4.خارج كردن مردم از ظلمات به نور 

آيات متعددي دلالت براين امر دارند ، به بررسي يكي از آنها مي‌پردازيم .
كِتبٌ اَنْزَلنهُ الَيْكَ لِتُخرِ جَ الناسَ مِنَ الظُلُماتِ الِي النُور ... ابراهيم 1
ترجمه : اين كتابي است كه برتو نازل كرديم تا مردم را از تاريكيهاي (شرك و ظلم و طغيان ) به سوي روشنايي ايمان و عدل برساني ... 
تفسير : درحقيقت تمام هدفهاي تربيتي و انساني ، معنوي و مادي نزول قرآن ، درهمين يك جمله جمع است . بيرون ساختن از ظلمتها به سوي نور !
ازظلمت جهل به نور دانش ، از ظلمت كفر به نور ايمان ، از ظلمت ستمگري و ظلم به نور عدالت ، از ظلمت فساد به نور صلاح ، از ظلمت گناه به نور پاكي و تقوي و از ظلمت پراكندگي وتفرقه و نفاق به نور وحدت. 
جالب اينكه ظلمت دراينجا و مانند بعضي ديگر از سوره‌هاي قرآن به صورت جمع آمده ونور بصورت مفرد ، اشاره به اينكه همه نيكيها و پاكيها و ايمان وتقوي و فضيلت در پرتو نور توحيد يك حالت وحدت و يگانگي به خود مي‌گيرند و همه با يكديگر مربوطند و متحد و درپرتو آن يك جامعه واحد ويك پارچه و پاك از هر نظر ساخته مي‌شود . اما ظلمت همه جا مايۀ پراكندگي و تفرقۀ صفوف است . ستمگران ،‌بدكاران و آلودگان به گناه و منحرف ، حتي در مسيرهاي انحرافي خود غالباً وحدت ندارندو باهم درحال جنگند . 

5. همه دانشمندان قائلند كه قرآن براي هدايت مردم آمد .

وَ يَريَ الذينَ اوُتوُ العِلمَ الَّذي اُنزِلَ اِلَيكَ مِنْ رَبّكَ هُوَ الحَقّ و يَهدي اِلي صِراطٍ العَزيز سباء 6
ترجمه : و آنان كه اهل دانش ومعرفت گرديدند يقين داشتند كه قرآني كه برتو نازل شده از جانب پروردگار تو (براي هدايت خلق ) به حق نازل گرديده است و رهنماي خلق به راه پروردگار عزيز وحميد است .
تفسير : جمله يري فعل مضارع است و با توجه به گسترش الذين اوتو العلم همه دانشمندان را درهر عصر و زمان و مكان در برمي‌گيرد . 
هرعالِم بي تعصبي برمحتواي اين كتاب آسماني بينديشد از معارف و احكام و اندرزهاي حكيمانه ومواعظ تكان دهنده آن گرفته ، تا تاريخهاي عبرت انگيز و بحث‌هاي علمي اعجازآميزش ، مي‌داند همگي گواه برحقانيت اين آيات است .
امروز كتابهاي مختلفي از سوي دانشمندان غربي و شرقي درباره اسلام و قرآن تأليف يافته كه در آنها اعترافات بسيار گويا و روشني برعظمت اسلام وصدق آيه فوق ديده مي‌شود .
تعبير به هوالحق تعبير جامعي است ،يعني محتواي قرآن هماهنگ با قوانين آفرينش و واقعيتهاي عالم هستي و جهان انسانيت است وچون چنين است هدايتگر به سوي خداست . 

6.قرآن براي تذكر همه جهانيان فرستاده شده است .

آيات متعددي دلالت براين امردارند ، كه به بررسي يكي از آنها مي‌پردازيم .
إنَ هُوَ اِلّا ذِكرٌ لِلْعالَمينَ . ص،87
ترجمه : اين قرآن فقط وسيله تذكر براي همه جهانيان است .
تفسير :آري مهم آن است كه مردم از غفلت درآيند و به تفكر و انديشه بپردازند ، چرا كه راه روشن ونشانه‌ها ي آن آشكار است ودردرون جان انسان فطرت پاكي است كه با اوجهت مي‌دهد و به خط توحيد و تقوا مي‌كشاند . مهم بيداري است ورسالت اصلي پيامبران وكتب آسماني همين است . اين تعبير كه نظيرش در قرآن مجيد كم نيست نشان مي‌دهد كه محتواي دعوت انبياء درتمام مراحل هماهنگ با فطرت خدا دادي است و اين دو همدوش با هم پيش مي‌روند . 

7.قرآن بشير و نذير است .

آيا ت متعددي دال براين مطلب است كه به محتواي يكي از آنها مي‌پردازيم .
بَشيراً وَ نَذيراً فَأعْرِضْ اَكْثَرَهُم فَهُم لا يَسْمَعُونَ فصلت ، 4 
ترجمه : قرآني است كه نيكان را بشارت مي‌دهد و بدان را مي‌ترساند . اما اكثر مردم اعراض كردن و اندرز و نصايحش نمي‌شنوند . 
تفسير : تأثير عميق تربيتي قرآن از طريق بشارت و انذاراست ، گاه چنان آياتش در تشويق نيكان و پاكان اوج مي‌گيرد كه تمام وجودانسان را به وجد مي‌آورد وگاه در تهديد وانذارفاسدان و مجرمان چنان تكان دهنده است كه مو برتن انسان راست مي‌شود و اين دو اصل تربيتي را دوش به دوش يكديگردرآياتش پيش مي‌برد . 

8.قرآن ورسول الله صلي الله عليه و آله برهمه اديان دنيا غالب مي‌شوند .

هُوَ الّذي اَرْسَلَ رَسوُلِهِ بِالهُدْيِ وَدينِ الْحقّ لِيُظْهِرَهُ وَ عَلي الدّينِ كُلِّهِ وَكفَي بِاللهِ شَهيداً فتح ، 28
ترجمه : خداوند رسول خود را با دليل روشن وبرهان واضح فرستاد تا دين اسلام را با حجتها و برهانها برتمامي اديان ظاهر سازد وخداوند براي شهادت آن كافي است .
تفسير : بعضي مي‌گويند خداوند رسول خود را با قرآن فرستاد تا دين اسلام را برهمه اديان غالب كند . بعضي گفته‌اند : اسلام با پيروزي و قوه قهريه و گسترش درسرزمينها براديان پيروز گردد .
بعضي گفته‌اند : اين همه به هنگام ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است كه ديگر ديني به جز اسلام در روي زمين باقي نخواهد ماند .

9.قرآن آشكار كننده حق ازباطل 

آيات متعددي دلالت براين امر مي‌كند ، به شرح يكي از آنها مي‌پردازيم .
تِلْكَ ءاياتُ الْكتبُ الْمُبين يوسف ، 1
ترجمه : اين است آيات كتاب الهي كه حقايق را آشكار مي سازد . 
تفسير : كتابي روشني بخش و آشكار كننده حق ازباطل ونشاندهندۀ صراط مستقيم و راه پيروزي و نجات.
جالب توجه اينكه دراين آيه ازاسم اشاره به دور (تلك ) استفاده شده است كه نظير آن را در آغاز سوره بقره و بعضي ديگر ازسوره‌هاي ديگر قرآن داشتيم . مي‌گفتيم اينگونه تعبيرات اشاره به عظمت اين آيات است . يعني آنچنان بلند و والاست كه گويي در نقطه دوردستي قرارگرفته ، دراوج آسمانها ، دراعماق فضاي بي‌كران كه براي رسيدن به آن بايد تلاش و كوشش وسيعي انجام داد ، نه همچون مطالب پيش پا افتاده كه انسان درهرقدم با آن روبرو مي‌شود . (نظير اين تعبير را در ادبيات فارسي نيز داريم كه درحضور يك شخص بلند پايه مي‌گويند : آن جناب ... آن مقام محترم ... ) 

10.قرآن شفاء براي مؤمنين 

وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُو شِفاءٌ و رحمهٌ لِلموءمِنين ... اسراء ، 82 
ترجمه : ما قرآن را نازل مي‌كنيم كه مايه شفاء و رحمت مؤمنان است .
تفسير : كلمه« من» دراينگونه موارد براي تبعيض مي‌آيد ، ولي از آنجا كه شفا ورحمت مخصوص قسمتي از قرآن نيست ، بلكه اثر قطعي همه آيات قرآن است؛ مفسران بزرگ كلمه« من» را دراينجا بيانيه دانسته‌اند . ولي بعضي اين احتمال را داده‌اند كه «من » دراينجا نيز به همان معني تبعيض است و اشاره به نزول تدريجي قرآن مي‌باشد (بخصوص اينكه جمله ننزل فعل مضارع است ) . دراينصورت معني جمله روي همرفته چنين مي‌شود ؛ ما قرآن را نازل مي‌كنيم و هربخشي از آن كه نازل مي‌شود به تنهايي مايه شفاء و رحمت است ... (دقت كنيد ).
فرق ميان شفاء و رحمت : مي‌دانيم شفاء معمولاً درمقابل بيماريها و عيبها و نقصها است ؛ بنابراين نخستين كاري كه قرآن در وجود انسانها مي‌كند ، همان پاكسازي ازانواع بيماريهاي فكري و اخلاقي فرد وجامعه است، پس از آن مرحله رحمت فرا مي‌رسد ، كه مرحله تخلق به اخلاق الهي و جوانه زدن شكوفه‌هاي فضائل انساني در وجود افرادي است كه تحت تربيت قرآن قرار گرفته‌اند .
به تعبير ديگر شفاء اشاره به پاكسازي است و رحمت اشاره به نو سازي و... 
آياتي ديگر نيز براينكه قرآن شفاء ورحمت مؤمنين است دلالت مي‌كنند . 

11. قرآن خسران براي ستمگران 

وَلا يَزيدُ الظّالِمينَ اِلّا خَسَاراً اسراء 82 
ترجمه : ولي ستمگران (مانند هميشه به جاي اينكه ازاين وسيله هدايت بهره گيرند ) جزخسران و زيان بيشتر ، چيزي برآنها نمي‌افزايد .
تفسير : چرا ظالمان نتيجه معكوس مي‌گيرند ؟ نه تنها دراين آيه ؛ كه در بسياري از آيات قرآن مي‌خوانيم دشمنان حق به جاي اينكه ازنورآيات الهي دل وجان خود را روشن سازند وتيرگيها را بزدايند، برجهل شقاوتشان افزوده مي‌شود . اين به دليل آن است كه خمير مايه وجودشان براثر كفر وظلم ونفاق به شكل ديگري درآمده ، لذا هرجا نورحق را مي‌بينند به ستيز با آن برمي‌خيزند. واين مقابله و ستيز با حق بر پليدي آنها مي‌افزايد ؛ وروح طغيان و سركشي را درآنها تقويت مي‌كند .
قرآن بدون شرط مايۀ هدايت گمراهان است اما به يك شرط ؛ گمرهاني كه درجستجوي حق هستند ، به همين انگيزه به سراغ دعوت قرآن مي‌آيند؛ و انديشه خود را براي درك حق به كار مي‌گيرند ، اما متعصبان لجوج و دشمنان قسم خوردۀ حق كه باحالت صد درصد منفي به سراغ قرآن مي‌آيند مسلماً بهره‌اي ازآن نخواهند داشت ؛ بلكه بر عناد وكفرشان افزوده مي‌شود ؛ چراكه تكرار عمل خلاف به آن عمق بيشتر درجان آدمي مي‌دهد . 

12. تلاوت قرآن موجب افزايش ايمان مؤمنان است .

وَلِذا تُلِيَتّ عَلَيهِمُ وءَايتُهُ زادَتْهُم ايمَانا ً انفال ، 2
ترجمه : هنگاميكه آيات خدا برمومنان خوانده مي شود ايمانشان افزوده مي‌شود . 
تفسير : نمو و تكامل خاصيت همه موجودات زنده است ، موجود فاقد نمو وتكامل يا مرده است ويا در سراشيبي مرگ قرارگرفته ؛ مؤمنان راستين ايماني زنده دارند كه نهالشان با آبياري از آيات خدا روز به روز نمو بيشتر و گلها وشكوفه‌ها و ميوه‌هاي تازه تري پيدا مي‌كند ؛ آنها همچون مردگان زنده نما در جا نمي‌زنند ، و دريك حال ركود ويكنواختي مرگبار نيستند ؛ هرروز كه نو مي‌شود فكر وايمان و صفات آنها هم نو مي‌شود .
ادامه دارد ......

پي نوشت : 

1 . تفسیر نمونه ؛ ج 18 ، ص 364 .
2. همان ؛ ج 20 ، ص 209 .
3. همان؛ ج 13، ص 159
4. همان؛ ج 13، ص108
5. از جمله : بقره 99 ، 176 ،252 و نساء ، 82 ، 105،113،136 و مائده 15 ، 48، 83 و انعام 19 ، 92 ، 114 و اعراف 196 و یونس 37 و هود 1 ، 14 و رعد 1 و ابراهیم 1 و حجر 9 و نمل 44 ، 64 ، 89 ، 102 و اسراء 82 ،105 ، 106 و کهف 1 ، 27 و مریم 73 ، 97 و طه 2 ، 99 ، 113 و انبیاء 10 ، 50 و حج 16 و مؤمنون 71 ونور 34 ، 46 و فرقان 1 ، 6 و شعراء 192 و نمل 6 و لقمان 2 و سبأ 6 و یس 5 و ص 39 و زمر 2 ، 23 ، 41 و غافر 2 وفصلت 3 وشوری 3 ، 17 و دخان 3 وجاثیه 6 و واقعه 80 و حدید 9 و تغابن 8 و طلاق 10 و مزمل ، 5 و انسان ، 23 و قدر، 1 و قصص ، 86 و عنکبوت ، 45 و محمد ، 2 و جمعه ، 2 و بینه ، 2 . ر.ک به تفسیر نمونه مربوط به این آیات ، مطلوب ما که همان نازل شدن قرآن از طرف خدا است به دست می آید و سورة مائده ، 104 با رجوع به تفسیر نور و سورة رعد ، 30 – ر.ک به تفسیر المیزان مراد ما به دست می آید.
6. تفسير نمونه ؛ ج 15 ،ص 363
7. همان منبع ؛ ج 15 ، ص 364 .
8. تفسیر تقریب القرآن الی الأذهان ؛ ج 5 ، ص 154 .
9. ترجمه تفسیر جوامع ااجامع ؛ ج 6 ، ص 32 . 
10. تفسیر نمونه ؛ ج 5 ، ص 179 .
11. تفسیر تقریب القرآن الی الأذهان ؛ ج 4 ، ص 525 .
12. تفسیر نمونه ؛ ج 1 ، ص 66 .
13. تفسیر نمونه ؛ ج 17 ، ص 338 .
14. کتاب یکصد و پنجاه موضوع از قران کریم ، ص 283 .
15. تفسير نمونه؛ج 14 ،ص 183
16. بقره ،41 ، 89 ، 97 ، 101 وآل عمران 3 ، 81 ونساء 47 ومائده 15 ، 48 وانعام 92 ویونس 27 ویوسف 111 و احقاف 12 ، 30 و فاطر 31 .
17. سوره آل عمران ؛ آیه 72 و انعام ، 114
18. آل عمران، 72 و انعام،114
19. تفسير نمونه ج 10 ص 236
20. همان ؛ ج16 ص 109
21. همان ؛ج 16 ص 300
22. همان ؛ج 16 ص 301
23. تفسير نمونه : ج 12 ص 38-36 
24. آل عمران ، 101 ، 138 و سبا ، 6و زمر 41 و جاثيه ، 11 و جن ، 2 .
25. تفسير نمونه ؛ ج 11 ص 286
26. تفسير نمونه ، ج 21 ص 256-255
27. ازجمله حديد 9 ، وطلاق 11 
28. تفسيرنمونه ؛ ج10 ص 262 
29. تفسير نمونه ، ج 18 ص 20 
30. مزمل 19 و مدثر 54 و انسان 29 و تكوير 27 و عنكبوت 51 و قصص 51 با مراجعه به تفسير نمونه 
31. تفسير نمونه ؛ ج 19 ص 352-351 
32. تفسير نمونه ؛ ج20 ، ص 211 .
33. ترجمه تفسير مجمع البيان ؛ ج 23 ص 175 
34. از جمله حجر1 و قصص 2 .
35. تفسير نمونه ؛ ج 9 ص 299 .
36. همان ؛ ج 12، ص 236 .
37. از جمله فصلت ، 44 .
38. تفسيرنمونه ،؛ ج 12 ص 238-237 
39. تفسيرنمونه ؛ ج 7 ، ص 87