نوروز ، آيين جهان شمول زايش و رويش و رستاخيز

" تخرج الحي من الميت و تخرج الميت من الحي "
اي توبهار حسن بيا کان هواي خوش
بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
اي صد هزار جان مقدس فداي او
کايد به کوي عشق که آنجا مبارکست
اي جان چار عنصر عالم جمال تو
بر اب و باد و آتش و غبرا مبارکست
هر دل که با هواي تو امشب شود حريف
او را يقين بدان تو که فردا مبارکست
کليات شمس ، صص 1-75


هر چند نوروز ، جشن ها و آيين هاي بهاري " هستي شناسي" ميراث عصري است که چندين هزاره تاريخ ، بين بشر عهد باستان و معاصر، بين احساس، انديشه و منظر و باور او از هستي،تاريخ، زمان و واقعيت مرگ و زندگي و تجربه بشر عالم مدرن از وضع وجودي خويش ، از ماده، حيات ، تاريخ، زمان و يا اساسا" هر پديده و رويدادي فاصله افکنده ليکن در هسته و گوهر ميراث جهانشمول آيين نوروزي گويي رازي، روحي، رمزي و حقيقتي هست که جاودانه به آن نيازمنديم.
متاسفانه آنچه از نوروز و آيين هاي بهاري در عصر ما به جاي مانده حلقه اي است سخت ساييده فرسوده و زنگار گرفته از سلسله اي فراخ و پر پيچ از جشن ها، آيين ها ، عزايم مقدس ايراني، کهن،باستاني و جهاني ، که تقريبا" همه از ميان رفته اند و تنها سنت و صورت ميراثي از آن در ميان ايرانيان همچنان يگانه و بي همراه ره مي سپارد.

ادامه نوشته

نوروز و سنت فرهنگی اسلام

نوروز و سنت فرهنگی اسلام

«نوروز» عیدی ماندگار در بین ایرانیان است. تعطیلات نوروزی، مسافرت و سیر و سفر، صله رحم، نو شدن و پوشیدن لباسهای نو و زیبا، خانه تکانی، آشتی افراد قهر با یکدیگر و... از سنت های نیکوی نوروز در بین ایرانیان است. در این مقاله سعی شده است که به راز ماندگاری نوروز و سنت های پسندیده آن در جامعه ایرانی به ویژه بعد از تلاقی آن با اسلام اشاره شود. اینک مطلب را از نظر می گذرانیم:

 

ویژگی ادیان و شرایع قبل از اسلام

الف) منطقه خاورمیانه
پیش از ظهور اسلام، ادیان و شرایع چندی در خاورمیانه وجود داشت. هر یک از این ادیان و مذاهب دارای مناسک آیینی و سنت ها و آداب و رسوم چندی بوده اند که بدان از آیین دیگری بازشناخته می شدند. البته به جهت همزیستی و خاستگاه مشترک، همان گونه که تفاوت های آیینی و رسومی در میان ایشان وجود داشت، برخی از مشترکات نیز وجود داشت که می توانست به عنوان عناصر و مؤلفه های همزیستی مسالمت آمیز میان پیروان ادیان و شرایع مختلف عمل کند. از این روست که نه تنها در برخی از اشکال و رسوم و نامگذاری ها با هم مشترک بودند بلکه در برخی از داستان ها و افسانه های وجوه مشترکی یافت می شد که برگرفته از ریشه های مشترک فرهنگی بود.
هر شریعت و آیینی که در این فرهنگ مشترک پدیدار می شد، مؤلفه ها و عناصری از فرهنگ ها و آیین های پیشین را حفظ می کرد و برخی را کنار می زد و برخی دیگر را در شکل جزیی و یا مفهومی آن تغییر می داد تا هماهنگ و سازوار با اصول و مبانی دین و آیین گردد.

ادامه نوشته

نوروز در روایات اسلامى (1)

نوروز در روایات اسلامى (1)

دین جهانى، با آداب و سُنن ملّى چه رفتارى دارد؟ آیا آنها را کنار مى نهد و خود به ساختن آداب و رسوم تازه مى پردازد؟ یا آنها را تأیید مى کند و در کنار خویش مى نشاند؟ و یا از میان آنها گزینش مى کند؟


نخست باید دانست که دین کامل، آن نیست که خود، همه چیز را برعهده گیرد و به جاى همه استعدادهاى آدمى و همه نهادهاى مدنى بنشیند; بلکه دین کامل، دینى است که همه اینها را در جاى خود، به درستى مى بیند و جهتى کلّى به آنها مى دهد و آنچه را از توان (قُواى فردى) و (نهادهاى جمعى) خارج است، بر عهده مى گیرد… و این، فلسفه اى عمیق دارد; زیرا چنان که دین، فعل تشریعى خداوندى است، قواى آدمى و لوازم تابعه آن (مانند نهادهاى جمعى) نیز فعل تکوینى الهى اند و هیچ گاه تکوین و تشریع، ناسازگارى ندارند; چرا که از مبدأ واحدى دستور مى گیرند.
اگر با این پیش زمینه عقلى به منابع و مصادر دینى بنگریم، مى یابیم که خواست دین، برچیدن بساط سُنن ملّى ـ قومى نیست; بلکه بر آن است که این سنّت ها را سَمت و سوى عالى بخشد و دین، تنها آنچه را که با فطرت آدمى مغایرت دارد، برمى چیند. چنان که قرآن کریم، حرمت و احترام ماه هاى حرام را ـ که رسمى جاهلى بود ـ پاس داشت:
فإذا انسلخ الأشهر الحُرم فاقتلوا المشرکین.1
پس چون ماه هاى حرامْ سپرى شدند، مشرکان را بکشید.
یا أیها الذین آمنوا! لاتحلّوا شعائر اللّه ولا الشهر الحرام.2
اى کسانى که ایمان آورده اید! حرمت شعائر خدا و ماه حرام را نگه دارید.
رسول خدا فرموده است:

ادامه نوشته

ویژه نامه عید نوروز





بهارغزل عاشقانه خدا

ویژه نامه عید نوروز








ما منتظران بهار دیگری هم داریم که هر روز و به
خصوص هر صبح جمعه باید انتظارش را بکشیم.

باید جان را آذین ببخشیم و با پالایش آلودگی های
درون،خود را به زیبایی ها بیاراییم.


این بهار، دیگر از جنس بهار نوروز نیست؛
بلکه بهار جان ها و احیاگر دل هاست.

پس باید هرچه بیشتربه استقبال و پیشواز
آن رفت و انتظارش را کشید.


وقتی که بهار طبیعت می رسد، زمین های
حاصلخیز سرسبز می شوند

اما هنگامی که بهار ولایت منجی عالم بشریت می آید،
دیگر خبری از خشکسالی و زمین های بایر و کویر
در هیچ جا و هیچ زمانی نیست.


همزمان با تولد دوباره طبیعت و آمدن فصل بهار،
امام زمان (ع) ظهور خواهد کرد.

بنابراین نوروز باستانی همانطور که در اندیشه ملی ما یک روز
فرخنده است در اندیشه شیعی و اسلامی ما نیز گرامی و مقدس است.


در واپسین روزهای باقیمانده از سالی که گذشت و درآستانه
فرا رسیدن سال نو به درگاه حضرت حق ‌جل جلاله برای

ظهورمولایمان و فرا رسیدن بهار مهدویت
استغاثه می کنیم

اللهم عجل لولینا الفرج

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

فصل 2

فرياد شتران، فضاى مكّه را تسخير كرده بود.

كاروان هايى كه براى سفر تجارتى زمستانى به يمن رهسپار شده بودند، باز مى گشتند.

هوا بسى سرد و آسمان پوشيده از ابرهاى خاكسترى بود.

چنان مى نمود كه صخره هاى خشك كوه ها، التماس كنان،

از ابرها مى خواهند تا برايشان سرود باران بخوانند.


رفته رفته صداها فروخوابيدند و پرندگان براى خفتن به آشيان هاى خود بازگشتند.

اينك، خانه ها همانند صحرايى خشك، خالى و هراس آور مى نمودند.

فاطمه در انديشه اى ژرف فرو رفته بود: به «مريم» مى انديشيد؛

آن بانوى پيراسته اى كه در عبادتگاه خويش از مردم كناره گرفت

تا به تنهايى با خدا راز و نياز كند و آفاق آسمان ها را

سبكبالانه و فارغ از بارهاى سنگين زمينى بشكافد و بشناسد.


ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

ناگاه، فاطمه صداى گام هايى را شنيد كه به سانِ تپش يك قلب،

اميدرا شماره مى كردند؛ گام هايى كه فاطمه آن ها را مى شناخت.

از اين رو، با اندام نحيف خود،همانندپروانه اى كه به سوى نورمى شتابد،

از جاى جست: با چشمانى گشاده به گشادگى صحرا،

و بالبخندى كه اميد از آن طلوع مى كرد.

امّا چرا ناگهان فاطمه از حركت باز ايستاد،

گويى كه نيزه اى پُر پَهنا بر قلبش نشسته باشد...؟

پدرش غمگين و افسرده باز گشته بود،

با چهره اى چون آسمانى پوشيده از ابرهاى خاكسترى.

از سر و رويش خاك و زباله فرومى ريخت.

با حسرت، زير لب مى گفت:

- به خدا سوگند! تنها پس از مرگ «ابوطالب»،

قريش توانستند چنين سخت مرا بيازارند.

ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

فصل 3

در آسمان مكّه، نشانى پديدار است.

گويا پيام آور توطئه اى است كه قريش در هم تنيده اند،

همان گونه كه عنكبوت خانه اى مى تند كه سست ترينِ خانه هاست.

«ابو جهل» با چهره اى تيره و غضب آلود پديدار شد.

به راستى، محمّد او را به خشم آورده بود.

اكنون در همه جاى «جزيرةالعرب» گفتگو از تازيانه هايى بود

كه بر سر مسلمانان فقير فرود مى آمدند؛

و از اسلام كه در حال جريان يافتن بود،

همچون جويبارى روان كه آبش را نثار ساحل هاى شنى مى كند.

و ابوجهل از اين حركت بسى ناخشنود بود.

سفر محمّد به «طائف» براى فراخواندن

قبايل آن سرزمين به سوى اسلام، ابوجهل را به خشم آورده بود.

اين كه مردانى از «يثرب» با محمّد دست بيعت داده بودند،

عقل و اختيار ابوجهل را ربوده بود:

- اينك «ابوطالب» از جهان رخت بربسته و دوران زعامتش سرآمده است.

خديجه نيز رخ در خاك كشيده و از ثروت بسيارش نشانى نمانده است.

اكنون، هنگام آن رسيده كه محمّد نيز از ميان برود:

اين انسان سركش كه مى خواهد بت ها را در هم بشكند؛

بت هايى را كه خدايان پدران و نياكان ما و نگاهبان كاروان ها و سر چشمه ى شوكت ما هستند.

امّا چگونه مى توان محمّد را از ميان برد؟

او هنوز تنها نشده است. مردانى پيرامون اويند كه از آهن سخت پيكرترند.

«حمزه»، اين شكارگرِ شيران، ضربه هايش فراموش ناشدنى است.

ليكن اكنون حمزه نيز از مكّه هجرت گزيده و برادرزاده ى خويش را تنها نهاده است.

پس اينك همه چيز براى ضربه اى مرگبار مهيّاست.

و به راستى،چه انديشه ى هولناكى در ذهن «شيطان مكّه» پروريده شده بود!



ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

پيامبر با فروتنى، در حالى كه على را فرا مى خواند، زمزمه كرد:

- ياد كن هنگامى را كه كافران درباره ى تو نيرنگ مى كردند

تا تو را به بند كَشند يا بكُشند يا بيرون كنند.

آنان نيرنگ مى زنند و خدا تدبير مى كند

و خدا بهترين تدبير كننده است.

«
و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خيرالماكرين»[انفال/ 30]

بى شك، شجاعت كم مانند و شگفتى انگيزى دارند

مردان ميدان كه تا واپسين نفس نبرد مى كنند.

امّا اين كه انسان، جان خود را در معرض شمشيرها و دشنه ها

به مرگى محتوم پيشكش كند، با هيچ بيانى، هر قدر هم دقيق و بلند، به توصيف نمى آيد.

اكنون، على به سخن مردى كه بيش از بيست سال همراهى اش كرده بود، گوش فرامى داد.

نجواكنان پرسيد:
- اى فرستاده ى خدا! اگر من فدايىِ شما شوم، به سلامت خواهيد ماند؟

آرى، پروردگارم به من چنين وعده داده است.

پيش از اين، على غرق اندوه بود،

زيرا مى نگريست كه مكّه توطئه گاه قتل انسانى شده

كه آسمان او را برانگيخته تا زمين را رهايى بخشد.

امّا در اين لحظه، اندوهش به شادمانى بزرگى تبديل گشت.

با گام هايى آرام به سوى بستر پيامبر رفت.

آنگاه، عباى پشمين او را گرد خود پيچيد

و در انتظار شمشيرهايى ماند كه زود بود تا پيكرش را از هم بدرند

و خون پاكش را بر زمين جارى سازند

تا قصّه اى دل انگيز از فداكارى و ايثار بسرايد.


ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

صحرا تا آن جا كه چشم كار مى كرد، موجِ ريگ بود.

على كه اينك پياده رَوى او را رنجور ساخته بود

و مرد اوّلِ اين كاروان به شمار مى رفت ،

جوانى بيست و سه ساله بود. چشم ها به او دوخته شده بود:

مادرش كه با نگرانى به او مى نگريست؛

دختر محمد كه از شمشيرهاى دشمنان پدرش-

كه به سوى على پيش مى آمدند انديشه مى ورزيد؛

و ابوواقد كه ناى و توانى برايش نمانده بود.

على ايستاد، در حالى كه چشمانش از شور و شراره موج مى زد.

يكى از سواران كه هنوز على را نشناخته بود، فرياد برآورد:

- اى حيله گر! آيا مى پندارى كه مى توانى در ميان زنان، خود را نجات دهى؟

اى به عزاى پدر نشسته، بازگرد!

- اگر باز نگردم ...؟

آنگاه، به ناچار باز خواهى گشت.

در اين ميان، يكى از سواران به شتر نزديك شد تا او را برماند.

على راهش را بست و با شمشير ضربه اى بر او فرود آورد.

سوار بر ريگ ها فرو افتاد.

ناگاه سواران در جاى خود خشكيدند.

آنان به سختى غافلگير شده بودند،

زيرا در سراسر زندگانى خود، چنين ضربه اى نديده بودند.

يكى از آن ها كه جوان را آماده ى حمله مى ديد، بانگ برآورد:

- اى فرزند ابوطالب! خشم خود را از ما بازگير.

و بدين سان، على به دنياى جنگندگى پا نهاد،

همان سان كه روزهايى پيشتر به جهان ايثار و فداكارى گام نهاده بود.

كاروان صحرا، راهش را به سوى يثرب پى گرفت؛

كاروانى كه شب ها در راه بود و به هنگام روز پنهان مى گشت...


ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

اكنون، اميد بر خانه اى كوچك از خانه هاى مكّه مى تابيد.

فاطمه چشم به هستى گشود، همان گونه كه شكوفه ها و گل ها به هستى چشم مى گشايند.

آن گاه در آغوشى گرم رشد يافت و از مِهر قلب هايى سرشار شد كه با محبّت او مى تپيدند

و از نگاه هايى سيراب گشت كه لبريز از لطف و رأفت بودند.

و به اين گونه، فاطمه پرورش يافت و آهسته آهسته پى برد كه پيرامونش چه مى گذرد.

مادرش را مى ديد كه چگونه غرق اندوه است.

پدرش را مى ديد كه درد و رنج قلبش را مى فشارد،

امّا هنوز در نمى يافت كه ريشه ى اين رنج چيست.

در اين حال، به سوى مادرش بال مى گشود و پدرش را غرق بوسه مى كرد.

آن گاه، چهره ى حزين آن دو به شوق گشوده مى شد

و آفتاب شادى از سيماشان ديگر بار طلوع مى كرد،

همان سان كه خورشيد از پسِ ابرها بر مى آيد

تا زمين را لبريز از گرما و نور و اميد سازد.

روزها مى گذرند و فاطمه رشد مى يابد.

روزگار، چهره ى سخت خويش را به او نشان مى دهد.

اين كودك خردسال، در سرزمينى خشك و بى آب،

خود را پيش پاى مادر مى يابد،

در حالى كه گرسنگى و هراس و حرمان بيداد مى كند.

او به ناله هاى مظلومان گوش مى سپارد

و در ميان تاريكى، شمشيرهايى را مى نگرد كه آهسته از نيام بيرون مى آيند.

بدين سان، فاطمه در «شِعب أبى طالب عليه السلام» به سر برد،

در حالى كه از شير بازمانده بود و بر ريگ هاى شِعب پاى مى كشيد.

ويك سال به اين منوال بر او گذشت.

از آن پس، دو سال ديگر را نيز در شِعب به سر آورد.

و ناگاه دست تقدير، مادرش را ربود.

چنين بود كه فاطمه، چشمه ى جوشان محبّت و مِهر را از كف داد.




ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

روزها و ماه ها از پىِ هم مى گذرند و جنين هر لحظه بزرگ تر مى شود.

از چهره ى خديجه نور مى تَراود و هر دَم تابنده تر مى گردد.

درد زايمان آغاز گشته است.

در اين هنگامه، در ميان صخره هاى «حَرا»، محمد به مكّه مى انديشيد؛

و به سرنوشت جهان و راهِ انسان.

چهره اش پُر از اندوه بود، همگونِ آسمانى پوشيده از ابر

در انديشه ى مردم خود، چنين اندوهگين بود.

مى خواست چشم آنان را به سوى نورى بگشايد كه بر فراز اين كوه، آن را يافته بود.

امّا آن ها، خود، راه را بر او بسته بودند.

آنان عادت كرده بودند كه همانند خفّاشان در تاريكى به سر بَرَند.

از ملكوت آسمان ها روى برتافته، به پَستِ زمين فرو افتاده،

و اكنون در ميان عناصرى از خاك و گل گم شده بودند.

اين مردم از هيچ كارى باز نايستادند؛ آزارش دادند، به ريشخندش گرفتند،

او را نكوهش كردند و گفتند: «محمّد جادوگرى دروغگوست...

و مردى است ناقص كه از او نسلى به جا نمى ماند

و با مرگش خاطره اش نيز خواهد مُرد،

زيرا هيچ فرزندى ندارد.»


ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

در اين حال و هوا، خديجه جامه ى بيرونى اش را به تن كرد.


اينك همسرش انتظارش را مى كشيد؛

و نيز پسر عموى جوان همسرش كه چون سايه اى هوادار و همراهش بود.

آن گاه، هر سه به سوى «كعبه» روان شدند؛

كعبه: قبله ى شوق دلها؛ سَرايى كه «ابراهيم» براى خداى خويش ساخته بود.

اكنون كعبه سايه ساران گسترده اش را نثار زمين مى كرد.

سكوت، گرداگرد كعبه دامن گسترده بود.

تنها، زمزمه ى دو مرد به گوش مى رسيد كه كنار «زمزم» نشسته بودند.

يكى از آن دو، ناگاه به درِ «صفا» خيره شد.

منظره اى كه مى ديد، برايش شگفت مى نمود:

مردى پديدار شد كه چهل تا پنجاه ساله به نظر مى رسيد،

با بينى برآمده و چشمان درشت و سياه.

گويى ماه بود كه بر زمين مى خراميد.

سوى راست او، نوجوانى همانند شيربچّه اى راه مى سپرد؛
و از پى آن دو، زنى كه گيسوان و اندامش را پوشانده بود.

آن سه به سوى «حجر أسود» رهسپار شدند

و پس از لمس كردن و بوسيدن آن،

هفت بار پيرامون كعبه طواف گزاردند.

آن گاه مرد گوشه اى ايستاد. سپس نوجوان،

سوى راستش و زن، از پى او ايستادند.


ادامه نوشته

بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها





فصل 1
«خديجه» ناگهان از جا برخاست. احساسى شگفت در جانش تراويد:

احساسى سرشار از شادمانى و آرزو؛ همانندِ نورى در تاريكى...

با خود انديشيد: «اين موج سبكبار شادى از كدام سو مى آيد؟».

و هر چه انديشيد، به پاسخى روشن دست نيافت.

اينك، چندى بود كه هر چه پيرامون او مى گذشت

سراسر حُزن و اندوه بود و تلخى و نوميدى را ارمغان مى آورد.

او به چشم خود مى ديد كه چگونه مردم «قريش» همسرش را مى آزارند،

به او ستم مى كنند، به ريشخندش مى گيرند...

و دروغگويش مى شمارند؛ او را كه راستگويى اَمين بود.

لحظه اى با خود گفت: «شايد اين، نشانه ى يك باردارى ديگر است؛

باردارى بهارانِ امّيد و زندگى!» امّا چگونه؟

مگر پيش از اين، «عبداللّه» و «قاسم» با پَركشيدنى زود هنگام،

او را در اندوهى ژرف رها نكرده بودند؟

و به راستى كه اين غم همانند زخمى هميشه تازه، بر جانش نشسته بود...

ناگاه به خود آمد: نه! او اميدوار بود.

در ژرفناى جان خود، اميد را حس مى كرد

كه همانند شكوفه اى بهارى، رو به شكفتن و بالندگى دارد.

اين باردارى، امّا، چيز ديگرى بود. احساس مى كرد سبك شده است،

گويى در آستانه ى پرواز است. آرامشى خاص در وجودش جريان داشت؛

همچون جوشيدن و جارى شدن چشمه اى زلال و خوشگوار...

و اين، با احساسى ديگر نيز درآميخته بود:

هاله اى از نور، به زلالى و نَرمى، پيرامون چهره اش در گردش بود...

اين باردارى نشانه اى ديگر هم داشت:

جز خرماىِ تَر و انگور، دلش هواى چيز ديگرى نداشت!



اعجاز فاطمی: « ماجرای مشرف شدن یک خانواده آلمانی به اسلام، از زبان آیه الله العظمی سیّد محمّد هادی م










اعجاز فاطمی:


« ماجرای مشرّف شدن یک خانواده آلمانی به اسلام، از زبان آیه الله العظمی سیّد محمّد هادی میلانی »


روزی در حال صحبت کردن با گروهی از مردمی که برای پرسیدن سوالات شرعیشان مراجعه کردند، بودم که ناگهان مرد و زنی وارد شدند و گفتند: «می خواهیم به دین اسلام مشرف شویم!»


علت این تصیمم را جویا شدم، آن‌ها گفتند: «ما از کشور آلمان آمده ایم و این ها زن و فرزندان من هستند. این دخترم، طوری استخوان های پهلویش شکست که پزشکان از مداوای او عاجز شدند و پس از صرف هزینه های بسیار گفتند باید پهلوی او را عمل کرد، ولی خطرناک است.


دخترم حاضر نشد و گفت: «در بستر بیماری بمیرم بهتر از این است که زیر عمل قرار گیرم.»


ادامه نوشته

ویژه نامه ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س){یاس آسمانی }



اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه(س)
ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س)

اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير
هم يتيم و هم فقير و هم اسير


وحي بي ايثار تو كامل نشد
هل اتي بي نان تو نازل نشد

مدح تو كي با سخن كامل شود
وحي بايد بر قلم نازل شود


اي كه در تصوير انسان زيستي
كيستي تو كيستي تو كيستي

از شب ميلاد تاآخر نفس
مصطفي (ص)يك دست را بوسيد و بس


آن هم اي دست خدا دست تو بود
اي برآن لبها و دست تو درود

عقل كل از كل هستي شد جدا
تا چهل شب كرد خلوت با خدا


اين چهل شب در سرش شور تو بود
بهر استقبال از نور تو بود

اي كه از سر تا به پا پيغمبري
بلكه هم پيغمبري هم حيدري

تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن (ع)
هر سه يك جانيد با هم در سه تن

بس تويي اي عرش حق را قائمه
هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه (س)


بايد اينجا لب فرو بست از بيان
روز محشر قدر تو گردد عيان

صحنه محشر همه پابست توست
اختيار نار و جنت دست توست


مهر تو روز قيامت هست ماست
ريشه هاي چادرت در دست ماست

روز محشر كار ما با فاطمه (س) است
نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است


از كرامت بر جبين ما همه
ثبت كن هذا محب الفاطمه (س)







ویژه نامه ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س){یاس آسمانی }







آمدی و بی مضایقه باریدی
زمین، گهواره ای شد، پر از لالایی ستاره هایی نورانی تر از خورشید.


بادهای آوازه خوان، برکت را نجوا می کردند بر سرتاسر خاک.
انسان به خود می بالید از این همه بزرگی.


با آمدنت، زمین، سربلندتر شد.
ابلیس، پشیمان شد از اینکه سجده نکرده است به این همه شکوه،
به این همه عظمت، به این همه سربلندی.


... و تو آمدی؛
ناگهان تر از همه باران های بهاری.
آمدی و بی مضایقه باریدی.


مهربان تر از همه باران ها، مهربانی ات فراگیر شد.
بعد از تو دیگر هیچ دختری، خواب گورهای دهان گشوده را ندید.




ویژه نامه ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س){یاس آسمانی }





() یاس آسمانی ()

ویژه نامه ولادت حضرت فاطمه زهراعلیها السلام




قالت فاطمه الزهرا سلام الله علیها :

بشر في وجه المؤمن يوجب لصاحبه الجنة ، و بشر
في وجه المعاندالمعادي يقي صاحبه عذاب النار .


فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرمایند :


پاداش خوشرويي در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرويي با
دشمن ستيزه جو ، انسان را از عذاب آتش باز مي دارد .



بحار الانوار ، ج 75 ، ص



آمرزش گناهان

ایه گرافی ایات قران روی عکس  تکست گرافی قران (21)

کمتر انسانی می‌توان پیدا کرد که گناه نداشته باشد، غیر از معصومان، لذا در دعاهای مان بیش و پیش از هر چیزی باید به گناه و معصیت خودمان توجّه کنیم که اگر از این رذایل پاک شویم از عواقب دنیوی و اخروی مصون خواهیم ماند، قلبمان پاک و صاف می‌شود و برای دریافت هرگونه رحمت و برکت الهی آماده می‌شود:
1 - «رَبَّنا إِنَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَقِنا عَذابَ النّارِ»؛(15)
«پروردگارا! ما ایمان آورده‌ایم؛ پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذابِ آتش، نگاهدار!»
2 - «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَإِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی القَوْمِ الکافِرِینَ»؛(16)
«پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تند روی های ما در کارها، چشم‌پوشی کن! قدم‌های ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان!
3 - «إِنّا آمَنّا بِرَبِّنا لِیَغْفِرَ لَنا خَطایانا وَما أَکْرَهْتَنا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَیْرٌ وَأَبْقَی ؛(17)
ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان مان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید؛ و خدا بهتر و پایدارتر است!»
4 - «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ»؛(18)
پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می‌کرد که: «به پروردگار خود، ایمان بیاورید!» و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدی های ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آن‌ها) بمیران!
* * *

شرط اجابت دعا

ایه گرافی ایات قران روی عکس  تکست گرافی قران (20)

برای اجابت دعا باید زمینه‌هایی را فراهم کرد؛ از جمله:
1 - همه چیز را از خدا بدانیم. 2 - حقوق الهی را رعایت کنیم. 3 - در پی کسب و کار و لقمه حلال باشیم. 4 - با اخلاص و توجّه کامل از خدا بخواهیم. 5 - از خدا بخواهیم، نه اینکه فقط بخوانیم. 6 - در آغاز و پایان هر دعا، بر پیامبر و اهل بیت‌علیهم السلام صلوات بفرستیم؛ «چون این یک دعای مستجاب است و خدا بزرگ‌تر از آن است که اول و آخر دعا را قبول کند و دعای میانی را رد نماید».

نکته

اگر در دنیا از کسی تقاضایی داشته باشیم، سعی می‌کنیم برایش هدیه و چشم روشنی ببریم. طرف مقابل هم از آن هدیه‌ای بیشتر خوشحال می‌شود که خود نداشته باشد. حال خداوند چه ندارد که برایش ببریم؟ او که هرچه هست از اوست، خالق همه چیز است، هستی هر هستی از هستی آن هستی بخش است. اگر علم و ثروت و مقام را به درگاهش ببریم، او که مخزن و معدن همه اینهاست، چه احتیاج به اینها دارد؟! تنها چیزی که او ندارد، نداری و نیاز و تضرّع و بیچارگی است! اگر این چیزها را به درگاهش ببریم و دعای ما همراه با این حالت باشد، مقرون به اجابت است.
برای اینکه بفهمیم چه چیزی را و چگونه از او بخواهیم، بهترین راهش مراجعه به قرآن کریم است، تا هم بهترین چیزها را بخواهیم و هم مبادا دچار غفلت و فراموشی نسبت به این کتاب الهی شده، موجبات رنجش پیامبر را فراهم کنیم، آنجا که رسول خداصلی الله علیه وآله به درگاه خداوند گلایه و شکایت نموده‌اند؛ که «وَقالَ الرَّسُولُ یا رَبِ‌ّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا القُرْآنَ مَهْجُوراً»؛(6) و رسول خداصلی الله علیه وآله عرض کرد: پروردگارا! امّت من این قرآن را رها کردند».
دعاهای بسیاری در ضمن آیات قرآن کریم وارد شده است، آنچه در این اثر آمده، جمع آوری این آیات بوده تا در نیازها و نمازها و مواقع مختلف از آن استفاده شود. لذا مطالب این کتاب در پنج فصل تنظیم شده است:

ادامه نوشته

از خدا چه بخواهیم؟

تصاویر قران مجید عکس مذهبی معنی ایات قران عکس گرافیکی قران شریف خطاطی جمله

ما که به مصالح و منافع و نیازهای واقعی خود آگاه نیستیم، نمی‌دانیم از خدا چه بخواهیم؟ لذا گاه دعایی می‌کنیم که به صلاح ما نیست؛ «وَیَدْعُ الاِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعائَهُ بِالخَیْرِ».(5) شاید به همین جهت است که دعای مان مستجاب نمی‌شود. گرچه مستجاب نشدن دعا نیز بدون اجر و پاداش نیست، و چه حسنات و درجاتی که بدین جهت به مؤمن می‌دهند که حتی چنین افرادی در روز قیامت می‌گویند: «ای کاش هیچ دعایی از ما اجابت نمی‌شد!».
با این حال، عدم اجابت دعا ممکن است علل دیگری هم داشته باشد؛ از جمله: 1 - گناه کردن، 2 - ظلم و ستم به دیگران، 3 - مصلحت نبودن اجابت آن، 4 - شک در اجابت دعا، 5 - نارضایتی والدین، 6 - نفاق، 7 - موجب خودبینی شدن، 8 - خدا دوست دارد که بنده اش همیشه با او در ارتباط باشد. و …
بنابراین نه استجابت دعا دلیل بر خوبیِ دعا کننده است و نه عدم اجابت آن، دلیل بر بدی اوست.

آب وباران ازدید گاه قرآن وتمدن

Related image

آب‌شناسی در جهنم

بحث آب‌شناسی در جهنم آن چنانکه در بهشت مطرح است بدان گستردگی در قرآن گزارش نشده است واژه جهنم خود هفتاد و هفت بار در کتاب مبین کاربرد داشته است و البته اسامی دیگر همچون جحیم (نام دیگر یا طبقه‌ای از جهنم) بیست و پنج بار در قرآن آمده که در آن مستقیم یا غیرمستقیم به آب و درخت و به ویژه آب حمیم (94 / واقعه) اشارت شده است و یا در سوره ابراهیم (آیه 16) از ماء صدید که در جهنم نوشابه جهنمیان است یاد شده است.

