نشانه هایی از او

باران

وَ هُوَ الّذِي اَرسَل الرِّياحَ بَشراً بَينَ يَدَي رَحمَتِهِ وَ اَنزَلنَا مِنَ السَّمَا مَا طَهُورًا فرقان: 48

« و اوست که باد ها را با نويد رحمت فرستاد و از ابر آب طهور فرو فرستاديم » .

آب باران در آيه آبِ طَهُور ناميده شده است. واژه طهور و طهارت (بمعني مصدري) بمعني : پاکي از نجاست است . يعني پاکي از چرک ، پليدي ، بو ، عرق ، گنديدگي و مواردي از اين قبيل. و طهُور بمعني فاعلي و وصفي بمعني: چيزي است که موارد مزبور را ندارد يا آنها را برطرف مي کند .

چرا آب باران را آب طَهُور ناميده است ؟ به اين خاطر که اگر آب هاي زمين در روند تبخير شدن و به جو رفتن و ابر شدن و باريدن نمي بودند آبهاي زمين مي گنديد ، چون در هر لحظه ميليونها جانور در آنها متولد مي شود و مي ميرد . در سال حدوداً 380 هزار کيلومتر با آن فوائد زيادي که دارند يکي از نشانه هاي توحيد است ، به ذکر آن پرداخته ، اضافه مي کند :

" و ما در زمين کوههاي مستقر و ثابتي انداختيم "

( والقينا فيها رواسي )

اين کوهها علاوه بر اين که از ريشه به هم پيوسته اند و همچون زرهي زمين را در برابر فشار دروني ناشي از لرزش ها حفظ مي کنند ، و علاوه بر اين که قدرت طوفانها را در هم شکسته و وزش باد و نسيم را به دقت کنترل مي نمايند ، محل خوبي براي ذخيره ي آنها به صورت برف و يا چشمه ها مي باشند . سپس به سراغ مهمترين عامل زندگي بشر و همه ي جانداران يعني گياهان مي رود ، مي فرمايد :

" و ما در روي زمين از هر چيز ( گياه ) موزون رويانديم "

( و انبتنا فيها من کل شي موزون )

در کره زمين شايد صدها هزار نوع گياه داريم با خواص مختلف و آثار متنوع و گوناگون که شناخت هر يک دريچه اي است براي شناخت " الله " و برگ هر کدام از آنها دفتر از " معرفت کردگار " .

سوره حجر آيه 19

« و از ابر آبي به اندازه فرو مي فرستيم و آنرا در زمين جا مي دهيم و ما در بردن آن (يعني بردن آن اندازه اي که بارانده ايم ) توانائيم - و با آن باغهاي خرما و انگور براي شما توليد مي کنيم ، که هم فراورده هاي زيادي در آن براي شما هست و هم از آن مي خوريد ( مومنون 18-19 ) » . « آيا نمي بيني خدا آبي را از ابر پائين مي آورد و آنرا در آب راهها در درون زمين راه مي برد ، سپس با آن رويشها با رنگهاي گوناگون در

مي آورد ، سپس پژمرده مي شود ، پس از آن آنرا زرد شده مي بيني ، سپس آنرا خرد خرد مي گرداند. در اين روند براستي براي ناب انديشمندان يادآوري افزون نهفته است ( زمر 21 ) » .

« سلوک » بمعني : راه رفتن يا راه بردن در جاي تنگ يا تنگ تر است - « ذِکري » بمعني : يادآوري زياد است ( و منظور از آن در آيه اينست که " گياهان فراوان پيش روي ما يافت مي شوند و روند و فرايند زندگي و مرگ آنها ، مرتب يادآور و بنمايش گذرانده روند و فرايند مرگ و زندگي براي انسان است " ) . « الباب » جمع لب ، بمعني چيز ناب ( يعني چيزي که ناخالصي ندارد ، آفت ندارد ، شيله و پيله اي در آن نيست ، چيزهاي هرز در آن نيست ) . و به مغز و انديشه ناب اطلاق شده ( يعني مغز و انديشه اي که در خردورزي و انديشمندي هيچگونه شيله و پيله ، پيش داوريها ، پيشينه هاي ذهني ، مکتبها ، فلسفه ها ، آداب و رسوم ، منافع شخصي و گروهي و غيره ندارد و با مسائل ، برخورد حق بينانه و واقع بينانه مي کند ) .

ادامه نوشته

نشانه هایی از او

اختلاف شب و روز

پي در پي آمدن شب و روز

تاريکي شب ، مولود چيست ؟

تاريکي شب جز سايه خود زمين چيز ديگري نيست . هنگامي که نيمي از کره زمين ما ، رو به روي خورشيد قرار گرفت ، نيم ديگر آن در تاريکي سايه خود ، فرو مي رود و روشنايي از آن رخت مي بندد.

آخرين بخش از آيه ، که همان جمله « يغشي اليل النهار » است به اين حقيقت اشاره دارد و همه اين جريان ها نشانه ي وجود تدبير در جهان آفرينش است .

« آيات شريفه 189 تا 191 آل عمران »

1- آيات شريفه ي 189 تا 191 آل عمران ، دو نشانه را براي صاحبان خرد معرفي مي کند :

الف ) آفرينش آسمانها و زمين

ب ) آمد و شد شب و روز

2- با توجه به آيات شريفه ي فوق ، صاحبان خرد ويژگي هايي دارند از جمله :

الف ) خداوند را در همه حال ( ايستاده ، نشسته و در حالي که به پهلوهاي خود آرميدند ) ياد مي کنند.

ب ) در آفرينش آسمان ها و زمين انديشه مي کنند .

3- از دقت در آيات شريفه ي فوق اين مطلب مستفاد مي شود :

خداوند خالق حکيم و مدبر است و هيچ امري از طرف او بيهوده و باطل نيست .

4- جهاني خيالي و بدون قانون و نظم ، داراي ويژگي هايي مي باشد از جمله :

در اين جهان ممکن است در هر لحظه و بدون علت خاصي ، حادثه اي رخ دهد ، موجودي پديد آيد يا از بين برود و اشياء خصوصيات خود را از دست بدهند .

در اين جهان فرضي ، نيروهاي عالم ، در هر گوشه اي به دلخواه خود دخالت مي کنند و حوادثي غيره منتظره را پديد مي آورند.

خاک

نشانه هاي او اين است که شما را از خاک آفريد ، سپس بناگاه انسانهايي شديد و در روي زمين گسترش يافتيد ! ( 20 )

و از نشانه هاي او ( اينست که ) شما را از خاک ( تراب يعني خاک قابل توجه ) خلق کرد . ( زيرا ابتداي خلقت شما بر خاک قابل ملاحظه بود که خداوند به خاطر سعي و تلاش و جنبش و جوشش خود خاک ، آن را قابل توجه و نظر دانست . پس با اين بشارت در روي زمين پخش مي شويد ، تا اولين قدم خود را در راه رسيدن معشوق ، به ديگران مژده دهيد و لايق تلاش در راه تکامل خداوند باشيد ) سپس ، هنگامي که شما ( به صورت بشر ) همه جا پراکنده شديد ، ( وسعت خلقت و تکامل خود را از خاک تا بشر فراموش کرده ايد ) (20) و از نشانه هاي ديگر او شخصيت آفريني از ميان ( همان جسم خاک مانند ) خودتان ، زوجهايي ( همانند هايي از لحاظ شخصيتي و ايدوئولوژيکي ) قرار داد ، تا بوسيله آنان به آرامش برسيد و ميانتان ، دوستي و محبت و مهر نهاد ، بدرستيکه در اين نشانه ها (رموزي است) براي کساني که متفکرند. ( و در مورد همه چيز انديشمندانه تحقيق کرده تا به حقيقت برسند و اين زيباترين نعمتهاي مودت و مهر خداوند است . تا در اين مسير تکامل، بيشتر در چگونگي آفرينش آسمانها و زمين و عظمت آنها و اختلاف زبانها و رنگها قرار بگيرند و ملتها را به هم نزديک کرده تا در مورد قرآن طبيعت که همان قرآن تکويني است و همينطور قرآن تدويني با هم به گفتگو پرداخته و گوش جان به نداي آسماني آن بسپارند تا مايه آرامش و کسب فضلشان باشد . ) ! ( 21 )

ادامه نوشته

نشانه هایی از او

آتش

کاش ( حال آنها را ) هنگامي که در برابر آتش (دوزخ ) ايستاده اند ، ببين ! مي گويند: « اي کاش ( بار ديگر ) باز گردانده مي شديم و آيات پروردگارمان را تکذيب نمي کرديم و از مومنن مي بوديم.

با فرض اينکه هر چه در آخرت است همان است که در دنيا بوده منتها صورت باطني اش به نمايش در مي آيد ، به چيز جالبي مي رسيم . وقتي در دو راهي انتخاب قرار مي گيريم ، ظاهرش اين است : با اختيار تمام و با توجه به شرايط يکي را (خير يا شر) انتخاب مي کنيم. اما باطنش بنابر آيه اين است: زبان حال مي گويد که ما در برابر آتش ايستاده ايم و همان زبان حال ، زبان باطن ، دعا مي کند که کاش راه بد را نرويم ، کاش مومن باشيم . مي خواهم بگويم در آخرت هيچ حادثه و واقعه اي نيست مگر اينکه صورت باطني معادل حادثه اي در دنيا است.

توضيح بيشتر آنکه مثلاً بعد از هر عمل بد و هر نافرماني ما ، آن خود ما ، آن نفس پاک ما حسرت مي خورد و مي گويد کاش زمان به عقب بر مي گشت و من مومن ميشدم . آن وقت در آخرت باطن همين جمله به صورت حسرت و با تمام درد و

رنج هايش ظاهر مي شود.

« باغ رحمان همان بخشش خداوند در دنياي مادي يا نار خداست و باغ رحيم همان آخرت يا نور معنوي و مهر و محبت اوست.»

بايد از لابلاي سخنان قرآن فهميده باشيم که ملاقات و لقاء خداوند در باغ رحمان يعني همان دنياي مادي ، خود به اختيار خود جستجو و کوشش براي باغ رحيم ميکنيم که با خداوند در شرح سينه ملاقات کنيم. و ميقات او هم به جز در جايگاه صدر (سينهء) صاف همانند آيينه وجود ندارد ، اما ملاقات در باغ رحيم به دستور و خواست خداوند ، در عالم بي اختياري ماست . يعني زمان مرگ که « فوت » يا « موت » نصيبمان ميشود.

اگر وفاي به عهد خدا کرده باشيم به « فوت » ! و اگر ما را با صيحهء واحده ( يک مرتبه و بي خبر ) احضار کنند به موت يعني اتمام کار و يا پايان مهلت ميرسيم ، از بدو تولد تا اخر عمر يعني اجل مسمّي اختيار با ماست ، که نوع مرگ خود را انتخاب کنيم. از اين رو وقتي اين معنا را درک کردم ، در سوره سجده که اخرين ( ا . ل . م ) را خواندم با دلي تهي از دنيا و در دريايي پر از مهر وجود حق ، با خود فرياد زدم که ( اِنّي اّمَنتُ بِه لِقاءِ کَ يا مومنُ المُهيمن ) و تنها جايي بود که معناي سجده بر ايات الهي را فهميده و بر خود واجب دانستم و همين متن دعا را در حاشيه قرآن نوشتم .

بعد از آن بود که ، تمام توانم را دو باله ماهي کرده و هر چند کوچک اما در اقيانوس بي کران قرآن غواصي کرده و هر بار مرواريدي غلتان و يا دري گرانبها به دست آورده ، و در گنجينه سينه خود جاي ميدهم .

ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)

خشم در چهره مأمون موج میزد خودش هم نمیدانست چه میخواست. دیگر محافل شبانه هیچ لذتی برایش نداشت.حتی شراب هم دیگر اثری نمیگذاشت تا میخواست مست شود، یاد او می افتاد و حالش دگرگون میشد. نفرت در چهره برافروخته مأمون آشکار بود دستانش را روی سرش گذاشت، سنگین شده بود.

سر میزنم به کاظمین

دیشب تا صبح پلک بر هم نگذاشته بود. لحظه ای به‌فکر فرو رفت. باید برنامه ای میچید و باز امام جواد(ع) را به کاخ دعوت میکرد. آه تلخی کشید و روی سکو، کنار حوض نشست و به‌فکر فرو رفت.
با آن‌حالی‌که او داشت، تنها کسی‌که میتوانست کمکش کند، مخارق بود؛ نوازنده باوفای وی که مدتها به او خدمت کرده بود باشتاب از جا برخاست و گفت: خیلی زود مخارق را خبر کنید و بگویید به‌سرعت خودش را نزد من برساند! چند دقیقه نگذشته بود که صدای آشنای مخارق به گوشش رسید: 
جناب مأمون، خلیفه بزرگ! سلام علیکم. امیر من! چه رخ داده که شما اینگونه پریشان شده اید؟ مأمون سر برگرداند و گفت:
چندی است عجیب گرفتار شده ام. این گرفتاری مدتی است که خواب و خوراک را از من ربوده است. باز قصه، قصه محمد بن على است. مخارق دستی به ریش پر پشتش کشید وگفت: فکر می کنم بتوانم کاری کنم که رضایت امیر را فراهم آورد. اگر امیر اجازه دهند، فردا مراسمی برپا کنیم. دستور دهید برای فردا محمد بن على نیز اینجا باشد تا خلیفه بزرگ را به آرزوی قلبی اش برسانم. 
چینی بر پیشانی مأمون افتاد و پرسید: یعنی تو میتوانى...؟! 
مخارق خنده بلندی کرد و از جا برخاست و گفت: جناب خلیفه اگر اجازه دهند، فردا قدرت حقیقی مرا خواهند دید.
مخارق با عودش آمده و گوشه کاخ نشسته بود. امام مثل همیشه ساکت بود و سر به‌زیر داشت. مأمون به چهره امام چشم دوخته و هراسان بود. مخارق به مأمون و سپس به امام نگریست. چهره امام غرق در نور بود و وقار و متانت در چهره اش موج میزد.
مجلس شلوغ شده بود، مأمون به امید شکستن شخصیت امام، بزرگان دربار را به میهمانی اش دعوت کرده بود. صدای مخارق با آوای خاصی بلند شد و سکوت کاخ را درهم شکست. همراهانش نیز به نواختن مشغول شدند و افراد دیگر در اطرافشان جمع شدند و شروع به آوازخوانی کردند. 
خنده کم‌رنگی روی لبهای مأمون نشست. امام سکوت کرده بود و چیزی نمیگفت. لحظه ای سر بلند کرد و نگاه مبارکش را به‌سوی مخارق برگرداند و فرمود: «از خدا بترس ای ریش بلند!» دستان مخارق لرزید و چهره اش دگرگون شد. عود از دستش بر زمین افتاد و دستانش از حرکت بازایستاد و نتوانست تکانی به دستانش بدهد.
مخارق به گوشه ای افتاده بود و می نالید. مأمون از جای برخاست و با قدم های لرزان به‌سمت وی رفت. مخارق هنوز داشت میلرزید. قطرات اشک چهره اش را پوشانده و صدای هق هق گریه اش بلند شده بود. با دیدن مأمون سری تکان داد و به‌حالت تعظیم نشست. مأمون پرسید: مخارق! بگو ببینم در یک لحظه چه اتفاقی افتاد که تو را این‌چنین دگرگون کرد؟! 
مخارق آب دهانش را فرو داد. رنگ بر چهره نداشت. از به‌یادآوردن آن لحظه، تمامی وجودش لرزید. با پریشانی گفت: آن هنگام که محمد بن على به من بانگ زد، از هیبت و شکوهش چنان ترسیدم که دستم فلج و عود از دستم رها شد.[1]

محمدعلی کعبى
_____________________________
[1]. برگرفته از علامه سید عبدالرزاق مقرم، نگاهی گذرا به زندگانی امام جواد(ع)، ترجمه: دکتر پرویز لولاور، ص125.

ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)

بیماری تاب و توانش را ربوده بود. رنج و درد جسمی آزارش میداد. رنگ چهره‌اش به زردی میزد. درد را هرطور که بود، تحمل میکرد، ولی خانه‌نشین شدن و دوری از دوستان و آشنایان و مهم‌تر از همه دورشدن از امامش بیش از هرچیز دیگری روحش را می آزرد.

گاهی که تنهایی کلافه‌اش می‌کرد، کتاب می‌خواند، فرصتی بود تا اعمال روزانه و شبانه و مستحبات و مکروهات را از کتابی که یونس بن عبدالرحمان[1]نگاشته بود، مطالعه کند.
خواندن آن کتاب نیز اگرچه مورد تایید اهل بیت بود، آه و حسرتش را افزون‌ میساخت، زیرا با خود میگفت: ای کاش سلامت جسمی داشتم تا می‌توانستم این اعمال را انجام دهم.
گاهی در اوج تنهایى، دلش هوای دیدار امام زمانش را می‌کرد. حسرت استشمام عطر امامت، صبرش را ربوده و بی‌تاب کرده بود، اما با خود می‌اندیشید: من کجا و محمد بن على کجا؟! مگر می‌شود امام به دیدن من بیاید؟ نه! من چنین لیاقتی ندارم.
درد جسمی از یک‌سو، تنهایی و غربت از سویی و هجوم این افکار از دیگرسو امانش را بریده بودند که ناگاه در خانه به صدا درآمد.
تا نگاهش به نگاه امام افتاد، تمام درد و رنج خود را فراموش کرد. حضور امام، نشاط عجیبی در دلش پدید آورد. 
وقتی امام جواد(ع) کنار بسترش نشست، شوق و امید به زندگى در دلش شکوفه زد. امام احوالش را پرسید و نگاه پر محبتش را به او هدیه کرد.[2] 
امام جواد(ع) این کتاب را تأیید کرد و پس از مطالعه آن سه مرتبه فرمود: «خدا یونس را رحمت کند.»
____________________________
[1]. عقیقی بخشایشى، حضرت امام محمد تقى(ع)، کریم اهل بیت، ص28.
[2]. سید ابوالفضل طباطبایی و مهدی اسماعیلى، اعجوبه اهل‌بیت:، ص94.

ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)

๑•●♥  گالري تصاوير ولادت باسعادت حضرت جواد الائمه (ع) ♥●•๑

«یاسین من»

غروب، در نفس گرم تو آرمیده است ای آسمان‏ نشین! به زلالی آینه ‏هایی که در غربت، به کام سنگ در می‏ آیند! من در عجبم تو ای بغداد! چگونه تاوان این گناه را خواهی داد که آسمانِ غرق در اندوه، تو را نفرین می‏کند و کوچه ‏های زخم دیده، بی‏لیاقتی تو را قهقهه می‏زنند.
مظلوم من! دل کدامین یاسمین، از غربتت به درد آمد که این‏چنین، به خاکیان پشت کردی و آسمان نشینی را پیشه؟ یاسین من! مفسران نگاهت، قاصدک‏های پژمرده در باغ هستی‏ اند.
ای ستودنی! مدینه ‏ی فاضله ‏ی چشم‏هایت را، جایگاهی است والا. ... و من، مدینه را، این غربت همیشه جاری را، در اندوهی مطلق، به فرزندت علی می‏سپارم. اکنون دستان آسمان چتری می‏شود که صبح را ارزانی بهشت و آتش سینه ‏اش را ارزانی «ام ‏الفضل»، و آسمان، این بلند همیشه، غربت تو را در خون خواهد گریست و در ماتم تو، قرن‏ها بر زمین، این خاکی ناشایست، خیره خواهد ماند.
ای دست‏هایت به نور بهشتی آغشته و آیه آیه رحمن در خونت جاری! چگونه می‏شود غربتت را در واژه ‏ها به تصویر کشید؟ چگونه شامگاهان، در غربتت اشک بریزم؟ «ام ‏الفضل»، در حریم تو یک زن بود و آسیه در خانه‏ی فرعون، زنی دیگر. کدامین زخمت را بسرایم ای ستاره‏ی فروزان بهشتی!.
آسمان نشین من! تو نیستی امّا ...

ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)

پایان انتظار
47 سال از عمر شریف امام رضا علیه‏ السلام می‏گذشت، ولی هنوز آن حضرت صاحب فرزند نشده بود. این موضوع برای شیعیان و دوستداران اهل‏بیت نگران کننده بود؛ زیرا همگان می‏دانستند که براساس روایات رسیده از پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم و ائمه اطهار علیهم‏ السلام ، امام نهم فرزند امام رضاست. به همین دلیل مشتاقانه در انتظار بودند تا خدای متعال پسری به ایشان عنایت بفرماید. گاهی بعضی از دوستان، از حضرت پرسش‏هایی در مورد امام بعدی می‏کردند. امام رضا علیه‏ السلام آنان را دلداری می‏داد و می‏فرمود: «خداوند پسری به من خواهد داد که وارث من و امام پس از من خواهد بود». سرانجام روزهای انتظار به پایان رسید، گلشن رضوی به بوی خوش گل محمدی معطر شد و امام جواد علیه‏ السلام در دهم رجب سال 195 هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.
فرزندان
امام جواد علیه‏ السلام فرزندانی داشت که نزد حضرت بزرگ شده و به مقامات بالایی از علم و عرفان رسیدند. یکی از فرزندان حضرت، امام دهم حضرت هادی علیه‏ السلام است که پس از پدر، امامت امت اسلامی را به عهده گرفت. موسی مبرقع فرزند دیگر امام جواد علیه ‏السلام است. او در مدینه متولد شد و پس از شهادت پدر بزرگوارش به کوفه مسافرت نمود و در آن‏جا مسکن گزید. بعد از مدتی کوفه را به مقصد شهر قم ترک کرد و در سال 256 ق وارد قم شد و در سال 296ق در آن شهر رحلت کرد و همان جا دفن شد. یکی دیگر از فرزندان امام جواد علیه ‏السلام حکیمه است. امام هادی علیه ‏السلام ، نرجس خاتون مادر امام زمان را به ایشان سپرد تا احکام و معارف اسلامی را به او بیاموزد.حکیمه در شب تولد وجود مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در کنار نرجس خاتون بود و از او مراقبت می‏نمود. حکیمه بعد از شهادت امام حسن عسکری علیه‏ السلام ، مقام سفارت امام زمان علیه ‏السلام را به عهده داشت و عرایض و نامه‏ های مردم را به امام می‏رساند.

ادامه نوشته

ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)

روشن ترین ستاره هدایت

سید علی اصغر موسوی

گلاب و عود و اسپند بیاورید، سیب های سرخ را در سینی ها بچینید! بیارایید اینک کوچه هاتان را؛ بیارایید باغ و بوستان ها را! بیارایید دل های همیشه سبز باور را؛ بیارایید،به گُلخند تبسّم ها؛ به لطف آیه های آبیِ شادی! بیارایی با عطر گل های محمد صلی الله علیه و آله !

کسی می آید از آن سوی آیینه! کسی می آید از ژرفای انوار الهی!

می آید، شُکوهِ ماندگار امامت؛ می آید، صداقت انوار ولایت؛ می آید، چلچراغ همیشه روشن هدایت! می آید، عبای رسالت بر دوش، شمشیر عدالت بر کف، سرود کرامت بر لب، شور شهادت در دل و نور عبادت بر پیشانی.

می آید، صداقت صادق علیه السلام در جان، نجابت کاظم علیه السلام بر چهره، تبسّم رضا علیه السلام بر لب، و سخاوت محمد علیه السلام در دست! دستی که برای همیشه حبل المتین مسکینان خواهد شد. می آید تا کهکشانی از نور هدایت، فرا راه گم کردگان راه، بیفروزد.

می آید تا زمین با وجود نورانی اش، به ملکوت لا یتناهی فخر بفروشد.

می آید تا بی پناهان را پناه، دردمندان را شفا، عاشقان را سعادتِ نجات، و عارفان را غایت کمال باشد! می آید با آغوشی از عطر کوچه های بهشت، تا با توسّل به نام و یادش، مشام جان ها آرام گیرد. می آید با آغوشی از گل های تبسّم، تا «مدینة النبی» دوباره آکنده از عطر پیامبر صلی الله علیه و آله شود.

مدینه! مبارکت باد! مبارکت باد، لحظه های سبز ولادت! اینک به خود ببال که خورشید را به میهمانی آورده ای. به خود ببال که اینک تمام آسمان مهمان توست.

مدینه! به خود ببال که اینک عرش به خاک گران بهای تو رشک می برد. کسی را که به دامان گرفته ای، امام هدایت، فخر عالم امکان، «علی بن محمد النقی علیه السلام » است؛ سرور مردمان و افتخار تمام اولیاء اللّه!

مدینه! خوش به دامان گرفته ای، گوهری را که در تمام هستی، بی همتاست؛ و غربت نوازِ دل غریبان؛ آرامش دل یتیمان؛ خلوت فروز سینه بی پناهان؛ و فروغ دیده دردمندان است!

مدینه! دیگر بار، خورشیدی از منظومه «کوثر» را به دامان گرفته ای، خورشیدی که انوار الهی اش از «سامرّا» تا شرق و غرب عالم سایه خواهد افکند و درماندگان طریق سعادت را به رستگاری رهنمون خواهد شد.

مولا جان! یا ابالحسن علیه السلام ! سلامت باد!

سلامت باد، هر لحظه ای که با یاد خدا به سر می بریم!

سلامت باد، در ذکر و تشهّد؛ در رکوع و سجود، در قنوت و سلام!

سلامت باد، در توسّل و کُمیل، در «یس» و «کوثر»، در عطر لحظه های «قدر»، و «الرحمن»!

سلامت باد، در لحظه لحظه ای که نفس می کشیم و در سایه شما اهل بیت علیهم السلام ، سرافرازترین مردمان زمینیم! سرافراز از پاکیِ جسم و جان، و زلالی روح و روان!

مولا جان! علی بن محمد علیه السلام ! سلام و درود خداوند بر لحظه ای که خاک «مدینه»، بوسه بر قدمت زد، و لحظه ای که تربت «سامرّا» تن شریفت را در آغوش گرفت!

درود خداوند بر لحظه ای که دیگر بار، مبعوث خواهی شد و در آستان قرب الهی، ما شرمندگان آستان آسمانی ات را، شفاعت خواهی کرد!

منبع: حوزه نت

ویژه نامه میلاد امام جواد (ع)

بشارتت باد، ای زمین سبز!
بشارتت باد ای «مدینه» عشق!
بشارتت باد ای خطه «توس»!
بشارتت باد ای سلطان خراسان،
ای علی بن موسی علیه السلام !



بشارتت باد آمدن فرزند؛ فرزندی که در همه آفاق یگانه است!

باعظمتی به وسعت تمام آسمان ها، که هیچ معمّایی برایش غامض
و هیچ علمی برایش دشوار نیست.
فرزندی که آسمان، به سخاوت دست هایش غبطه خواهد خورد!
فرزندی که با حضور سبز خود، مسیر امامت را
تا رویش اولین سپیده موعود، ادامه خواهد داد!
فرزندی که نخوتِ مستبدّان را با بردباری علم خود، خواهد شکست.
و چرخه آوازه اش، حیرتیان لاهوت و ناسوت را مفتون خویش، خواهد کرد!
با تمام خردسالی اش، خاک پای «ابن الرضا» را آسمان، سُرمه خواهد کرد
و زمین، شکوفه های گیلاس را به پایش خواهد افشاند!
دست هایش که سخاوتمندترین فصل سبز هستی اند،
آسمان را با قنوتش، زمین را با نگاهش،
مسکینان را با ملاطفتش و درماندگان را با اجابتش،
مثل نسیم بهاری، خواهد نواخت
و عشق، در حوالی نگاهش، به اوج هیجان خواهد رسید.
صبرِ تمام محافل و مجالس، با نام مبارکش آذین خواهد شد
و با وجود خُردسالی، پیران راه را راهنما خواهد بود!
چشم ها به نگاه مهربانش و قلم ها
به نجوای آسمانی اش، دوخته خواهد شد!
به قامت آسمانی اش، هستی تواضع خواهد کرد
و بر قدوم مبارکش، عرش، حریر عاطفه خواهد گسترد!

نشانه هایی از او

ماه و خورشيد

« فَلَما رَءا القَمَر بازغ ( فَلما رءا الشَمس بازغه قال هذا رَبي هذا اَکبر فَلَما اَفلت قال يَقُوم اني بريء مِما تَشکرون » ( سوره انعام آيه 77 )

ترجمه :

و هنگامي که خورشيد را ديد ( که سينه افق را مي شکافت گفت: اين خداي من است؟ اين ( که از همه ) بزرگ تر است و اما هنگامي که غروب کرد گفت اي قوم من از شريک هايي که شما (براي خدا) مي سازيد بيزارم.

« قال هذا رَبي فَلما افل قال لَئن لَم لهدي رَبي لا کُونن مِن القُوم الضالين »

( سوره انعام آيه 77 )

ترجمه :

و هنگامي که ماه را ديد ( که سينه افق را ) مي شکافد گفت : اين خداي من است؟ اما هنگامي که آنهم غروب کرد گفت: " اگر پروردگارم مرا راهنمايي نکند مسلما از گروه گمراهان خواهم بود " .

تفسير :

و هنگامي که ماه را ديد ( که سينه افق را ) مي شکافد گفت : اين خداي من است؟ اما هنگامي که انهم افول کرد گفت : پروردگارم مرا راهنمائي نکند مسلما از جمعيت گمراهان خواهم بود .

قرآن و تسخير خورشيد و ماه :

الف) تسخير خورشيد

2. « ... وَ سَخّرَ الشَمسَ وَ القَمَرَ ... »

آفتاب و ماه را مسخر ساخت.

آيا تنها خورشيد و ماه مسخر بشر است يا اينکه دايره تسخير وسيع تر و بزرگتر ميباشد؟ حقيقت اين تسخير چيست؟ و کي تحقق مي پذيرد و در زندگي بشر چه تاثيري دارد؟ هدف نهايي از اين تسخير که موجودات زيادي کمر خدمت به ميان بسته و خدمتگزار بشر شده اند ، چيست؟

اينها سؤالاتي است که در اين بخش، به آنها پاسخ گفته مي شود و از خوانند گرامي درخواست دارم که به تفسير سوره رعد مراجعه کند تا با حقايق بيشتري آشنا گردد زيرا آنچه که در اين مجموعه بيان مي گردد تنها قطره اي از درياست ...

دايره تسخير وسيع تر است.

از آيات متعددي استفاده مي شود که موجودات جهان و يا بسياري از آنها تحت تسخير بشرند و خورشيد و ماه از جمله موجوداتي به شمار مي روند که براي بشر مسخر شده اند . انجا که مي فرمايد :

« اَلَم تَرَو ا اَنّ اللهَ سَخّرَ لَکُم مَا فِي السَمَواتِ وَ مَا فِي الاَرضَ ... »

آيا نمي بينيد که خداوند آنچه در آسمانها و زمين است مسخر شما نموده است.

« ... وَ سَخَرَ لَکُمُ الاَ نهارَ »

ادامه نوشته

نشانه هایی از او

ابر - باران - تگرگ - آب

« آيا نمي بيني خدا ابرها را براي جمع و مرتب شدن مي چرخاند ، بعد آنها را با هم مالوف مي کند، بعد آنها را روي هم انباشته مي کند، و بعد مي بيني که از ميان امتداد آنها قطره بيرون مي آيد. و از ابرهاي کوه مانند که ريزه هاي يخ دارند نيز با چرخاندن آنها تگرگ نازل ميکند و آنها را بر سر هر که بخواهد مي ريزد و هر که را نخواهد نمي ريزد . بر آن نزديک است ديدگانها را بگيرد » .

نکات آيه :

1- ابرها براي جمع و مرتب شدن چرخانده مي شوند.

2- ابرها مالوف مي شوند.

3- ابرها روي هم متراکم مي شوند.

4- قطره از خلال امتداد ابر ( از امتداد تراکم ابر ) مي ريزد.

5- ابرهاي کوه مانند وجود دارد.

6- در ابرهاي کوه مانند ريزه هاي يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل ميشود.

7- برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است.

***

1- ابرها براي جمع و مرتب شدن چرخانده مي شوند:

گردبادها ابرها را مي چرخانند و گرداب ابري شکل مي گيرد و ابرها را جمع ميکند . قطر اين ابر حدوداً 200 کيلومتر است و سوراخ مرکز آن که مانند چشم مي ماند حدوداً 10 کيلومتر است. (« زجو» از جمله به معني: هل دادن يا پيچاندن يا گرداندن چيزي براي مرتب شدن يا شکل گرفتن است ) .

2- ابرها مالوف مي شوند :

ابرها با هم مالوف مي شوند. چرا قرآن از واژه تاليف استفاده کرده است؟ تاليف بمعني سازگار نمودن و آشتي دادن دو يا چند چيز مختلف و متفاوت است. علت اينکه قرآن واژه تاليف بکار برده اينست که پاره ابرها از نظر دما و غلظت بخار آب و ترکيبات و غيره با هم فرق ميکنند.

3- ابرها روي هم متراکم مي شوند :

ابرها روي هم انباشته و متراکم مي شوند. گاهي تراکم آنها به چند صد متر هم مي رسد .

4- قطره از خلال امتداد ابر ( از امتداد تراکم ابر ) مي ريزد :

وقتي وضعيت جوي به نقطه بارش برسد ابتدا ذرات آب در بخشهاي بالائي ابر با هم ترکيب مي شوند و قطره هاي ريز در حد سقوط کردن تشکيل مي شوند. و چنانکه قرآن گفته از بالا در امتداد تراکم ابر سقوط مي کنند . در مسير سقوط خود با ميليونها مولکولهاي ديگر آب برخورد مي کنند که جذب آنها مي شود و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مي شوند. تا اينکه به نهايت پائين ابر مي رسند و آن را ترک ميکنند. قطره اي که ابر را ترک مي کند تقريبا 2000 بار بزرگ تر از ذرات موجود در ابر است. ( پس از ترک ابر نيز در مسير خود مي توانند با قطره هاي کوچکتري که پيش از آنها از ابر جدا شده اند و بخاطر سبک تري خود سرعت کمتري دارند برخورد کنند و بزرگتر شوند.

ادامه نوشته

نشانه هایی از او

زيبايي هاي جهان

قرآن کريم همواره از طبيعت و شناخت آن سخن مي گويد : از آسمان ، زمين ، خورشيد ، ماه ، ستارگان ، از ابرهاي باران زا و ابرهاي غير باران زا ، ريزش فراوان آب از آسمان ، رويش گياهان ، زيبايي هاي نور، جلوه هاي گوناگون رنگ و وزش باد .

