راز آفرينش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ
در اين مثال ، وقوع جنگ كه براساس قوانين حاكم بر جامعه مى باشد، قضا مى باشد كه اتفاق افتاده است و سربازان با اراده و اختيار خود براى سركوبى دشمنان اسلام اقدام نموده اند و بالا رفتن از تپه ها و سرازير شدن از كوهها، براساس اراده آنها صورت گرفته است كه قدر مى باشد و آنها با اراده و اختيار خود مناسب ترين قدر را انتخاب نموده اند.
اگر عامل اراده و اختيار را از رفتار آنان سلب كنيم ، ديگر آنها نه مستوجب پاداشى مى شوند و نه گنهكاران مستوجب عذاب خواهند بود.
براى تبيين مفهوم قضا و قدر، روايت ديگرى را مورد بررسى قرار مى دهيم :
((اصبغ بن نباته گويد: مولاى بزرگوار، اميرالمؤمنين عليه السّلام از زير ديوار مايلى كه خطر خراب شدن داشت ، به طرف ديگر رفت .
شخصى از ايشان سؤ ال كرد: يا اميرالمؤمنين از قضاى خداوند فرار مى كنى ؟
امام بزرگوار عليه السّلام فرمودند: از قضا به قدر مى گريزم .(65)))
در اين روايت بسيار پر معنى ، ديوار مشرف به خراب شدن بعنوان قضاى الهى است . مولاى بزرگوار عليه السّلام بهترين قدر را با اراده خويش انتخاب مى كنند و آن ننشستن در كنار آن ديوار و ترك آنجا مى باشد. بنابراين ، انسان با اراده خود در مقابل هر قضايى مى تواند بهترين قدر را انتخاب كند.
با توجه به مثالهايى كه ارائه گرديد، متوجه شديم هر عملى كه براى انسان اتفاق مى افتد، قضا ناميده مى شود كه براساس قانون مدون خداى تعالى مى باشد. انسان در مقابل چنين قضايى واكنشى از خود بروز مى دهد و اقدام به عملى مى نمايد كه قدر ناميده مى شود. اما هر قدرى را كه انسان انتخاب مى كند، به اراده خود او بستگى دارد؛ زيرا انسان مى تواند قدرى را انتخاب كند كه مناسب آن قضا باشد و آن قضا را به نحو مطلوبى سامان مى دهد.
وقتى انسان بيمار مى شود، (قضا) با اراده خود مناسب ترين روش را براى مقابله با آن بيمارى انتخاب مى كند، (قدر) و آن مراجعه به پزشك و خوردن داروى مناسب است . اما اين عمل فرد (قدر) با اراده خود فرد صورت مى پذيرد؛ زيرا او مى توانست براى درمان بيمارى خود روشهاى ديگرى را انتخاب كند.
در اين مثال و مثالهاى مشابه ديگر، عامل قضا و قدر و اراده ، به خوبى قابل مطالعه و بررسى مى باشد زيرا در هر عمل انسان يك قضا و چندين قدر وجود دارد كه انسان با اراده خويش مى تواند مناسب ترين آنها را انتخاب نمايد.
نكته بسيار اساسى كه در تبيين قضا و قدر وجود دارد آن است كه هر سه عامل قضا و قدر، به امر خداى تعالى و براساس قانون حاكم بر خلقت مى باشد؛ زيرا هر حادثه اى كه انسان در برابر او قرار مى گيرد، براساس قانون خداى تعالى است و در مقابل هر قضايى ممكن است چندين قدر وجود داشته باشد كه انسان با اراده خويش يكى از آنها را كه مناسب است ، انتخاب كند.
بايد توجه داشته باشيم كه اراده انسان بستگى به اراده خداى تعالى دارد و از تفويضى است كه خداى تعالى به انسان ارزانى فرموده است ؛ زيرا تمام لحظات زندگى انسان بستگى به امر خداى تعالى دارد و خداى تعالى چنين مقدر فرموده است تا زمانى كه انسان زنده است ، داراى اراده باشد و با اراده خود مناسب ترين قدرها را انتخاب كند.
با توجه به تبيين مسائلى كه مورد مطالعه قرار گرفت ، نبايد ابهامى در تحليل قضا و قدر وجود داشته باشد و اگر انسان تمام قضاهايى را كه با آن مواجه مى شود مى تواند براساس اين تحليل تبيين نمايد و در تحليل آن دچار مشكل نشود.
با توجه به مطالب ارائه شده مى توان هر قضا و قدرى با چنين فرمولى تبيين نمود:
قدر مناسب قدرها اراده قضا
اين رابطه به خوبى ثابت مى كند كه انسان به امر خداى تعالى بطور كامل در انتخاب مناسب ترين قدر در مقابل هر قضايى آزاد آفريده شده است و مى تواند با انتخاب آن ، پاسخ مناسبى براى قضا پيدا كند.
منبع:
64- والّذى خلق الحبّة وبراء النّسمة ، ماقطعنا واديا و لاعلونا تلعة الّا بقضاء و قدر... لعلّك ظننته قضاء لازما و قدرا حاتما، لوكان ذلك لسقط الوعد و الوعيد و بطل الثّواب و العقاب ، و لااءتت لاءئمة من اللّه لمذنب و لامحمدة من اللّه لمحسن ، و لاكان المحسن اءولى بثواب الاحسان من المذنب . ذلك مقال اءحزاب عبدة الاوثان ... و مجوسها. ولكنّ اللّه اءمر بالخير تخييرا و نهى الشّرّ تحذيرا، ولم يعص مغلوبا ولم يطع مكرها، و لايملّك تفويضا. (منتخب ميزان الحكمه ، ج 2، ص 841)
65- اءفرّ من قضاء اللّه الى قدر عزّوجلّ (حديث تربيت ، جلد اول ، ص 36)
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد