شهيد مطهري بازوی توانمند فكري رهبري انقلاب
به رغم مخالفت سرسختانه رضاخان با اسلام و روحانيت و برخلاف نظر دوستان و نزديكان، شهيد مطهري در سال 1316ه••• .ش در آن خفقان پهلوي به هجرتي سرنوشتساز دست زد و زادگاهش را به قصد اقامت در قم ترك نمود، در حجرهاي از مدرسه فيضيه سكونت اختيار كرد و زندگي ساده، عاري از تكلف اما سرشار از عزت و قناعت را پيش گرفت. اوضاع ظاهري و چگونگي لباسهايش از فقر و مشكلات اقتصادي اين طلبه جوان حكايت داشت، بعد از ازدواج نيز در روند مزبور تغيير مشهودي رخ نداد و تنها حجره خود را عوض كرده و در اتاقي استيجاري اسكان يافت و كتابهاي خود را به آنجا انتقال داد.(21) به رغم اين دشواريها با نشاطي معنوي از محضر دانشوران حوزه قم كه حضرت امام خميني(قدسسره) در بين آنان چون خورشيدي فروزان پرتوافشاني ميكرد بهرهمند گشت و روز به روز بر دانستهها و آگاهيهاي علمي خودش افزود.
آيتاللّه روحاني(ره) كه عالمي بسيار فروتن، باتقوا و مدرس علوم اسلامي بود و از عالمان مشهور خراسان محسوب ميگشت در سال 1330ه••• .ش به منظور زيارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) و ملاقات با برخي دوستان دانشور به قم مسافرتي نمود و در مدرسه فيضيه به حجره استاد مطهري رفت تا از نزديك با خصوصيات روحي و فضايل اخلاقي اين جوان دانشمند كه بسياري از فضلا را از معنويت و دانش خود بهرهمند ساخته آشنا شود. او در برخوردي كوتاه به اخلاق پيامبرگونه و دانش فراوان شهيد مطهري پي برد و شيفته شايستگيها و كمالات اين نهال پربار گشت؛ تا آنكه در تابستان سال بعد استاد مطهري براي زيارت و استراحت به مشهد مقدس عزيمت نمود و چون قصد ازدواج داشت پس از مشورت با والدين و برخي خويشان نزديك،
دختر آيتاللّه روحاني مذكور را خواستگاري نمود. چون خانواده شهيد مطهري به بيت اين عالم براي منظور مورد اشاره آمدند، آيتاللّه روحاني در مقابل اكراه برخي افراد خانه ـ خصوصا همسر ـ اظهار داشت: سال گذشته در قم به حجره ايشان رفته بودم و با اخلاق و خصوصيات روحي اين جوان آشنايي دارم و او را انساني پاكسرشت ميدانم. دختر آن عالم كه بعد به عقد ازدواج شهيد مطهري درآمد و بدين گونه ستاره سعادت بر بام زندگيش طلوع نمود، در اين ارتباط خوابي هم ديده بود:
يازده ساله بودم كه شبي در عالم رؤيا مشاهده كردم به اتاق پدرم رفتهام، در اتاق والدم بر روي زمين ورقي كاغذ افتاده بود. چون آن را برداشتم ديدم بر روي آن نوشته است: فلاني (يعني من) براي مرتضي در روز بيست و نهم ماه عقد ميشود! از ديدن چنين رؤيايي خيلي تعجب كردم و با كسي آن را در ميان ننهادم تا آنكه مدتي گذشت. خواستگاران متعددي ميآمدند ولي مادرم ميگفت: تا ديپلم نگيرد شوهرش نخواهم داد. سيزده ساله بودم
و در كلاس هفتم ـ نظام قديم ـ درس ميخواندم كه آقاي مطهري برحسب سابقه آشنايي با پدرم براي خواستگاري به خانه ما آمدند كه با مخالفت شديد مادرم روبهرو شد، چند بار ديگر هم ايشان مراجعه نمودند، اما مادرم موضوع درس خواندن را مطرح نمود. شهيد مطهري فرمودند: اشكالي ندارد و ميتوانند درسشان را ادامه دهند. سرانجام در بيست و سوم ماه موافقت مادرم اعلام گرديد و همان روز آقاي مطهري اظهار داشت روز بيست و نهم ماه براي عقد زمان مناسبي است و در اين روز به عقد ايشان در آمدم و در آن وقت حقيقت خوابي كه ديده بودم برايم روشن گرديد.(22)
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد