قرآن در وصيتنامه امام خمينى (ره)
«و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة» (7) [ابراهيم، 26]. در اين سوره پس از آيات مذكور،به نحو استيناف، سخن از كسانى مىرود كه نعمتخدا را از روى كفر دگرگون كردندو قوم خود را به هلاكت كشاندند:
المتر الى الذين بدلوا نعمة الله كفرا و احلوا قومهمدار البوار[ابراهيم] نتيجه بارز،دگرگون ساخت نعمتخدا و ورود به خانه هلاكت، همان مصائبى است كه شمهاىاز آن در آغاز وصيت نامه آمده است.
ايشان مىنويسد: «از جمله مسائل اسفانگيزى كه بايد براى آن خون گريهكرد»[1] عقب زدن «مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق است كه سراسر قرآنكريم را از پيامبر صلى الله عليه و آله دريافت كرده بودند»[11].
روايات متعدد معصومينعليهم السلام نيز بر تطبيق آيههاى فوق يعنى شجره خبيثه و نيزتبديل نعمت الهى بر دشمنان اهل بيتبه ويژه بنى اميه تاكيد مىكند[12].
6.2. توبيخ خداوند در سوره توبه نسبتبه برخى اصحاب پيامبر
امام (ره) كه همواره توجه به مردم را سر لوحه انديشه و عمل مبارك خويش داشتند،در بخشى از وصيت نامه، امتخود را برتر از ملتحجاز در عهد رسول اللهصلى الله عليه وآله وسلم بهدليل بهانهجويىهاى آنان در برابر امر حق مىشمارد و در اين باره به توبيخ الهى درمورد آنان در سوره توبه اشارهاى تلميحوار مىكند و مىگذرد.
برخى از آيات سوره توبه كه متضمن اين عقاب و توبيخ شديد است و در آخر بهبرخى از آنان وعيد جهنم مىدهد بدين قرار است:
و لو ارادوا الخروج لاعدوا له عدة ولكن كره الله انبعاثهم فثبطهم و قيل اقعدوا معالقاعدين لو خرجوا فيكم مازادوكم الا خبالا و لاوضعوا خلالكم يبغونكم الفتنة وفيكم سماعون لهم والله عليم بالظالمين لقد ابتغوا الفتنة من قبل و قلبوا لك الامورحتى جاء الحق و ظهر امر الله و هم كارهون و منهم من يقول ائذن لى و لا تفتنى الافى الفتنة سقطعوا و ان جهنم لمحيطة بالكافرين[توبه، 46 - 49]:(و اگر [به راستى]اراده بيرون رفتن داشتند، قطعا براى آن ساز و برگى تدارك مىديدند، ولىخداوند راه افتادن آنان را خوش نداشت; پس ايشان را منصرف گردانيد و [بهآنان] گفته شد: «با ماندگان بمانيد». اگر با شما بيرون آمده بودند جز فساد براىشما نمىافزودند و به سرعتخود را ميان شما مىانداختند و در حق شمافتنهجويى مىكردند و در ميان شما جاسوسانى دارند [كه] به نفع آنان [اقداممىكنند] و خدا به [حال] ظالمان داناست. در حقيقت، پيش از اين [نيز] در صددفتنهجويى بر آمدند و كارها را بر تو وارونه ساختند، تا حق آمد و امر خداآشكار شد، در حالى كه آنان ناخشنود بودند و از آنان كسى است كه مىگويد:«مرا [درماندن] اجازه داد به فتنهام مينداز» هشدار، كه آنان خود به فتنهافتادهاند، و بى ترديد جهنم بر كافران احاطه دارد).
6.3. تعابير قرآنى ديگر
1 - امام از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله وسلم با اين تعابير قرآنى ياد مىكند: حضرت بقية الله [13]: بقية اللهخيرلكم ان كنتم مؤمنين (8) [هود، 86]، خاتمالنبيين [14]: ولكن رسول الله و خاتمالنبيين[احزاب، 30]، رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در موارد فراوان: ولكن رسول الله و خاتمالنبيين[احزاب، 40].
گفتنى است تركيب «بقية الله» در قرآن در شان امام عصرعليه السلام نازل نشده است، لكنتعبير و اصطلاحى است قرآنى كه حضرت بدان ملقب گشتهاند و امام (ره) نيز از ميانالقاب و صفات حضرت، اين تعبير قرآنى را برگزيده است.
2 - رها كردن بشر از تمام اغلال و بردگىها [15]: و يضع عنهم اصرهم و الاغلالالتى كانت عليهم (9) [اعراف، 157].
3 - و بيده ملكوت كل شىء (10) ،[يس، 83]،[16].
4 - وسواس خناسان [17]: من شرالواسواس الخناس (11) [ناس، 4].
5 - صراط مستقيم [18]: و انك لتهدى الى صراط مستقيم (12) [شورى، 52].
6 - ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم (13) [محمدصلى الله عليه وآله وسلم، 7]،[19].
7 - لقاء الله [20]: من كان يرجو لقاء الله فان اجل الله لآت (14) [عنكوبت، 4].
8 - ارحم الراحمين [21]: و هو ارحم الراحمين (15) [يوسف، 92].
9 - مفسد فى الارض [22]: مفسدون فى الارض (16) [كهف، 94].
10 - انا لله و انا اليه راجعون (17) [بقره، 156]، [23].
11 - يا ليتنا كنا معكم فنفوز فوزا عظيما[24]: يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزاعظيما (18) [نساء، 73].
12 - ان شاء الله در موارد فروان: و لا تقولن لشىء انى فاعل ذلك غدا الا ان يشاءالله (19) [كهف، 23 و 24].
13 - اولياء الله الا ان اولياء الله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون (20) [يونس، 62].
14 - وليده علم الاسماء [26]: و علم آدم الاسماء كلها (21) [بقره، 31].
برخوردارى انسان از توانايى نيل به درجاتى نظير علم الاسماء و قاب قوسيناوادنى [نجم، 9]، موضوعى است كه نظر حضرت امام (ره) را بسيار به خود جلب كردهاست. همچنان كه مطلع يكى از اشعار ايشان نيز بيت زير است:
گر تو آدمزاده هستى علم الاسماء چه شد قاب قوسينات كجا رفته است اوادنى چه شد[27]
تنها وجود چنين آرمانهايى است كه مىتواند از يك انسان، اين همه مجاهدت وكوشش بيافريند. حضرت امام (ره) اين آرمان را براى فرد و جامعه مىخواست;
همچنان كه حكومت الهى را [تنها] يكى از آرمانهاى قرآن كريم مىدانست [28] وبراى نيل به چنين آرمانى او را از هرگونه انانيت و سستى و كاستى باز داشت و بهمرتبهاى رساند كه كلامى جاويد و گهربار را در پايان وصيت نامه بر قلم جارى سازدو ما همان را نيز مسك الختام اين مقال قرار مىدهيم.
15 - «با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضلو رحمتخدا از خدمتخواهران و برادران مرخص و به سوى جايگاه ابدى سفرمىكنم» كه اشاره به چنين آياتى است: «يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضيةمرضية» [فجر ، 27 و 28] و نيز «الا بذكر الله تطمئن القلوب»[رعد، 27]. اين سخنى است كهتاكنون هيچ يك از رهبران سياسى غير از معصومين نتوانسته استختام عملكردخويش قرار دهد (22) .
منابع
1. خمينى (امام): وصيت نامه حضرت امام خمينى، چ1، قم، انتشارات صحفى، 1368ش، مقدمه، ص15.
2. همو; حكومت اسلامى، بى چا، بى جا، بى تا، ص116 و 117 و حر عاملى، محمد بن حسن; وسايل الشيعه،ط5، بيروت، دار احياء التراث العربى، بى تا، ج18، ص98.
3. همو; وصيت نامه، مقدمه، ص5.
4. همان، ص26.
5. همان، مقدمه، ص9.
6. همان، ص43.
7. همان، ص40.
8. همان، ص42.
9. طباطبايى، سيد محمد حسين; الميزان، بى چا، قم، انتشارات جامعة المدرسين، بى تا ج1، مقدمه، ص12.
10. خمينى (امام)، پيشين، مقدمه، ص3.
11. همان، ص5.
12. بحرانى، سيد هاشم، البرهان فى تفسير القرآن، بى چا، قم بى تا، ج2، ص 310 - 13312. خمينى (امام)، پيشين، مقدمه، ص11.
14. همان، ص14.
15. همان، ص7.
16. همان، ص11.
17. همان.
18. همان، متن، ص20.
19. همان.
20. همان، ص34.
21. همان، ص37.
22. همان، ص41.
23. همان، ص44.
24. همان، ص46.
25. همان، ص14.
26. همان.
27. همو; ديوان امام خمينى، چ3، قم، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1373ش، ص94.
28. همو; وصيت نامه، پيشين، مقدمه، ص4.
پی نوشت:
1) اى فرستادگان، از پاكيزهها بخوريد و عمل صالح انجام دهيد. من به آن چه مىكنيد دانايم و در حقيقتاين متشماست كه امتى يگانه است و من پروردگار شمايم، پس در برابر من تقوا داشته باشيد.
2) و اين ذكرى است مبارك كه فرو فرستادهايم، آيا آن را منكريد؟!
3) مىخواهند طاغوت را حاكم ميان خويش قرار دهند حال آن كه امر شده بودند بدان كفر بورزند.
4) ملا»قوم فرعون گفتند: بى شك اين ساحرى كاردان است.
5) و «ملا» قوم فرعون گفتند: آيا موسى و قومش را وا مىگذارى تا در زمين فساد كنند و [آنان نيز] تو وخدايانت را واگذارند؟ گفت: به زودى پسرانشان را مىكشيم و زنانشان را زنده مىگذاريم و ما بر آنان[غالب] و قاهريم.
6) به برخى ايمان مىآوريم و به برخى ديگر كفر مىورزيم.
7) و مثلكلمه خبيث، همانند شجره خبيث است.
8) باقيمانده خدا براى شما بهتر است اگر مؤمن هستيد.
9) و ميثاقهاى سنگين و اغلالى را كه بر آنان بوده، از آنان فرو مىگذارد.
10) و ملكوت هر چيز به دست اوست .
11) از شر وسوسهگر همواره پنهان شونده.
12) و بدون شك تو به سوى صراطى مستقيم هدايت مىكنى.
13) اگر خدا را يارى كنيد، شما را يارى مىكند و گامهاى شما را استوار مىگرداند.
14) هر كس به لقاى خدا اميد دارد، پس [بداند] كه قطعا اجل خدا آينده است.
15) و او ارحم الراحمين است.
16) فساد كنندگان در زمين.
17) ما براى خداييم و به سوى او بازگشت كنندهايم.
18) كاش با آنان بودم و به فوزى عظيم نائل مىگشتم.
19) و در مورد هيچ چيز مگو كه من فردا انجام دهنده آنم.
20) زينهار كه اولياء خدا را هيچ بيم و حزنى نيست.
21) و به آدم، تمامى اسماء را تعليم داد.
22) تا خداوند، صادقان را از صدقشان پرسد. او براى كافران عذابى دردناك آماده ساخته است.
منبع:گنجینه معرفت
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد