وقوع چنين پديده هايى را مى توان در زندگى انسانها بطور شفاف مورد مطالعه قرار داد؛ زيرا اين قوانين در شرايط خاص خود، بطور دقيق قابل مشاهده مى شوند.
مطابقت دادن زندگى كنونى انسانها با زمانهاى گذشته كه چنين گرفتاريها و بلاهايى اتفاق نمى افتاد، درستى اين حقيقت را مورد تاءييد قرار مى دهد.
نمونه ديگرى از اين قوانين در كلام مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام به خوبى قابل مطالعه مى باشد؛ آن بزرگوار مى فرمايند:
((امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه خداوند اشرار شما را بر شما مسلط كند، آنگاه هرچه دعا كنيد و از خداوند دفع شرّشان را خواهيد، پذيرفته نگردد و به اجابت نرسد.(55)))
وقوع اين قانون در جوامعى كه سنت حسنه امر به معروف و نهى از منكر را فراموش كرده اند، قابل تاءمل است . جوامعى كه نسبت به سرنوشت خود و فرزندان خود اهميتى نمى دهند و آنها را از اعمال زشت و نكوهيده بازنمى دارند و در راه حقيقت راهنمائيشان نمى كنند، بدون ترديد دچار چنين عقوبتى نامطلوب خواهند گرديد.
كلام مولاى بزرگوار عليه السّلام از يك اصل جامعه شناختى بسيار باارزش ‍ برخوردار است و ثابت مى كند كه جامعه ، قانون مدار است و اگر عاملى از جامعه حذف شود، عامل ديگرى چهره خود را نشان مى دهد.
اهميت سنت امر به معروف و نهى از منكر كه يك اصل جامعه شناختى است ، زمانى آشكار مى شود كه مردمان آن جامعه در اثر زيرپاگذاشتن اين فريضه الهى ، اسير حاكمان جبار و ستمگر باشند و هر اندازه تلاش نمايند، نتوانند سرنوشت خود را در آن جامعه تغيير دهند.
نمونه ديگرى از قوانين جامعه شناختى كه مى تواند در سرنوشت جامعه مؤ ثر باشد، در كلامى ارزشمند از پيامبر بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قابل مطالعه است . آن بزرگوار مى فرمايند:
((هرگاه تبهكار قومى سرور آنان گردد و رهبرشان زبونترين آنان باشد و مرد تبهكار مورد تجليل قرار گيرد، بايد چشم براه بلا بود.(56)))
اين روايت نيز قانون ديگرى از قوانين حاكم بر جامعه را مورد تحليل قرار مى دهد. در جامعه اى كه نامحرمان و نااهلان و تبهكاران و فاسدان ، زمام امور را بدست گيرند و بر جامعه حكومت كنند، بايد منتظر بود كه قضاى خداى تعالى بر سرنوشت آن جامعه حاكم گردد.
اين روايت بطور تلويحى بيان مى دارد كه انسانها بايد همواره به سرنوشت جامعه خويش اهميت بدهند و افرادى را به عنوان حاكمان خويش انتخاب كنند كه شايستگى حكومت كردن را داشته باشند و مجرى قوانين خداى تعالى در جامعه باشند.
روايت ارزشمند ديگرى كه از يك اصل جامعه شناختى بسيار دقيق برخوردار است ، در كلام مولاى بزرگوار، امام رضا عليه السّلام به خوبى قابل بررسى است . آن بزرگوار مى فرمايند:
((هرگاه بندگان گناهان تازه اى را كه سابقه نداشته ، ايجاد كنند، خداوند بر آنها بلاهايى را كه سابقه نداشته ايجاد كند.(57)))
انسانها ممكن است با پيشرفت علم و تكنولوژى ، به آسايش و رفاه دلخواه برسند و زمين را به بهشتى مبدل نمايند، اما همواره بايد توجه داشته باشند كه در تحت حكومت قانون خداى تعالى قرار دارند و در جامعه اى زندگى مى كنند كه تحت پوشش قانون خداى تعالى مى باشد و هيچ كس را گريزى از اين قانون نيست . انسانها بايد بدانند كه جامعه قانون مدار است و اگر به دلخواه خود، مشغول اطفاء ميل لذت و شهوت به عناوين گوناگون باشند، خداوند متعال براساس اعمالشان بلاهايى نازل مى فرمايد كه تا آن زمان سابقه نداشته است .
تحقق عينى اين روايت در برخى از جوامع بشرى بظاهر پيشرفته كنونى ما قابل بررسى مى باشد و وقوع بيماريهايى كه در گذشته وجود نداشت ، در آن جوامع چهره خود را نشان مى دهد.
بايد توجه داشت كه خداوند متعال نسبت به همه بندگان خويش به ديده رحمت مى نگرد و هرگز ستمى بر آنان روانمى دارد به شرطى كه آنان رفتارى در منزلت و شاءن يك انسان داشته باشند.

مولاى بزرگوار، امام رضا عليه السّلام مى فرمايند:
((تمام مردم زمين مشمول رحمت خدا هستند تا زمانى كه به اين سه اصل عمل كنند؛ انسان دوست باشند، در امانتها خيانت نكنند، پيرو حق باشند.(58)))
كلام ارزشمند مولاى بزرگوار عليه السّلام حاكى از آن است كه جهان خلقت بر پايه اصول و قوانين منظمى جريان دارد كه خداوند متعال بر آن حاكم گردانيده است . انسانها تا زمانى كه به همديگر عشق مى ورزند و دشمنى ها را فراموش مى كنند و نسبت به حق يكديگر خيانت نمى ورزند و همواره پيرو حق و حقيقت هستند، براساس اين نگرش انسانى ، همواره سايه رحمت خداوند متعال بر سر آنان گسترده است و آنها به خير و خوبى و بطور مسالمت آميز در كنار يكديگر به زندگى خود ادامه مى دهند، اما اگر نسبت به هم كينه و نفرت داشته باشند و بر يكديگر ستمگرى كنند، بى گمان گرفتار عذاب الهى خواهند گرديد.
رواياتى كه مورد بررسى قرار گرفتند، تنها گوشه هايى از حاكميت قانون خداى تعالى را بر سرنوشت انسانها بيان مى دارند. مطالعه در زمينه اين قوانين مى تواند چشم حقيقت بين انسانها را بگشايد و آنها با ديدگاه بهترى به قانومند بودن جامعه بنگرند و به طريق علمى اصول حاكم بر جامعه را مورد تحليل قرار دهند.
حقايقى كه مورد بررسى قرار گرفت ، براساس قضاهايى است كه خداوند متعال براساس اعمال انسانها بر آنان مقدر مى سازد.
براى ادراك چگونگى اين قضاها بهتر است آنها را بر اساس قانون قضا و قدر مورد بررسى و تحليل قرار دهيم .

منبع:
54- اذا غضب اللّه على امّة و لم ينزل العذاب عليهم ، غلت اءسعارها، و قصرت اءعمارها و لم تربح تجّارها، و لم تزك ثمارها، و لم تغزر اءنهارها، و حبس عنها اءمطارها، و سلّط عليها اءشرارها. (تحف العقول ، ص 87)
55- ولاتتركوا الاءمر بالمعروف و النّهى عن المنكر فيولّى اللّه اءمركم شراركم ، ثمّ يدعون فلايستجاب لكم عليهم . (همان ، ص 335) 56- اذا ساد القوم فاسقهم و كان زعيم القوم اءذلّهم و اكرم الرّجل الفاسق فلينتظر البلاء. (تحف العقول ، ص 59)
57- كلّما اءحدث العباد من الذّنوب مالم يكون يعملون ، اءحدث اللّه لهم من البلاء مالم يكونوا يعرفون(اصول كافى ، ج 3، ص 377)
58- انّ اءهل الاءرض لمرحومون ماتحابّوا و اءدّوا الاءمانة و عملوا الحقّ (الحديث ، ج 2، ص 42)