قرآن از ديدگاه قرآن (1)
2- قرآن از طرف شیطان و جن نیست
{ و ما تَنَّزَلَتْ بِه الْشَّیْطان} شعراء/ 210
ترجمه : شیاطین و جنیان این آیات را نازل نکردند.
{ وَ مایَنبَغِی لَهُمْ وَ ما یَسْتَطیعُون} شعراء/ 211
ترجمه : برای جنیان و شیاطین هرگز سزاوار نیست که چنین کتابی را نازل کنند.
تفسیر :دو آیه فوق :محتوای این کتاب بسیار بزرگ که در مسیر حق و دعوت به پاکی و نفی هرگونه شرک است ، به خوبی نشان می دهد که به افکار شیطانی و القائات شیاطین هیچگونه شباهت ندارد و شیاطین جزشر وفساد کاری ندارند و این کتاب خیر وصلاح است. بنابراین بررسی محتوای آن به تنهایی بیانگر اصالت آن است. بعلاوه آنها توانایی چنین کاری را ندارند [ وما یستطیعون ] اگر آنها چنین قدرتی داشتند ، باید سایر کسانی که در محیط نزول قرآن همانند کاهنان با شیاطین مربوط بودند ، بتوانند همانند آنرا بیاورند ؛ با اینکه همگی عاجز ماندند و با عجزشان ثابت کردند که این آیات مافوق توان آنها است.
{إِنَّهُمْ عَنِ السمع لَمَعْزُولُون}شعراء/ 212
ترجمه: همانا آنان ( شیاطین و جنیان ) از استماع وحی معزولند ( واز درک اسرار غیبی محروم).
تفسیر : شیاطینی که با آنان در ارتباط بودند از شنیدن اخبار آسمان معزول و برکنارند. از این آیه بر میآید که شیاطین قبلاً به آسمان ها می رفتند و استراق سمع می کردند و مطلبی را که در میان فرشتگان منعکس بود ، احیاناً به دوستان خود منتقل می ساختند ، اما با تولّد و ظهور پیامبر « صلَّی الله علیه و آله » استراق سمع به کلی قطع شد و آن ارتباط خبری از میان رفت.
فصل دوم : قرآن بر كدام پيامبر نازل شد؟
1. قرآن بر حضرت محمد « صلَّی الله علیه و آله » نازل شد.
به بررسی تعدادی از آیات قرآن که دلالت بر این مطلب می کند می پردازیم.
{وَالَّذینَ ءامَنُو وَعَمِلُواْ الصّالِحاتِ وَ ءامَنُوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَّمدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِنْ رَّبِهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیّئاتِهِمْ وَ أصْلَحَ بَالَهُمْ}محّمد/ 2
ترجمه : کسانیکه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و نیز بر آنچه بر محمد نازل شده (قرآن) ایمان آوردند ، آیاتی که حق است و از سوی پروردگارشان می باشد خداوند گناهان آنان را می بخشد.
تفسیر : وءامنو بمان نزل علی محمد ؛ از واضحات است که همانا ایمان به قرآن ملازم ایمان به نَفْسِ رسول « صلَّی الله علیه و آله » است.
تفسیر : وءامنو بمان نزل علی محمد ؛ ایمان در این آیه به قرآن اختصاص یافته که بر پیامبر« صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » نازل شده و گروهی به آن ایمان آورده اند و دلیل اینکه ایمان به حضرت محمد« صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » را ازمیان آنچه ایمان آوردن به آن واجب است جداگانه بیان کرده به خاطر تعظیم و تشریف آن حضرت بوده تا اعلان کند که ایمان به خدا وانبیاء و کتب آسمانی آنها کافی نیست و کامل شدن ایمان فقط در ایمان آوردن به پیامبر خاتم « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » است و با جملة معترضه «وهوالحق من ربهم» بر روی ایمان به محمد « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » تأکید فرموده است.
{قُلْ أیُّ شَیْ ءٍ اَکْبَرُ شَهدَةً قُلِ اللهُ شَهیُد بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلیَّ هذاَ الْقُرآنُ لِأُنْذِرَکُم بِهی وَ مَنْ بَلَغَ}انعام / 19
ترجمه : بگو ای پیغمبر چه گواهی بزرگتر است ( از گواهی خدا) بگو: خدا میان من و شما گواه است و وحی میکند به من این آیات قرآن را تا به آن شما و هرکس از افراد بشر را که خبر این قرآن به او رسد ( پند دهم) و بترسانم .
