر حمایت و پشتیبانی از آنها بود، ولی در انقلاب ما، همه مردم نقش داشتند و در سراسر کشور با یک شدت و قدرت با رژیم پهلوی به مبارزه برخاستند.

رهبری و مرجعیت

از ویژگی‏های مهم انقلاب اسلامی ایران که از ویژگی الهی بودن انقلاب سرچشمه می‏گیرد، نقش دین، عالمان دینی و رهبری و هدایت انقلاب است. همه انقلاب‏های دیگر به نوعی در مقابل دین و مذهب بودند، ولی این انقلاب با رهبری و هدایت عالمان دینی آغاز شد و به سرانجام رسید. در رأس این بزرگان، شخص امام خمینی رحمه‏الله قرار داشت که بالاترین جایگاه دینی، یعنی مرجعیت را دارا بود. رهبری ایشان، ویژگی‏های برجسته‏ای داشت که برخی از آنها را برمی‏شماریم:
الف) امام که مرجعی دینی بود، پایگاه وسیع و عمیق مردمی داشت.
ب) ایشان با پایه‏گذاری قیام پانزده خرداد و مدیریت و شجاعت بی‏مانند در آن جریان و ایام تبعید، رهبری سیاسی و انقلابی خود را به اثبات رساند.
ج) رهبری ایشان قاطعانه بود.
د) امام، هم طراح انقلاب بود و هم مدیر و مجری آن.

اصالت

اصالت انقلاب اسلامی ایران دو بُعد دارد: نظری و عملی. در بعد نظری و فکری، آرمان‏ها و ایده‏های این انقلاب، وارداتی نبوده، محصول جامعه و تاریخ ایران است. اسلام و عقاید اسلامی هزار و چهارصد سال قبل از سوی ایرانیان پذیرفته شده، در این مدت به عنصر اصلی و اساسی فرهنگ و ملیت ما تبدیل شد. در بُعد عملی نیز می‏بینیم که مردم با نیروی خود و بدون کمک‏های مالی و تسلیحاتی شرق و غرب یا همسایگان و با اتکا به خداوند و شعار «پیروزی خون بر شمشیر» به پیروزی رسیدند.

اسلامی ـ دینی بودن انقلاب ایران

یکی از شروط درجه اول انقلاب ایران، اسلام است؛ زیرا رهبر این انقلاب فردی روحانی و مرجع دینی بوده، سازمان‏دهی آن از راه سازمان سنتی هزار ساله حوزه‏های علمیه دینی صورت می‏گرفت. سازمانی که پنج عنصر و رکن اساسی داشت؛ علما و مراجع دینی، حوزه‏های علمیه و مدارس دینی، بقعه‏ها و مزارهای متبرک، مساجد و ائمه جماعات، دستجات و هیئت‏های مذهبی. بنابراین به دلیل نقش اساسی دین اسلام در شرایط انقلاب ایران، این پدیده متصف به صفت اسلامی گردیده است.

خاستگاه عاشورایی انقلاب

از دیدگاه بسیاری از اندیشمندانی که در زمینه علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران نظریه‏پردازی کرده‏اند، عامل مذهب از قوی‏ترین و اصلی‏ترین عواملی است که در پیدایش و پیروزی انقلاب نقش بسزایی داشته است. همچنین مروری بر ادبیات سیاسی رایج در روند وقوع انقلاب اسلامی، شعارها، سخنرانی‏ها و بیانیه‏های رهبران نهضت، بیانگر این واقعیت است که از میان عناصر مذهبی، فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسین علیه‏السلام ، نقش به‏سزایی در این زمینه بر عهده داشته است. فرهنگ شهادت، مبارزه همیشگی با باطل، طاغوت‏ستیزی، اصل پیروی از رضایت خداوندی و مصالح مسلمانان، و نیز فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر، از ویژگی‏های مؤثر فرهنگ عاشورا بر انقلاب ایران است.

ادامه نوشته

دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

زمینه ‏های تأثیرپذیری جنبش‏های اسلامی از انقلاب اسلامی ایران

Image result for ‫آيا جمهوري اسلامي التقاط است يا طرحي نو مي‎باشد؟‬‎

انقلاب اثرگذار

انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‏های سیاسی ـ اسلامیِ معاصر تأثیر گذاشت؛ زیرا موارد مشترک فراوانی بین انقلاب اسلامی ایران و این جنبش دیده می‏شود که این تأثیر را فراهم آورد. این زمینه‏ها که از آنها به عنوان عامل همگرایی یا عناصر همسویی و همرنگی نیز می‏توان یاد کرد، عبارت است از عقیده مشترک، دشمن مشترک، هدف مشترک، وحدت‏طلبی و مردم‏گرایی.

عقیده مشترک

انقلاب اسلامی ایران، همانند هر جنبش اسلامی دیگر، به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم معتقد است، کعبه را قبله آرزوهای معنوی خود می‏داند، قرآن را کلام خداوند و منجی بشر گمراه می‏پندارد، و به دنیای پس از مرگ و صلح و برادری و برابری ایمان دارد؛ همان گونه که امام خمینی رحمه‏الله فرمود: «در کلمه توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که مشترک بین همه است، با هم توحیدِ کلمه کنید».

دشمن مشترک

انقلاب اسلامی و جنبش‏های اسلامی، دشمن مشترکی دارند. این دشمن مشترک که همان استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل است، همانند کفار قریش، مغولان وحشی، استعمارگران اروپایی و صرب‏های نژاد پرست و...، کیان اسلام را تهدید می‏کند. در مقابل، انقلاب اسلامی با طرح شعار «نه شرقی نه غربی» عَلَم مبارزه بر ضد دشمن مشترک جهان اسلام را به دوش گرفته است.

هدف مشترک

هدف انقلاب اسلامی ایران و جنبش‏های اسلامی معاصر، برچیده شدن فساد، اجرای قوانین اسلام، استقرار حکومت اسلامی در جامعه مسلمانان، و به اهتزاز درآوردن پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان با تکیه بر قدرت الهی و توده‏های مردم است. البته برخی از جنبش‏های سیاسی معاصر، فقط عمل به احکام اسلام را در کشورهای خود می‏خواهند و برخی نیز خواستار تشکیل حکومتی مستقل، بدون تأکید بر شکل اسلامی حکومت هستند.
بنابراین می‏توان گفت که جنبش‏های اسلامی معاصر، حیات خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند؛ زیرا انقلاب اسلامی به اسلام و مسلمانان حیاتی تازه بخشید، آنان را از عزلت و حقارت نجات داد و اسلام را به عنوان تنها راه‏حل برای زندگی سیاسی مسلمانان مطرح ساخت.

وحدت‏طلبی و مردم‏گرایی

تکیه و تأکید انقلاب اسلامی و رهبری آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهب‏های اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه داخلی و خارجی، زمینه گرایش جنبش‏های اسلامی معاصر به سوی انقلاب اسلامی است؛ زیرا انقلاب اسلامی با الگو قرار دادن اسلام ناب محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هیچ تفاوتی بین مسلمانان سیاه و سفید، و غربی و شرقی قائل نیست و بر جنبه‏های اختلاف برانگیز در بین مسلمانان پافشاری نمی‏کند؛ بلکه با برگزاری هفته وحدت، برپایی روز قدس، صدور فتوای امام خمینی رحمه‏الله علیه سلمان رشدی و...، در راه اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همین دلیل، انواع گروه‏های غیرشیعی و حتی جنبش‏های آزادی‏بخش غیراسلامی، انقلاب اسلامی ایران را الگوی خود قرار داده‏اند. مردمگرایی انقلاب اسلامی نیز، عاملی در گسترش انقلاب و پذیرش آن از سوی ملت‏های مسلمان بوده است.

ادامه نوشته

دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)
دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

نويسنده:سید امیرحسین کامرانی راد

مقدمه

بررسي تحليلي تاريخ دو قرن اخير ايران ، بخصوص سالهاي پس از 1300 از جهات بسياري حائز اهميت است . چگونگي نفوذ ،‌ حضور و سلطه استعمار و جابه‌جايي دو امپراتوري استعماري و چگونگي برخورد جريانهاي فكري مختلف با مسائل سياسي و فرهنگي و همچنين نقش مردم از زمانهاي مختلف و تاثير حضور آنان در تحولات سياسي ـ اجتماعي ، براي سياستگزاران و مديران كشور بشدت مورد نياز مي‌باشد.علل و عوامل شكل‌گيري و چگونگي روند انقلاب اسلامي از دهه 40 تا كنون همچنان مورد بحث و بررسي و اختلاف نظر مي‌باشد. هر يك از گروهها و جريانهاي سياسي و اعتقادي به گونه‌اي موضوع را تجزيه وتحليل و نتيجه گيري كرده‌اند.
اگر چه بسياري سعي كرده‌اند اين انقلاب را در رديف ساير انقلابها و تحولات معمول دنيا بدانند اما در عمل نظرات آنان با واقعيتها فاصله زيادي دارد. زيرا نيروي اين انقلاب مردمي و اسلامي بدون هيچ‌گونه مرزبندي طبقاتي و گروهي بوده و ايدئولوژي ان اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله مي‌باشد كه سازش با نظامهاي رايج دنيا ندارد و رهبري آن توسط يكي از مردان كم نظير تاريخ حضرت امام خميني (رحمت الله علیه) با ويژگيهاي خاص خود بود. به همين دليل جريانات و تحولات قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مخالف غالب تحليها و پيش بيني‌هاي سياستمداران وتحليگران سياسي بود.واقعيت اين است كه دنيا با چنين انقلابي آشنايي نداشت و لذا در برخورد با آن نيز شيوه‌ها و روشهاي معمول را به كار مي‌گرفت كه كارآيي و تاثير چنداني در سير جريان ديده نشد. اگر نظرهاي مختلفي كه در مورد علل تكوين وداوم انقلاب مطرح شده تدوين شود طبعاً صاحبنظران داخلي تائيد مي‌كنند، اين است كه عوامل اساسي انقلاب عبارتند از :
1. رهبري حضرت امام خميني (رحمت الله علیه) رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي كه با شيوه‌اي استثنايي و فوق‌العاده‌ رهبري و فرماندهي را به عهده گرفتند و تا پيروزي نهايي هدايت جريانات را به نحو احسن انجام دادند. ويژگيهاي شخصي و رهبري امام خود موضوع بحثي جديد در جامعه شناسي سياسي مي‌باشد.
2. حضور يكپارچه و متحد مردم در تمامي صحنه‌ها قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ، آن چنان توان و قوتي ايجاد نمود كه هيچ‌گونه امكاني براي مقابله با آن در اختيار رژيم شاه و اربابانش نبود.
3. اعتقاد به اسلام و موازين و ارزشهاي آن و همچنين عشق به خاندان پيامبر و اسوه بودن آنان براي مردم و الهام از زندگي و شهادت آنان در راه خدا خصوصاً درس گرفتن از عاشورا، آن چنان تحولي به وجود آورد كه نه تنها براي خارجيان بلكه براي سران و كارگزاران سياسي ـ امنيتي رژيم شاه هم بخوبي شناخته شده نبود.
به همين دليل در كليه تجزيه و تحليهاي سياسي و اقتصادي و امنيتي اعتقادات مردم و نقش ونفوذ علما مورد توجه نبود واتفاقاً‌ مهمترين انگيزه انقلاب هم بي‌اعتنايي و تضعيف اسلام در امور مختلف كشور توسط رژيم شاه بود.بعضي تلاش كرده‌اند تا مدرنيسم و صنعتي شدن، توسعه ارتباطات و مبادلات با غرب را علت اصلي بروز انقلاب اسلامي تحليل و تبليغ نمايند اما واقعيت اين است كه مقابله با مظاهر فاسد فرهنگ غرب و تهاجم همه جانبه سلطه استعماري براي از بين بردن هويت اعتقادي و فرهنگي يكي از عوامل اصلي انقلاب مردم مسلمان بود. زيرا اسلام با روابط مناسب و سازنده و مبادلات منطقي مخالف نيست بلكه تاييد كننده و مشوق است.به طور خلاصه مي‌توان گفت 22 بهمن 1357 نه تنها سرآغاز دوران جديدي در تاريخ تحولات ايران بود، بلكه تغييرات زيادي را در سطح منطقه و در سطح بين‌المللي به دنبال داشته است .
ادامه نوشته

سه دهه انس با زندان(1)

سه دهه انس با زندان(1)
سه دهه انس با زندان(1)

گفتگو با حبيب الله عسگراولادي

درآمد

دانسته هاي استاد حبيب الله عسگر اولادي از جريانات منتهي به انقلاب اسلامي و حضور تمام قامت و مؤثر در تمامي مبارزات و تحمّل حبس هاي طولاني و پيروي خالصانه از ولي فقيه در طول حيات سياسي، از وي شخصيت ممتازي را ساخته است که گفتگو با او را پيوسته سرشار از نکات ارزشمند و بديع مي سازد و اين مصاحبه نيز چنين است. با سپاس فراوان از ايشان که به رغم مشغله هاي فراوان، همواره با روي باز پذيراي شاهد ياران بوده اند:

شايد مناسب باشد، اين مصاحبه را با ياد امام آغاز کنيم. شما ساليان زيادي امام را از نزديک درک کرده بوديد، آشنايي شما با حضرت امام چگونه شروع شد؟
 

مرحوم آيت الله حق شناس از شاگردان شناخته شده امام بودند و در مسجد امين الدوله، زمان مرحوم شيخ محمد زاهد، شب هاي شنبه برنامه داشتند. ايشان اصرار داشتند تا در برنامه هايشان، از استاد اخلاق خود، آقا حاج روح الله خميني نام ببرند. من را هم با حاج روح الله خميني آشنا کردند. در سال 39، 40 براي رساندن کتاب يا وجوهات براي امام از وجود ما در مسجد امين الدوله استفاده مي کردند و مي خواستند که ما به خدمت ايشان در قم برسانيم. در تابستان آن سال ها، حاج آقا روح الله به امامزاده قاسم تهران تشريف آورده بودند. در آن زمان ما در منزل مرحوم آيت الله رسولي محلاتي، (پدر آقاي رسولي که امام جماعت مسجد محل بودند)، سکني داشتتيم. امام به امامزاده قاسم که مي آمدند در منزل ايشان يا در نزديکي بيت ايشان منزل مي گرفتند. شناخت ما از امام به واسطه شناختي ابتدايي که از شيخ عبدالکريم حق شناس داشتيم با حضورمان در برنامه ها عيني مي شد، اما هنوز حدودا در سال هاي 39و40 هستيم.
ادامه نوشته

در زندان کميته مشترک(1)

در زندان کميته مشترک(1)
در زندان کميته مشترک(1)

خاطرات خودنوشت مرحوم آيت الله حاج شيخ يحيي نوري از دوران دستگيري و زندان خود در شهريور 57
درآمد

نوشتاري که از نظر مي گذرانيد بخشي از خاطرات مرحوم آيت الله علامه حاج شيخ يحيي نوري از دوران دستگيري و زندان چند ماهه خود پس از رويداد خونين 17شهريور 1357است. آن فقيد سعيد در واپسين ساليان عمر خود پاره اي از يادمانه هاي خويش را از رويداد عظيم انقلاب اسلامي، به ويژه حماسه 17شهريور را در کتابي تحت عنوان «ريشه هاي انقلاب اسلامي ايران و شرحي از 17شهريور» منتشر ساخت و آنچه پيش روي داريد، برگرفته از اين اثر است:
نيم ساعتي پس از کشتار بي رحمانه و وحشيانه صبح 17شهريور در ميدان ژاله به وسيله ساواک و حکومت نظامي، گروه کثيري از ساواکيان و نظاميان، و لباس پلنگي ها به نحو دسته جمعي به دفتر و کتابخانه اينجانب براي توقيف من و اطرافيان هجوم آوردند. در بر هم ريختن کتابخانه و آرشيوهاي مختلف علمي ما، کاري کردند شبيه حمله قوم مغول در شهرها و خانه هاي ايران. نوشته ها و آثار علمي مخطوطم را که هر يک در جاي خاص خود مستقر بودند و نامه هاي مردم و مراجعين و اسناد مختلف تاريخي و اجتماعي را مشوش کردند و مقدار زيادي از آن نوشته ها و رسانه هاي مخطوط و به ويژه نامه ها و برخي امانات مردم را با خود بردند! و محيط منظم فعاليت علمي و ديني و اجتماعي ما را در هم و برهم کردند و به ويرانه اي مبدل ساختند. اسناد و پرونده هاي افرادي که از مذاهب مختلف نزد اينجانب مي آمدند و مسلمان مي شدند و نوشته هاي ديگر از حمله مراسلات اينجانب و امام موسي صدر و بخشي از پرونده هاي کمک ما به شيعيان لبنان در حمله اسرائيل به آنها و غير اينها را نيز با خود بردند و کتابخانه و دفتر را شبيه خيمه هاي غارت زده کربلا کردند، پس از در هم ريختن کتابخانه و دستگيري جمعي از نزديکان و اطرافيانم و توقيف اينجانب، بازجوئي ها و محاکمات مضحک و مستبدانه در زندان آغاز شد!
ادامه نوشته

نسل سومی‌ها از دفاع مقدس می‌پرسند(1)

نسل سومی‌ها از دفاع مقدس می‌پرسند(1)

سلاح جنگی

سوال اول:سلاح‌هایی که با آنها جنگیدیم متعلق به آمریکایی‌ها و به جا مانده از دوران شاه بود با این وصف آیا می‌توانیم بگوییم برای پیروزی در جنگ کار مهمی نکرده‌ایم؟

پاسخ: بله سلاح‌های فراوانی از سقوط حکومت پهلوی در اختیار ما قرار گرفت؛ لکن بخش عظیمی از آنها با کارشناسان آمریکایی اداره می‌شد که از کشور بیرون رفته بودند و بخش دیگر نیز به دلیل به هم پاشیدگی سازمان فرماندهی ارتش که فرماندهان گذشته یا فرار کرده بودند یا در اختیار نیروهای انقلاب بودند و یا اعدام شده بودند، امکان بهره‌وری نداشت. بخش دیگری نیز توسط بدنه مکتبی ارتش و وفاداران به انقلاب اسلامی به هر شکل ممکن در صحنه‌ی نبرد مورد استفاده قرار گرفت که بسیاری به دلیل حجم گسترده‌ی دشمن و فراگیر بودن منطقه‌ی نبرد منهدم شد و از بین رفت. و اصولاً با پیروزی انقلاب اسلامی ایران آمریکا در حالی که پول بسیاری از تجهیزات نظامی را از ما گرفته بود از واگذاری آنها خودداری کرده بود.

ما آنقدر از لحاظ تجهیزات نظامی در مضیقه بودیم که حتی برای تهیه سیم‌خاردار و استفاده از آن در جنگ دچار محرومیت و محدودیت بودیم

در شرایطی که درگیر مسائل داخلی و سامان دادن به انقلاب نوپای نظام اسلامی بودیم از مرزهای جنوب و غرب کشورمان مورد حمله و تهاجم سنگین ارتش کاملاً مجهز رژیم  بعثی قرار گرفتیم آن مقدار سلاحی که در اختیار داشتیم به هیچ‌وجه پاسخ‌گوی دفاع نظامی نبود و به‌همین دلیل ارتش عراق در روزهای اول جنگ بیشتر شهرهای مرزی کشورمان را اشغال کرد ما آنقدر از لحاظ تجهیزات نظامی در مضیقه بودیم که حتی برای تهیه سیم‌خاردار و استفاده از آن در جنگ دچار محرومیت و محدودیت بودیم در شرایطی که آمریکا به عراق هواپیما‌های جاسوسی می‌داد، روسیه  تانک‌ها و توپ‌های مدرن می‌داد، آلمان سلاح‌های شیمیایی می‌‌داد، کشورهای مرتجع عربی سرباز و پول برای صدام می‌فرستادند، ایران اسلامی با حداقل امکانات نظامی و صرفاً با تکیه برایمان و انگیزه الهی و با روحیه‌ی عاشورایی و الهام گرفتن از آیه‌ی شریفه‌ی «غلبت فئة کثیرة» و به برکت نفس مسیحایی امام خمینی (ره)، ملت ایران دریا شد و این دریا با خروش خود همه ناجوانمردی‌ها را از بین برد.

پس یادمان باشد پیروزی در نبرد و دفاع 8ساله مرهون سلاح‌های آمریکایی به جای مانده از زمان شاه نبود که اولاً در قیاس با حجم تجهیزات ارتش عراق و با کیفیت سلاح‌های اهدایی به عراق قابل مقایسه نبود بلکه آن چیزی که «کار مهمی» محسوب می‌شد عاشورایی شدن و عاشورایی عمل کردن ملت ایران در صحنه‌های دفاع مقدس بود که همین حضور و حماسه‌آفرینی هنوز هم نقش بازدارند اندکی در مقابل تهدیدات فعلی را ایفا می‌کند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که این سلاح‌ها ارزان بدست ملت ایران نیامده است. مردم ایران در طول دوران انقلاب برای قطع سلطه‌ی آمریکا و غرب، خیل عظیمی از شهدا، از اقشار گوناگون، به محضر خداوند بزرگ تقدیم نموده، و خسارات مادی بسیاری را متحمل گردیده است، و این سلاح‌ها حداقل غنیمتی است که از آنان بدست ملت ایران افتاده است.

ما در دوران دفاع مقدس سلاح‌های بسیاری نیز از دشمن به غنیمت گرفتیم، آیا مدیون بعثی‌ها نیز هستیم؟!! خاصیت جنگ و انقلاب همین است.

منبع:راه میانه

قرآن كتاب انديشه و عمل(1)

اسلام دين انديشه و تفكر، و قرآن كتاب خرد، انديشه و تعقل و عمل است، هر انساني كه كم‌ترين اطلاعي از قرآن داشته باشد و يك نگاه اجمالي به آن نموده باشد، اين مطلب را به خوبي در مي‌يابد كه هيچ صفحه از صفحات قرآن نيست كه در آن از انديشه، فكر،‌تعقل، تدبر، دقت و عبرت و ... هم چنين عمل و رفتار، ‌سعي و تلاش سخن يا سخناني به ميان نيامده باشد. 
مرحوم علامه طباطبايي مي‌گويد: «چيزي كه قابل شك و ترديد نيست، ‌اين مسأله است كه حيات و زندگي انسان يك حيات فكري است، بدون انديشه زندگي انسان پا نمي‌گيرد در نتيجه هر چه انديشه صحيح‌تر و كامل‌تر باشد حيات انسان نيز دير پاتر خواهد بود، و اين حقيقت را قرآن در آيات مختلفي مانند سورة انعام، آية 122، زمر،‌آية 9؛ و مجادله،‌ آيه 11 و... بيان نموده است.[1] 
در قرآن كريم بيش از هزار بار از «علم» و دانش (محصول انديشه) در «ماده» و شكل‌هاي مختلف سخن به ميان آمده، و بيش از پنجاه نوبت به صورت‌هاي گوناگون از «عقل و تعقل» و مدح آنهايي كه عقل خود را به كار مي‌گيرند، و مذمت و سرزنش از آنهايي كه فكر و انديشه را به كار نمي‌بندند، سخن به ميان آمده است و بيش از 17 آيه، به صراحت تمام بشريت را به تفكر و انديشه دعوت نموده، و بخش پاياني بسياري از آيات با تفكر يا تعقل و يا تذكر «لعلهم يتفكرون...»[2] خاتمه مي‌يابد. 
و افزون بر ده مورد جملة‌ «اُنظُروا» و مشتقات آن مردم را به دقت و انديشه در سرگذشت پيشينيان و خلقت بعضي موجودات دعوت نموده و در چهار آيه صريحا مردم را دعوت نموده كه دربارة قرآن، اين كتاب انديشه، انديشه كنيد.[3] و همين طور حكم فقه و تفقه (= فهم) و... كه حكايت از فهم و انديشيدن دارد در قرآن آمده است. مرحوم طباطبايي مي‌گويد: «الفاظي كه در قرآن دربارة انديشه و تفكر به كار رفته و انواع آن را بيان مي‌كند بيش از بيست نوع است، مانند گمان، حسبان، شعور، ذكر، عرفان، فهم، فقه، درايت، يقين، فكر، رأي و نظر، زعم، حفظ، حكمت، آگاهي و خبرويت، شهادت و عيان بودن، عقل، بصيرت و... و فكر عبادت است از سير و مرور هر معلومات موجوده براي دستيابي به مجهولات.»[4] 
در مورد عمل و كار و تلاش هم در قرآن آيات عديده‌اي داريم، بيش 354 مرتبه، «عمل» در صورت‌ها و شكل‌هاي گوناگوني به كار رفته است، و افزون بر 65 مورد عمل در كنار ايمان «آمنوا و عملوا الصالحات؛ ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند»[5]. در قرآن آمده و همين طور مصداق‌هايي كه براي عمل شايسته بيان شد، و سرگذشت‌هايي كه از عمل‌هاي نيك و نيكان بيان شده است[6] و... همه نشان از آن دارد كه اين كتاب، سراپا كتاب «انديشه و تفكر»، «عمل و تلاش» است. براي اثبات مدعاي فوق به برخي موارد عيني از آيات قرآني، در دو بخش اشاره مي‌كنيم:

ادامه نوشته

قرآن از ديدگاه قرآن (1)

2-قرآن هدايت و رحمت براي اهل ايمان و مسلمين 

صراحتاً اين آيه دلالت براين مطلب دارد 
وَ ما أنْزَلْنا ، عَلَيكَ الْكِتبَ اِلا لِتُبَيِّنَ لَهُم اَلَّذي اِخْتَلَفُو فيهِ وَ هُدًي و رَحْمَهً لِقَومٌ يؤُمِنونْ نحل ، 64
ترجمه : و ما اين قرآن بزرگ را برتو (پيامبر صلي الله عليه و آله) نفرستاديم ، مگر براي اينكه حقيقت را درآنچه( از توحيد خدا ومعاد و رسالت و غيره ) مردم اختلاف مي‌كنند روشن كني . و براي اهل ايمان هدايت و رحمت باشي .
تفسير : قرآن وسوسه‌هاي شيطان را ازدل آنها مي‌زدايد ، پرده‌هاي فريبنده نفس اماره و شيطان صفتان را از چهره حقايق كنار مي زند ، خرافات و جناياتي كه در زيرماسكهاي فريبنده پنهان شده ، آشكار مي‌سازد ؛ اختلافاتي كه درسايه هوي و هوس پديد آمده برمي‌چيند ، به قساوتها پايان مي‌دهد و نور وهدايت و رحمت را درهمه مي‌پاشد .
وَ نَزَّلنا عَلَيكَ الْكِتبَ تِبْياناً لِكُل شَيٍء ، وَ هِدًي و رَحمَهً و بُشْري لِلْمُسلِمينَ نحل ، 89 
ترجمه : ما برتو اين قرآن عظيم را فرستاديم تاحقيقت هر چيزرا روشن كند وبراي مسلمين هدايت و رحمت و بشارت باشد .
اين آيه هم صراحتاً دلالت برمطلوب ما دارد .

3. قرآن هدايت و رحمت براي اهل يقين 

هَذا بَصائِرُ لِلْناسِ وَ هِدًي وَ رَحْمهً لِقومٍ يوِقِنوُن جاثيه ، 20 
ترجمه : اين قرآن و شريعت وسيله بينايي است و مايه هدايت و رحمت براي مردمي است كه اهل يقين هستند . 
تفسير :بصائر جمع بصيرت به معناي بينايي است ، هر چند اين واژه بيشتر درمورد بينشهاي فكري و عقلي استعمال مي‌شود ، ولي گاه به تمام اموري كه مايه درك وفهم مطالب است اطلاق مي‌گردد . جالب اينكه مي‌گويد : اين قرآن و شريعت بيناييهايي است نه دريك بعد كه درهمه ابعاد زندگي به انسان بينش صحيح مي‌دهد .
دراينجا سه موضوع درآيه مطرح است : بصائر ، هدايت ورحمت كه به ترتيب علت و معلول يكديگرند ، آيات روشنگر وشريعت بينا كننده ، انسان را به سوي هدايت مي‌برد . و هدايت نيز مايه رحمت پروردگار است .
جالب اينكه بصائر را براي عموم مردم ذكر مي‌كند ، اما هدايت و رحمت را مخصوص كسانيكه اهل يقين هستند و بايد چنين باشد ، زيرا آيات قرآن مخصوص قوم و گروهي نيست ، بلكه تمام انسانها كه در مفهوم الناس جمعند درآن شريكند ، بي هيچگونه محدوديتي از نظر زمان و مكان ، ولي طبيعي است هدايت فرع بريقين ، و رحمت الهي نيز مولود آن است ، و شامل حال همه نمي‌شود .
به هر حال اينكه مي‌گويد قرآن عين بصيرت وعين هدايت و رحمت است ، تعبير زيبايي است كه از عظمت وتأثير اين كتاب آسماني حكايت مي‌كند براي آنها كه دررهرو راهند و جستجو گر حقند .

ادامه نوشته

قرآن از ديدگاه قرآن (1)

3. ویژگیهای پیامبر« صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » 

مختصری از این ویژگی ها به صورت زیر بیان گردیده است :
پیامبر دارای خلق عظیم 
{انک لعلی خلق عظیم}قلم/ 4
صلوات خداوند و فرشتگان بر پیامبر « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » 
{ ان الله ملائکته یصلون علی النبی}احزاب/ 56
پیامبر الگوی مؤمنان
{لقد کان رسول الله اسوة حسنه} احزاب/ 21
جهانی بودن رسالت پیامبر« صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » 
{و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیراً ونذیراً} سبأ / 28 

4. خداوند در قرآن پیامبر « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » وامت او را مسلمان نامیده است.

{هُوَ سَمَّئکُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ وَ فی هذا}حج / 78
ترجمه: او (خدا) شما را در کتب پیشین مسلمان نامید و همچنین در این کتاب آسمانی (قرآن) .

تفسير : مسلمان کسی است که این افتخار را دارد که در برابر همة فرمان های الهی تسلیم است. در اینکه مرجع ضمیر هو چه کسی است ، در میان مفسران گفتگو است. بعضی گفته اند به خدا بر می گردد ، یعنی خدا هم در کتب پیشین و در قرآن شما را به این نام افتخار آمیز نامیده است ، ولی بعضی دیگر آنرا اشاره به ابراهیم می دانند براساس آیة 128 سورة بقره. ولی تفسیر اول صحیح تراست چرا که با ذیل آیه سازگارتر است.

فصل سوم : آیا قرآن کتب آسمانی قبل از خود را تصدیق می کند؟

ادامه نوشته

قرآن از ديدگاه قرآن (1)

فصل اول : قرآن سخن خالق است یا مخلوق؟

1 . قرآن از طرف خداوند نازل شده است

ابتدا به بررسی تعدادی از آیات قرآن که دال بر این مطلب است می پردازیم.
{ تَنْزیلُ الْکِتابِ مِن اللهِ الْعَزیزِ الْحَکیم } زمر/ 1 و جاثیه/ 2 و احقاف/ 2
ترجمه : این کتابی است که از سوی خداوند عزیز و حکیم نازل شده است.
تفسیر : هر کتابی را به نازل کننده یا نویسنده آن باید شناخت و هنگامیکه این کتاب بزرگ آسمانی از علم خداوند قادر و حکیمی سرچشمه گرفته که هیچ چیز در برابر قدرت بی پایانش مشکل نیست و هیچ امری از علم نامنتهایش مخفی نمی باشد ، پی به عظمت محتوای آن می بریم ، و بی آنکه توضیح بیشتری داده شود ، یقین پیدا می کنیم که محتوای آن حقّ است و سراسر حکمت و نور وهدایت است . در ضمن این گونه تعبیرات در آغاز سوره های قرآن ، مؤمنان را به این حقیقت متوجه می سازد، که آنچه در این کتاب بزرگ می یابند کلام خداست ، نه کلام پیامبر« صلَّی الله علیه و آله » ، هر چند کلام او هم والا و حکیمانه است.
{ تَنْزیلٌ مِّنَ الرَّحْمنِ الرَّحیم}فصلت / 2
ترجمه : این ( قرآن ) کتابی است که از سوی خذاوند رحمان نازل شده است.
تفسیر : رحمت عامه خداوند و رحمت خاصة او دست به دست هم داده اند و نزول این آیات را سبب شده است ؛ آیاتی که برای دوست ودشمن مایه رحمت است و برای اولیای خدا برکات و رحمت های ویژه ای در بر دارد. در حقیقت صفت بارز این کتاب آسمانی که در لا به لای تمام آیاتش قرار گرفته ، همان رحمت است. رحمت برای کسانیکه راه آنرا بپویند واز تعلیماتش الهام گیرند
{تَنزیلُ الْکِتاب لا رَیْبَ فیه مِن رَّبِ الْعالَمین} سجده / 2
ترجمه : این کتابی است که از سوی پروردگار جهانیان نازل شده و شک و تردیدی در ان راه ندارد. 
تفسیر : این آیه در واقع پاسخ به دو سؤال است ، گویی نخست از محتوای این کتاب آسمانی سؤال می شود ، در پاسخ می گوید محتوای آن حق است و جای کمترین شک وتردیدی نیست. سپس سؤال دربارة ابداع کنندة آن در میان می آید ؛ در پاسخ می گوید : این کتاب از سوی رب العالمیان است. در ضمن تکیه بر رب العالمین از میان اوصاف خدا ، ممکن است اشاره به این باشد که این کتاب ، مجموعه ای است از شگفتیهای جهان هستی و عصاره ای است از حقایق عالَمِ وجود ، چرا که از سوی پروردگار جهانیان است.
{تَنْزیلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْاَرْضَ وَ الْسَّمواتِ الْعُلی}ص/ 4 
ترجمه: این قرآن از سوی کسی نازل شده است که خالق زمین و آسمان های بلند و برافراشته است. 
تفسیر : در این آیه به معرفی خداوند که نازل کنندة قرآن است می پردازد تا از طریق شناخت او عظمت قرآن آشکار شود. در حقیقت این توصیف اشاره به ابتدا و انتهای نزول قرآن می کند ، انتهای آن زمین و ابتدایش آسمان ها به معنای وسیع کلمه است.
البته آیات بسیاری در قرآن آمده و خداوند را با صفات متعدد بیان کرده ودلالت بر این مطلب دارد که قرآن از سوی خداوند یکتا و خالق هستی است.

ادامه نوشته

چيستى باطن قرآن كريم از منظر روايات (1)

2 ـ 1. باطن معانى و مصاديق غير ظاهر قرآن
 

از روايات، به خوبى، استفاده مى شود كه منظور از ظاهر و باطن قرآن دو نوع معنا يا مصداقى است كه خداى متعال از آيات قرآن اراده كرده است. شاهد روايى اين نكته فراوان است؛ به عنوان نمونه: جابر بن يزيد گويد: از ابوجعفر (امام باقر عليه السلام ) از تفسير [آيه اى] سؤال كردم و آن حضرت پاسخ داد. سپس بار دوم، همان مورد را از ايشان سؤال كردم، پاسخ ديگرى داد. گفتم: در اين سؤال [پيش از اين]، پاسخ ديگر به من داده بوديد! فرمود: اى جابر، قرآن باطن و ظاهر دارد ... . 14 با سند صحيح 15 از عبداللّه بن سنان روايت شده است: به ابوعبداللّه (امام صادق) عليه السلام عرض كردم: فدايت شوم! معناى «ثُمَّ لْيَقْضُواْ تَفَثَهُمْ» 16 چيست؟
فرمود: گرفتن شارب و كوتاه كردن ناخن ها و آنچه شبيه آن است. گفتم: فدايت شوم! ذريح محاربى، براى من، از شما روايت كرد كه فرموده ايد: «لْيَقْضُواْ تَفَثَهُمْ» ديدار امام است ... ! فرمود: ذريح راست گفته [و اين معنا را كه براى تو گفتم نيز ]درست است؛ زيرا براى قرآن ظاهر و باطنى است و چه كسى تحمل مى كند و مى پذيرد، آنچه را كه ذريح تحمل (ظرفيت پذيرفتن) آن را دارد؟ 17 از اين روايت، به خوبى پيدا است كه منظور از ظاهر و باطن قرآن، دو نوع معنا يا مصداقى است كه از آيات اراده شده است و فهم يكى از آنها آسان و فهم ديگرى مشكل است؛ به گونه اى كه همه تحمل و ظرفيت پذيرفتن آن را ندارند. در بيشتر رواياتى كه از وجود باطن براى قرآن خبر داده اند، از جمله همين دو روايتى كه نقل شد، در مقابل ظاهر قرار گرفته است. از اين مقابله معلوم مى شود كه باطن قرآن، معانى و مصاديق غير ظاهر آن است. با توجه به اين كه لغت دانان نيز باطن هر چيز را مخالفِ ظاهر آن دانسته اند 18 و باطن را به پنهان، 19 و ظهور شى ء را به «تبيّن و بروز آن، بعد از خفا» معنا كرده اند 20 و در عرف عقلا و اهل لسان نيز ظاهر كلام، اعم است از معنايى كه دلالت كلام بر آن از ابتدا آشكار باشد و يا با تحصيل مقدمات لازم براى فهم معناى كلام، از قبيل به دست آوردن مفاهيم واژه ها، دقت در تركيب كلام، و توجه به قراين متصل و منفصل آشكار شود، مى توان گفت كه باطن قرآن كريم معانى و مصاديقى است كه از آيات كريمه اراده شده است؛ ولى دلالت كلام بر آنها، حتى پس از آگاهى از مفاهيم مفردات و تركيب و ساختار كلام و توجه به همه قراين متصل و منفصل نيز آشكار نيست. همچنين، در بسيارى از روايات، معنا يا مصداقى به عنوان بطن يا تفسير باطنى آيات ذكر شده است كه دلالت آيات بر آن معانى و مصاديق، آشكار نيست؛ به گونه اى كه اگر راسخان در علم ـ كه مفسران ويژه قرآن هستند ـ آن معنا يا مصداق را بيان نمى كردند، فهم آن ميسر نبود؛ به عنوان نمونه: در تفسير عياشى از جابر نقل شده كه گفت: تفسير «فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ» 21 را از ابوجعفر (امام باقر) عليه السلام پرسيدم، فرمود: تفسير آن در باطن، اين است كه وقتى درباره على عليه السلام براى آنان چيزى آمد كه به آن آگاه بودند، به آن كافر شدند؛ پس خدا كه فرمود: «فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَـفِرِينَ»، 22 در باطن قرآن، مقصود از كافران، بنى اميه است. 23

 

ادامه نوشته

چيستى باطن قرآن كريم از منظر روايات (1)

چكيده
 

وجود باطن براى قرآن، مورد اتفاق است و روايات فراوان از آن خبر داده است. اما در چيستى باطن قرآن اختلاف است و دانشمندان، تعريف هاى بسيارى مختلفى براى آن بيان كرده اند. در اين مقاله مشخصات روايى باطن قرآن بيان شده و با توجه به آن، مشخصات شمارى از احتمالات و تعاريف دانشمندان گذشته و متأخر بررسى و تعريف جديدى ارائه و از مطالب مقاله نتيجه گيرى مى شود كه تمام آيات قرآن داراى باطن است و باطن قرآن، معانى و مصاديقى است كه از آيات اراده شده اند، ولى دلالت آيات بر آن معانى و انطباقشان بر آن مصاديق، آشكار نيست؛ بخشى و مرتبه اى از ـ آن كه فراتر از دلالت عرفى آيات است ـ ويژه راسخان در علم (پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام) است.

طرح مسأله
 

در اصل وجود بطن و باطن براى آيات قرآن ترديد و اختلافى نيست و روايات بسيار زيادى بر آن دلالت دارد، 1 ولى در اين كه مراد از بطن و باطن آيات قرآن چيست، ديدگاه ها و بيانات مفسران و ديگر دانشمندان مختلف است، برخى باطن قرآن را به موعظه و اندرزى كه از داستان هاى امت هاى نخستين در قرآن براى ديگران به دست مى آيد، معنا كرده اند. 2 برخى گفته اند باطن هر آيه اسرارى است در آن آيه كه خدا صاحبان حقيقت را بر آن آگاه كرده است 3 و برخى، با ترديد بين دو احتمال،گفته اند شايد منظور از بطون قرآن معناهايى باشد كه در حال استعمال الفاظ قرآن در معنا [ى ظاهر] مراد خداى متعال بوده اند، ولى الفاظ در آنها استعمال نشده و مراد بودن آنها از غير الفاظ فهميده مى شود و شايد منظور، لوازم معنايى باشد كه لفظ در آن استعمال شده است؛ هر چند فهم ما از درك آنها قاصر باشد. 4 برخى احتمال داده اند كه بطون قرآن مصاديق پنهان معناى آيات باشد كه عقل ما به آنها نمى رسد و فقط پيامبر و امامان به آنها آگاه هستند. 5 
برخى نيز ظاهر و باطن قرآن را طولى و نسبى دانسته و در بيان آن گفته اند كه از آيات معانى متعددى در طول يكديگر فهميده مى شود و هر معنايى نسبت به معنايى كه ساده تر و فهم آن آسان تر است، باطن قرآن و نسبت به معنايى كه از آن عميق تر، و با تحليل دقيق ترى فهميده مى شود، ظاهر آن است 6 همچنين برخى آن را به مفهوم عام فراگيرى كه از فحواى آيات استنباط و در طول زمان به موارد مشابه قابل انطباق، تأويل مى شود، تعريف كرده اند 7 و برخى ... شناخت واقعيت چيستى باطن قرآن كريم و اختيار ديدگاه صحيح در مورد آن، هم در شناخت قرآن كريم و گستره معانى و معارف آن اثر دارد و هم در آگاه شدن به روش صحيح تفسير باطن قرآن و هم در برخورد صحيح با روايات تفسيرى؛ به عنوان مثال، اگر كسى ظاهر قرآن را به الفاظ آن يا به الفاظ و معنايى كه بدون نياز به تفسير و تدبر از آن فهميده مى شود، اختصاص دهد و باطن قرآن را معنايى كه با تدبر و تفكر افراد عادى از قرآن فهميده مى شود بداند، اولاً معانى و معارف قرآن را به آنچه با تدبر و تفكر از آيات فهميده مى شود، محدود مى داند و ثانيا فهم و تفسير تمام باطن قرآن را براى افراد عادى ممكن مى داند و ثالثا رواياتى كه از معنايى براى آيات خبر داده اند كه با تدبر و تفكر افراد عادى فهميده نمى شود، مورد انكار قرار داده است؛ اما اگر كسى اعتقاد پيدا كند كه بطون قرآن، بخش عظيمى از معانى و معارف است كه قرآن با زبانى ويژه بر آنها دلالت دارد و فقط پيامبر و امامان معصوم كه به زبان ويژه آن آگاه هستند و توانايى فهم آن را دارند و ديگران جز به عنايت و كمك آنان نمى توانند به آن بخش از معارف قرآن پى ببرند، اولاً معانى و معارف قرآن را به آنچه با تدبر و تفكر افراد عادى فهميده مى شود، محدود نمى داند و بسيار گسترده تر از آن مى داند و ثانيا براى فهم بخشى از معانى قرآن كمك گرفتن از بيانان و روايات پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام را لازم دانسته و فهم و تفسير تمام معانى قرآن را بدون كمك گرفتن از آنان ممكن نمى داند و ثالثا رواياتى را كه معنايى براى آيات بيان كرده اند كه با تدبر افراد عادى قابل فهم نيست، انكار نمى كند. بنابراين، پژوهش در ماهيت و چيستى باطن قرآن كريم، آثار علمى و عملى مهمى در بردارد و در اهميت و ضرورت آن ترديدى نيست.

ادامه نوشته

پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (1)

6. تحول در صنايع دفاعي كشور

جنگ تحميلي با توجه به نوپايي آن، نتايج بسيار با ارزش و مؤثري به همراه داشت. شرايط جنگي و فوق‌العاده‌ي كشور، فشارها و نيازها، يكي از بهترين فرصت‌ها براي رشد صنايع و واحدهاي توليدي كشور محسوب گرديد و باعث شد جوانان متعهد، با خلاقيت و ابتكار دست به فعاليت‌هاي وسيعي جهت رفع نيازهاي روزمره‌ي جامعه ـ خصوصاً جنگ تحميلي ـ بزنند، كه در اين ميدان مبارزه، با حداقل سرمايه و امكانات دست به نوآوري‌هاي بزرگي زدند كه همين جرقه‌هاي كوچك و ناچيز در اوايل جنگ نضج پيدا كرد و امروز در دوران سازندگي، استمرار آن خلاقيت‌ها را در حركت‌هاي كلان اقتصادي و صنعتي به وضوح مشاهده مي‌كنيم.
يكي از مهم‌ترين بركات جنگ، همين ابتكارات و نوآوري‌ها در جنگ بود كه باعث شد شعار زيباي نياز ايراني بايد به دست ايراني برطرف گردد، از حالت آرماني به واقعيت تبديل شود و اولين جرقه‌هاي اميد در دل جوانان اين مرز و بوم كه «مي‌توان به خود متكي بود و كشوري مستقل داشت»، درخشيدن بگيرد.
معاملات تسليحاتي در دنياي كنوني، معادلات خاصي دارد؛ به طوري كه كشور فروشنده با فروش تسليحات به كشور خريدار، نوعي وابستگي نظامي را به خريدار تحميل مي‌كند و به گونه‌اي عمل مي‌شود كه بدون كشور فروشنده، تسليحات بدون استفاده باقي بماند. اگر به روابط تسليحاتي كشورهاي جهان سوم و خصوصاً كشورهاي عربي خليج فارس نگاه كنيم، به وضوح صحت اين مطلب را مي‌بينيم. تمام اين كشورها با خريد تسليحات، مجبور شده‌اند چندين پايگاه نظامي خود را به كشورهاي فروشنده‌ي تسليحات واگذار نمايند.
اين وضعيت و استعمار نو، در ايرانِ پيش از انقلاب نيز حاكم بود و جالب اين كه دشمنان انقلاب با همين پيش فرض، بعد از حمله‌ي رژيم بعث عراق به ايران اسلامي، به واسطه خارج شدن وابستگان نظامي خارجي، فكر مي‌كردند تمام حركت‌هاي نظامي ايران راكد خواهد ماند و به زودي جمهوري اسلامي ايران شكست خواهد خورد.
به حول و قوه‌ي الهي و رهبري داهيانه‌ي حضرت امام( رحمت الله علیه ) و با رشادت و خلاقيت جوانان غيور و با ايمان اين كشور، تحولات شگرفي رخ داد. بي‌شك مي‌توان گفت اگر جنگ نبود، و كشور در محاصره‌ي اقتصادي و سياسي دنيا قرار نمي‌گرفت، اين پيشرفت‌هاي عظيم تسليحاتي و نظامي در كشور حاصل نمي‌شد.

ادامه نوشته

پيامدها و دستاوردهاي دفاع مقدس (1)

پيامدها و دستاوردهاي سياسي ـ فرهنگي ـ اقتصادي دفاع مقدس 

دستاوردهاي داخلي دفاع مقدس فراوان است، ولي ما در اين نوشتار به مهم‌ترين آن‌ها مي‌پردازيم و تفصيل آن را به فرصتي ديگر و كتابي ديگر ـ ان‌شاءالله ـ وا مي‌گذاريم. مهم‌ترين دستاوردهاي داخلي دفاع مقدس عبارتند از:

1. اعتماد به نفس و خودباوري

از بركات مهم دفاع مقدس، تقويت اعتماد به نفس و خودباوري بوده است. ما در كوران دفاع مقدس به اين نتيجه رسيديم كه بايد خود را باور كنيم و با تكيه بر توانمندي‌هاي خود ـ به ويژه جوانان خداجو ـ كشور را اداره نماييم. تأثير اين خودباوري، بعد از جنگ در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و فناوري‌هاي نوين دفاعي، نمود فزاينده‌اي داشت.
در جنگ و دفاع مقدس هشت ساله،‌ به اين نتيجه رسيديم كه بايد بر روي پاي خود بايستيم و به اين خودباوري دست يافتيم كه، مي‌توان ساليان سال عليه تمامي قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها مبارزه كرد؛ همچنان كه حضرت امام( رحمت الله علیه ) فرمودند: «ما در اين جنگ،‌ اُبهت دو قدرت شرق و غرب را شكستيم.»
شكستن اُبهت دو قدرت شرق و غرب، نه فقط در صحنه‌هاي نبرد و جنگ،‌ بلكه در تمامي صحنه‌ها به دست آمد. با خودباوري و اعتماد به نفس ايجاد شده در مردم،‌ به پيشرفت‌ها و ابتكاراتي دست زديم كه تحسين دوست و دشمن را برانگيخت. درتحريم اقتصادي، صبورانه با روحيه‌ي قناعت و صرفه‌جويي مقاومت كرديم و اقدام به ساخت وسايل و قطعات مختلف نموده، تا مرز خودكفايي در كالاها و محصولات اساسي پيش رفتيم و در يك جمله؛ ملت ما ثابت كرد كه، ‌اگر بخواهيم، مي‌توانيم و اين‌ها همه از بركات جنگ تحميلي و تحريم‌هاي مختلف بود كه به قول امام( رحمت الله علیه ): «اين جنگ و تحريم اقتصادي و اخراج كارشناسان خارجي،‌تحفه‌اي الهي بود كه ما از آن غافل بوديم»؛ و اين وصيت رهبر خودباور جامعه است كه «انتظار نداشته باشيد كه از خارج كسي به شما در رسيدن به هدف،‌كه ]همان[ اسلام و پياده كردن احكام اسلام است، كمك كند. خود بايد به اين امر حياتي كه آزادي و استقلال را تحقق مي‌بخشد، قيام كنيد.»

ادامه نوشته

شبهاتي درباره قرآن و پاسخ به آنها (1)

آيا قرآن با کتب آسماني پيشين مخالفت دارد؟

اشکال 4:

مي گويند: اگر معجزه بودن قرآن را بپذيريم، باز نمي تواند، دليل بر راستگو بودن آورنده ي آن باشد زيرا قصه ها و داستان هايي که در قرآن آمده است، با قصه هاي کتب عهدين(تورات و انجيل) مخالفت و منافات دارد، در صورتي که تورات و انجيل از طرف خدا فرود آمده است و مسلماً کتب آسماني مي باشند.

پاسخ:

در پاسخ اين ايراد مي گوييم: قرآن از همين طريق که با داستان هاي خرافي تورات و انجيل فعلي مخالف بوده، آن ها را مردود مي داند وحي بودن خود را بيش تر روشن مي سازد و هر نوع شک و ترديد را از دل ها مي زدايد.
زيرا اين قرآن مجيد است که از هر نوع خرافات و پندارهاي باطل به دور بوده و نسبت ها و مطالبي را که نسبت آن ها به ساحت قدس خداي بزرگ و پيامبران عقلاً صحيح نيست، مردود مي شمارد.
بنابراين، مخالف و متعارض بودن قرآن با کتب عهدين در اين موارد، خود دليل ديگري است بر وحي بودن آن.
ما، در مقالات گذشته، به اين قسمت اشاره نموديم و قسمتي از خرافاتي را که در کتب عهدين موجود است، تذکر داديم و ثابت نموديم که تورات و انجيل فعلي، غير از آن تورات و انجيلي مي باشد که از طرف خداوند بر حضرت موسي و عيسي فرود آمده است. قرآن نه تنها با تورات و انجيل واقعي و آسماني مخالفت ندارد بلکه آن ها را تصديق مي کند و با آن ها کاملاً هماهنگ است.

عدم تناقض در قرآن

اشکال 5:

مي گويند: در قرآن مطالب ضد و نقيض هست و ما در دو مورد به اين تناقض پي برده ايم که وحي الهي و کتاب آسماني بودن آن را مورد ترديد قرار مي دهد.
1- مي گويند: قرآن در يک مورد نشانه و علامت استجابت دعاي حضرت زکريا را سه روز سخن نگفتن بيان نموده، گفته است:
(قَالَ آيَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزاً. )(1)
گفت: نشانه [استجابت دعاي] تو اين است که سه روز جز به اشاره و رمز[ با مردم] سخن نخواهي گفت.
ولي در مورد ديگر همان نشانه و علامت را برخلاف آيه قبل، سه شب تعيين نموده است آن جا که مي گويد:
(قَالَ آيَتُکَ أَلاَّ تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَ لَيَالٍ سَوِيّاً.) (2)
گفت: نشانه [استجابت دعاي] تو اين است که سه شب قدرت تکلم [با مردم] را نخواهي داشت.
اين دو آيه چنان که مي بينيد ناقض يکديگر است زيرا نشانه ي استجابت دعا در يکي از آن ها، سخن نگفتن در روز و در ديگري سخن نگفتن در شب بيان شده است.

 
ادامه نوشته

شبهاتي درباره قرآن و پاسخ به آنها (1)

 

اشکال ادبي در قرآن

قرآن تمام مخالفين خود را به مبارزه کلامي فراخوانده و از آنان خواسته است که به مانند يک سوره از سوره هاي آن را بياورند ولي کسي قدرت معارضه و مبارزه با قرآن را نداشته و در مقابل پيشنهاد قرآن، زانوي عجز بر زمين زده است.
چون اين شکست و رسوايي در معارضه با قرآن، بر دشمنان و مخالفين قرآن بسي گران و غيرقابل تحمل بود تصميم گرفتند که در مبارزه با قرآن، راه ايراد و اشکال تراشي را پيش گيرند و از اين راه قرآن را در افکار و انظار ديگران کوچک جلوه دهند.
اينک ما همان اشکالات را در اين جا مي آوريم، تا از يک طرف پايه ي معلومات و طرز تفکر اين افراد را روشن سازيم و از طرف ديگر معلوم شود که هوا و هوس، تعصب خشک و بي جهت، چگونه زمام اختيار آنان را به دست گرفته، به هر سو که مي خواهد سوقشان مي دهد و در قعر بدبختي و هلاکت شان مي نشاند.

اشکال 1:

مي گويند: در قرآن جملاتي به کار رفته است که با اسلوب فصاحت و بلاغت و با قواعد عربي سازش ندارد و چنين کتابي نمي تواند معجزه باشد.

پاسخ:

اين گفتار از دو جهت باطل و نادرست است زيرا:

اولاً:

در قرآن در ميان بليغ ترين و فصيح ترين عرب ها نازل گرديده و آنان را به معارضه فراخوانده که اگر بتوانند سوره اي مانند سوره هاي قرآن را بياورند، در اين مسابقه قائق شوند ولي بلافاصله اين نکته را تذکر داده که معارضه با قرآن از قدرت بشر خارج است، گرچه همه ي آنان پشتيبان همديگر باشند.
پس اگر در قرآن کوچک ترين مخالفت با قواعد عربي ديده مي شد، همان افراد بليغ که بر اسلوب لغت عرب و مزاياي آن بيش تر از ديگران واقف و با اطلاع بودند. روي همان نقطه ي کوچک انگشت اشکال و ايراد مي نهادند و آن را عليه قرآن، دليل مي گرفتند و در ميدان مبارزه با قرآن پيروز مي گرديدند و خود را از مبارزه با زبان و شمشير راحت مي نمودند.
و اگر يک چنين عملي انجام مي شد، مسلماً تاريخ براي ما ثبت و حفظ مي کرد و حداقل در ميان دشمنان اسلام زبان به زبان نقل مي شد. در صورتي که از چنين جرياني، هيچ اثري در تاريخ و در ميان دوست و دشمن ديده نمي شود.

ثانياً:

در زماني که قرآن نازل گرديد، از اين قواعد عربي خبري نبود بلکه بعداً در اثر کاوش و بررسي در کلمات بليغان و سخن سرايان عرب و از جست وجو و دقت در ترکيباتي که آنان در گفتارشان به کار برده بودند، اين قواعد استخراج و جمع آوري گرديد و به صورت يک علم خاصي درآمد و اين راستا اگر فرض شود که قرآن وحي الهي نيست- چنان که طرف گفت وگوي ما مي پندارد- حداقل کم تر از کلام فصحا و سخن سرايان عرب نيز نمي باشد و بلکه قرآن در کمال فصاحت و بلاغت است، يکي از شاخص ترين و مهم ترين منابع و مأخذ قواعد عربي است.
بنابراين، اگر يک قاعده عربي که پس از نزول قرآن به دست آمده است، با قرآن تطبيق نکند، نقض و ايراد بر آن قاعده متوجه خواهد بود و نه بر قرآن.
علاوه بر اين، اين ايراد در صورتي به قرآن متوجه مي شود که جمله مخالف با قواعد عربي در قرآن از نظر طرز قرائت، مورد اتفاق تمام قاريان بوده باشد ولي در صورت اختلاف قرائت ها اگر اعتراضي بر يکي از اين قرائت ها وارد آيد تنها دليل بر بطلان، همان قرائت خواهد بود، بدون اين که تماسي با عظمت قرآن و مقام شامخ آن داشته باشد، زيرا هر يک از اين قرائت هاي معروف، نوعي اجتهاد است که از ناحيه قاريان قرآن به عمل آمده، از خود رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) به طور متواتر و به صورت قطعي نقل نگرديده است.

