5- ابرهاي کوه مانند وجود دارد :

اين نوع ابرهي کوه مانند البته فقط با رفتن با هواپيما در محيط ابرها مشخص است. و تا پيش از پرواز انسان ، کسي از آنها خبري نداشت.

6- در ابرهاي کوه مانند ريزه هاي يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل مي شود :

دانه تگرگ همانطور که آيه گفته در اصل ريزه هاي يخ است که در بخش بالائي ابر است. دانه تگرگ وقتي تشکيل مي شود که بلورهاي يخي در بالاي ابر،

قطره هاي آب را که سردي آنها در دماي زير صفر است ولي يخ نمي زنند جمع مي کند. آن قطره ها که تا زير درجه انجماد سرد هستند به مجردي که بلورهاي يخي آنها را لمس مي کنند سريعاً يخ ميزنند. و بلورهاي يخي توسط بادهاي تند خشونت بار در ابر بالا و پائين برده مي شوند، ( يا به تعبير قرآن گردانده يا چرخانده ميشوند ) که باعث برخورد و تماس آنها با قطره هاي بيشتري مي شود .

و اين عمل باعث مي شود که قطره هاي بيشتري دور آنها يخ بزند، و دانه تگرگ بزرگ و بزرگتر بشود. تا جائي که وزن آنها قدري سنگين مي شود که باد ديگر نمي تواند آنها را با جريان خود به بالا ببرد و در نتيجه سقوط مي کنند. ( واژه «زَجو» که آيه براي بيان شکل گيري ابر بکار گرفته و نحوه نزول تگرگ نيز به آن معطوف نموده، از جمله به معني : هل دادن يا پيچاندن يا گرداندن چيزي براي مرتب شدن يا شکل گرفتن است ).

7- برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است:

در ابر " باد و بوران " جريان برق مثبت و منفي درست ميشود . به اين شکل که با بادهاي قوي "ذره ها" و "قطره هاي ريز آب" و مخصوصاً "ذره هاي يخي" موجود در ابر ، در ابر بالا و پائين برده مي شوند که باعث ايجاد جريان مثبت و منفي برق ميشود. جريان مثبت و منفي اغلب دور از هم شکل مي گيرند. دست آخر تفاوت ميان يک منطقه با برق مثبت با منطقه ديگر با برق منفي، خواه در ابر بر زمين آنقدر زياد مي شود که برق آنها بشکل جرقه بسيار بزرگ (آسمان درخش) آزاد مي شود.

همينطور وقتي تگرگ از ميان يک ناحيه زير صفر و ناحيه ذره هاي يخي در ابر ميافتد ابر الکتريسيته مي شود. وقتي قطره هاي مايع با دانه هاي تگرگ برخورد مي کنند سريعاً هنگام تصادم يخ مي زنند. و بدنبال آن گرما را رها مي کنند. اين عمل سطح دانه تگرگ را از ذرات يخ دور تا دور گرم تر نگه مي دارد. وقتي که يک دانه تگرگ با يک ذره يخ تصادم ميکند : الکترونها از بخش سردتر به بخش گرمتر جريان پيدا مي کنند.

پس از آن دانه تگرگ و ذره هاي ريز داراي برق مثبت برخورد مي کنند رخ ميدهد. اين فندکهاي داراي برق مثبت توسط باد به بخش بالائي ابر برده مي شوند. و تگرگ داراي برق منفي به ته ابر مي افتد و بدين گونه بخش پائين تر ابر منفي ميشود. اين برق منفي بصورت نور تخليه و آزاد مي شود. نور آن نيز چنانکه آيه گفته قوي است.

و آب اساساً وقتي تغيير حالت ميدهد، مثلا از مايع به جامد يا از آب به بخار تبديل ميشود انرژي آزاد ميکند .

کوهها

« وَ هُوَ الّذي مَدَّ الاَرضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسي وَ اَنهاراً وَ مِن کُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوجَينِ اثنَينِ يغشيِ الِّيلَ الَّنهارَ اِنَّ فِي ذَلِکَ لاياتٍ لَقومٍ يَتَفکَّرونَ »

اوست که به زمين کشش و گسترش بخشيد و در آن کوه ها و جوي ها قرارداد و از همه ميوه ها جفت آفريد . شب و روز يکديگر را مي پوشانند. در اين امور براي گروه انديشمند آيات و نشانه هايي است.

در اين آيه، نمونه هاي بارزي از تدبير جهان آفرينش گفته شده است و علت يادآورد آنها، اين است که در آيه پيش گفته شد که تدبير و اداره نظام خلقت به خدا تعلق دارد و اوست که مجموعه جهان هستي را با مشيت و حکمت خود اداره مينمايد. قرآن براي روشن نمودن گفتار پيش نمونه هاي چشمگيري از تدبير ، بيان مي کند تا افراد انديشمند درباره آنها فکر کنند و به طور واضح دريابند که واقعاً او « مدبر الامور » است . اين نمونه ها عبارتند از :

1. اوست که زمين را توسعه و گسترش داد.

2. اوست که در پهنه زمين ، کوه ها و نهر ها را آفريد .

3. اوست که از همه نوع ميوه ها ، جفت خلف کرد .

4. اوست که شب و روز را به دنبال هم قرار مي دهد .

اين آيات چهارگانه نه تنها گواه بر وجود تدبير در جهان هستي است، بلکه حاکي از وحدانيت و يگانگي مدبر جهان نيز هست و براي توضيح بيشتر، هر يک از اين امور را به طور جداگانه مورد بحث قرار مي دهم .

1.توسعه و گسترش زمين :

امروز اختلافات اوقات در نقاط مختلف زمين و اين که شب و روز و صبح و ظهر نقاط خاوري با مناطق باختري کاملا اختلاف دارد، روشن ترين دليل برکروي بودن زمين است و اگر زمين مسطح بود، بايد اختلاف وجود نداشت .

در قرآن و روايات ما اشارات لطيف و زيبايي به اين مطلب شده است؛ آنجا که ميفرمايد:

« فَلا اُقسِمُ بِرَبِّ المَشارِقِ و اَلمَغارِبِ ... » به خداي مشرق ها و مغرب ها سوگند ياد مي کنيم .

زيرا بر فرض مسطح بودن زمين ، يک مشرق و يک مغرب بيشتر وجود ندارد و بر فرض کرويت آن ، هر نقطه اي براي نقاط شرقي تر ، مغرب و براي نقاط غربي تر ، مشرق است .

در روايات اشارات زيادي به کروي بودن زمين شده است . چنانچه مي فرمايد :

« انَّما عَلَيکَ مَشرِقک و مَغرِبکَ »

تو بايد مشرق و مغرب خود باشي .

سطح داشتن زمين، مانع از کرويت آن نيست زيرا هر کره اي براي خود سطح دارد و از اين رو در هندسه کره را يکي از اقسام سطح به شمار مي اورند.

2.راز آفرينش کوه ها و نهرها :

« وَ جَعَلَ فِيها رَواسي وَ اَنهاراً »

در آن ( زمين ) کوه ها و جوي ها را آفريد .

قرآن مجيد در سوره هاي متعددي درباره آفرينش کوه ها سخن گفته و راز خلقت و اسرار وجود آنها را با تعبيرات گوناگوني روشن ساخته است. از ميان رازها، بيشتر روي استقرار و آرامشي که در پرتو کوه ها نصيب ساکنان زمين شده است تکيه کرده و وجود آنها را مانع از پديد آمدن حرکات نا موزون و اضطراب و نوسان معرفي مي نمايد و در سوره هاي متعددي مي فرمايد:

« وَ اَلقَي فِي الاَرضِ رَوَاسي اَن تَميدَ بِکُم »

در زمين کوه هايي افکند تا حرکات آن ، شما را مضطرب نسازد .

گاهي اين حقيقت را به عبارت ديگر بيان کرده و مي فرمايد :

« وَ الجِبالَ اَوتاداً ... »

کوه ها را ميخ هاي زمين آفريديم .

قرآن راز کوه ها را ضمن دو آيه در سرچشمه نهرها و تصفيه آب بيان نموده است . که محال پرداختن بدان در اين مجموعه نيست .