من همسر ولايتم، اينجا مركز اسلام مدينه است، و سال نهم هجرى.اكنون نه بهار است كه از هجرت پدرم مى گذرد و شانزده بهار از زندگانى من، و در طول اين چند سال زندگى ما پر از خاطره و واقعه.جنگ هاى پى درپى كه اكثرش با پيروزى مسلمانان بود و دلاورى هاى همسرم. روزى خبر افتادن «عمرو بن عبدود» شجاع مشهور عرب را به دست شوهرم على شنيدم، و بارى به دو نيم شدن قهرمان خيبرى به نام «مرحب» را، و سپس كندن دروازه ى سنگى قلعه ى خيبر با يك دست همسرم اميرالمؤمنيناميرالمؤمنين»، و به راستى اميرمؤمنان و متّقيان. چقدر مى ديدم پدرم اصحابش را امر مى فرمود به شوهرم با اين لقب سلام كنند. به خصوص گروه منافقين و دو سر دسته شان ابوبكر و عمر.آرى، زندگانى عجيبى داشته ايم. با اين همه شجاعت و شهرت، همسرم براى معاشِ ما نخلستان هاى مدينه را آبيارى مى كرد و با اُجرت آن روزگار مى گذرانديم. تا آن روز كسى نشنيده بود چادرى وصله دار كسى را هدايت كند و يهودى را مسلمان، ولى در زندگانى ما شد:روزى بر ما گذشت كه ديگر هيچ غذايى نداشتيم. شوهرم چادر مرا كه دوازده وصله داشت نزد يهودى به عاريه گذارد تا طبقى جو بگيرد! و همان چادر با نورِ خود آن يهودى و قومش را مسلمان نمود.هر روزِ ما ياد خاطره هاى انبياى پيشين را زنده مى كرد، بلكه بالاتر.پس از حضرت مريم (مادر حضرت عيسى عليه السلام) كسى نشنيده بود زنى دعا كند و براى او از بهشت غذا نازل شود، ولى براى من شد.بارى پدرم با عدّه اى بسيار به خانه ما مهمان آمدند و باز هيچ چيز در خانه نداشتيم. من هم به سجّاده ى خود رفتم و از خدا خواستم تا خود از مهمانان من پذيرايى كند و چنين هم نمود. «مائده» از آسمان آمد و همگان از آن خوردند. و روزى ديگر:من و شوهرم و فرزندانم براى شفاى دو پسرم حسن و حسين همگى روزه گرفته بوديم. لحظه ى افطار همگى قرص نانِمان را به فقير كه بر درِ خانه آمده بود داديم. فردا هم به مسكين و روزِ واپسين به اسير، و سه روزِ تمام بدون هيچ خوراكى با آب افطار كرديم.كار كه بدينجا رسيد سوره ى «هل أتى» درباره ى ما بر پدرم نازل گشت، و اين از همه ى دنيا بارى ما ارزشش بيشتر بود، به راستى شنيدن آيه اى از سوى خدا درباره ى ما به همه ى عوالم مى اَرزَدو يطعمون الطعام على حبّه مسكيناً و يتيماً و أسيراً - إنّما نطعمكم لوجه اللَّه لا نريد منكم جزاءاً و لا شكوراً [ترجمه: و بر دوستى او (خداوند) طعام را به فقير و يتيم و اسير مى دهند- (و مى گويند:) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى دهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمى طلبيم. سوره ى انسان، آيه ى 8 و 9.]».