کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه
صفات خدا عین ذات خدا؟
اولا باید به این امر توجه داشته باشید که حقیقت ذات و صفات الهی بر کسی روشن نیست. در بهترین شرائط نمی توان به تصویر روشن و واضحی از آنها رسید اما این به معنی دست کشیدن از تلاش فکری برای درک مقدار ممکن این حقایق نیست .
در خصوص عینیت ذات وصفات در خداوند حقیقت امر آن است که خداوند یک ذات یگانه ویکپارچه وبدون هرگونه جزئی است؛ یعنی به اصطلاح بسیط است .
آنچه در خداوند وجود دارد تنها ذات الهی است وصفات آن گونه که می شناسیم- یعنی آن گونه که بتوان آن را از یک موجود به صورت جدا تصور کرد وآن را از او گرفت یا به او داد - در مورد خداوند معنا ندارد. ذات خداوند به تنهایی در اوج کمال است ؛یعنی هرآنچه خیر وکمال ونیکی به حساب آید، در او وجود دارد . ازاین دارایی به «صفت داشتن» یاد می کنیم ومی گوییم مثلا خداوند دارای صفت قدرت است در حالی که هرچه هست در خود ذات خداست، نه جدا و غیر از او، پس هر صفتی که برای خدا برشمردیم ، یک مفهوم ذهنی بود که از نهایت کمال بودن ذات خداوند به دست آوردیم ،نه چیز دیگری و این یعنی عینیت صفات با ذات .
پس در واقع صفاتی حقیقی و مجزا برای خداوند قائل نشدیم .
ممکن است این تعبیر از امیرالمؤمنین: «کمال التوحید له نفی الصفات عنه؛ نهایت وبالاترین درجه توحید ،نفی کردن هر صفتی از خداوند است»(1)اشاره به همین مطلب باشد .
اگر بخواهیم این عینیت وعدم انفکاک را در قالب مثالی بیان کنیم می توان گفت :فرض کنید صفت علم برای یک انسان قابل جدایی از اوست مثلا آدمی ممکن است در برهه ای از عمر خود عالم نباشد مثلا در کودکی یا پیری اما وصف انسان بودن از او قابل جدا شدن نیست و تا زمانی که زنده است این صفت را دارد ؛ در واقع انسان بودن او چیزی غیر از ذات او نیست . ولی در خداوند این طور نیست و علم او از ذات او جدا نیست بلکه تمام ذات او علم است و این طور نیست که ذاتی داشته باشد و علمی ،و این دو غیر از هم باشد .
معتقدیم که از نظر مفهمومی بین صفات و ذات تغایر وجود دارد ولی از نظر مصداق و خارج بین این دو اتحاد و یگانگی وجود دارد.
پی نوشت :
1)نهجالبلاغه، خطبه اوّل.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد