راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ
شرح كامل اين ماجراى غم انگيز آغاز نسل انسان ، در كلامى از مولاى بزرگوار، امام سجاد عليه السّلام قابل مطالعه مى باشد.
در تفسير قمى مى گويد: پدرم از حسن بن محبوب ، از هشام بن سالم ، از ابى حمزه ثُمالى ، ثوير بن ابى فاخته نقل كرده كه شنيدم امام سجاد عليه السّلام براى مردانى از قريش حديث مى گفت .
فرمودند: وقتى پسران آدم عليه السّلام قربانى خود را پيش آوردند، يكى از آن دو فربه ترين گوسفندى كه در اختيار داشت ، آورد و ديگرى قدرى خوشه مخلوط از تر و خشك آورد. از صاحب گوسفند، يعنى هابيل ، پذيرفته شد و از ديگرى قبول نشد.
قابيل غضبناك شده و به هابيل گفت : به خدا تو را خواهم كشت !
هابيل گفت : خدا تنها از پرهيزكاران قبول مى كند. اگر تو دستت را به سوى من بگشايى كه مرا بكشى ، من هرگز براى كشتن تو دستم را به سويت نمى گشايم . من از خدا، پروردگار جهانيان مى ترسم . من مى خواهم تو زير بار گناه من و خود باشى و از دوزخيان گردى و اين پاداش ستمگران است .
نفسش كشتن او را جلوه داد ولى او نفهميد چگونه او را بكشد. ((ابليس )) به او ياد داد كه : سرش را ميان دو سنگ قرار بده و آنگاه سرش را بشكن !
وقتى او را كشت ، ندانست با او چه كند.
دو زاغ آمدند و با هم شروع به زد و خورد كردند و پس از جنگ سختى ، يكى ديگرى را كشت و آنگاه آنكه زنده مانده بود، با چنگال خود گودالى درست كرد و آن زاغ ديگر را در آن دفن نمود.
قابيل گفت : اى واى بر من ! آيا از اين زاغ ناتوان بودم كه جسد برادرم را پنهان كنم ؟!
گودالى كَند و او را در آن دفن كرد و قانون دفن مرده ها از آنجا آغاز شد....(41)))
منبع:
41- الميزان ، ج 10، ص 177.
42- همان ، ج 7، ص 247.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد