عقل، بزرگ ترین نعمت خدادادی برای بشریت است؛ چرا که شرافت و کرامت آدمی به عقل و به کارگیری آن است. این عقل است که آدمی را با دین و اخلاق آشنا و بدان پایبند می کند و توانایی شناخت و معرفت حقایق هستی را به انسان داده و حق و باطل را به او می شناساند و در مقام عمل خوب و بد را نشان می دهد.نویسنده در این مطلب بر آن است تا جایگاه عقل را در نظام احسن هستی تبیین کند و نشان دهد که چگونه عقل به عنوان چراغ الهی در وجود انسانی به او کمک می کند که حق شناس باشد و مسیر درست و راست را بیابد و بپیماید.

عقل فعلی و خردورزی

عقل در لغت به معنای حبس و امساک آمده است. عاقل را از آن رو عاقل گفته اند که خود نگهدار بوده، خویشتن را از رفتن به دنبال خواهشها و هواهای نفسانی باز می دارد. عقل مایه امتیاز انسان از حیوان است. این واژه همچنین به معنای فهم و ضد حماقت نیز آمده است.(لسان العرب، ج ۹، ص ۳۲۶ )برخی گفته اند: با توجه به معنای اصلی عقل که بستن و امساک است، پس عقل به مدرکاتی اطلاق می شود که انسان را محدود و پایبند به اموری خاص می کند.همچنین مدرکات انسان و قوه ای که به وسیله آن انسان بین خیر و شر و حق و باطل تمیز می دهد، عقل نامیده می شود. عقل با توجه به معانی که دارد در برابر جنون، سفاهت، حماقت و جهل به کار می رود که البته این کاربردها به سبب اعتباراتی است که برای عقل در نظر گرفته می شود. (المیزان، ج ۲، ص ۲۴۷ )در قرآ ن کریم واژه عقل در قالب اسمی و اسم مصدر یا مصدر به کار نرفته، ولی برخی از مشتقات آن در شکل فعلهای ماضی و مضارع مانند «یعقل » ، « عقلوا » ، « یعقلون » و «تعقلون » آمده است.