با پدر و مادر، هم می‌توان بهشتی شد و هم جهنمی!

امروز مصادف است با شهادت امام عزیز، امام صادق علیه‌السلام، در این فرصت بر آن شده‌ایم که گوشه ای از سبک زندگی اهل‌بیت علیهم‌السلام، من جمله امام صادق علیه‌السلام را با توجه به روایات و بیاناتشان در موضوع آداب معاشرت با هم مروری داشته باشیم تا ان شاء‌الله راهکاری باشد برای زندگی‌های امروزمان...

فرآوری: زهرا اجلال

بهشت یا جهنم

ما در جامعه اجتماعی زندگی می کنیم که هرکس یک آداب و اصولی دارد. یکی از این آئداب، چگونگیه معاشرت با پدر و مادر است. شخصی آمد خدمت پیامبر(صلی الله و علیه وآله) و عرضه داشت: می شود به ما بگویید پدر مادر شانشان چیست؟ پیامبر(صلی الله و علیه وآله) فرمودند: پدر و مادر بهشت تو هستند و پدر مادر جهنم تو هستند، هم می توانند بهشت رفتن تو را فراهم کنند هم می توانند جهنم رفتن تو را فراهم کنند. 

قرآن کریم یکی از موضوعاتی که زمینه ساز جهنمی شدن انسان ها و عذاب الهی را در قالب داستانی، این گونه معرفی می کند؛ «والذی قال لوالدیه افٍ لكما اتعد اننی ان اخرج و قد خلت القرون من قبلی و هما یستغیثان الله ویلك ءامن ان وعدالله حق فیقول ما هذا الا ساطیر الاولین.» (احقاف 17)

امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: روز قیامت پرده‌ای از پرده‌ های بهشت کنار می‌رود و هر صاحب روحی بوی بهشت را (حتی) با 500 سال فاصله استشمام می ‌کند. مگر یک گروه. پرسیدم آن ‌ها کیستند؟ فرمود: آزار دهندگان پدر و مادر.

در بیانی دیگر داریم که رسول خدا صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله ‌و سلم فرمود: «نسبت به مادر و پدر، نیکو کار باش، جایگاهت بهشت است و اگر جفاکار شدی با جهنم بساز»

ادامه نوشته

حسرت بهشت برای متکبران

جادویی ‌ترین سرزمین و جادویی ‌ترین چشم‌ ها، چشمه‌ها، کاخ‌ ها، باغ ‌ها و دل ‌انگیزترین زندگی‌ ها و شادکامی‌ ها در آن وجود دارد؛ منتهای آرزوی خردمندان و دانشوران است و خداوند، آن را سرای پارسایان و نیکان و شایستگان و پری چهرگان قرار داده است.

زهرا رضاییان- دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث
متکبر

خداوند ابلهان و بی خردانی را که این کالای ‌گران بها را به هیچ می ‌فروشند، این گونه توصیف کرده است: « إِنَّ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّی یَلِجَ الْجَمَلُ فی سَمِّ الْخِیاطِ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمینَ»؛ « کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‌شود؛ و (هیچ گاه) داخل بهشت نخواهند شد، مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد. این گونه، گنهکاران را جزا می ‌دهیم».(1)

ادامه نوشته

تفاوت مـیان حـدود آزادی از نظر اسلام و تمدن جدید

گرچه کلمه «حریت» و آزادی بـیشتر‌ در‌ قـرون اخیر بر سر زبان ها افتاده ولی آزادی خواهی انسان مطلب تازه ‌ای نیست که در این‌ قرون به وجود آمـده باشد و همیشه مدنظر وی بوده و در اعماق فکر او جای‌ داشته و جزء آرزو های دیرینه‌ وی‌ مـحسوب میشده است.

بخش قرآن تبیان
معنای آزادی

علاقه انـسان بـه حریت مانند سایر علاقه ‌های او ریشه تکوینی دارد و منشاء آن وجود «اراده» در اوست. انسان مطالب را درک می کند و اراده وی با موری تعلق می گرد و میل‌ دارد آزاد باشد و به آنچه مورد علاقه و نظر اوست عمل کند و هیچ گونه مانعی بر سر راه او نباشد، و چون «اراده» از انـسان جدا نیست لذا علاقه به حریت و آزادی نیز همواره با او‌ هست‌.

چون واقعیت اسلام در سایه آیات قرآن و کلمات پیغمبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) واضح‌ و هویدا‌ شـده احـتیاجی نـدارد که‌ مردم‌ را به پذیرفتن اسلام اجبار و اکراه کـند، مـؤید ایـن مـطلب ایـنکه جـمله «قد تبین الرشد من الغی» در واقع علت جمله «لا اکراه فی الدین» است یعنی چون راه راست از‌ گمراهی‌ آشکار شده است دیگر جای اجبار و اکراه نیست.

منتها انسان چون یک موجود اجتماعی است و به حکم فطرت و غریزه مایل است که با سایر افراد هم نوع خود در حل مشکلات حیاتی تشریک مـساعی کـند و زندگانی خود را بر پایه تعاون‌ استوار‌ نماید، ناچار است به اصول زندگانی مدنی تن در دهد؛ یعنی قوانین و مقرراتی وضع کرده و اراده خود ر ادر چهار دیوار آن قوانین و مقررات قرار داده و بالنتیجه از حدود آزادی اراده‌ خود‌ بکاهد؛ زیـرا اگـر همه افراد بشر مطلق العنان باشند و اراده آنها تابع هیچ گونه قانونی نباشد و هرکس آنچه را بخواهد انجام دهد، شیرازه زندگی اجتماعی آنها در مدت کوتاهی به کلی‌ از‌ هم‌ می پاشد.

ادامه نوشته

سخن ناکثان و بیعت شکنان در روز غدیر

بیعت شکنان غدیر

و َاِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ اِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ، أَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ یَشْعُرُونَ (بقره11و12)

امام حسن عسكری علیه السلام: امام موسی كاظم علیه السلام فرمود: آنگاه كه به آن ناكثان و بیعت شكنان روز غدیر گفته شد «لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ» با آشكار كردن پیمان شكنی خود در میان بندگان ناتوان خداوند تا این گونه در دینشان آنان را سردرگم كنید و در آئین و عقایدشان آشفته خاطرشان سازید «قَالُواْ اِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ» چرا كه ما نه دین محمّد را و نه هیچ دین دیگری را باور نداریم و ما از زمره متحیران هستیم و محمّد را با پذیرفتن دین و شریعتش در ظاهر خشنود كرده ایم؛ اما در باطن به دنبال خواسته های نفس خود هستیم و این گونه از دین محمد صلی الله علیه و آله بهره مند می شویم و به آسایش می رسیم و خود را از اسارت آزاد می سازیم

اما از فرمان برداری عموزاده او علی سرباز می زنیم. پس اگر دین محمّد بر جهان چیره شود، ما از گروندگان آن بودیم؛ و اگر فرمانروایی اش از میان برود، از شماتت دشمنانش در امان مانده ایم. خداوند فرمود: «أَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ» چرا كه آنان به میل خود رفتار می كنند، و خداوند متعال پیامبرش را از دورویی آنها آگاه می سازد و او هم خود آنان را لعنت می كند و هم مسلمانان را امر می كند تا لعنتشان كنند. دشمنان مؤمنان نیز به آنها اعتماد نمی كنند و با خود می گویند همان طور كه اینان در میان یاران محمّد نفاق می ورزند با ما نیز دورویی می كنند؛ پس نه نزد آنها جایگاهی دارند و نه نزد اینان مورد اعتمادند.


منبع:
صفحه اینستاگرام menna_ahlalbayt؛ به نقل از تفسیر امام حسن عسكری ص118

 

تسلط شیطان بر حضرت ایوب علیه السلام!

خداوند در سوره‌ی صاد آیه ‌ی 41 از زبان ایوب چنین می ‌فرماید: «...حقیقتاً شیطان مرا خسته کرد و مرا مورد عذاب قرار داد.»

همچنین در آیات 82 و 83 این سوره چنین می ‌گوید: «شیطان گفت به عظمتت قسم، همه آنها را گمراه خواهم ساخت به جزبندگان مخلَص شما» با توجه به این آیه شیطان نمی ‌تواند بر بندگان مخلص تسلط داشته باشد. پس در خستگی حضرت ایّوب چطور می ‌تواند شیطان تأثیر داشته باشد؟ و همچنین حضرت ایوب با این جمله «شیطان مرا مورد عذاب قرار داد» می ‌خواهد چه بگوید؟ آیا همه این ها نشانه نفوذ شیطان به ایوب نمی باشد!

 

حضرت ایوب

خداوند می فرماید؛ « به خاطر بیاور بنده ما ایوب را ، هنگامی که پرودگارش را خوانده که شیطان من را به رنج و عذاب افکنده است»

این آیه اشاره است به گرفتاریهای شدید و طاقت فرسا و درد و رنج فراوان حضرت ایوب، درد و رنجی که  شیطان در آن موثر بود که شرح آن در روایتی از امام صادق علیه السلام به این بیان رسیده است؛ کسی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد بلائی که دامنگیر ایوب شد برای چه بود؟ (شاید فکر می کرد کار خلافی از او سر زده بود که خداوند او را مبتلا ساخت.)

ادامه نوشته

سوره ای که علی علیه السلام‌ برای مشرکان می خواند

نهمین‌ سوره‌ای است که مـسلمانان آن را تلاوت می کنند. این سوره نام های گوناگونی دارد از جمله ‌«توبه» است، چه این‌ کـلمه‌ و برخی از مشتقاتش در آیات ایـن سـوره بیشتر استعمال شده است.

 
سوره توبه

گاهی آن را سوره ی «برائت» نیز می نامند زیرا پیغمبر اکرم به وسیله ی آیات این سوره برائت و بیزاری خود را از مشرکان و بت ‌پرستان‌ اعلام کرده است. نام سوم آن «فاضحه» است زیرا مـنافقان بر اثر نزول این سوره رسوا شدند.نام های دیگری هم دارد که هر کدام به مناسبتی بر آن اطلاق می شود.

علی علیه السلام‌ سوره‌ برائت را برای مشرکان می خواند

پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و سلم پس از آنکه از غـزوه «تـبوک »مراجعت کرد، در این صدد بر آمد که خانه خدا را زیارت کند،و از‌ زادگاه‌ خود تجدید عهد نماید، و اوضاع شهری را که یک سال پیش به تصرف مسلمانان درآمده است از نزدیک مطالعه نماید و مراسم حج و وظـائف آن را برای پیروان خود تعلیم کند. هنوز تصمیم‌ قطعی‌ نگرفته بود که حادثه ی زیر اتفاق افتاد:

مطالعه ی دقیق در آیات این سوره که شماره آنها از (130) تجاوز‌ می کند‌ به ثبوت‌ می رساند که این سوره پس از هجرت پیغمبر اسلام (صلی الله و علیه وآله) و نیرومند شدن مسلمانان نازل شده است زیرا در‌ این سـوره بـه نقشه قریش که می خواستند پیغمبر را از مکه‌ بیرون‌ کنند‌ اشاره شده است (آیه ی 13)

در زمان جاهلیت، هنگامیکه کسی وارد(مکه) می شد و با لباس طواف می نمود آن لباس را صدقه می داد، و اگـر جـامه ی دیگر نداشت لباسی‌ عاریه‌ می کرد‌ و اگر عاریه ممکن نبود ناچار‌ بود‌ برهنه‌ طواف کند!

روزی پس از فتح مکه یکی از زنان مشرکین با وضع زننده‌ای وارد«مسجد الحرام» شد. چون جامه ی دیگری‌ نـداشت‌ و نـتوانست‌ لبـاس دیگری هم از طریق عاریه تـهیه کـند‌. مـجبور‌ شد برهنه طواف نماید و از این طریق از صدقه دادن لباسش استخلاص یافت.

ادامه نوشته

دو فاکتور مهم زندگی برای دختران امروز سرزمینمان  

دختر امروز، برای تنظیم رفتار و منش خود، دلیل می‌خواهد. ملاک و معیاری می‌خواهد که حساب  کتاب داشته باشد. با تمام احترامی که با همه‌ی وجود و تمام قد به بزرگترها دارد، در پس توصیه‌ها و چارچوب‌های مد نظر آنها، یک مرجع و منبع محکم طلب می‌کند. 

فاطمه حسینی مجرد- کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی
دختران امروز

- سنگین باش دختر! 

- منظورشان از این جمله چه بود؟ یعنی باید یک گوشه بنشینم و نخندم؟ 

آن خطاب و این واگویه های درونی، میان بزرگترها و دخترها، تا یادمان هست، همیشه بوده و هست. انتظارات رفتاری بزرگترها از دخترها، با همه ی دلسوزی ها و آینده نگری هایشان، گاهی چالش آفرین بوده و هست. 

در فرهنگ قرآن و در فرهنگ زندگی انبیاء، حتی اگر صدها سال پیش از ما بوده باشند، دختران، با نشاط اند، فعال اند، نقش های جدی اجتماعی و خانوادگی دارند و در عین حال، با وقار و با سکینه و با شخصیت اند. این وقار و حیا را قرآن در رفتار دختران شعیب (علیه السلام) چنین بیان نموده است

اینجا و الآن، هدفمان بررسی تفاوت های نسلی نیست. ولی برای زندگی در عصر خودمان و برای اینکه فرزند زمان خود باشیم، باید مرور کنیم که "دختر بودن" یعنی ایستادن در کدام جایگاه؟ 

آیا معنای سنگین و رنگین بودن برای دختران امروز تفاوتی دارد با دختران نسل های قبل؟

حداقل چیزی که هست، دختر امروز، برای تنظیم رفتار و منش خود، دلیل می خواهد. ملاک و معیاری می خواهد که حساب  کتاب داشته باشد. با تمام احترامی که با همه ی وجود و تمام قد به بزرگترها دارد، در پس توصیه ها و چارچوب های مد نظر آنها، یک مرجع و منبع محکم طلب می کند.

ادامه نوشته

اگر حجاب آزاد شود، ولع مردان از بین می رود!!

از قدیم گفته اند انسان به چیزی که از آن منع شود، حریص تر می شود، این دلیل سبب شده برخی گمان کنند که اگر بی حجابی در جامعه ایران هم آزاد شود، حرص و ولع مردم از بین می رود و مردان ایرانی نیز مانند مردان غربی از دیدن یک زن بی حجاب و نیمه برهنه در خیابان تحت تأثیر قرار نمی گیرند.

فرآوری: زهرا اجلال
آزاد شدن حجاب

مدعیان این ادعا معتقدند چون در جامعه ما حجاب وجود دارد، مردان با دیدن کوچکترین جلوه ای از زنان تحت تأثیر قرار می گیرند و این مسأله سبب شده که خود زنان هم در سختی رعایت حجاب باشند در حالیکه با آزاد بودن بی حجابی اگرچه که ممکن است در ابتدا عده ای عقده گشایی کنند، اما بعد از مدتی هم زنان و هم مردان برای هم عادی می شوند و جامعه به یک ثبات و آرامش خواهد رسید. 

زمانی که جاذبه های جنسی زن و مرد برای آنان عادی شود، غریزه آنان به همان قوت و بلکه شدیدتر وجود خواهد داشت اما دیگر از داشتن رابطه با جنس مخالف لذت نمی برند، و به دنبال ارضاء غریزه به روش های متنوع تری خواهند بود، بنابراین برخی از آنان برای آرام کردن غریزه ی طغیان کرده ی خود، به ارتباط با همجنس یا حیوانات روی می آورند، چنانچه در دنیای غرب و اروپا چنین مواردی را بسیار زیاد می بینیم که به هم جنس گرایی و حتی رابطه جنسی با حیوانات پرداخته اند.

آیا حق با این افراد است…

در اینجا با یک مثال این موضوع را بررسی می کنیم؛ فرض کنید شما به کباب بسیار علاقه دارید و می توانید هر روز ظهر و شام کباب میل نمایید، با اینکه این غذا را بسیار دوست دارید اما در هر حال بعد از یک هفته یا دو هفته یا یک ماه از این غذا دل زده خواهید شد و ممکن است حتی بوی غذای مورد علاقه تان هم شما را آزار دهد. آیا می توان گفت که بعد از یک ماه که هر روز کباب می خوردید، دیگر گرسنه نخواهید شد؟ آیا غریزه گرسنگی شما در اولین وعده بعد از یک ماه کباب خوردن، دیگر تحریک نمی شود؟ قطعاً بر اساس غریزه و پیام های عصبی صادره از مغزتان، دوباره گرسنه خواهید شد اما این بار حاضرید با یک تخم مرغ خود را سیر کنید و کباب نخورید.

ادامه نوشته

اخبار قرآن از امور پنهانی

گاهی که از گرفتاری ها و مشاغل زندگی اندک فراغتی پیدا‌ می کنیم‌ و انـدازه‌ ای‌‌ بـه خود مـی آئیم، متوجه می شویم که در جهان شگفت ‌آمیزی واقع شده ‌ایم.

 

اخبار قرآن از امور پنهانی

جهانی که نمی دانیم چه اندازه‌ از عمر آن گذشته اسـت و آینده آن تا کی می باشد؟ از حادثه‌ هائی که در آن‌ رخ داده بسیار بی ‌اطلاعیم‌ و از‌ حوادث آینده هیچ خبری نداریم.‌ اگـر شبی دیدگانمان بـه سوی بـالا باز کنیم، منظره‌ ای روح بخش و سقفی پر نقش و نقاطی تابان در برابر دیدگانمان جلوه ‌گری می کند، اما نمی دانیم در محیط داخلی‌‌ آن ها و یک مقدار آن طرف ‌تر از آنها، آنجائی که از مرز بینائی ما خارج است چه خبر است؟ و همین طور صـدها امثال اینها، در همین حال حس می کنیم که دوست می داریم‌ پرده از روی معماها‌ برداشته‌ شود و همه رازهای برای ما فاش گردد.

همین حس کنجکاوی درباره امور پنهانی عینا در انسان های وحشی و نیمه وحشی‌ و متمدن بـوده و آنـها را وادار می کرده که کم و بیش کنجکاوی کنند‌ شاید‌ بتوانند از غیب عالم سری درآورند، و در نتیجه توانستند راه هائی و لو بسیار ناقص برای کشف‌ بعض امور پنهائی بدست آورند.

ادامه نوشته

داشتن آرامش در سایه ایمان

قرآن می گوید: هرگاه در صدد برآئید کـه هـمه ی نعمت های خداوند را در حساب‌ و شماره‌ آرید قدرت نخواهید داشت.