راستي چه وقتي ديدن طبيعت مفهوم ديگري پيدا مي کند و زيبايي و جذابيتي ديگر را فراهم مي سازد؟ در صورتي که بدانيم در سراپرده طبيعت، دستي تدبير مي کند و براي اين نعمت ها در جهت آسايش و رفاه انسان در کار است. قرآن کريم در آيات بسياري از تسخير طبيعت براي انسان توسط خدا خبر مي دهد مانند سوره ابراهيم /32 و 33 ، نحل /12 و 14 ، حج /65 و لقمان /29 ، همچنين از رام کردن تمام آسمانها و زمين براي انسان خبر مي دهد : سوره لقمان /20 و جاثيه /12 .

اما مهم اين است که بدانيم طبيعت چه اهميتي دارد و چه زيبايي هايي مي آفريند و چگونه مي توان از آن به گونه اي نيکو استفاده کرد و مهم تر اينکه بدانيم همه اين نعمت ها نشانه خدا و با تدبير خدا هستند و هدفي براي آفرينش آنها وجود دارد و ما انسانها نا سپاسي نعمت نکنيم و به ستم از آن استفاده ننماييم . به همين دليل، در برخي آيات قرآن آمده است که سفر کنيد و در زمين بگرديد و بنگريد چگونه خداوند آفرينش را آغاز کرده؛ سپس باز او جهان ديگري را پديد مي آورد . خداست که بر هر چيز تواناست(عنکبوت/20).

و در روايات رسيده است که « سافروا تصحوا » سفر کنيد تا سالم باشيد، زيرا گشت و گذار در طبيعت، ديدن منظره هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملت ها ، گذشته از آنکه خداشناسي ما را تقويت مي کند و با شگفتيهاي آفرينش خدا آشنا مي سازد و فايده هاي بي شمار مادي و معنوي براي ما ارمغان مي آورد، آدمي را از افسردگي مي رهاند و به سلامتي جسم و روان ما کمک مي کند . اکنون براي اينکه ابعاد گوناگون طبيعت قرآن را نشان داده باشيم به آيات چند که در وصف طبيعت آمده ، اشاره مي کنيم :

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

در كلام ارزشمند مولاى بزرگوار عليه السّلام عامل قضا كه از سوى خداى تعالى براساس قانون خلقت به بندگان ارائه مى شود، بررسى شده است و عامل اراده كه امر خداى تعالى در انسان وجود دارد، مورد تاءييد قرار گرفته است ؛ زيرا انسانها براساس آنچه كه با اراده خويش انتخاب و عمل مى كنند، مورد بازخواست قرار مى گيرند.
براساس كلام مولاى بزرگوار عليه السّلام رفتار خود انسانها در تعيين قضا و قدر عامل مؤ ثر مى باشد و خداى تعالى براساس اعمال آنها، قضاهايى بر آنان مقدر مى فرمايد؛ زيرا اگر انسانها براساس اراده خويش ((قدر)) را انتخاب نمى كردند، مورد بازخواست نيز قرار نمى گرفتند.
بنابراين اگر عامل اراده را از قانون قضا و قدر حذف كنيم ، اعمال انسان حالت جبر پيدا مى كند، در صورتى كه در رفتار انسانها مشاهده مى كنيم ؛ آنها با اراده خود مناسب ترين قدرها را انتخاب مى كنند.
مثال 2 اينك مثالى را مورد بررسى قرار مى دهيم كه در زمان مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام اتفاق افتاده است و آن بزرگوار، عامل قضا و قدر را براساس اراده انسان مورد تحليل قرار داده اند.
وقتى مولاى بزرگوار عليه السّلام با سربازان خويش از صفين بازمى گشتند، پيرمردى از ايشان پرسيد؛ آيا رفتنشان به جنگ با شاميان ، براساس قضا و قدر بوده است ؟
آن بزرگوار فرمودند:
((سوگند به خدايى كه دانه را آفريد و آدميان را به وجود آورد، هيچ دره اى را نپيموديم و از هيچ تپه اى بالا نرفتيم ، جز با قضا و قدر الهى .
مثل اينكه تو قضا را امرى لازم و قدر را موضوعى حتمى و اجتناب ناپذير مى دانى (بطورى كه از تو سلب اراده و اختيار كند) اگر چنين بود، نويد بيم و پاداش و كيفر معنى نداشت و گنهكار از سوى خدا سرزنش نمى شد و نيكوكار مورد ستايش او قرار نمى گرفت و سزاوارىِ نيكوكار به پاداش ‍ احسان و نيكوكاريش از بدكار بيشتر نبود. اين سخن ، كلام گروههاى بت پرست ... و مجوس اين امت است . خداوند به كارهاى خوب فرمان داده است و انسان از روى اختيار و اراده ، آنها را انجام مى دهد (و انسان را) از باب برحذر داشتن از بدى نهى فرموده است نه با زور، (خداى تعالى ) نافرمانى مى شود ولى نه به زور و اجبار، و اطاعت مى شود (نه به زور) و اختيارات خود را هم تفويض نكرده است .(64)))

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

"افرینش جهان:

خلقت را اغاز کرد و موجودات را بیافرید. بدون نیاز به فکر و اندیشه ای. یا استفاده از تجربه ای. 

بی ان که حرکتی ایجاد کند. و یا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد. برای پدید امدن موجودات.

وقت مناسبی قرار داد. و موجودات گوناگون را هماهنگ کرد و در هر کدام . غریزه خاص خودش را قرار داد و غرایز را همراه انان گردانید. 

خدا پیش از ان که موجودات را بیافریند. از تمام جزئیات و جوانب انها اگاهی داشت و حدود و پایان 

انها را می دانست و از اسرار درون و بیرون پدیده ها اشنا بود. 

سپس خدای سبحان طبقات فضا را شکافت و اطراف ان را باز کرد و هوای به اسمان و زمین راه 

یافته را افرید. و در ان ابی روان ساخت. ابی که امواج متلاطم ان شکننده بود.

که یکی بر دیگری می نشست. اب را بر بادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به باز گرداندن ان 

فرمان داد و به نگهداری اب مسلط ساخت. و حد و مرز ان را به خوبی تعیین فرمود. 

فضا در زیر تند باد و اب بر بالای ان در حرکت بود. سپس خدای سبحان طوفانی بر انگیخت که اب 

را متلاطم ساخت. و امواج اب را پی در پی درهم کوبید. 

طوفان به شدت وزید و از نقطه ای دور دو باره اغاز شد. سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریا ها را به هر سو روان کند.

و بر هم کوبد و با همان شدت که در فضا وزیدن داشت. بر امواج اب ها حمله ور گردد از اول ان

بر می داشت و به اخرش می ریخت. و اب های ساکن را به امواج سر کش بر گرداند. 

تا انجا که اب ها روی هم قرار گرفتند. و چون قله های بلند کوه ها بالا امدند. امواج تند کف های

بر امده از اب ها را در هوای باز و فضای گسترده بالا برد. که از ان هفت اسمان را پدید اورد.

اسمان پایین را چون موج مهار شده و اسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد. 

بی ان که نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که انها را استوار کند. 

انگاه فضای اسمان پایین را به وسیله نور ستارگان درخشنده زینت بخشید. و در ان چراغی

روشنایی بخش (خورشید) و ماهی درخشان . به حرکت در اورد که همواره در مدار فلکی 

گردنده و بر قرار و سقفی متحرک و صفحه ای بی قرار . به گردش خود ادامه دهند. "

نهج البلاغه . مولا علی علیه السلام.
ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

مطالعه قضا و قَدَر
براساس مطالعه در زمينه قانون حاكم بر خلقت مى توان دريافت كه بر نظام خلقت از كوچكترين ذرات عالم تا بزرگترين آنها قانون خداوند متعال حاكم مى باشد و اگر لحظه اى خداى تعالى نظر لطفش از اين جهان برتابد، جهان و هرچه در او هست دگرگون خواهد گرديد.
مطالعه قوانين حاكم بر عالم ، براساس يافته هاى دانشمندان تا عصر ما، تنها بخشى از قانون حاكم بر جهان را مد نظر قرار داده است و بشر تا سطح توان علمى خود توانسته است راز اين قوانين را كشف نمايد. اما بايد توجه داشت كه بر جهان ، قوانينى حاكم است كه علم دانشمندان زمان ما نيز نمى تواند بر آنها احاطه يابد، مگر اينكه اين قوانين را براساس آيات نورانى قرآن كريم و روايات اسلامى مورد بررسى قرار دهيم .

همچنان كه بر جهان مادى ما قوانين خداى متعال حاكم است ، حكومت قانون خداى تعالى در زندگى و رفتار انسان ها نيز جارى مى باشد. مطالعه قوانينى كه در اين زمينه از طريق روايات اسلامى ارائه گرديده است ، درستى اين موضوع را مورد تاءييد قرار مى دهد.
قوانين حاكم بر خلقت ، چه بر عالم ماده و چه بر رفتار انسانها، داراى يك خاستگاه مى باشد؛ زيرا كه همه آنها براساس قانون خداى تعالى تدوين يافته است .
مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام مى فرمايند:
((بر امور واقع نشده به آنچه واقع شده است ، استدلال نما و با مطالعه قضاى تحقق يافته ، حوادث تحقق نيافته را پيش بينى كن ؛ زيرا كه امور جهان همانند يكديگرند....(59)))
همچنان كه قانون خداى تعالى بر تمام ذرات كوچك و بزرگ عالم حاكم است ، بر زندگى انسانها نيز حاكم مى باشد كه اين قوانين را با عنوان قضا و قدر مورد مطالعه قرار خواهيم داد.
يكى از قوانين بسيار مهم كه حاكم بر خلقت جهان مى ،
باشد قانون قضا و قدر است .
موضوع قضا و قدر يكى از مسائل بحث انگيز انسان در طول تاريخ بوده است و چون انسانها از چگونگى و كيفيت آن بى اطلاع بوده اند، از طريق حقيقت منحرف شده و گاهى به جبر معتقد شده اند؛ زيرا بحث قضا و قدر از قوانين پيچيده اى است كه علم انسان به آسانى نمى تواند به تحليل آن بپردازد و بدون تمسك جستن به علم الهى ، امكان بحث در اين زمينه وجود ندارد.
از مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام از موضوع قدر سؤ ال كردند؛ آن بزرگوار فرمودند:
((راهى است تاريك ، آن را مپيمائيد؛ و دريايى است ژرف ، وارد آن نشويد؛ و رازى است خدايى ، خود را به زحمت نيندازيد.(60)))
مشكل بودن تحليل قضا و قدر در اين كلام مولاى بزرگوار عليه السّلام بطور آشكار قابل تاءمل است ؛ زيرا كسى كه علم كافى در اين زمينه نداشته باشد، احتمال انحراف او و گمراه شدنش بسيار زياد است ، همچنانكه در طول تاريخ ، افرادى را مشاهده مى كنيم كه چون آگاهى كافى در اين زمينه نداشته اند، گرفتار جبر شده و گمراه گرديده اند.
مردى از مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام از جبر و اختيار سؤ ال كرد حضرت دو سه بار دست خود را تكان دادند و سپس فرمودند:
((اگر پاسخت را بگويم ، همانا كافر مى شوى !(61)))
مفهوم كلام مولاى بزرگوار عليه السّلام نيز بدين معنى است كه اگر فردى در اين زمينه آگاهى و اطلاعات كافى نداشته باشد و نتواند به درستى آن را تحليل نمايد، دچار كفر و گمراهى مى گردد.
از مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام در زمينه جبر و تفويض سؤ ال شد؛ فرمودند:
((نه جبر است و نه تفويض ؛ بلكه منزلى است ميان آن دو كه حق آنجاست و آن منزل را نداند جز عالم و يا كسى كه عالم به وى آموخته باشد.(62)))
منبع:

59- استدلّ على مالم يكن بما قد كان فانّ الامور اءشباه .... (حديث تربيت ، ج 2، ص 41)
60- طريق مظلم فلاتسلكوه ، و بحر عميق فلاتلجوه ، و سرّاللّه فلاتتكّلفوه (نهج البلاغه ، حكمت 287، ص 698)
61- لواءجبتك لكفرت (ولايت نامه ، ص 36)
62- لاجبر و لاقدر ولكن منزلة بينهما، فيها الحقّ الّتى بينهما لايعلمها الّا العالم اءو من علّمها ايّاه العالم(اصول كافى ، ج 1، ص 222)

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

بازتاب قانون در زندگى انسانها
براساس مطالعات دانشمندان ، بدون ترديد نمى توان كسى را سراغ داشت كه حاكميت قانون بر عالم ماده را انكار كند؛ زيرا كه يافته هاى دانشمندان درستى اين حقيقت را مورد تاءييد قرار مى دهند.
همچنان كه جهان خلقت مبتنى بر قوانين خاصى است كه از سوى خداوند متعال بر عالم حاكم مى باشد، زندگى فردى و اجتماعى انسانها نيز متاءثر از قوانينى است كه بازتابش در رفتار انسانها جلوه گر مى باشد.
براى پى بردن به بازتاب قانون در زندگى انسانها، تنها منبعى كه مى تواند راهنماى ما باشد، آيات نورانى قرآن كريم و روايات اسلامى كه مبتنى بر اين آيات هستند، كه قادرند اين اطلاعات را در اختيار ما قرار دهند و در تحليل اين قوانين ما را يارى كنند؛ زيرا كه اين منابع براساس قانون حاكم بر خلقت ارائه گرديده اند و خداوند متعال كه حاكم بر هستى است از تمام قوانينى كه بر جهان حاكم گردانيده است ، آگاهى دارد و ائمه معصومين عليهما السّلام را نيز از اين قوانين آگاه فرموده است و لذا اين دو منبع پر فيض ، همواره مى توانند رهنمود بسيار ارزشمندى براى پى بردن و فهميدن اين موضوع مهم تلقى گردند.
بطور يقين ، انسانها از چنين قوانينى كه بر آنها حاكم مى باشد، غافلند وگرنه خويشتن را بطور عمدى به هلاكت و بيچارگى نمى انداختند. آگاهى از اين قوانين ناشناخته خلقت ، چشم حقيقت بين انسانها را باز مى كند و آنها را به سوى يك زندگى بى آلايش راهنمايى مى كند.
نمونه اى از قانون حاكم بر زندگى انسانها در كلامى از پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جلوه گر است آن بزرگوار مى فرمايند:
((هرگاه خداوند بر امتى خشم نكند و عذابى بر آنان فرونفرستد، نرخهايشان گران شود و عمرهايشان كوتاه گردد و بازرگانانشان سود نكنند و ميوه هايشان مرغوب نشود و رودهايشان پر آب نباشد و بارانشان نبارد و اشرارشان بر آنان مسلط شوند.(54)))

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث اخلاقی از معصومین با متن عربی و ترجمه فارسی

تفكر و مطالعه و بررسى در پديده هاى هستى ، قدرت شناخت انسان را تقويت مى نمايد و جهل و نادانى او را از بين مى برد. اكثر گمراهى هاى انسان ها، از ناآگاهى و عدم شناخت آنان سرچشمه مى گيرد و افراد ساده لوح و نادان ، در رديف بزرگترين طعمه شياطين جن و انس قرار دارند. هر چقدر انسان خود را به عبادت خداوند مشغول سازد اما داراى قدرت شناخت نباشد همواره در گمراهى بسر مى برد و هر لحظه امكان دارد لغزشى براى او اتفاق بيفتد. مطالعه روايتى ، ارزش شناخت خداى تعالى را مورد تاءييد قرار مى دهد:
مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام مى فرمايند:

((...مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى از جزاير دريا، خدا را عبادت مى كرد كه سبز و خرم و پر درخت و خوش آب و هوا بود. يكى از فرشتگان به او گذر كرد و عرض كرد خدايا ثواب اين بنده ات را به من نشان بده !
خداى عزوجل عمل او را به فرشته نشان داد و فرشته آن عمل او را كم شمرد. خداى عزوجل به آن فرشته وحى فرمود همراه او باش . فرشته بصورت انسانى نزد او رفت . عابد گفت : تو كيستى ؟ فرشته گفت من مردى عابدم . آوازه تو و عبادتت را شنيده ام ، به اينجا آمده ام همراه تو عبادت خدا بكنم . آن روز را با او گذراند، صبحگاهان به عابد گفت : جاى سبز و خرّمى دارى ؟
عابد گفت : كاش پرودگار ما حيوانى داشت ! اگر او الاغى داشت در اين جا برايش مى چراندم ، اين همه علف تباه مى شود!!
فرشته گفت : پروردگار تو الاغ ندارد! عابد گفت : اگر داشت اين علفها ضايع نمى ماند.
خداى عزوجل به فرشته فرمود: همانا من او را به اندازه عقلش ثواب دهم ...(52)))
مطالعه شرح حال چنين افرادى ، آثار نادانى و عدم شناخت و عدم تعقل آنان را به خوبى ظاهر مى كند.
فردى كه آگاهى به اسرار آفرينش خلقت نداشته باشد، بدون ترديد، تفكر او نسبت به جهان هستى اندك است ؛ زيرا عبادت همراه با تفكر از توصيه هاى مؤ كد ائمه معصومين عليهما السّلام مى باشد.

مولاى بزرگوار، امام رضا عليه السّلام فرموده اند:
((عبادت به زيادى خواندن نماز و اداى روزه نيست ، بلكه عبادت (واقعى ) تفكر در امر (خلقت ) خداى عزّوجل مى باشد.(53)))
عبادتى كه براساس تفكر در خلقت و مطالعه قوانين خداى تعالى باشد، بطور مسلم از عبادت ناآگاهانه و بدون تفكر با ارزشتر است .
افراد متفكر و آگاه به قوانين حاكم بر خلقت ، نه تنها از گمراه شدن مصون و مبرا هستند، بلكه در زمينه شناخت خداى تعالى ، از طلايه داران شناخت حقيقت بشمار مى روند.
خداى تعالى در سوره (آل عمران ، آيه هاى 191/190) مى فرمايد:
انّ فى خلق السّماوات و الاءرض واختلاف الّيل والنّهار لايات لاولى الاءلباب ، الّذين يذكرون اللّه قياما و قعودا و على جنوبهم و يتفكّرون فى خلق السّماوات و الاءرض ، ربّنا ماخلقت هذا باطلا، سبحانك فقنا عذاب النّار
((در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز، مايه هاى عبرتى براى خردمندان است . آنها كسانى هستند كه خداوند را در حال ايستاده و نشسته و بر پلو آرميده ، ياد مى كنند و در آفرينش آسمانها و زمين مى انديشند كه پروردگارا اينها را بيهوده نيافريده اى ، منزهى تو، ما را از عذاب آتش در امان بدار.))
بدون ترديد، خلقت آسمانها و زمين براساس قانونى محكم و استوار بنا گرديده است . مطالعه منظم حركت زمين و ديگر سياره هاى منظومه شمسى به دور خورشيد و حركت منظومه شمسى در كهكشان راه شيرى ، درستى اين حقيقت را مورد تاءييد قرار مى دهد.
كسى كه به اين قوانين علمى آشنايى پيدا كند، بدون ترديد قدرت لايزال خداى تعالى را در ايجاد نظم حاكم بر آنها، بطور آشكار مشاهده مى كند و به يقين مى داند كه خداوند متعال اين همه عالم ماده و ماوراء آن را كه به چشم ظاهرى ما ناپيدا مى باشد، بيهوده نيافريده است .
براساس همين شناخت است كه انسان تا حدودى مى تواند به حقيقت اسرار هستى آگاهى پيدا كند و به قدرت لايزال الهى پى ببرد.

منبع:

52- امالى شيخ صدوق ، ص 418.
53- ليست العبادة كثرة الصّيام و الصّلوة و انّما العبادة كثرة التّفكّر فى اءمر اللّه . (تحف العقول ، ص 802)

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث در مورد نماز

اهميت تفكر
همه عالم سراسر پرتو نور خداوند است

اگر نازى كند در هم فرو ريزند قالبها

جهان خلقت يكى از اسرارآميزترين حقيقتى است كه خداوند متعال براساس قوانينى استوار و محكم آن را بنا نهاده است .
مطالعه قانون حاكم بر خلقت ، از آغاز پيدايش نسل انسان وجود داشته است ؛ زيرا انسان از بدو پيدايش خود كه يكى از كنجكاوترين موجودات روى زمين بشمار مى رفت ، همواره در پى كشف اسرار ناشكفته خلقت بود و مى خواست به حقيقت اسرار قوانين حاكم بر خلقت پى ببرد.
با تاءكيد بيشترى مى توان گفت كه يكى از اهداف مهم خلقت انسان بر روى كره زمين ، پى بردن او به قوانين حاكم بر خلقت مى باشد؛ زيرا اگر انسان به اين آگاهى عظيم برسد و بطور علمى اين قوانين را مورد بررسى قرار دهد، مى تواند به شناخت خداى تعالى نايل گردد؛ زيرا كه براساس استدلال عقلى ، در وراى هر قانونى ، جاى پاى قانونگزارى نهفته است و انسان كه به شناخت هر يك از قوانين خلقت موفق گردد، بدون ترديد يك قدم به شناخت خداى تعالى نزديك خواهد گرديد و استدلال خواهد نمود كه هر قانونى به قانونگزارى نيازمند است .
بطور يقين مى توان گفت كه شناخت عميق از جهان خلقت مى تواند راهگشاى انسان به سوى شناخت پروردگار متعال گردد و براساس اين شناخت است كه عبادت انسان ارزش پيدا مى كند. بنابراين هدف خلقت انسان ، رسيدن به شناخت و قوانين حاكم بر خلقت و در نتيجه رسيدن به شناخت خالق پديده هاى خلقت مى باشد. پس از اين مرحله است كه عبادت انسان داراى ارزش مى شود.
مطالعه شناخت قوانين جهان ، براساس تفكر پايه گذارى گرديده است . براساس اينكه انسان موجود كنجكاو و متفكر عالم آفرينش بشمار مى رود، همواره مى خواهد بداند كه هدف از بوجود آمدن اين جهان و خلقت انسان چيست ؟
اگر انسان بتواند به شناخت و كشف قوانين حاكم بر خلقت موفق گردد، مى توان گفت كه به علمى والا دست يافته است . انسان زمانى مى تواند به عظمت خداوند متعال پى ببرد كه به عظمت آفرينش و شناخت محيط پيرامون خود بپردازد و در اين زمينه تفكر و مطالعه و بررسى كند و اگر فردى پس از تفكر و تحقيق در خلقت و حقيقت هستى به حقيقت توحيد برسد، خداوند متعال نور معرفت را در قلب وى مى تاباند.
چنانچه پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى فرمايند:
((يك ساعت تفكر از يكسال عبادت برتر است و كسى به اين منزلت نائل نمى گردد مگر اينكه حضرت حق او را به نور معرفت و توحيد برگزيده باشد.(51)))

منبع:

51- فكرة ساعة خير من عبادة سنة و لاينال منزلة التّفكّر الّا من خصّه اللّه بنور المعرفة و التّوحيد. (عرفان اسلامى ، ج 7، ص 355)

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث تصویری - حدیث با عکس

اهميت تفكر

در ساحت قدس الهى به هيچ وجه زمان و مكان راه ندارند و وجود مقدس الهى بر همه زمان ها و مكان ها احاطه دارد و گذشته و حال و آينده نسبت به او يكسان است‏ اما نکته ای که نباید از آن غافل بود این است که صفات خداوند متعال دارای دو قسم ذاتیه و فعلیه می باشد: صفات ذاتیه مفاهيمى است كه از ذات الهى با توجه به نوعى از كمال وجودى انتزاع مى‏شود مانند علم و قدرت و حيات‏ اما صفات فعلیه مفاهيمى است كه عقل از مقايسه بين ذات الهى و مخلوقاتش با توجه به نوعى رابطه وجودى انتزاع مى‏كند مانند خالقيت و ربوبيت‏.
نكته شايان توجه اين است كه پديده‏هاى مادى داراى حدود و قيود زمانى و مكانى هستند و اين حدود و قيود در اضافه و رابطه‏اى كه بين آن ها و خداى متعال در نظر گرفته مى‏شود تاثير مى‏گذارد و در نتيجه افعال متعلق به آن ها هم به يك معنا مقيد به زمان و مكان مى‏گردد مثلا گفته مى‏شود كه خداى متعال فلان موجودى را در فلان زمان و فلان مكان آفريد اما اين حدود و قيود در واقع به مخلوقات باز مى‏گردد و ظرف تحقق مخلوق و شؤون آن بشمار مى‏رود نه اينكه مستلزم نسبت زمان و مكان به خداى متعال باشد. 
به ديگر سخن افعال الهى متعلق به امور زمانى و مكانى داراى دو حيثيت است: يكى حيثيت انتساب به مخلوقات و از اين نظر متصف به قيود زمانى و مكانى مى‏شود و ديگرى حيثيت انتساب به خداى متعال و از اين نظر منسلخ از زمان و مكان مى‏باشد و اين نكته‏اى است در خور دقت فراوان و كليد حل بسيارى از مشكلات. (1)
اما درباره صورت های مختلف انسان در زمان های مختلف باید بگوییم که بدن انسان به سبب مادی بودن دارای تقدم و تأخر است و تقدم و تاخر زمانى، مخصوص حوادثى است كه در عمود زمان قرار مى‏گيرند و خودشان داراى امتداد زمانى مى‏باشند و اما موجودى كه فراتر از افق زمان و داراى ثبات وجودى و مبراى از دگرگونى و گذرايى باشد نسبت تقدم و تاخر با امور زمانى نخواهد داشت. بلكه در واقع وجود او محيط بر زمانيات بوده و گذشته و حال و آينده نسبت به وى يكسان خواهد بود. (2)
و لذا مجردات و آنهایی که در افق بالاتری از مادیات قرار می گیرند آغاز و انجام یک موجود مادی برای آنان مشخص است بر خلاف موجودات مادی که نسبت به آینده خود بی اطلاع هستند و تا زمان سپری نشود نسبت به آن اطلاع نمی یابند.

پی نوشت ها:
1. آیت الله مصباح یزدی، آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1366ش، ج2، ص 372.
2. همان، ص 147.

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث تصویری - حدیث با عکس

شناخت انسان
بدون ترديد يكى از امتيازاتى كه انسان را از تمام مخلوقات متمايز مى سازد، مسئله شناخت و درك او نسبت به جهان پيرامون خود مى باشد. شناخت او از جهان خارج به سبب وجود انگيزه اى است كه از درون او سرچشمه مى گيرد و عاملى بنام كنجكاوى را در او به وجود مى آورد كه مى خواهد خود و جهان پيرامون خود را دقيقا مورد شناسايى قرار دهد.

انگيزه اى كه كنجكاوى انسان را براى شناخت ((خود)) تحريك نموده است ، وجود عوامل بسيار پيچيده اى چون ، روح و نفس قلب و... مى باشد. اين انگيزه همواره او را تحريك نموده است تا خود را از اين بُعد بيشتر و بهتر بشناسد.
انسان همواره متوجه اين موضوع بوده ، جسم خود را كه قابل مشاهده است ، مى تواند مطالعه كند و در عمل نيز اين موضوع را ثابت كرده است ؛ زيرا انسان توانسته است با تكيه بر ابزارهاى بسيار دقيق ، نكته هاى ناشناخته بسيار پيچيده جسم خود را مورد شناسايى قرار دهد؛ اما هنوز نتوانسته است ابزارى بيابد كه بتواند با آن روح و نفس قلب و... آدمى را مورد بررسى قرار دهد و لذا مشكل ، همچنان بى جواب باقى مانده است .
اما با اينكه اطلاعات انسان در زمينه روح و نفس قلب و... بسيار ناچيز است ، با اين همه از مطالعه در اين زمينه خود را محروم نساخته و همواره به مطالعه در اين زمينه پرداخته است .
شناخت انسان از خود و جهان پيرامون خود، مدتها توجه او را به خود جلب نموده و او در رسيدن به اين هدف ، گامهاى مؤ ثرى برداشته است . انسان تا زمانى كه در اثر اين جستجو به شناخت نهايى ، يعنى شناخت خداوند متعال نرسد، همواره به تلاش خود ادامه خواهد داد.
بدين لحاظ، ائمه معصومين عليهما السّلام براى شناخت انسان ، رهنمودهاى مؤ كدى فرموده اند و ما را براى مطالعه در اين زمينه بيشتر تشويق كرده اند.
مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام فرموده اند:
((شناخت و مطالعه نفس سودمندترين شناخت هاست .(46)))

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث تصویری - حدیث با عکس

آدم عليه السّلام كه پيامبر زمان خود بوده ، بدون ترديد از شيوه ازدواج فرزندان خود آگاهى داشته است ؛ زيرا چنين دستورى از جانب خداوند متعال بر وى وحى مى شده است . بنابراين دور از حقيقت است كه خداوند متعال دستور نامعقولى در زمينه فرزندان آدم عليه السّلام صادر فرموده باشد.
از ديدگاه علم وراثت نيز اين موضوع قابل تحليل است ؛ زيرا ازدواج افراد فاميل نزديك ، داراى مخاطراتى است و موجب اختلال در فرزندان خواهد شد.
بر همين استدلال مى توان دريافت كه فرزندان آدم عليه السّلام به شيوه اى كه در روايت دوم بيان گرديده ، اتفاق افتاده است .
روايت ديگرى از مولاى بزرگوار، امام باقر عليه السّلام بطور تلويحى اين حقيقت را مورد تاءييد قرار مى دهد:
طاوس يمانى از مولاى بزرگوار عليه السّلام پرسيد؛ چه زمانى يك ثلث مردم مُرده اند؟
امام عليه السّلام فرمودند؛ اى عبدالرحمن ، هيچ وقت يك سوم مردم نمُرده اند. اى پيرمرد! مى خواهى بگويى چه زمانى يك چهارم مردم مُرده اند؟
آن روزى است كه قابيل ، هابيل را كشت . (در آن زمان مردم روى زمين ) چهار نفر بودند؛ آدم ، حوا، هابيل و قابيل .
مرد گفت : كداميك از آن دو پدر مردم جهانند، آنكه كشته شد يا آنكه زنده ماند؟
امام عليه السّلام فرمودند: هيچكدام . پدر مردم (زمين ) شيث بود.(44)

با بررسى اين دو روايت ، مى توان دريافت كه در زمان وقوع قتل هابيل به دست قابيل ، مردم زمين چهار نفر بيشتر نبوده اند و زنى جز حوا، در روى زمين وجود نداشت كه هابيل و قابيل با آنها ازدواج كنند. بعد از حادثه قتل هابيل و سپرى شدن زمانى طولانى ، شيث ، متولد مى شود و پس از آن برادرش يافث قدم به جهان مى گذارد.
براساس كلام مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام دو پسر آدم عليه السّلام با دو حوريه كه به امر خداى تعالى در زمين حضور پيدا مى كنند، نسل انسان در روى زمين گسترش مى يابد و پس از آن حوا داراى دختران و پسرانى مى شود كه به صورت دوقلو متولد مى شوند.
پر واضح است كه اين فرزندان مى توانند با فرزندانى كه يافث و شيث داشته اند، ازدواج نمايند و نسل انسان بدون اشكال از نظر علم وراثت ، در روى زمين گسترش يابد.
و بدين سان از حاصل اين ازدواج ، نسل انسان بر روى زمين گسترش پيدا نمود و انسانها به تدريج روى زمين را پر كردند و چهره زمين را دگرگون نمودند.
زندگى انسان بر روى زمين همواره با مشكلاتى همراه بوده است ؛ زيرا انسان در اين دهكده پهناور، خود را مسئول و متعهد مى داند كه راهى به حقيقت پيدا كند، اما بايد ديد كه او بدنبال كدام حقيقت است ؟
بدون ترديد انسان همواره در اين تفكر است كه خداوند متعال چرا او را آفريده و بر روى زمين مستقر فرموده است ؟
آيا خداوند متعال نيازى به آفريده هايش دارد و اگر به بندگانش نيازمند نيست ، پس هدفش از خلقت آنها چيست ؟
بدون ترديد، خداوند متعال بى نياز مطلق است و هيچگونه نيازى به آفريده هايش ندارد.
پس بايد ديد كه چرا بندگان را آفريد و به آنها دستور داد كه به ستايش و عبادت او بپردازند؟
مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام مى فرمايند:
((خداوند تبارك و تعالى مخلوقاتش را بيهوده نيافريده و آنان را رها شده ، خلق ننموده است ، بلكه آفرينش مخلوقاتش براى نماياندن قدرتش بوده و اطاعتش را بر آنان واجب گردانيده تا آنها را بدين وسيله مستوجب رضوانش نمايد. آنها را نيافريده كه سود به دست بياورد و بدين وسيله دفع ضرر بكند، بلكه آنان را خلق فرمود تا به آنها منفعت برساند و آنها را به نعمت هاى جاودانى واصل گرداند.(45)))
كلام مولاى بزرگوار عليه السّلام بيانگر اين حقيقت است كه خلقت انسان در پهنه هستى بيهوده نيست و خداى تعالى انسان را بدون هدف خلق نفرموده است ، بلكه جهان خلقت ، نمايش قدرت پروردگار متعال است بطوريكه خداى تعالى از خلقت جهان هستى داراى هدفى است .
براساس كلام مولاى بزرگوار عليه السّلام هدف خلقت ، رساندن انسانها به سعادت جاودانه است .
اما بايد ديد كه رسيدن به اين سعادت ، چگونه امكان پذير مى باشد؟
منبع:

45- انّ اللّه تبارك و تعالى لم يخلق عبثا و لم يتركهم سدى بل خلقهم لاظهار قدرته و ليكلّفهم طاعته فيستوجبوا بذلك رضوانه و ماخلقهم ليجلب منهم منفعة و لاليدفع بهم مضّرة بل خلقهم لينفعهم و يوصلهم الى نعيم الابد. (عرفان اسلامى ، ج 7، ص ‍ 261)
46- معرفت النّفس اءنفع المعارف (اصول وافى ، ص 115)

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث تصویری - حدیث با عکس

ماجراى اولين فرزندان آدم عليه السّلام آغازگر تعامل انسانها بر روى زمين است . آنها براساس ديدگاهى كه داشتند، آغازگر راهى شدند كه بعدها انسانها همين طريق را پيمودند. گروهى عادل و دادگر و گروهى ستمگر شدند و اين از ويژگيهاى نفسانى انسانها مى باشد.
يكى ديگر از مسائل بسيار مهم ديگرى كه در آغاز خلقت انسان اتفاق افتاده و مى تواند بسيار سؤ ال برانگيز باشد، چگونگى توالد و تناسل انسانهاى آغازين است .
در اين زمينه روايات متضادى وجود دارد كه تحليل موضوع را بسيار پيچيده و مشكل مى سازد؛ و ازدواج فرزندان آدم را در هاله اى از ابهام فرو مى برد.
رواياتى مبين آن است كه فرزندان آدم ، با دختران او ازدواج كرده اند و بدين وسيله نسل انسان در روى زمين گسترش يافته است . اين روايت را صاحب الميزان در كتاب خود بيان نموده است .
((در كتاب احتجاج ، از امام سجاد عليه السّلام روايت مى كند كه آن حضرت ضمن گفتارى به مردى قرشى بيان مى داشت و جريان ازدواج هابيل با ((بلوزا)) خواهر قابيل و همچنين ازدواج قابيل را با ((قليما)) خواهر هابيل شرح مى داد.
در اين موقع آن مرد قرشى به حضرت گفت :
آيا اين دو برادر با خواهران خود ازدواج كردند؟
امام عليه السّلام فرمودند: آرى .
مرد قرشى گفت : اين كارى است كه امروز مجوس انجام مى دهند!
امام عليه السّلام فرمودند: مجوس بعد از آنكه خداوند اين عمل را حرام فرمود، مرتكب آن شدند....
(42)))
آنچه كه از اين روايت مى توان فهميد، آن است كه به امر خداى تعالى ، هابيل با خواهر غيرهمزاد خود
((بلوزا)) كه همزاد قابيل بوده است ، ازدواج كرده است و قابيل نيز با همزاد هابيل ((قليما)) ازدواج نموده است و اين زمانى بود كه غير از اين دو دختر و پسر موجودى در روى زمين وجود نداشت . و اين قانون پس از مدتى ، ممنوع اعلام گرديده است .
روايت ديگرى را از مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام مورد بررسى قرار مى دهيم كه در آن طريقه ازدواج فرزندان آدم عليه السّلام به گونه ديگرى مورد بررسى قرار گرفته است .
زراره گويد، از مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام سؤ ال شد كه پيدايش ‍ نسل ، از آدم عليه السّلام چگونه بود و نيز كيفيت توليد نسل از ذريه او به چه نحو صورت گرفته است ؟
سپس سؤ ال كننده گفت : گروهى از مردم مى گويند؛ خداى عزوجل به آدم وحى فرمود كه دخترانش را به نكاح پسران خود درآورد و اين همه مخلوقات ، در اصل از ازدواج خواهران و برادران مى باشند! آيا اين سخن صحيح است ؟

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث تصویری - حدیث با عکس

براساس مولاى بزرگوار عليه السّلام نيز مى توان دريافت كه علت وسوسه شيطان در اعمال خود فرد نهفته است و تا انسان مرتكب خلافى نگردد، شيطان توانايى وسوسه در قلب او را ندارد.
وظيفه انسان در چنين مراحلى ، طلب مغفرت و پناه بردن به خداوند متعال مى باشد؛ زيرا در چنين شرايطى ، انسان آگاه بايد بيشتر خود را ملامت كند تا شيطان را مورد لعن و نفرين خود قرار دهد؛ زيرا اين خود او بوده است كه موجب سيطره وسوسه شيطان گرديده است . بدين لحاظ، پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده اند:
((شيطان را دشنام نگوييد. از شرّ او به خدا پناه بريد.(40)))
بحث شيطان و وسوسه گريهاى او در قلب انسانها بسيار دامنه دار مى تواند باشد. اما همين مختصر، خود مى تواند در شناخت شيطان و وسوسه هايش ‍ گام مؤ ثرى باشد.
فرزندان آدم عليه السّلام
زندگى فرزندان آدم عليه السّلام نيز يكى از اسرارآميزترين راز آفرينش بشمار مى رود؛ زيرا تحليل زندگى آنها بدون شواهد معتبر، قدرى مشكل به نظر مى رسد. اما آنچه مسلم است ، اولين فرزندان آدم عليه السّلام و حوا، هابيل و قابيل بوده اند.
شرح ماجراى دو فرزند آدم عليه السّلام در قرآن كريم بيان گرديده است .
چگونگى اين ماجرا در سوره مائده ، آيات 27 الى 31، مورد بررسى قرار گرفته است .
خداى متعال در اين سوره مى فرمايد:
واتل عليهم نباء ابنى آدم بالحقّ، اذقرّبا قربانا فتقبّل من اءحدهما و لم يتقبّل من الآخر، قال لاءقتلنّك ، قال : انّما يتقبّل اللّه من المتّقين .
داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنان بخوان . زمانى كه هر كدام عملى براى تقرب (به پروردگار) خود انجام دادند، از يكى (هابيل ) پذيرفته شد و از ديگرى (قابيل ) پذيرفته نشد.
قابيل گفت : به خدا سوگند تُرا خواهم كُشت ! هابيل گفت (من چه گناهى دارم زيرا) خداوند تنها از پرهيزگاران (اعمالشان را) مى پذيرد.
لئن بسطت الىّ يدك لتقتلنى ما اءنا بباسط يدى اليك لاءقتلك ، انّى اءخاف اللّه ربّالعالمين .
اگر تو براى كشتن من دست دراز كنى ، من دست به قتل تو نمى گشايم ، زيرا من از پروردگار جهانيان مى ترسم .
انّى اريد اءن تبوء باثمى و اثمك فتكون من اءصحاب النّار، و ذلك جزاء الظّالمين .
من مى خواهم با گناه من و گناه خودت (به سوى خداى متعال ) بازگردى و از دوزخيان گردى و اين است سزاى ستمكاران .
فطوّعت له نفسه قتل اءخيه ، فقتله ، فاصبح من الخاسرين .
پس نفس سركش او (قابيل ) را مصمم به كشتن برادر كرد و او (هابيل ) را كُشت و از زيانكاران گرديد.
فبعث اللّه غرابا يبحث فى الاءرض ليريه كيف يوارى سواءة اءخيه ، قال يا ويلتى اءعجزت اءن اءكون مثل هذا الغراب فاوارى سواءة اءخى فاءصبح من النّادمين .
سپس خداوند كلاغى را برانگيخت كه در زمين جستجو مى كرد تا به او نشان دهد چگونه برادر خود را دفن كند. او گفت : واى بر من ، آيا من نمى توانم مانند اين كلاغ باشم و جسد برادر خود را دفن كنم ؟ و سرانجام (از كار) خود پشيمان گرديد.

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

احادیث تصویری - حدیث با عکس

ابعاد وسوسه و القائات شيطان بطور كامل در اين آيه و تفسير آن وجود دارد. دامنه وسوسه هاى شيطان در چهار بُعد خلاصه مى شود كه هر بُعد آن يكى از وسوسه هاى او را مورد بررسى قرار مى دهد.
بررسى اين آيات و تفسير آن از زبان مولاى بزرگوار عليه السّلام به خوبى ثابت مى كند كه وسوسه شيطان در قلب انسان مراحلى را مى پيمايد و هر اندازه انسان در طريق شناخت حق قدم برمى دارد، با مرحله اى از وسوسه شيطانى مواجه مى گردد و اين خود دليل ديگرى است كه تاءييد مى كند وجود شيطان بمنظور تكامل نفسانى انسان خلق گرديده است .

ن
كته بسيار مهمى را كه در وسوسه شيطان مى توان مورد بررسى قرار داد، عبارت از آن است كه خود انسان در غلبه شيطان بر نفسش ، نقش اساسى دارد. به عبارت ديگر، اين خود انسان است كه با مرتكب شدن برخى اعمال ، مستوجب فرورفتن در وسوسه شيطان مى گردد.
در مبحث علت وسوسه شيطان در قلب آدم عليه السّلام مشاهده كرديم كه خود آدم عليه السّلام براساس غبطه و حسدى كه در قلبش پديدار گشت ، مستوجب وسوسه شيطان گرديد.

اين قانون در تمام وسوسه هاى شيطان به نحو چشمگيرى قابل بررسى مى باشد؛ زيرا تا زمانى كه انسان مرتكب خلافى نشود، وسوسه شيطان در قلب او ايجاد نمى شود؛ اما زمانى كه فرد مرتكب خلاف گرديد، مستوجب وسوسه شيطانى مى گردد.
بطور مثال ، هر كس تا زمانى كه نگاه شهوت آلود نسبت به نامحرمى نداشته باشد، وسوسه شيطان در اين زمينه ، در قلبش پديدار نمى گردد، اما زمانى كه فرد مرتكب اين عمل شد، شيطان در قلب او به وسوسه گرى مى پردازد و سعى مى كند كه از اين طريق او را گمراه سازد.

ادامه نوشته

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

ايجاد وسوسه شيطان در قلب هر انسانى وجود دارد، حتى پيامبران نيز از اين قاعده مستثنى نيستند و آنان نيز همواره در معرض وسوسه هاى او قرار دارند، اما به لحاظ اينكه پيامبران در مراحل والاى تكامل ايمان هستند، وسوسه هاى شيطان بر آنها نمى تواند مؤ ثر باشد.
روايتى از پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مؤ يد اين حقيقت مى باشد. آن بزرگوار مى فرمايند:
((هيچ يك از شما نيست مگر آنكه براى او شيطانى مقرر است .
عرض كردند، يا رسول اللّه آيا براى شما هم شيطانى هست ؟
فرمودند؛ بلى ، براى من هم (شيطانى وجود دارد) جز آن كه خداوند عزوجل مرا يارى نموده و شيطانم تسليم من شده است و غير از نيكى و خير از من خواهشى نمى كند.(36)))

بر همين اساس مى توان دريافت كه وسوسه شيطان در قلب هر انسانى وجود دارد و هر اندازه ، فردى از تكامل نفسانى والاترى برخوردار باشد، تاءثير اين وسوسه در قلب او كم رنگ تر خواهد بود.

وسوسه شيطان در قلب انسانها داراى مراحلى است و وجود همين مراحل ثابت مى كند كه اين وسوسه ها به منظور تكامل در قلب انسان پديد مى آيد.
در قرآن كريم ، مراحل وسوسه شيطان از زبان خود او اينگونه بيان گرديده است :
قال فبما اءغويتنى لاءقعدنّ لهم صراطك المستقيم ، ثمّ لآتينّم من بين اءيديهم و من خلفهم و عن اءيمانهم و عن شمائلهم و لاتجد اءكثرهم شاكرين
(((شيطان ) گفت : (خدايا) از آنجا كه مرا فريفتى ، بر سر راه مستقيم تو در كمين آنان (بندگان ) مى نشينم . آنگاه از پيش و پس و راست و چپشان به سراغشان مى روم و بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت .))
وسوسه هاى شيطان در اين آيات بطور سمبليك بيان گرديده است . شيطان براى انحراف انسانها از مقابل ، پشت سر، طرف راست و طرف چپ در قلب انسان وسوسه مى كند.

براى فهم اين القائات كه از طرف شيطان صورت مى پذيرد، تفسير مولاى بزرگوار، امام باقر عليه السّلام را مورد بررسى قرار مى دهيم .
آن بزرگوار در تفسير اين آيات مى فرمايند:
((منظور از اينكه از مقابل آنان درمى آيم اين است كه آخرت را در نظرشان موهوم مى سازم .
و منظور از اينكه از پشت سرشان درمى آيم ، اين است كه آنان را امر مى كنم به اينكه اموال را جمع كرده و از دادن حقوق واجب خدا، خوددارى كنند و آن را به وارث خود بگذارند.
و منظور از اينكه از طرف راست آنان درمى آيم ، اين است كه دين آنان را به وسيله جلوه دادن گمراهى ها و آرايش شبهات و شك ها، تباه سازم .
و منظور از اينكه از طرف چپ آنان درمى آيم ، اين است كه لذتها را آن قدر مورد علاقه آنها قرار مى دهم كه محبتشان به آن بيش از هر چيز ديگر باشد.(37)))

منبع:

36- ما منكم من اءحد الّا و له شيطان . قالوا و اءنت يا رسول اللّه ؟ قال : واءنا، الّا اءنّ اللّه عزّوجلّ اءعاننى عليه فاءسلم ، فلاياءمرنى الّا بخير (الحديث ، ج 2، ص 220)
37- ((من بين اءيديهم )) (معناه ) اهوّن عليهم الاخرة ((و من خلفهم )) آمرهم بجمع الاءموال و منعها عن الحقوق لتبقى لورثتهم ((و عن اءيمانهم )) افسد عليهم اءمر دينهم بتزيين الضّلالة و تحسين الشّبهة ((و عن شمائلهم )) بتحبيب اللّذّة و تغليب الشّهوات على قلوبهم (تفسيرالميزان ، ج 15، ص 82)

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

وجود شيطان در اكوسيستم حياتى انسان همانند وجود دى اكسيد كربن در اكوسيستم طبيعت لازم و ضرورى است . همانگونه كه وجود دى اكسيد كربن براى تنفس انسان مضر است ، اما اگر در جهان وجود نداشته باشد، زنده بودن انسان نيز امكان پذير نخواهد بود.
وجود شيطان نيز بظاهر با خلقت انسان در تضاد است ، اما وجود او لازمه خلقت انسان مى باشد و بدون وجود او خلقت انسان ناقص خواهد بود.
بر همين اساس مى توان گفت كه خلقت ابليس در جهان نه تنها بيهوده نيست ، بلكه لازمه خلقت انسان نيز مى باشد.
بنابراين مى توان دريافت كه هدف شيطان از وسوسه نمودن انسان ، آن است كه او را از راه مثبتى كه انتخاب كرده است ، گمراه نمايد.
اما انسان كه داراى اراده مى باشد، به خوبى مى تواند در مقابل وسوسه هاى او مقاومت نمايد و بدين وسيله خود را به مراحل والاى تكامل برساند. به عبارت بهتر، مى توان گفت كه راه رسيدن به مراحل والاى تكامل ، پيروز شدن بر وسوسه هاى شيطان و نفس اماره مى باشد و اين عامل كه سد راه رسيدن به تكامل انسان است ، بيهوده مقرر نگرديده است .
وسوسه شيطان از ابتداى خلقت انسان وجود داشته است ؛ زيرا كه اولين انسان ، يعنى آدم عليه السّلام و حوا در معرض وسوسه شيطان قرار گرفته اند.

روايتى از مولاى بزرگوار، امام صادق عليه السّلام اين موضوع را مورد بررسى قرار داده است .

على بن ابراهيم از آن بزرگوار روايت مى كند كه فرمودند:
((پس از آنكه آدم از بهشت بيرون شد، جبرئيل بر او نازل گرديد و گفت ؛ مگر نه اين بود كه خداوند تو را به دست خود آفريد و از روح خود در تو دميد و ملائك را به سجده بر تو واداشت حوا را همسرت كرد و در بهشتت جاى داد و همه آن را بر تو مباح نمود.
و مگر نه اين بود كه تو را خطاب نموده و از خوردن آن درخت نهى فرمود؟
با اين حال چرا از آن خوردى و خدا تعالى را نافرمانى كردى ؟
آدم عليه السّلام گفت ؛ چه كنم ، ابليس فريبم داد و قَسَم خورد كه من خيرخواه تو هستم ! و من كجا گمان مى كردم كه يكى از مخلوقات خدا، به اسم خدا به دروغ سوگند ياد كند؟(35)))

35- الميزان ، ج 15، ص 84.

راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ

جن ها داراى سه گروه مى باشند:
1 حيواناتى مانند عقرب و مار و حشرات موذى كه با انسان رابطه مثبتى ندارند و اگر با انسان تماس پيدا كنند، موجب هلاكت وى مى گردند.
2 موجودات بسيار ريزى كه در هوا معلق مى باشند و به چشم غيرمسلح انسان قابل مشاهده نيستند و اگر با انسان تماس داشته باشند موجب بيمارى و حتى مرگ وى مى گردند. براساس مطالعات دانشمندان زيست شناس كه با ميكروسكوپ كار مى كنند، جهان اسرارآميزى در درون اين جهان نهفته است كه براساس قوانينى اداره مى شود و چشم انسان قادر به مشاهده اين جهان نيست ، اما يافته هاى دانشمندان ثابت مى كند كه اين جهان اسرارآميز وجود دارد.
خداوند متعال در اين جهان ناشناخته ، موجودات بسيار ريزى خلق فرموده است كه با زندگى عادى انسان سازگارى ندارند و اگر به زندگى انسان حمله ور شوند، او را بيمار مى سازند و يا او را به هلاكت مى رسانند. اين موجودات بسيار ريز، ميكروب ها و ديگر موجودات ميكروسكوپى مى باشند.
بنابراين موجوداتى كه با انسان سازگارى ندارند و اگر در درون انسان مستقر شوند، به او صدمه مى رسانند، گروه دوم جن ها هستند.
روايات متعددى وجود دارد كه موجودات ميكروسكوپى را كه مولد بيمارى مى باشند، جن معرفى نموده است . روايت ارزشمندى از پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مؤ يد اين حقيقت مى باشد.
آن بزرگوار مى فرمايند:
((ريشهاى خود را شانه كنيد و ناخن هاى خود را كوتاه سازيد؛ زيرا شيطان ميان گوشت و ناخن روان است .(34)))
3 جن هايى مانند ابليس كه مخالف انسان هستند و همواره مى خواهند او را گمراه سازند.
اما بايد توجه داشت ، همانگونه كه موجودات گروه دوم ، يعنى ميكروبها، عامل تقويت جسمى انسان مى باشند؛ زيرا اگر ميكروبى وارد بدن انسان گردد، بدن تلاش مى كند كه در مقابل او واكنش نشان دهد و اين عمل موجب تقويت جسم انسان مى گردد.
عمل ابليس هم نظير عمل ميكروبها مى باشد و وجود وسوسه او در قلب انسان ، موجب تقويت روحى او مى گردد.

34- خلّلوا لحاكم و قصّوا اءظفاركم ، فانّ الشّيطان يجرى ما بين اللّحم و الظّفر (نهج الفصاحه ، ص 414)

ویژه نامه شهادت امام هادی (ع)

خداوند متعال روح و جان انسان را گنجینه ‏ای از گرایش ها و بینش ها قرار داده. حسّ حقیقت جویی یا گرایش به کشف حقایق نمونه ‏ای از آن گرایش هاست.

این حسّ و پاره‏ای دیگر از احساسات و تمایلات در گفتار روانکاوان به عنوان «تمایلات عالی انسان» نام گرفته است.
انسان با وجود این گرایش همواره بر آن است تا به راز و رمز موجودات و حقایق نهفته در گیتی دست یابد و هر روز غبار جهل را از چهره آنها بزداید. در این میان آنچه با انسان بیشتر ارتباط داشته، تأثیرش در زندگی و سعادت او روشن‏تر باشد؛ بیشتر مورد تمایل و گرایش او قرار می‏گیرد و انگیزه او را در شناخت آن قوّت می‏بخشد. شناخت پیشوایان دین از مهم‏ترین اهرم های انسان برای رسیدن به قله‏ های سعادت به شمار می ‏آید و این، خود بیانگر جایگاه بلند و اهمیت این موضوع است.

ادامه نوشته

ویژه نامه شهادت امام هادی (ع)

 بدون شک بعد علمی و آگاهی گسترده ائمه علیهم السلام در همه زمینه ‏ها از پایه‏ های اساسی امامت در طول حیات آن به شمار رفته و به عنوان یکی از معیارهای مطمئن و روشن - که در دسترس همگان قرار داشت - برای تشخیص امام برگزیده از سوی خدا، از مدعی امامت، در جامعه اسلامی شناخته شده بود.


حاکمان ستمگر اموی و عباسی در رویارویی با پیشوایان حق به هر اقدامی - که به گونه‏ ای در تثبیت موقعیت آنان و تضعیف موقعیت امامان شیعه مؤثر بود - دست زدند، و حتی موفق شدند چهره ‏های وابسته و مزدوری را در لباس عالمان دین و فقیهان شریعت ‏به مسلمانان تحمیل کنند، ولی هیچ گاه نتوانستند در میدان علم و دانش بر پیشوایان معصوم پیشی گیرند، و حتی نتوانستند در یک مورد و برای یک بار آنان را محکوم کنند، با آنکه برخی از آنان - مانند مامون - برای دستیابی به این هدف تلاشهای فراوانی کرده و سرمایه‏ های زیادی صرف نمودند.

ادامه نوشته

ویژه نامه شهادت امام هادی (ع)

سال 212 هجری است و «صریا» غرق نور و شادی است. تقدیر دست‏اندرکار آفرینش معجزه خلقت است و جهان در انتظار یکی اززیباترین چهره ‏های ملکوتی بوستان محمدی(ص) شگفتن گل چهارمین ‏علی(ع) را در جمع خویش جشن گرفته و بر استمرار کوثر فاطمی ‏قامت نماز و تکبیر بسته است.


«سمانه مغربیه‏»، مادر عارفش، خوشحال و خندان و پدر بزرگوارش‏«جوادالائمه(ع‏») بر این نعمت‏ بزرگ شکر گزار و شادان است. اوامام «علی ‏النقی‏» است که باید در سن هشت‏ سالگی، پس از پدر،سکاندار کشتی نجات انسانها از گرداب های گمراهی گردد و امت رابه ساحل عدالت و پاکی رهنمون شود. سرفصل ‏های زندگی و درخشش ‏خورشیدگونش در روزنه بیان و قلم نمی‏گنجد; زیرا امام ظهور اسم ‏اعظم الهی و تجلی شکوهمند و تام تمامی اسمای الهی است; امامی‏توان از راه آثار و برکات پرتوی از آفاق وجودی و گستره‏ روحی‏ اش را دریافت. این نوشتار به بخشی از جلوه ‏های امام‏هادی(ع) می‏پردازد. 
الف- زیارت جامعه 
یکی از آثار ماندگار وارزشمند امام‏ هادی(ع) زیارت جامعه است که‏ خود متقن ‏ترین متن شناخت امامت راستین است. صحت صدور و ارزش ‏سندی آن چنان است که مرحوم مجلسی می‏نویسد: 
«انما بسطت الکلام فی‏شرح تلک الزیاره قلیلا و ان لم استوف حقهاحذرا من الاطاله لانها اصح‏الزیارات سندا و اعمها موردا و افصحهالفظا و ابلغها معنی و اعلاها شانا» اینکه درباره زیارت جامعه سخن اندکی به درازا کشید اگرچه حق آن را نیز ادا نکردم ‏بدین خاطر است که این زیارت صحیح‏ ترین آنها از جهت ‏سند وفراگیرترین آنها نسبت‏ به ائمه ‏علیهم السلام است و در مقایسه بادیگر زیارتها از فصاحت و بلاغت و منزلت‏ بیشتری برخوردار است. 
این زیارت را مرحوم صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه‏» و شیخ ‏طوسی درکتاب تهذیب الاحکام از موسی بن عبدالله نخعی چنین نقل ‏می‏کند: از امام علی ‏النقی(ع) خواستم مرا زیارتی با بلاغت و کامل ‏تعلیم دهد که به وسیله آن بتوانم هریک از ائمه را زیارت کنم.

ادامه نوشته