ادامه نوشته

سيري در قرآن و قرآن پژوهي (1)

6 ) محتواي قرآن:

مضامين و معاني قرآن بسيار متعدد و متنوع و درهم تنيده و « سرشار از طراوت تکرار » است. در قرآن توحيد و دعوت به انديشه درباره ي خداوند و دعوت به ايمان، با نهي و نفي شرک و نفاق و ارتداد، با انکار آلهه و تخطئه ي شيطان و بت پرستي و اشاره به گوشه هايي از قصص انبيا، از آدم تا خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم)، و اشاره به گوشه هايي از زندگي و پرسش هاي عادي عرب هاي معاصر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) از جمله درباره ي اهله ي قمر يا حتي مسائلي چون حيض، وعظ و پند در باب گذران و لهو و لعب نما بودن زندگي و مظاهر آن چون مال ( با نهي از مال پرستي و مال اندوزي ) و تجملاتي چون داشتن پسران و نازيدن به باغ و بستان، تا اشاراتي درباره ي وحي و تنزيل و تأويل قرآني تا احکامي فقهي چون تنظيم ميراث و تعيين سهم الارث و تازيانه زدن به زناکاران و بريدن دست دزد و انواع تحليل ها و تحريم ها و احکام اخلاقي چون دستگيري از بينوايان و اطعام مساکين تا رعايت حقوق والدين و احترام فوق العاده به پدر و مادر، و نهي از فساد و رذايل اخلاقي، چون کشتن فرزندان از ترس فقر يا حميت جاهليت، و رباخواري و توصيه ي مکارم اخلاق از صدق و اخلاص تا توصيف فرشتگان و اعمال آنان و ده ها و صدها موضوع ديگر درهم تنيده است، و طبق ساختار ظاهراً ناپيوسته يا گسسته پيوند قرآن مجيد که در بخش پيشين به آن اشاره کرديم، همه و همه در کنار همديگر آمده اند. ماحصل آنکه مضامين اصلي قرآن عبارت است از 1 ) اشاره به وقايع تاريخي ( غزوات، هجرت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) و نظاير آن )، 2 ) قصص انبياء و حکايات ديگر، 3 ) انديشه ي توحيدي و دعوت به ايمان و اسلام، 4 ) نهي از شرک و نفاق، 5 ) معاد شناسي ( توصيف عوالم اخروي و حيات پس از مرگ ) 6 ) فرشته شناسي ( نيز شامل بحث درباره ي شيطان و شياطين و جن )، 7 ) احکام فقهي، 8 ) احکام اخلاقي ( اعم از وعظ و ارشاد و انواع امر به معروف و نهي ازمنکر )، 9 ) توجه دادن به آيات الهي و شگفتي هاي آفاق و انفس ( که شباهت به برهان نظم يا اتقان صنع دارد )، 10 ) اشاره به شرايع پيشين و کتب و صحايف آسماني، و 11 ) داستان آفرينش انسان، و انسان شناسي روان شناسانه. تنوع و تعدد موضوعات و مضامين قرآن مجيد تا به حدي است که فرهنگ موضوعي قرآن که فقط سر عنوان هاي موضوعي را به نظم الفبايي با اشاره به نام سوره و شماره ي آيه ( يعني بدون نقل آيات قرآني ) در بر دارد حجمش به اندازه ي خود قرآن است ( فرهنگ موضوعي قرآن مجيد، تدوين کامران فاني و بهاءالدين خُرمشاهي؛ همچنين فهرس المطالب، تدوين محمود راميار ).

ادامه نوشته

سيري در قرآن و قرآن پژوهي (1)

4 ) اندازه و حجم و تقسيمات قرآن:

قرآن کتابي است که در مقايسه با ساير کتاب ها متوسط الحجم است و مي توان گفت حجم آن برابر است با عهد جديد ( اناجيل اربعه و رسالات وابسته به آن ) يا ديوان حافظ. طبق دقيق ترين آمار، تعداد کل کلمات قرآن 77,807 کلمه است. ( فرهنگ آماري کلمات قرآن کريم، دکتر محمود روحاني، 23/1 ). قرآن 114 سوره و کلاً 30 جزء است. هر جزئي، چهار ( يا دو ) حزب است. نيز هر پنج آيه را خُمس [ = خ ] و هر ده آيه را عُشر [ =ع، و اين عمل را تعشير ] ناميده اند ( تاريخ قرآن، راميار، 543 ). تقسيم دروني و تفصيلي ديگر قرآن، تقسيم آن به « رکوعات » است. منظور از رکوع، بخشي و گروهي از آيات است که در يک موضوع آمده و اتحاد مضموني دارد که با شروع آن موضوع، رکوع آغاز مي گردد و با تغيير و تحول کلام به موضوعي ديگر، ختم مي شود. پيداست که شماره ي آيات مندرج در هر رکوع، کم و زياد است، به خلاف جزوها و حزبها که به طور مساوي تقسيم شده است. وجه تسميه ي رکوع را مي توان از آنجا دانست که در نمازهاي شبانه روزي، پس از خواندن سوره ي حمد در رکعت اول و دوم، مي توان به خواندن سوره هاي ديگر، يا لااقل چند آيه اکتفا کرد. پيرو اين عقيده، بعضي که قرآن شناس بوده اند، اوايل هر چند آيه را که يک عنوان و موضوع را تشکيل مي دهد، معين ساختند و از آن جهت که بعد از قرائت آن بخش، نمازگزار به رکوع مي رود، نام هر بخش را رکوع گذارده اند. عدد رکوعات قرآن طبق مشهور 540 رکوع است ( به طور متوسط و تقريبي هر صفحه از قرآن يک رکوع دارد ) ( مقاله ي « قرآن هاي چاپي » نوشته ي کاظم مدير شانه چي، در مشکوة، شماره ي دوم، بهار 1362، ش، صص 151-152 ).
گفتني است که در قرون جديد، ابتدا خوشنويسانِ قرآن نويس در امپراتوري عثماني و سپس در مصر و لبنان و سوريه کوشيده اند و توانسته اند که قرآن مجيد را با رعايت قواعدي از جمله آغاز هر صفحه با اول آيه، و پايان صفحه به پايان يک آيه، بنويسند و هر جزء را در بيست صفحه و لذا کل قرآن را در604 صفحه کتابت کنند ( 4 صفحه ي اضافي مربوط به صفحات آغازين و پاياني است ). در اين شيوه ي کتابت که در معتبرترين قرآن جهان طبع دارالقرآن عربستان سعودي در مدينه نيز رعايت شده، هر صفحه داراي 15 سطر است. بعضي از غرابت گرايان قرآن را در 30 صفحه ي عادي ( هر جزء در يک صفحه ) به خط بسيار ريز يا غبار کتابت کرده اند. و کساني که غرابت گراتر بوده اند، کل قرآن را در يک صفحه، که ابعاد آن از سراسر يک صفحه روزنامه ي عادي فراتر نيست - کتابت و چاپ کرده اندکه طبعاً براي قرائت نيست، و براي به همراه داشتن از جهت حفظ و تعويذ به قرآن است، و حتي با ذره بين نيز قابل خواندن نيست. همچنين قرآن را با تعداد صفحات عادي، في المثل همان 604 صفحه، ولي با ابعاد بسيار کوچک جمعاً در حدود يک - دو سانتيمتر، بر روي کاغذ بسيار نازک ( حتي نازکتر از کاغذ خاص کتاب مقدس ) به طبع رسانده اند، که آن نيز فايده هاي غير قرائتي دارد. از سوي ديگر و نقطه ي مقابل اين ابعاد کوچک، قرآن را در ابعاد بسيار بزرگ نيز کتابت کرده اند که يکي از مشهورترين نمونه هاي تاريخي آن، قرآن مکتوب به خط محقق ( ولو معروف به ثلث ) به قلم شاهزاده هنرمند تيموري، بايسنُقرميرزا ( 802-838 ق ) است که اوراق پراکنده ي آن، به ابعاد تقريباً بيش از يک متر و نيم در يک متر، در موزه هاي کتابخانه ها، از جمله در موزه ي قرآن کتابخانه ي آستان قدس رضوي، محفوظ است. کتبيه هاي مساجد در جهان اسلام نيز نمونه اي از درشت نويسي آيات قرآن مجيد است.

ادامه نوشته

سيري در قرآن و قرآن پژوهي (1)

1) تعريف قرآن:

در فرهنگ اسلام و تشيع، « قرآن » را همواره با صفت کريم به صورت قرآن کريم ( اهل سنت ) يا با صفت مجيد، به صورت قرآن مجيد ( اهل تشيع ) مي نامند و اين دو صفت منشأ قرآني دارد. از قرآن مجيد دو گونه تعريف مي توان به دست داد. نخست تعريف ساده و عرفي که قرآن را کتاب مقدس و آسماني اسلام و وحي الهي بر حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) مي داند. دوم تعريف علمي که قرآن را وحي نامه ي اعجازآميز الهي مي داند که به زبان عربي، به عين الفاظ توسط فرشته ي امين وحي، جبرئيل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ، بر قلب و زبان پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) هم اجمالاً يکباره و هم تفصيلاً در مدت بيست و سه سال نازل شده و حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) آن را بر گروهي از اصحاب خود خوانده و کاتبان وحي ( از ميان اصحاب ) آن را با نظارت مستقيم و مستمر حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) نوشته اند و حافظان بسيار، هم از ميان اصحاب، آن را حفظ و به تواتر نقل کرده اند و در عصر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) هم مکتوب بوده ولي مدون نبوده است، و در عصر عثمان با نظارت او طي چند سال، منتهي به حدود سال 28 هجري، مدن بين الدفتين، از سوره ي فاتحه تا ناس، در 114 سوره، مي گردد. و متن آن مقدس و متواتر و قطعي الصدور است و تلاوت آن مستحب مؤکد است.
ايمان به قرآن مجيد به توصيفي که گفته شد و نيز معجزه ي الهي و سند نبوت دانستن آن و محفوظ بودنش از خطا و هرگونه افزود و کاست ( تحريف )، از ضروريات اسلام و مذهب تشيع است. قرآن به زبان عربي بسيار شيوايي که مايه ي اعجاب فصحاي عرب ( و بعدها اقوام ديگر ) گرديده و درتاريخ زبان عربي، سابقه و همانندي نداشته، در طي مدت بيست و سه سال، يعني سراسر زماني که حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) به وظيفه ي رسالت و ابلاغ پيام الهي و دعوت به اسلام اشتغال داشته اند، به صورت بخش بخش ( منجماً يا نجوماً ) بر حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) وحي شده است و چنانکه اشاره شد حافظان حفظش کرده و کاتبان با نوشت افزارهاي بسيار ابتدايي، با خطي که هنوز نقطه و نشان و علائم اعراب نداشته است و کوفي نام داشته است در چندين نسخه بازنويس کرده اند.

ادامه نوشته

دستاوردهای داخلی انقلاب اسلامی (1)

دستاوردهای داخلی انقلاب اسلامی (1)

انقلاب

خدمات و فعالیتهای نظام جمهوری اسلامی در ابعاد داخلی از گستره بسیار وسیعی برخوردار است كه می‌توان در چند حوزه آنها را تقسیم بندی كرد:

1. خدمات نظام در حوزه اقتصادی

2. خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه فرهنگی، علمی و اجتماعی

3. خدمات و دستاوردهای نظام در حوزه سیاسی

از آنجا كه احصاء همه فعالیتها و خدمات انجام شده در طول 32 سال حیات جمهوری اسلامی از حوصله مجموعه حاضر خارج است، لذا سعی شد تا به یكی از سه حوزه فوق، یعنی بخش خدمات و فعالیتهای اقتصادی توجه و تأكید شود. اگر چه در این موضوع نیز انعكاس همه ابعاد و فعالیتهای اقتصادی میسر نبود، امّا ترجیح این حوزه به سایر حوزه‌ها از این رو است كه در ارائه فعالیتهای اقتصادی امكان آماری كردن آن وجود دارد. در عین حال نگاهی گذرا به برخی از حوزه‌های دیگر نیز صورت گرفته است.

1. دستاوردها و خدمات اقتصادی

با وجودی كه ملموس‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های نظارت جمهوری اسلامی در حوزه اقتصادی است امّا نظام تبلیغاتی كشور نتوانست آن را به طور شایسته‌ای برای افكار عمومی منعكس نماید رجوع به آمار و ارقام این فعالیت‌ها مؤید این نكته است:

1/ 1. نفت

صنعت نفت ایران نسبت به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با تحول عظیمی همراه بوده است. زیرا اكنون ایران اسلامی مالك منابع نفتی خود بوده و كارشناسان ایرانی مدیریت اجرایی عملیات صنعت نفت در كلیه بخشها اعم از اكتشاف، حفاری، بهره‌برداری، ‌صادرات، پالایش و انتقال را برعهده دارند.

این در حالی است كه این صنعت پیش از انقلاب كاملاً وابسته بود. از طرف دیگر فعالیتهای اكتشافی صنعت نفت بعد از پیروزی انقلاب با جهش چشمگیر همراه بوده است. طی یك دوره 20 ساله (57 تا 76) حداقل 50 میلیارد بشكه نفت اكتشاف شد جالب این كه كلیه فعالیتهای عملیات اكتشافی نیز توسط متخصصان داخلی صورت گرفته است.

2/ 1. گاز

حجم ذخایر گاز طبیعی شناسایی شده ایران در ابتدای سال 1381 حدود 6/26 تریلیون متر برآورد شده كه این میزان معادل 17 درصد از كل ذخایر جهان و 7/47 درصد از ذخایر منطقه خاورمیانه است. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فقط پنج شهر از نعمت گاز برخوردار بود كه این رقم در پایان سال 80 به 392 شهر افزایش یافته است. و متجاوز از 5/33 میلیون نفر از جمعیت كشور را تحت پوشش قرار می‌دهد. در واقع سبد انرژی كشور توسط گاز طبیعی به بیش از 43 درصد رسیده است.


ادامه نوشته

نگاهى به راهبردهاى ارزشى پيامبر اکرم در مسير وحدت اسلامى(1)



پيامبر اکرم

عنوان «راهبردهاى ارزشى و اجتماعى‏» به بررسى نقش و تاثير پيامبر اکرم ‏صلى الله عليه و آله در به کارگيرى عامل «وحدت اسلامى‏» به عنوان يکى از ابزارها در جامعه اسلامى آن زمان مى‏پردازد.

در يک تقسيم‏بندى کلى نقش پيامبر اکرم ‏صلى الله عليه و آله در پايه‏گذارى وحدت امت اسلامى شامل سه مطلب بنيادين مى‏شود: نخست تلاش در وضعيت جامعه عربى آن زمان و به کارگيرى عوامل «سياسى‏» جهت زمينه‏سازى‏هاى لازم؛ سپس برنامه‏ريزى‏هاى «فرهنگى‏» در مسير ترسيم دورنماى امت واحده براى مسلمانان و ايجاد فضاى رشد فکرى و ارتقاى فهم مردم نسبت ‏به مسئوليت‏هاى خود؛ و در نهايت، به کار بستن راه‏حل‏هايى که پيامبر اکرم ‏صلى الله عليه و آله از آنها به عنوان ابزار تحقق وحدت بهره مى‏گرفت.

اين چنين راهبردهايى را مى‏توان تحت عنوان «دعوت ارزشى پيامبر صلى الله عليه و آله برشمرد که پاره‏اى از آنها شامل «راهبردهاى ارزشى ملى و مذهبى‏»، «راهبردهاى ارزشى قومى و ميهنى‏» و نيز «راهبردهاى ارزشى اجتماعى و فردى‏» خواهند بود. و اينک به هر بخش اشاره‏اى گذرا خواهيم کرد.

 

1- راهبردهاى ملى و مذهبى

الف) ايجاد وحدت ملى و همبستگى ايمانى

ورود پيامبر اکرم ‏صلى الله عليه و آله به مدينه همراه با عقد قراردادهايى بين گروههاى گوناگون بود. اين پيمان‏ها را مى‏توان يکى از بارزترين شواهد به کارگيرى رهيافت وحدت اسلامى در جامعه آن زمان شمرد.

 

پيمان‏نامه عمومى مدينه:

يکى از مهمترين اين پيمان‎ها، اولين قراردادى بود که بين پيامبر اکرم ‏صلى الله عليه و آله و طوايف و قبايل موجود يثرب بسته شد و بعضى آن را «نخستين قانون اساسى مکتوب جهان‏» دانسته‏اند. اين تدبير بهترين مقوله براى به وجود آوردن وحدت ملى و همبستگى دينى بود چرا که وحدت ميان قبايل درگير، حقوق اجتماعى يهوديان و نيز مهاجران مسلمانان را تضمين مى‏کرد و از سوى ديگر، اين پيمان‎ها مقدمات تشکيل يک وحدت سياسى و حکومتى را فراهم مى‏آورد.

به عنوان نمومه در مفاد قرارداد بين مسلمين به روشنى قيد شده بود که مسلمين امت واحده‏اى، جداى از مردم ديگر هستند: (انهم امة واحدة من دون الناس)، و ارتباطى بين مسلمانان و کافران نيست و دورى بين مسلم و مسلم نبايد باشد. اگر چه روح حاکم بر اين پيمان‎ها همانا به کارگيرى ابزار وحدت اسلامى در جهت راهبرد ارزشى پيامبر اکرم‏ صلى الله عليه و آله در جامعه اسلامى است و از همين‏رو تمام موارد آن مصداق اين امر قرار دارند، ولى به بعضى از آن موارد اشاره مى‏کنيم: (1)

- مسلمين در برابر ظلم و تجاوز و توطئه و فساد با هم متحد خواهند بود.

- هيچ مؤمنى بدون اشاره ساير مؤمنان در جهاد فى سبيل‏الله صلح نمى‏کند و صلح جز براى همگان اجرا نخواهد شد.

- تمامى گروهها (که به جنگ مشغول‏اند) به ترتيب وارد جنگ خواهند شد و جنگيدن به يک گروه (دو مرتبه پشت ‏سر هم) تحميل نخواهد شد.

- «ذمة الله‏» نسبت ‏به همه افراد يکسان است.

- اگر اختلافى بين مسلمين بروز کرد، مرجع حل آن خدا و رسول خواهند بود.

ادامه نوشته

بازخوانی خطبه غدیر (1)

بازخوانی خطبه غدیر (1)

 

غدیر

هدف از این نوشته بازخوانی فرازهایی از خطبه با شکوهی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت در منطقه ای به نام غدیر ایراد کردند. اما قبل از ورود به متن خطبه لازم می دانیم چند سطری را به خود خطبه و سابقه نقل آن اختصاص دهیم:

واقعه با شکوه و بسیار مهم غدیر، شامل مراحل مقدماتی (قبل از خطبه) و متن خطبه و وقایعى كه همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه به وقوع پیوست به صورت یك روایت مفصل نقل نشده و یا اگر شده به دست ما نرسیده است. آنچه اکنون ما در اختیار داریم نقل های کوتاه و گسترده ای است که حاضرین در آن مراسم باشکوه، دیده یا شنیده اند و بعد نقل کرده اند.

خوشبختانه قسمتهاى مهم این واقعه که بخشهای کلیدی آن است به طور متواتر نقل شده و نیز متن کامل خطبه غدیر که محور اصلی آن همایش بی نظیر بود با اندک اختلافی در الفاظ و نه در محتوا در نُه كتاب از منابع شیعه كه هم اكنون در دست مى باشد و به چاپ هم رسیده با اسناد متصل موجود است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از حمد و ثنای الهی به عنوان مقدمه آن اعلام بزرگ فرمود: خدای متعال به من خبر داده که اگر آنچه را که در مورد علی [علیه السلام] بر من نازل می کند ابلاغ نکنم وظیفه رسالتم را انجام نداده ام

متنی را که ما برای بازخوانی برگزیده ایم متنی است که مرحوم طبرسی (م558 ق) در کتاب الاحتجاج، جلد اول، صفحه 58 از طریق امام باقر علیه السلام نقل کرده است.

 

ادامه نوشته