 
آرامش

در میان نعمت هائی که پروردگار بانسان ارزانی داشته‌ بعضی‌ از‌ نـعمت ‌ها یـافت مـی شود که‌ در عین اهمیت و عظمت کمتر مورد توجه می باشد و شاید آن را از‌ دائره نعمت خارج و بیرون‌ دانند و اگـر در اطراف آن گفتار به میان آید و یا‌ جمله‌ ای نوشته شود که‌ با‌ کمال بی‌ اعتنائی‌ تـلقی شده و چه بسیار جـز ایـجاد ملامت خاطر شنونده و یا خواننده اثری دیگر بر آن‌ مورد توجه قرار نگرفته و آن طور که در خور دقت است در آن اندیشه بکار‌ نرفته و مزایا و مناقع آن مورد تجزیه و تحلیل واقع نگشته است.

از پیـغمبر صـلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل‌ می شود‌: «نعمتان مجهولنان:الصحة و الامان» بهترین گواه برای گفتار ما است.

از این جـهت نویسندگان و گویندگانی که درصدد راهنمائی مردم می باشند و از این رهگذر بزرگترین خدمات را به عالم بشریت انجام داده و حق عظیمی‌ بر‌ عهده‌ جامعه ی انسانی دارند ناگزیر که ابرهای تیره و تار گمراهی را از افق اذهان دور کنند و نعمتهای بـی‌ پایان خـدا را آن چنان که هست به مردم معرفی کنند.

نمی خواهیم بگوئیم بشر می تواند‌ بر‌ همه نعمت ها احاطه پیدا کرده و آنها را در شمار آرد زیرا این امری است غیر ممکن، قرآن می گوید: هرگاه در صدد برآئید کـه هـمه ی نعمت های خداوند را در حساب‌ و شماره‌ آرید قدرت نخواهید داشت.

ادامه نوشته

آموزش سحر و جادو توسط دو فرشته  

پس همین که سلیمان از دنیا رفت، ابلیس سحر را درست کرد، آن را در طوماری پیچید و بر پشت آن طومار نوشت: این آن علمی است که آصف بن برخیا برای سلطنت سلیمان بن داوود نوشته، و این از ذخائر گنجینه‌‌های علم است، هر‌کس چنین و چنان بخواهد، باید چنین و چنان کند، آنگاه آن طومار را در زیر تخت سلیمان دفن کرد ....

فرآوری: زهرا اجلال
سحر و هاروت و ماروت

در تفسیر عیاشی و قمی در مورد آیه «و اتبعوا ما تتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان» از امام باقر آمده‌ است: «پس همین که سلیمان از دنیا رفت، ابلیس سحر را درست کرد، آن را در طوماری پیچید و بر پشت آن طومار نوشت: این آن علمی است که آصف بن برخیا برای سلطنت سلیمان بن داوود نوشته، و این از ذخائر گنجینه‌ های علم است، هر کس چنین و چنان بخواهد، باید چنین و چنان کند، آنگاه آن طومار را در زیر تخت سلیمان دفن کرد، سپس ایشان را به در آوردن راهنمایی کرد، بیرون آورد و برایشان خواند. درنتیجه کفار گفتند: پس اینکه سلیمان بر همه ما چیره گشت به خاطر داشتن چنین سحری بود، ولی مؤمنین گفتند: سلطنت سلیمان از سوی خدا بود.

ادامه نوشته

خطابه ای که یک شهر را تکان می داد

علی (علیه السلام) با خطابه ‌های آتشین خود؛ شهری را تکان مـی داد، بـه طوری که پس از تـمام‌ شدن‌‌ سخنرانی لشکرگاه کوفه (نخیله) از سرباز و مجاهد موج می زد.

 
خطابه آتشین

معمولا امروز در کشورهای متمدن کوشش می ‌کنند که فقط از روحیات و احساسات سرباز استفاده شود، لذا تقویت غرور ملی‌ سرباز و روز‌ افزون سـاختن جنگجوئی او‌ هدف‌ اساسی‌‌ زمامداران است، ولی از آنجا که اسلام آئین معتدل و میانه رویی است و اساس هدف آن را توسعه ‌طلبی و کشور گشائی و استعمار تشکیل نمی دهد، همواره‌ سرباز‌ خود‌ را با دو نیرو مجهز می سازد؛ از شـور‌ و احـساسات‌ سـرباز استفاده می نماید و در عین حال از تـربیت و پرورش فـکر و عـقل او که در تمام پیشامد ها عاقلانه قدم بردارد‌، غفلت‌ نمی ورزد‌!

ادامه نوشته

7 دستور درباره شیردادن به نوزاد

قرآن کریم کتاب هدایت بشر تا قیامت بوده و لذا از هیچ‌یک از امور مهم و تأثیرگذار در زندگی انسان فروگذار نکرده است. در این کتاب هدایت، از تغذیه و خوراکی‌های مختلف به فراخور و موقعیت‌های مختلفی سخن به میان آمده است. یکی از این خوراکی‌ها شیر مادر است. 

زهرا اجلال
شیر مادر

ما در این فرصت در روزی که به روز جهانی شیر مادر نامگذاری شده است، از بیان آیات و روایات و البته علم امروز به این مهم می ‌پردازیم.

آیه ۲۳۳ سوره بقره در واقع به سراغ یك مساله مهم، یعنى مساله" رضاع" (شیر دادن) و با تعبیراتى بسیار كوتاه و فشرده و در عین حال پر محتوا و آموزنده جزئیات این مساله را بازگو مى‌ كند:

بنا بر حدیثی از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم): «مکیدن پستان توسط طفل موجب افزایش شیر می گردد و اجر شیردهی شبانه مادر برابر با آزاد کردن هفتاد بنده در راه خدا می باشد».

امروزه کارشناسان علم تغذیه با شیر مادر می گویند: مهم ترین عامل در افزایش شیر مادر، مکیدن درست شیر از پستان توسط شیرخوار و تخلیه پستان است

«وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ  لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ  أَرَدْتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ؛ و مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر مى ‌دهند، (این) براى کسى است که بخواهد شیر دادن را به اتمام رساند و بر کسی که نوزاد برایش متولد شده، خوراک آنان و پوشاک آنان به طور پسندیده در دوران شیر دادن لازم است؛ کسی جز به اندازه‏ توانایى ‌اش تکلیف نمى‌ شود و مادرى به خاطر فرزندش ضرر نمی ‌بیند و کسى ‌که فرزند برایش متولد شده، به خاطر فرزندش (ضرر نمی ‌بیند) و مانند این (احکام بر وارث) است و اگر آن دو، با رضایت و مشورت یکدیگر، بخواهند کودک را زودتر از شیر باز گیرند، پس گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید دایه ‌اى براى فرزندان خود بگیرید، پس هیچ گناهى بر شما نیست؛ هنگامى که آنچه را وعده داده ‌اید، به طور پسندیده بپردازید و خودتان را از عذاب خدا نگه دارید.»

ادامه نوشته

در بهشت، حوریه تنها مختص آقایان نیست!

در قران آیاتی وجود دارد که از ازدواج با حورالعین‌های بهشتی یاد می‌کند و آن را پاداش عظیمی برای بهشتیان برمی‌شمرد اما صفاتی برای آن حوریان ذکر می‌کند که زن بودن حوریان از آن فهمیده می‌شود لذا این سوال مطرح می‌شود که در مقابل این پاداش مردان، چه پاداشی برای زنان دنیوی وجود دارد؟

انسیه نوش آبادی

بهشت

از طرفی در برخی روایات سخن از ازدواج مردان با چهار زن دنیوی و بعضا هفتاد هزار حوری بهشتی است .با این حساب هر اندازه که به تعداد پاداش مردان دنیوی اضافه شود از سعادت و لذت زنان کم خواهد شد. زیرا شانس یک زن دنیوی برای  معاشقه جنسی که یکی از بالاترین نعمات بهشتی است به تعداد هووهایش کم خواهد شد و این با الطاف الهی سازگار به نظر نمی آید.

بعید نیست هر جا که سخن از ازدواجهای بهشتی است،روی سخن با زنان و مردان هر دو باشد.زیرا در بسیاری از آیات قرآن خطاب آیه به صورت مذکر است اما عموم مسلمین را شامل می شود و این فقط ،مسئله ای است که به دستور زبان عربی برمی گردد.فقط جایی که می خواهد امر یا نهیی خاص زنان مطرح سازد ،عبارات را مونث آورده است و در بیشتر جاها که پیام مشترک است مثل خبرهای بشارتی از نعمات بهشت ،سخن را به صورت مذکر و عمومی ذکر کرده است.

این طور قضاوت کردن راجع به بهشت مثل وارونه نگاه کردن مطلب است. اولا اگر بنا باشد طبق برخی روایات هر مردی دارای چهار زن دنیوی باشد،لازمه آن این می شود که چهار برابر مردان، زنان به بهشت بروند و یا در برابر هر چهار زن یک مرد بهشتی شود و چنین چیزی عجیب است. اگر درست باشد و زنان دنیایی، چهار برابر مردان باشند، البته بهترین کار این است که زنان از همسری مردان دنیایی در بهشت محروم نشوند و این امکان برای همه موجود باشد.

اما اگر این رویه درست نیست بر چه اساس و مبنایی می توان گفت هر مردی با چندین زن دنیوی ازدواج می کند اما هر زنی منحصر به یک مرد خواهد بود. چند همسری مردان با زنان دنیایی در صورت تساوی به معنای چند همسری زنان با مردان دنیوی نیز هست .

ادامه نوشته

اثر خدمت به والدین در زندگی ما !

یکی از موضوعاتی که قرآن کریم بر اهمیت ان بسیار تأکید داشته به طوری که بیان این موضوع را بعد از مسأله مهم توحید بیان کرده است.

زهرا اجلال
احسان به والدین

ممكن است اهمیت نیكی به والدین از آن جهت باشد كه آنها بعد از خدای تعالی، بیشترین نقش را در خلقت أولـاد داشته اند، مخصوصا مادران كه در این راستا متحمل بیشترین زحمات را میشوند و علـاوه بر آن در رشد و تربیت فرزندان، نقش بیشتری را ایفاء میكنند و رنج بیشتری را متقبل می شوند. 

یکی از آیاتی که این مهم را اشاره می کند آیه 36 سوره نساء می باشد؛ وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا ...

ادامه نوشته

همه در معرض امتحان هستیم

در بخشی از آیات قرآن كریم فرمود گرچه انسان در معرض آزمون هست؛ ولی آن امتحان ‌های مهم، سالی یكی دو بار است.

 
امتحان الهی

مستحضرید هر حادثه‌ ای كه برای ما پیش بیاید امتحان الهی است؛ مثل كنكورها در این دانشگاه‌ ها و حوزه‌ ها، گاهی امتحان سالانه است, گاهی نیم ‎سال است، گاهی امتحان در کلاس هست. در بخشی از آیات قرآن كریم فرمود گرچه انسان در معرض آزمون هست؛ ولی آن امتحان ‌های مهم، سالی یكی دو بار است (یُفْتَنُونَ فی‏ كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَیْنِ)، حالا در صدر اسلام مربوط به غزوه بود، سالی یک یا دو مرتبه جنگ رسمی شروع می ‎شد، این آیه که مطلق هست و آن مورد هم که مخصص نیست. فرمود آن امتحان‌ های مهم یا یك بار یا دو بار امتحان مهم است; ما موظف هستیم هر لحظه آزمون را خوب پس بدهیم. 

پس راه باز است و در همه موارد ذات اقدس الهی در كمین ماست كه دستِ ما را بگیرد: (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ) آن شیطان در كمین است كه پای ما را بگیرد: (لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیمَ)؛ خیلی فرق است. اگر خدا مرتب در كمین است كه ما نیفتیم و اگر شیطان مرتب در كمین است كه ما را بیاندازد‎; خدا پیروز است، چرا ما آن طرف نرویم؟! هم (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ) است، هم (لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقیمَ) است كه ما امیدواریم به بركت قرآن و عترت جوامع بشری، جامعه ایران اسلامی و همه شما برادران و خواهران اسلامی مشمول دعای خیر ولیّ عصر باشید!


منبع:

صفحه اینستاگرام آیت الله جوادی آملی؛ درس_اخلاق ۹۶/۰۴/۱۵

 

کلاه شرعی !

وقتی میگویند گزینه نظامی روی میز است برخی آن را در داخل باور میکنند ولی خدا میفرماید، گزینه نظامی روی میز قرآن است ، آن جا که شما با ربا به جنگ من می آیید .

 
کلاه شرعی !

بانک های ربوی که منجر به ورشکستگی و پایین آمدن تولید میشود حرام است ، و با کلاه شرعی که حرام حلال نمیشود و مع الاسف هم میخواهیم کشور امام زمان باشد و طلاق و اعتیاد در آن نباشد ، آن را که نباید باور کنیم باور میکنیم ، آن را که باید باور کنیم باور نمیکنیم ، و توقع داریم خدا باران برای ما بفرستد ، البته همین مقدار باران هم به برکت شهدا و قطع نخاعی ها و اعتکافی ها و ... است.هیچ باور نداریم که ربا یعنی جنگ با خدا ولی گزینه نظامی دشمن را ، خدا از ما رفع بلا خواهد کرد ، فرمود ما عقب نمی افتیم که فکر کنید شما جلو خواهید افتاد.


منبع:
صفحه اینستاگرام ayatollah_javadi

 

دلیل وجود حزن و آیات عذاب در قرآن کریم

یکی از سفارشاتی که دین اسلام دارد و بر آن تأکید فراوان شده تلاوت قرآن کریم می باشد. درباره چگونگیه این تلاوت و کمّ و کیف آن سفارشاتو دستوراتی در قالب آیات و روایات آمده که در این فرصت به مختصری در این رابطه می پردازیم.

زهرا اجلال
تلاوت قرآن

در باب تلاوت قرآن کریم آداب و مناسباتی ذکر شده که دسته ای از آن ها به آداب ظاهری و دسته ای آداب باطنی هستند.

هدف خداوند از آوردن آیات عذاب، ترساندن آن هم از نوع ترس به همراه استرس و وحشت نبوده و نیست، خدا با آیات عذاب خود نیز  نوعی زیبایی و پیوندی با بندگانش برقرار کرده چنانچه در روایت داریم که این عذاب ها و نقمت ها حیاشة است یعنی برای یان هستند که تو را هول دهد به سوی بهشت و محبت خدا و از عذاب دورت کند. (اعیان الشیعه، ج 1، ص 316؛ بحارالانوار، ج 6، ص 114)

طهارت و پاکیزگی

یکی از این آداب طهارت و پاکیزگی است؛ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ:" قرآن را جز پاكان لمس نمى‏كنند" این تعبیر ممكن است هم اشاره به پاكیزگى ظاهرى باشد كه تماس گرفتن با خطوط قرآن باید توام با طهارت و وضو باشد، و هم اشاره به اینكه درك مفاهیم و محتواى این آیات تنها براى كسانى میسر است كه پاك از رذائل اخلاقى باشند، تا صفات زشتى كه بر دیده حقیقت بین انسان پرده مى‏افكند، آنها را از مشاهده جمال حق محروم نگرداند .

ادامه نوشته

خبرنگار قرآنی؛ سرباز بی بدیل خدا

اطلاع از وقایع، جریانات و مطالب جالب و جذاب، همیشه هیجان انگیز و پرمشتری بوده است. به این واسطه، خبرنگاری به یکی از تأثیرگذارترین حرفه ها تبدیل شده و روز به روز بر پیچیدگی و ظرائف آن افزوده می شود.

محسن رفیعی وردنجانی

خبرنگار

سرباز بی بدیل دین

قرآن کریم به چند مورد از خبر رسانی هایی که باعث یاری یا نجات برخی پیامبران شده است اشاره می کند. مثلاً جایگاه خبر رسانی هُدهُد در تسلّط حضرت سلیمان نبی(علیه السلام) بر یک قوم، نقشی تعیین کننده است. زیرا خبر رسانی او بود که زمینه ایمان آوردن ملکه سبأ و قومش را فراهم آورد.

یک خبرنگار به تعبیر قرآن کریم، صداقت را نباید با هیچ چیز معاوضه کند. یعنی بزرگترین آزمون خبرنگار، آزمون راستگویی است.

در نمونه دیگر، خب ررسانی خیرخواهانه و به موقع مؤمن آل فرعون باعث اطلاع حضرت موسی (علیه السلام) از نقشه شوم فرعونیان و نجات از مهلکه شد که قرآن کریم اینگونه بیان می کند: وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَةِ یَسْعى‏ قالَ یا مُوسى‏ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِكَ لِیَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَكَ مِنَ النَّاصِحینَ؛ (در این هنگام) مردى با سرعت از دورترین نقطه شهر [مركز فرعونیان‏] آمد و گفت: "اى موسى، این جمعیّت براى كشتن تو به مشورت نشسته ‏اند. فوراً از شهر خارج شو، كه من از خیرخواهان تواَم." (قصص؛ 20)

ادامه نوشته

بدون امتحان کسی بهشت نمی رود

أمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنكُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ ﴿آل عمران/١٤٢﴾

 آیا پنداشتید كه به بهشت در آیید، در حالى كه هنوز خدا كسانى از شما را كه جهاد كردند و استقامت نمودند معلوم نداشته است.

 
بهشت یا جهنم

این پندار شما غلط است که خیال کنید بدون امتحان الهی داخل بهشت خواهید شد. شما را با جهاد و سختی می آزماییم تا صابران و مومنان واقعی مشخص شوند.

آنها که به طمع دنیا ایمان آورده اند در شکست و محرومیت، از زیر بار تکلیف شانه خالی می کنند و تنها صابران و مجاهدان قوی ایمان باقی می مانند.


منبع:
کانال تلگرام استاد بهرامپور؛ به نقل از تفسیر یک جلدی مبین

سؤالات خود را بی‌جواب نگذارید

به نظر شما  چرا با کوچک ترین اتفاق ناگوار و جریانات زندگی که بر خلاف میل ما پیش می آیند انقدر ناتوان و عاجز هستیم و زبان به چرا و چگونه و خلاصه زبان به گلایه باز می کنیم؟

زهرا اجلال

پاسخ به سؤالات

 

تا به حال فکر کرده اید چرا وقتی به حضرت ابراهیم (علیه السلام)  گفتند فرزندت را ذبح کن دلیلش را نپرسید و رفتند که حکم را انجام دهد؟!  کسی که سرتا پا تسلیم فرمان خداوند  است و نیکی را به حد اعلا رسانده، ذبح کردن فرزند با دست خود، آن هم فرزندی برومند و لایق، برای پدری که یک عمر در انتظار چنین فرزندی بوده،‌ کار ساده و آسانی نیست،‌ چگونه می‌توان دل از چنین فرزندی برکند؟ و از آن بالاتر با نهایت تسلیم و رضا بی‌آنکه خم به ابرو آورد به امتثال این فرمان بشتابد، و تمام مقدمات را تا آخرین مرحله انجام دهد، به طوری که از نظر آمادگی‌های روانی و عملی چیزی فروگذار نکند؟

ادامه نوشته

جنگ با تمام سختی‌ها، آثار مثبتی هم دارد

جهاد بر شما مقرّر شد،در حالى كه براى شما ناخوشایند است و چه بسا چیزى را ناخوش دارید، در حالى كه خیر و صلاح شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید،در حالى كه ضرر و شرّ شما در آن است و خداوند به مصالح امور شما دانا است و شما نمى‌دانید.

 
جنگ

كتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى‌ أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‌ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ

ملاك خیر و شر،آسانى و سختى و یا تمایلات شخصى نیست، بلكه مصالح واقعى ملاك است و نباید به پیش داورى خود تكیه كنیم"عَسى‌ أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَكُمْ"

جهاد بر شما مقرّر شد،در حالى كه براى شما ناخوشایند است و چه بسا چیزى را ناخوش دارید، در حالى كه خیر و صلاح شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید،در حالى كه ضرر و شرّ شما در آن است و خداوند به مصالح امور شما دانا است و شما نمى‌دانید

ادامه نوشته

معنای وجود امنیت در مکه در قران کریم چیست؟

برخی گمان کرده اند که اتفاقاتی که در مکه روی می دهد، منافات با آیه ای از قرآن کریم دارد که برای مکه، وعده امنیت می دهد؛ در حالی که امنیت در آیه قرآن، امنیت فقهی است که در ذیل توضیخ داده می شود.

 
امنیت در مکه

ابتدا اصل آیه شریفه: 

وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً: و (به خاطر بیاورید) هنگامى که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان براى مردم قرار دادیم.

نخست دقت شود که در آیه، خانه خداوند یعنی کعبه و با تعمیم، مسجدالحرام بیان شده است، نه تمامی شهر مکه. 

محل امن بودن خانه «کعبه» به این مناسبت است که خداوند مقرر نمود کسى که به این خانه پناهنده شود، تا هنگامى که در آن‌جا است جان و مال او ایمن باشد و هرگز ترس به خود راه ندهد. و مردم نیز باید جهت عظمت و احترام به کعبه متعرض فردی نشوند که خود را در پناه آن قرار داده است.

ادامه نوشته

درسی آموزنده از حبیب نجّار در سوره یس

یک گنهکار در میان مردم، مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد، به سوراخ کردن جایگاه خویش می پردازد. اگر دیگران او را از این کار خطرناک باز ندارند، آب به کشتی نفوذ می کند و یک باره همگی غرق می شوند.

فرآوری: زهرا اجلال
سوره یس

جامعه به سان کشتی است. سرنشینان کشتی تنها تا حدی آزادند که موجب هلاک دیگران نشوند. هرگاه مسافری از این آزادی استفاده نادرست کند و بخواهد با میخ یا تیشه بدنه کشتی را سوراخ کند، همه مسافران بنابر غریزه دفاعی خود، به شدت با او مبارزه می کنند و عمل او را حرکتی از روی نادانی و محدود نگری می پندارند. بی شک سستی و بی توجهی آنان، خطر غرق شدن و نابودی همگان را به دنبال خواهد داشت. از این رو، همه مؤمنان در بازداشتن افراد از ارتکاب گناهان و زیر پا نهادن ارزش های الهی، متعهد و مسئولند.

ادامه نوشته

آیا رفتن به غار حراء بدعت است؟

هر سال خیل عظیمی از حجاج بیت‌الله الحرام در مناسک حج و عمره برای زیارت به غار حرا می‌روند. اما چرا برخی از فرقه‌ها و مذاهب اسلامی رفتن به غار حراء را بدعت می‌دانند؟ در حالی که برای شیعیان یکی از مهم‌ترین زیارت‌های حج و عمره به حساب می‌آِید.

غار حرا، مکه

به گزارش تبیان از خبرنگار ایسنا، برخی افراد که شناخت درستی از دین ندارند، با ایجاد شبهاتی در مسائل و مناسک دینی و حج، درصدد هستند میان مسلمانان تفرقه ایجاد کنند؛ مثلا یک مورد این که می‌گویند چرا مسلمانان، بویژه شیعیان، به زیارت «غار حراء» می‌روند، در حالی‌ که در روایات چنین زیارتی وارد نشده است؟

با توجه به آغاز اعزام زائران کشورمان به سرزمین وحی و نزدیک بودن مناسک حج، خبرگزاری ایسنا درصدد برآمد تا با مراجعه به حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، پاسخ برای این شبهه بیابد.

ادامه نوشته

دنیا متاع غرور است!!!

آن چه حق و گم شده ی واقعی و آرامش بخش حقیقی انسان است، چیزی است در ماورای دنیا و طبیعت و آن همان ذات پاک خدای متعال است. 

 
دنیا متاع غرور است!!!

طبق آیه 185 سوره مبارکه آل عمران  "دنیا متاع غرور است" یعنی وقتی انسان در دنیا بهترین مطلوب خود را بر می گزیند و پس از سعی و تلاش به آن می رسد، می بیند باز آرامش پیدا نکرد و آن چیز، مطلوب واقعی او نبوده است.

از این رو انسان احساس می کند که دنیا او را فریب می دهد، زیرا نخست به او می باوراند که آنچه گم شده و آرامش بخش توست، در من است، پس به سوی من بشتاب که آن را خواهی یافت. ولی همین که با سختی ها به آن می رسد، در می یابد که سرابی بیش نبوده است، این است معنای متاع غرور بودن دنیا .

ولی آن چه حق و گم شده ی واقعی و آرامش بخش حقیقی انسان است، چیزی است در ماورای دنیا و طبیعت و آن همان ذات پاک خدای متعال است.


منبع:

کانال تلگرام استاد بهرامپور؛ برگرفته از تفسیر یک جلدی مبین

اگر قصاص توحش است، با قاتل بنیتا و آتنا چه باید کرد؟

گاهی اوقات از عزیزان و دوستانی شنیده می شود که در موقعیت های مختلف موضوع و مبحث قصاص را در اسلام مورد هجمه قرار داده و نوک پیکان انتقادات خود را به سمت این موضوع وارد می کنند.

زهرا اجلال
قصاص

عده ای از دوستان که خود را طرفدار روشنفکری و مدرنیته می دانند در خلال صحبت هایشان می گویند که "نباید جواب توحش را با توحش داد. باید نوک پیکان را به سمت قانونی گرفت که راهی بهتر از قصاص پیش پای ما نمی گذارد."  و امثال این جملات که قصاص را مورد انتقاد شدید قرار داده است.

اسلام در هر مورد مسائل را با واقع‏بینى و بررسى همه جانبه دنبال مى‏کند، در مسئله خون بى‏گناهان نیز حق مطلب را دور از هر گونه تندروى و کند روى بیان داشته است، نه همچون آئین تحریف شده یهود فقط تکیه بر قصاص مى‏کند و نه مانند مسیحیت کنونى فقط راه عفو یا دیه را به پیروان خود توصیه مى‏نماید، چرا که دومى مایه جرئت است و اولى عامل خشونت و انتقام‏جویى

یکی از موارد حقوق کیفری در اسلام، قصاص است. قصاص در لغت به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی و مصدر از (قاص یقاص) است و این كلمه از (قص اثره، جا پاى او را تعقیب كرد) مى‏باشد.[ابن منظور، لسان العرب، ج11، ص 190]  و در اصطلاح، «پی گیری نمودن و دنبال نمودن اثر جنایت است به گونه‌ای که قصاص کننده همان جنایتی که جانی بر او وارده ساخته است بر خود او وارد نماید.»

قصاص، مقابله به مثل در جنایت عمدى است. اگر انسان بداند كه در صورت كشتن كسى، او را خواهند كشت كسى را نمی كشد. و این سبب حیات و زنده ماندن مردم می شود لذا فرموده «فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ»

ادامه نوشته

تو چرا عقب ماندی؟

مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَریمٌ حدید/ 11.از آنجا كه قرآن كتاب تربیت است و یكی از كمالات بشر روح سخاوت و انفاق است در این كتاب عزیز از طرق مختلف برای ایجاد و شكوفا كردن سخاوت وارد شده است. كه ما نمونه هایی از آنها را به مناسبت این آیه نقل می‏كنیم.

 
قرض الحسنه

1. گاهی می‏فرماید: مال از تو نیست از خداست، پس مال خود را در راه او بده. وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللّهِ الَّذی آتاكُمْ نور/ 33.

2. گاهی می‏گوید: مالك واقعی خداست، تو فقط یك خزینه دار و نگهبانی بیش نیستی. وَ أَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ حدید/ 7.

3. گاهی می‏گوید: توكه قبلا نداشتی، حالا كه داری انفاق كن وَ وَجَدَكَ عائِلا فَأَغْنی فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السّائِلَ فَلا تَنْهَرْ ضحی/ 10- 8.

4. گاهی می‏گوید: دیگران درشرائط خاص مال خود را دادند، تو چرا عقب ماندی؟ وَ یُوثِرُونَ عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ حشر/ 9.

5. گاهی می‏فرماید: دنیا ارزشی ندارد كه تو به آن دل بسته‏ای. مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ نساء/ 77.

ادامه نوشته

اهمیت قرض‌الحسنه در اسلام

در قرآن «قرضاً حسناً» كه از آن تعبیر به قرض الحسنه مى شود به معناى انفاق است و به نظر برخى دیگر به معناى قرض دادن به انسانهاى محتاج به صورت حقیقى است كه اصطلاح فقهى به همین معنا است.

 
اهمیت قرض‌الحسنه در اسلام

قرض در لغت به معناى اعطاى بخشى از مال است، به صورتى كه قرض دهنده آن را باز پس گیرد[1] و در اصطلاح فقه، تملیك مال به دیگرى با ضمانت است به اینكه بر عهده او باز گرداندن مال باشد، اعمّ از اینكه عین یا مثل و یا قیمت آن باشد.[2] در قرآن «قرضاً حسناً» كه از آن تعبیر به قرض الحسنه مى شود به معناى انفاق است[3] و به نظر برخى دیگر به معناى قرض دادن به انسانهاى محتاج به صورت حقیقى است[4] كه اصطلاح فقهى به همین معنا است.

مقصود از آن در این مدخل معناى دوم است. رابطه مدخل «دَیْن» با قرض الحسنه، رابطه عموم و خصوص است. دَیْن مالى است كلّى كه در ذمّه فرد ثابت مى شود، چه به وسیله اقتراض باشد و یا قرار گرفتن مبیع در بیع سَلَم یا ثَمَن در نسیه یا اجرت در اجاره یا صداق در نكاح و غیر آن، ولى قرض، ثابت شدن مال كلّى در ذمّه است فقط به صورت اقتراض.[5] در این مدخل از واژه هاى «دَیْن»، «ذوعسرة»، «قرضاً حسناً» و «معروف» استفاده شده است.

ادامه نوشته

آماده ی امتحانات باشید ...

لتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِیرًا ۚ وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ﴿آل عمران/١٨٦﴾

به طور قطع با مال و جانتان آزمایش خواهید شد، و حتما از كسانى كه پیش از شما كتاب داده شدند و نیز از مشركان [سخنان دل‌] آزار بسیار خواهید شنید، و اگر صبورى كنید و پرهیزكار باشید، همانا این [مقاومت‌] از استوارترین كارهاست.

 
آماده ی امتحانات باشید ...

شان نزول:

بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، مشرکان اموال آنها را تصرف کردند. آنان در مدینه هم از بدگویی و زخم زبان یهودیان از جمله کعب بن اشرف در امان نبودند. کعب، پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را در اشعار خود ناسزا می گرفت و مشرکان را علیه آنها تحریک می نمود.

 این آیه به عنوان دلداری خاطرنشان می سازد که دنیا میدان آزمایش است و باید در راه خدا همه رنج ها را تحمل کنید و تصور نکنید که در رسیدن به قرب الهی هیچ گونه رنج و خطری در کمین شما نیست..

 کسی که خدا و سعادت می خواهد، باید این راه پرمخاطره را طی کند و زخم زبان ها بشنود و زیان و خسارت های جانی و مالی ببیند. سنت و قانون آزمایش این مهلت را به انسان داده است و مومن نباید در این فراز و نشیب ها، بی تابی و جزع و فزع کند.


منبع:
کانال تلگرام استاد بهرامپور