ماءِ حَمیم (آب حَمیم)

واژه حمیم در منتهی الارب و اقرب الموارد و ترجمان القرآن علامه جرجانی به معنای «آب گرم» آمده است. و نیز در اقرب الموارد به معنی گرما و بارانی است که بعد از گرمای سخت ببارد. منوچهری دامغانی نیز از ماء حمیم یاد کرده
(صفحه 84)
و گوید:
شعر من ماء معین و شعر تو ماء حمیم کس خورد ماء حمیمی چون بود ماء معین
زمخشری گوید: شراب دوزخیان از مس گداخته را حمیم گویند.
در چندین سوره قرآنی از آب حمیم سخن رفته که به مواردی از آن اشاره می‌کنیم:
در سوره انعام، در حق عذاب کافران خداوند می‌فرماید:
«لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ: [برای رفع عطش] ایشان، نوشابه‌ای از آب داغ و جوشیده و عذابی دردناک تهیه شده است، چون سزای کفر ورزی آنان (به چنین سرنوشتی بارور گشته) است. (1)
*****
1. 70 / انعام.
(صفحه 85)
در تفسیر روض الجنان تألیف مرحوم ابوالفتوح رازی آمده است:

ادامه نوشته

آب وباران ازدید گاه قرآن وتمدن

بهشت

آب‌شناسی در بهشت

موضوع آب‌شناسی در جنت (آخرت) یکی از محوری‌ترین مباحث آب‌شناسی در قرآن است که در مباحث بعدی همچون «جنّت آخرت» و «اَنهار» به تفصیل نمونه‌ها و شواهد آن را ذکر خواهیم کرد.
قرآن کریم در سوره واقعه اینگونه در باب ماء معین بهشت گزارش می‌کند:
«فی جَنَّاتِ النَّعیمِ. ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلینَ. وَ قَلیلٌ مِنَ الْآخِرینَ. عَلی سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ. مُتَّکِئینَ
(صفحه 79)
عَلَیْها مُتَقابِلینَ. یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ. بِأَکْوابٍ وَ أَباریقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعینٍ: [مقربان درگاه الهی] در باغ‌های پر نعمت بهشت [جای دارند]، آنان گروهی از اولین [هستند] و اندکی از آخرین، بر کرسی‌های عالی مرصّع بافته شده از زر و جواهرات، روبروی هم تکیه زده‌اند و پسرهای همیشه جوان بر گِرد ایشان می‌گردند، با کوزه‌های بلورین و ابریق‌های زرین و جامی از [شراب] مَعین، از آنها سر درد نکشند و عقل را نبازند». (1)
«نعیم» به آن باغی گویند که نعمت آن تمام نشود و دوام داشته باشد و مقصود از «وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ» پسران و جوانانی است که پیر نشوند و همواره جوان باشند. و مقربان در آن نعیم از شراب معین می‌نوشند که دارای دو ویژگی است:
*****
1. 12 18 / واقعه.
(صفحه 80)

ادامه نوشته

آب وباران ازدید گاه قرآن وتمدن

ماء مَعین زمین (2)

در سوره مُلک که از سور مکی است در آیات آخر سوره اشاره می‌کند: کفار مکّه منکر معاد و روز واپسین بودند و آرزوی مرگ پیامبر و یارانش را داشتند و می‌گفتند: کی محمد صلی الله علیه و آله بمیرد تا ما ازدست وی راحت شویم و دعا می‌کردند که او هلاک گردد. خدا در جواب می‌فرماید به ایشان بگو اگر من و پیروانم از دنیا برویم مگر شما می‌مانید، ما چه بمانیم و چه برویم شما را از عذاب خدا خلاصی نیست. و در آخرین آیه سوره ملک در سرزنش و انذار آنان می‌فرماید:
*****
1. 27 32 / واقعه.
2. دانشنامه آب و آبشناسی در قرآن کریم، ص 53 و 61، کریمیان سردشتی.
(صفحه 75)

ادامه نوشته

آب و باران از دیدگاه قرآن و تمدن های بزرگ جهان

Related image

تفسیر آیه وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ

مفسران در تفسیر آیه 30 از سوره (انبیاء) که می‌فرماید:
«وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ: و هر چیز زنده را از آب بیافریدیم» ، مطالبی را بیان کرده‌اند که نمونه‌هایی از آنها بدین شرح است: میبدی در تفسیر کشف الاسرار می‌نویسد:
«… اَلْماءَ هُوَ النُطْفَة. وَ قیلَ یُریدُ بِه الماءَ المَشروبَ لاَِنَّ اللّهَ سُبْحانَه خَلَقَ الماءَ اَوَّلاً ثُمَّ قَلّبَ الْماءَ نارا وَ خَلَقَ مِنهَا الْجِنّ وَ قَلَّبَهُ ریحا وَ خَلَقَ مِنْهَا الْمَلائِکةَ ثُمَّ اَحالَهُ طینا وَ خَلَقَ مِنْهُ آدَمَ وَ سَألَ اَبُوهَریرَةُ رَسُولَ اللّه‌ِ صلی الله علیه و آله مِمَّ خَلَقَ اللّهُ الْخَلَقَ فَقال علیه‌السلام: مِنَ الماء:
… غرض از آب نطفه است … و گفته شده است که غرض از آن آب آشامیدنی است، زیرا خداوند سبحان نخست آب را آفرید، سپس آب را به آتش تبدیل کرد و از آن جن را آفرید و آن را به باد تبدیل کرد و از آن ملائکه را آفرید، آنگاه آن را بدل به خاک کرد و از آن آدم را آفرید. ابوهریرة از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسید خداوند خلق
(صفحه 63)
را از چه آفرید؟ پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: از آب».
ظاهر واژه «جعل» در این آیه به معنای «خلق» است زیرا متعدی به مفعولی واحد است و دلیل این قول آیه سوره نور است که می‌فرماید:
«وَ اللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ». مفسرین در خصوص خلقت هر چیزی از آب اختلاف دارند. برخی گویند مقصود از آب در این آیه «نطفه» است زیرا خداوند تمام حیوانات (از جمله انسان) را از طریق نطفه بوجود می‌آورد و بر این اساس این لفظ عام (ماء) از الفاظ عام مخصوص است که مقصود نطفه می‌باشد.
برخی نیز گفته‌اند مقصود از ماء مطلق آب است که حیوانات یا با واسطه یا بی‌واسطه از آن خلق شده‌اند. و برخی حیوانات (همچون جانوران دریایی) بدون واسطه از آب خلق شده‌اند و برخی نیز از طریق نطفه (با واسطه) آفریده می‌شوند زیرا نطفه نیز از غذا حاصل شده و غذاها نیز بطور کلی منشأ آنها آب است
(صفحه 64)
همچون میوه‌ها و حبوبات و سایر موارد که همه به سبب آب رشد و نمود دارند. (1) امام فخرالدین رازی در تفسیرش شرحی مستوفی راجع به این آیه دارد و گوید برخی از مفسران در مصداق این آیه نیز اختلاف کرده‌اند و گفته‌اند: منظور از کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ فقط حیوانات زنده است. ولی دیگر مفسرین گویند کلیه نباتات و درختان نیز مشمول این آیه خواهند بود زیرا رشد و نمو حیاتشان باز بسته به آب است و این قول به مراد و مقصود آیه نزدیک‌تر است. جالب اینکه برخی نباتات و درختان را موجود زنده قلمداد نمی‌کنند حال آنکه این سخن دلیل چندان استواری ندارد و بلکه خلاف آن در قرآن گزارش شده است و لذا قرآن می‌فرماید:

ادامه نوشته

آب و باران از دیدگاه قرآن و تمدن های بزرگ جهان

ساخت-دستگاه-شبیه-ساز-آب-باران

عمل آب در بدن

تشکیل دهنده بخش مهمی از ساختمان سلول‌ها
واسطه خوبی برای فعل و انفعالات سلولی
حامل مواد غذایی، یون‌ها و اکسیژن
کمک در هضم و انجام اعمال شیمیایی گوارش
حمل و دفع مواد زائد بدن (انیدرید کربنیک و آمونیاک)
(صفحه 50)
تنظیم کننده حرارت بدن
محافظت از اندام‌های حیاتی مانند مغز، قلب، چشم
لغزندگی مفصل‌ها
مرطوب نگه داشتن سیستم تنفسی
آب در سه منطقه در بدن وجود دارد:
آب میان بافتی
آب درون سلولی
خون آب داخل سلول‌ها داخل میتوکندری‌ها، دستگاه گلژی و بقیه اندامک‌های سلول می‌باشد.
بطور متوسط بین 4/2 تا 6/2 لیتر آب روزانه باید وارد بدن شود که بین 1 تا 2/1 لیتر از طریق نوشیدن و 2/1 لیتر از طریق غذا و 3/0 لیتر از طریق متابولیکی
(صفحه 51)
که از سوختن چربی‌ها و قندها تولید می‌شود. به ازای هر گرم قند که مصرف می‌شود 7/2 گرم آب تولید می‌گردد. آبی که از بدن دفع می‌شود شامل 4/0 لیتر از طریق پوست (تعرّق) 7/0 لیتر از طریق ریه‌ها، 1/0 تا 2/0 لیتر از طریق مدفوع و 4/1 لیتر از طریق ادرار که در زمان استراحت می‌باشد. دفع آب در زمان فعالیت بستگی به رطوبت هوا دارد. در فعالیت‌های ورزشی سنگین تعرّق زیاد و میزان آب ادرار کم می‌شود. ضمنا آب خارج شده از طریق ریه‌ها به خاطر بالارفتن تعداد تنفس زیاد می‌شود.
هورمون آنتی دیوریدیتیک در حین فعالیت ورزشی(از غده هیپوفیز)وارد خون می‌شود که آب ادرار را کاهش می‌دهد.
کاهش وزن از طریق کنترل رژیم غذایی بدون فعالیت ورزشی با توجه به کاهش کالری غذایی خورده شده نسبت به کالری مصرفی در روزهای اول تا دو هفته وزن بدن اضافه می‌شود و یا خیلی کم وزن کاهش می‌یابد و علت آن این
(صفحه 52)
است که وزن بدن کاهش پیدا کرده ولی آب بدن خارج نشده و بر اثر عدم خروج آب از بدن وزن ثابت می‌ماند و بعد از دو هفته کاهش وزن سریع حادث می‌شود.

ادامه نوشته

آب و باران از دیدگاه قرآن و تمدن های بزرگ جهان

http://miraclesofthequran.persiangig.com/zmin/Abr.jpg

برکات آب (1)

آب، علاوه بر این که سرچشمه حیات ما است، آثار و برکات فراوانی هم در زندگی و آسایش ما دارد. ابرها که شکلی از آب هستند، در مناطق سردسیر به صورت برف بر زمین می‌نشینند و به تدریج آب می‌شوند. قسمتی از این آب‌ها
*****
1. همراه با قرآن، سید حمید علم الهدی، نشر هویزه، 83، قطع وزیری.
(صفحه 41)
به زمین فرو می‌روند تا منابع زیرزمینی را تشکیل دهند و به صورت چاه، قنات یا چشمه به تدریج در اختیار ما قرار گیرد. اگر آب ابرها به صورت قطرات باران نبود و همچون ریزش یک آبشار فرو می‌آمد، آیا می‌توانستیم در برابر آن مقاومت کنیم؟
اگر باران تنها در چند روز به صورت سیل‌آسا می‌آمد، زندگانی ما چگونه بود؟ اگر بخش عمده آب در زمین فرو نمی‌رفت و جریان می‌یافت، زندگانی ما چگونه بود؟ برنامه‌ریزی حکیمانه آفریدگار آب را با حکمت و تدبیر در اختیار ما قرار می‌دهد و در درون زمین، به صورت شفاف و پاکیزه نگهداری می‌کند، تا ما انسان‌ها از آن بهره‌مند شویم. قرآن، این تدبیر الهی را درس معرفت برای خردمندان می‌شمارد و چنین می‌فرماید:
«اَلَمْ تَرَ اَنَّ اللّهَ اَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکَهُ یَنابیعَ فِی الاَْرْضِ …: آیا ندیدی که خداوند از آسمان آبی فرستاد و آن را بصورت
(صفحه 42)
مخازنی در زمین قرار داد در این مثال تذکری است برای خردمندان». (1)
انسان‌های اندیشمند، علاوه بر درس معرفت، از این حکمت الهی آموختند که آب را ذخیره کنند و با ساختن سد از این نعمت عظیم، بهره‌وری بهتر و بیشتر نمایند. ساختن سد، یکی از تلاش‌های عمرانی انسان بوده که از قدیم در فرهنگ بشری جایگاه مهمی داشته است.
زمانی با جمع‌آوری آب پشت سدها، زمین‌های خود را سبز و خرم می‌کردند و سنگ آسیاب را نیز به حرکت درمی‌آوردند و امروز نیز علاوه بر آبیاری مناطق وسیع، انرژی آب را برای حرکت توربین‌های عظیم به کار می‌برند و با تولید انرژی برق، همه صنایع و کارخانجات را به حرکت در می‌آورند. ما از
*****
1. 21 / زُمَر.
(صفحه 43)
روشنایی، تولید هوای سرد در تابستان و هوای گرم در زمستان و ده‌ها خدمت دیگر بهره‌مند می‌شویم و همه این‌ها از برکات آب است.

ادامه نوشته

آب و باران از دیدگاه قرآن و تمدن های بزرگ جهان

          

 

بهره‌برداری از منابع آب

برای اینکه آب مورد نیاز شهرها و صنعت و کشاورزی تأمین شود، باید از منابع آب به درستی بهره‌برداری کرد. بهره برداری از منابع آب شامل استخراج، کنترل و توزیع آب است. مهار کردن آب‌های سطحی و استخراج آب‌های زیرزمینی را استخراج آب می‌گویند. کنترل آب شامل ذخیره سازی، یعنی به وجود آوردن سدّ و بند و مخزن است. توزیع آب به وسیله خط‌های انتقال آب، یعنی کانال‌ها و شبکه لوله‌کشی و مانند آنها صورت می‌گیرد.
(صفحه 31)
به نظر می‌رسد که آب‌های موجود در کره زمین برای استفاده انسان کافی باشد. اما تأمین آب آشامیدنی و آب موردنیاز کشاورزی و صنعت با کیفیت مناسب با محدودیت‌ها و دشواری‌هایی روبرو است. امروزه در بیشتر جاها میزان آلودگی آب‌ها به قدری است که چرخه آب به طور طبیعی نمی‌تواند همه آلودگی آن را از میان ببرد. به همین سبب بیشتر فعالیت‌های آبشناسی مربوط به تصفیه آب است. در بعضی جاها، به سبب کمبود آب با کیفیت مناسب، ناگزیر به استفاده دوباره از آب‌های موجود در فاضلاب‌ها و شیرین کردن آب‌های شور هستند.
در بعضی از کشورها پالایشگاههایی برای بیشتر کردن آب دریاچه‌ها به وجود آورده‌اند. چون این کار نیاز به انرژی بسیار دارد، بیشتر پالایشگاه‌های شیرین کردن آب در کشورهایی مانند کویت، به وجود آمده است که سوخت
(صفحه 32)
فراوان و برق ارزان دارند.

ادامه نوشته

آب و باران از دیدگاه قرآن و تمدن های بزرگ جهان

آب شور و شیرین (1)

آب ماده شگفت انگیزی است. گاهی چنان با املاح و مواد معدنی مخلوط می‌شود که هرگز برای آشامیدن مناسب نیست و برای درمان بیماری‌ها، استفاده می‌شود و گاهی چنان شیرین و گوارا است که هر لیتر از آن ارزشمند است. برخی چشمه‌ها از دل کوه می‌جوشد و همچون آب دریا شور است و برخی رودخانه‌های آب شیرین تا صدها کیلومتر در دریا به پیش می‌رود و با آب شور دریا مخلوط نمی‌شود. از برخی چشمه‌ها آب گرمی می‌جوشد که گویا در دیگ‌های روی آتش بوده است و برخی چشمه‌ها با گازهایی طبیعی مخلوط است
*****
1. آب، حمید علم الهدی، نشر هویزه، 83، ص 8.
(صفحه 21)
و بیماری‌های پوستی را درمان می‌کند. قرآن کریم به آب‌های شور و شیرین اشاره کرده و ما را به اندیشه در حکمت‌های الهی دعوت می‌کند. برخی از آیات چنین است:

ادامه نوشته

آب و باران از دیدگاه قرآن و تمدن های بزرگ جهان

خلقت آب، ویژگی‌ها، منابع

آب نخستین مخلوق (1)

آغاز آفرینش و نخستین آفریده یکی از مباحث مهم فلسفی، کلامی و دینی بوده که در مکاتب فلسفی و ادیان دیدگاههای گوناگونی راجع بدان مطرح شده است و حکما و فلاسفه و عرفا و علمای دینی در چگونگی آغاز آفرینش و اینکه خلقت با کدام مخلوق شروع شده اشارات و توضیحات مختلفی را ارائه کرده‌اند. در قرآن کریم به این موضوع تصریح نشده هرچند در برخی از آیات تفسیرها و برداشت‌های گوناگونی در این رابطه شده است.
*****
1. دانشنامه آب و آبشناسی در فقه و روایات، ص 48، کریمیان سردشتی.
(صفحه 9)
آنچه در قرآن کریم بدان تصریح شده اینکه آب را منشأ و پیدایش همه موجودات زنده می‌داند:
«وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ حَیٍّ: و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم.» (1) این تعبیر گرچه حاکی از تقدم خلقت آب بر هر موجود ذی‌حیات است، ولی پاسخگوی پرسش مخلوق نخستین نیست.
در روایت و احادیث از «نور» و «عقل» و «قلم» به عنوان نخستین مخلوق یادشده است در کنار این روایات چندین روایت نیز (ماء) یا آب را نخستین مخلوق دانسته است و سیاق عبارات چند روایت در منابع شیعی نیز همین مفهوم را افاده می‌کند. روایات مورد اشاره، آسمان‌ها و زمین و همه آفریده‌ها را پدید آمده از
*****
1. 30 / انبیاء.

(ماء) آب می‌داند همچنانکه سه عنصر دیگر (آتش و باد و خاک) را نیز صورت‌هایی مختلف از همین ماء می‌شمارد. اما آفرینش برخی از مخلوقات مانند ملائک و عرش را به این ماء نسبت نمی‌دهد و چه بسا آفرینش آن‌ها را مقدم بر آفرینش ماء می‌داند.
آب نعمت بزرگ است. در ضرب‌المثل آمده که اگر به ماهی بگویند آب چیست؟ نمی‌داند. زیرا او همواره در آب غوطه‌ور بوده و توجه ندارد که آب، چه نعمتی است. ما انسان‌ها نیز تا غرق در نعمت‌ها هستیم، ممکن است به بزرگی آنها توجه نداشته باشیم. قرآن برای شناسایی نعمت‌ها، نبود آنها را فرض می‌کند. اگر آب نبود؟ اگر ابر نبود؟ اگر آب از زمین نمی‌جوشید؟ (1)

ادامه نوشته

دلهره های آخرالزمانی !

خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود بازگردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

حجت الاسلام معین شرافتی
آخرالزمان، انتظار، امام زمان، ساعت

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاكِرِینَ 
محمد(صلی الله علیه وآله) جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟ پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند. (آل عمران/144)
در این آیه خداوند به مسلمانان هشدار می دهد که مبادا پس از وفات پیامبر به دوران جاهلیت خود باز گردند. مسئله ای که در تمام امت های گذشته رخ داده است. مثلاً حضرت ابراهیم(علیه السلام) برای ترویج یکتاپرستی و برچیدن بت پرستی مبعوث شد، خانه خدا را به عنوان مرکز توحید تجدید بنا کرد؛ اما با وفات ایشان دوباره خانه خدا، تبدیل به مرکز شرک شد.

ادامه نوشته