تفسیر : شأن نزول این آیه در مورد مشرکان لجوجی است که به همة نشانه های حقانیت دعوت پیامبر« صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » او را نادیده گرفته بودند و باز هم مطالبة گواه و شاهد می کردند. پیامبر « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » مأمور شد بگوید: به عقیدة شما ، بالاترین شهادت ، شهادت کیست ؟
غیر از این است که بالاترین شهادت ، شهادت پروردگار است ؟ بگو: خداوند بزرگ گواه میان من وشما است و بهترین دلیل آن این است که این قرآن را بر من وحی فرستاده است ، قرآنی که ممکن نیست ساخته فکر بشری در آن عصر و زمان و در آن محیط و مکان بوده باشد ، قرآنی که الفاظ آن اعجاز آمیز و معانی آن اعجاز آمیز تر است ، آیا همین یک شاهد بزرگ ، دلیل بر گواهی خداوند بر حقانیت دعوت من نیست ؟
{کِتابٌ أَنْزَلْنهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ}ص/ 29
ترجمه : ( این قرآن بزرگ) کتابی مبارک و عظیم الشأن است که بر تو نزل کردیم.
تفسیر : کتابی که نازل کردیم ما آنرا به تو ای رسول الله.
تفسیر : کتاب به معنی مکتوب ونوشته شده است وبدون تردید منظور از کتاب ، در آیة مورد بحث قرآن مجید است.
شبهه : در اینجا این سؤال پیش می آید که مگر تمام قرآن در آن روز نوشته شده بود ؟
در پاسخ به این سؤال می گوییم : نوشته شدن تمام قرآن کافی نیست ، چرا که قرآن هم به کل این کتاب گفته می شود و هم به اجزاء آن . به علاوه کتاب گاهی به معنای وسیعتری اطلاق می شود به معنی مطالبی که در خور نوشتن است و به صورت مکتوب بیرون خواهد آمد هرچند تا آن زمان نوشته نشده باشد.
بحث اصلی ما عظمت قرآن از دید قرآن است ، اما از آنجا که آورندة این کتاب نیز عظیم و شریف است ، باید آیاتی در این مورد ذکر می شد که بگوییم این قرآن بر چه انسان کامل وشریفی نازل شد ، بر آن مقام والا ؛ که البته اجمالاً ذکر شد و لذا اینجا باید اجمالاً ذکر کنیم که حضرت محمد« صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » خاتم پیامبران است و بعد از آن پیامبری نمی آید و قرآن آخرین کتاب آسمانی است و ویژگیهای مختصری از ایشان که سرور ومولای ما است بیان می کنیم . البته بسیار مختصر و بقیه را به خوانندگان ارجاع می دهیم تا از مبحث اصلی خارج نشویم إن شاءالله .
2. حضرت محمد « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » خاتم پیامبران
{ما کَانَ مُحَّمَد اَبا أَحَدٍ مِّن رِّجالِکُمْ وَلکِنَ رَسُولُ اللهِ وَ خاتَمَ الْنَبِیین}احزاب/ 40
ترجمه : نیست محمد یکی از مردان شما و لکن رسول خداست و خاتم پیامبران .
تفسیر : این نکته قابل توجه است که خاتم انبیأ بودن به معنی خاتم المرسلین بودن نیز هست ، و این که بعضی از دین سازان عصر ما برای مخدوش کردن مسألة خاتمیت به این معنا چسبیده اند که قرآن پیامبر اسلام « صَلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه » ، خاتم انبیاء شمرده شده نه خاتم رسولان ، این یک اشتباه بزرگ است ، چرا که اگر کسی خاتم انبیاء شد به طریق اولی خاتم رسولان نیز هست ، زیرا مرحلة رسالت مرحله ای است فراتر از مرحلة نبوّت.
اگر پیامبر را خاتم المرسلین می نامید ممکن بود خاتم انبیاء نباشد ، اما وقتی می گوید او خاتم انبیاء است مسلماً خاتم رسولان نیز خواهد بود و به تعبیر مصطلح نسبت نبی و رسول ، نسبت عموم وخصوص مطلق است ( دقت کنید).
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد