کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه

خطبه 91 نهج البلاغه :
به طور خلاصه باید بگوییم اینکه امام (ع) می فرماید: اى كسى كه از صفات خدا سؤال كردى! درست بنگر، آنچه را قرآن از صفات او بيان كرده از آن پيروى كن، و از نور هدايتش روشنايى بگير، و آنچه را شيطان، فرا گرفتنش را به تو تكليف مىكند از امورى كه در كتاب خدا بر تو واجب نشده و اثرى از آن در سنّت پيامبر (ص) و ائمّه هُدى نيامده است، علمش را به خداوند واگذار، كه اين نهايت حقّ خدا بر تو است!
در واقع، امام (ع) در اين بخش از خطبه وظيفه همگان را در برابر معرفت صفات خدا روشن ساخته و آن اينكه بايد صفات او را در پرتو هدايتهاى قرآن و سنّت پيامبر (ص) و ائمّه معصومين (ع) فرا گرفت و استبداد به رأى و تكيه بر افكار محدود انسانى در خصوص اين مسأله به هيچ وجه مجاز ندانست و جزو وسوسههاى شيطانى محسوب مىشود؛ چرا؟
زيرا از يك سو، صفات خدا، مانند ذاتش نامحدود است و افكار انسانها همواره محدود است و از سوى ديگر، آشنايى انسانها و سروكارشان هميشه با مخلوقات است و هنگامى كه به سراغ صفات خدا مىروند خطر سقوط در پرتگاه تشبيه، تشبيه او به مخلوقات و صفات آنها وجود دارد و به همين دليل بسيارى از كسانى كه اين اصل اساسى رجوع به قرآن و وحى و كلمات معصومين (ع) را فراموش كردهاند، غالباً گرفتار انحرافات شدید شده و براى خدا صفات مخلوقين قائل شدهاند
همانگونه كه قرآن مىگويد: «هيچ چيز همانند خدا نيست» «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ» (1) «هيچ چيز همانند خدا نيست» وَ لَايُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً» (2) انسانها احاطه علمى به او پيدا نمىكنند.
با اين حال، چه كسى مىتواند جرأت كند كه با اين فكر قاصر بشرى، به سراغ معرفت كنه ذات و صفات او برود، جز اين كه به معرفت اجمالى قناعت نمايد و آن را هم از مبدء وحى و عصمت بگيرد، كه خطايى در آن راه ندارد. خداوند خودش بايد خود را معرّفى كند و اوليای خدا كه به مبدأ وحى ارتباط دارند بايد پرده از راز صفات او بردارند؛ آن هم به آن مقدار كه استعداد بشر توان آن را دارد.
زیرا طبق گفته محققان صفات خدا توقيفى است؟ يعنى بيان وصفی براى او، تنها در صورتى جايز است كه در كتاب و سنّت وارد شده باشد از این رو در بحث صفات خدا بايد با احتياط گام برداشت و تنها در پرتو نور وحى و سخنان معصومين (ع) پيش رفت به عبارت ديگر: راه معرفت وشناخت صفات خدا از گذرگاه مستقيمى عبور مىكند كه در دو طرفش، دو پرتگاه عظيم است! پرتگاه تعطيل و پرتگاه تشبيه؛
چون در بحث معرفت صفات خداوند، همانند مباحث ديگر، افراط و تفريطهايى واقع شده است، گروهى صفات خدا را به صفات مخلوقين و با مقايسه به خويشتن تشبيه كردهاند؛ صفات خدا را زايد بر ذات او دانسته همانگونه كه علم و قدرت و ساير صفات ما زايد بر ذات ما است. روزى عالم نبوده و بعد عالم شدهايم، روزى قوى نبوده و بعد قوى شدهايم، و بسيارى ديگر از صفاتى كه آميخته با انواع نقصها است، براى آن ذات مقدّس قائل شدهاند و تا آنجا پيش رفتهاند كه براى خدا، جسم و زمان و مكان و جهت و حتّى دست و پا و موهاى مجعّد و امثال آن قائل شدهاند.
اما گروه ديگر، در جهت مخالف اين افكار تا آنجا پيش رفتهاند كه قايل به تعطيل معرفت صفات شدهاند و گفتهاند ما چيزى از صفات خدا را نمىدانيم و درك نمىكنيم. مبادا اگر به سراغ معرفت صفات خدا بروند، گرفتار اشتباهات گروه اوّل شوند و در پرتگاه تشبيه سقوط كنند.
اين دو گروه، يعنى قائلين به تعطيل معرفت و قائلين به تشبيه، هر دو در خطا و اشتباهند! چرا كه در پرتو نور وحى و كلمات معصومين (ع) گام برنداشتهاند؛ لذا در تاريكى جهل به بيراهه رفتهاند و اگر به توصيه اميرمؤمنان على (ع) عمل مىكردند نه قائل به تعطيل بودند و نه قائل به تشبيه؛ بلكه به معرفت اجمالى كه در جملههاى بعد همین خطبه آمده است قناعت مىكردند و براى اين كه از هرگونه خطا مصون بمانند گوش جان به آيات قرآن و كلمات معصومين (ع) بسپارند و تنها به اوصافى ايمان داشته باشند كه در اين بيانات آمده و چيزى از عقل خود بر آن نيفزايند كه پاى عقل در اين وادى لنگ است. يا به تعبير دقيقتر، عقل بىكمك وحى و بدون هدايتهاى آن در شرح صفات خدا ناتوان است و اين وادى را بى همرهی خضر نتوان طی كرد كه ظلمات است و بايد از خطر گمراهى ترسيد:
طىّ اين مرحله بى همرهى خضر مكن
ظلمات است بترس از خطر گمراهى!
به هر حال منظور از علمی که امام (ع) ازآن نهی فرموده است این است که، از فرو رفتن در عمق اسرار نهانى شناخت ذات و صفات خداوند است که آن سائل را بخاطر سقوط در تشبیه و تعطیل بر حذر داشته.(3)
پی نوشت ها:
1. شوری(42) آیه11.
2. طه(20) آیه 110.
3- مکارم شیرازی، پيام امام اميرالمؤمنين عليهالسلام، ج4، ص 43.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد