«حمیم آبی تافته باشد. در خبر است که چون اهل دوزخ بسیار سال‌ها فریاد کنند از گرسنگی، ایشان را طعامی آرند از «ضَریع» و آن نوعی شوک(1) است که آن را "شترخواره" خوانند از آتش، تا از آن بخورند، آنگه تشنگی بر ایشان غالب شود و سال‌های بسیار فریاد کنند از تشنگی. پس از آن ایشان را کأسی به دست دهند از آبی تافته به آتش دوزخ که چون به نزدیک دهن برند گوشتِ روی ایشان افتد از گرمی. چون باز خورند همه امعای ایشان منقطع و پاره پاره شود. آنگه باز نمودند که این عذاب و شراب برایشان به ظلم نباشد، به عدل باشد، به بدل و عوضِ
*****
1. خار.
(صفحه 86)
آن کفر باشد که آورده باشند و کرده باشند در دار دنیا». (1)
« … وَ الَّذینَ کَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیمٍ وَ عَذابٌ أَلیمٌ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ: و آنان که کفر ورزیدند برای ایشان نوشابه‌ای است از آب جوشان و عذابی دردناک به دلیل آنچه کفر ورزیدند». (2)
« … فَالَّذینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیابٌ مِنْ نارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمیمُ: پس آنان که کافر شدند بریده شد برای ایشان جامه‌هایی از آتش ریخته شود از فراز سرهای ایشان آب جوشان». (3)
«ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَیْها لَشَوْباً مِنْ حَمیمٍ: سپس ایشان را بر آن است آمیخته‌ای از آبی
*****
1. تفسیر روض الجنان، ج 4، ص 206.
2. 4 / یونس.
3. 19 / حج.
(صفحه 87)
جوشان». (1)
«هذا فَلْیَذُوقُوهُ حَمیمٌ وَ غَسَّاقٌ: این است پس بچشیدش آبی جوشان و چرکی گندآلود». (2)
«فِی الْحَمیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ: در آب جوشان، سپس در آتش افکنده شوند».(3)
«إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ. طَعامُ الْأَثیمِ. کَالْمُهْلِ یَغْلی فِی الْبُطُونِ. کَغَلْیِ الْحَمیمِ: همانا درخت زقوم، خوراک گنهکار است، چون آهن گداخته جوشد در شکم‌ها، به سان جوشیدن آب جوشان». (4)
«خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلی سَواءِ الْجَحیمِ. ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمیمِ:
*****
1. 67 / صافات.
2. 57 / ص.
3. 72 / غافر.
4. 43 46 / دخان.
(صفحه 88)
بگیریدش پس بکشیدش به میان دوزخ، پس بریزید و سرش از عذاب آب جوشان».(1)
«هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ. یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمیمٍ آنٍ: این است دوزخی که تکذیب می‌کردند آن را گنهکاران گردش کنند میان آن و میان آب جوشان گرم». (2)
«وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ. فی سَمُومٍ وَ حَمیمٍ: و یاران چپ، چه یاران چپی، در آتش سوزان و آبی جوشان». (3)
«فَشارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمیمِ. فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهیمِ. هذا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ: پس می‌آشامید بر آن از آب جوشان، پس نوشیده‌اید چون نوشیدن اشتران
*****
1. 47 48 / دخان.
2. 43 44 / رحمن.
3. 41 42 / واقعه.
(صفحه 89)
تشنگی‌زده، این است پیشکش ایشان در روز حساب». (1)
«وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبینَ الضَّالِّینَ. فَنُزُلٌ مِنْ حَمیمٍ: و اما اگر بود از تکذیب کنندگان گمراهان، پس پیشکشی از آب جوشان». (2)
«کَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِی النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَمیماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ: مانند آن که اوست جاودان در آتش و نوشانیده شدند آبی جوشان که پاره ساخت روده‌هایشان را».(3)
«لا یَذُوقُونَ فیها بَرْداً وَ لا شَراباً. إِلاَّ حَمیماً وَ غَسَّاقاً: نچشند در آن خنکی و نه نوشابه‌ای مگر آبی جوشان و چرکی». (4)
*****
1. 54 56 / واقعه.
2. 92 93 / واقعه.
3. 15 / محمّد.
4. 24 25 / نبأ.
(صفحه 90)