عزّت در قرآن

واژة عزت 92 بار در قرآن تكرار شده و يكي از اسماء حسني خداوند ‹‹عزيز›› است.
قرآن كريم تمام عزّت را تنها از آن خداوند مي‌داند ‹‹ولله العزه جميعاً››[7] و عزيز واقعي را فقط خدا مي‌نامد و بس؛ زيرا تنها موجود قاهر و شكت‌ناپذير اين عالم كه مقهور چيزي نمي‌شود، فقط خداوند است؛ وساير مخلوقات بخاطر فقر ذاتي و محدوديتشان قابل شكست مي‌باشند. و چون تمامي عزت از آن اوست، لذا همة مخلوقات مي‌بايست مقام عزت را تنها از او مطالبه نمايند تا سهمي از عزت نصيب آنان نمايد. (من كان يريد العزّه فلله العزه جميعاً) همان‌طوري كه همين كار را با ايمان‌آورندگان انجام داده و سهمي از عزّتش را به آنان عطا فرمود: ‹‹ و للّه العزه و لرسوله و للمؤ منين))[8] عزت خاص خداوند و رسول او و مؤمنين است. اگر پيامبر و مؤمنين عزيزند، اين عزت را در پرتو عزت خداوند كسب نموده‌اند؛ زيرا بندگي و اطاعت از خداوند عزيز، عزّت‌آفرين است. لذا در حديثي از پيامبر اكرم نقل شده است كه فرمود: ‹‹ ان ربكم يقول كل يوم انا العزيز، فمن اراد عزّ الدارين فليطع العزيز››[9]پروردگار شما همه روزه مي‌گويد: منم عزيز و هر كس عزت دو جهان خواهد، بايد اطاعت عزيز كند.
در آية ديگري نيز عزّت و ذلّت انسان را به دست خدا مي‌داند و مي‌فرمايد: ‹‹الذين يتّخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنين ايبتغون عندهم العزه فانّ العزّه للّه جميعا››[10]آنان كه به جاي مؤمنين، كفار را وليّ و دوست خود برمي‌گزينند و عزت خود را در نزد آنها جستجو مي‌كنند، اين را بدانند كه عزّت تنها به دست اوست.
عزت حقيقي و جاودانه، عزت خداوند و پيامبر و مؤمنان است. و عزّتي كه كافران از آن بهره‌مندند، ‹‹ تعزّز›› است نه عزت؛ يعني در حقيقت ذلت و خواري است. چنانچه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ‹‹كلّ عزّ ليس باللّه فهو ذلّ››[11] هر عزتي كه از خدا نيست ذلت است. 
و در آية ديگر راه دستيابي به عزت و نيز راه ذلّت و زبوني را بيان فرمود: ‹‹من كان يريد العزّه فللّه العزه جميعا اليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصالح يرفعه››[12] راه عزت تنها ايمان و عمل صالح است و غير از اين راه، ذلّت و خواري است: ‹‹ان الذين اتخذوا العجل سينالهم غضب من ربّهم و ذلّه في الحيوه الدنيا››[13]لذا بني‌اسرائيل را كه از راه ايمان و عمل صالح فاصله گرفته‌اند، به عنوان افرادي كه ذليل شده‌اند نام مي‌برد: ‹‹ضربت عليهم الذّله و المسكنه››[14]
پس هر كس كه از راه عبوديت و بندگي خدا عزت را جستجو نمايد، قطعاً به عزت حقيقي دست خواهديافت. ‹‹فانّه قد تكفّل با عزاز من اعزّه››[15]خداوند عزت بخشيدن هر كه او را عزيز دارد بر عهده گرفته است. 
اساساً فرهنگ قرآني انسان مسلمان را از پذيرفتن هر نوع ذلّت و خواري، تسليم فرومايگان شدن، اطاعت از كافران و فاجران نهي مي‌كند؛ تا آنجا كه حتّي در فقه ما، يكي از موارد جواز تيمّم با وجود آب، آنجاست كه اگر انسان بخواهد از كسي آب بگيرد، همراه با منّت، ذلت و خواري باشد، در اينجا نمازگزار مي‌تواند بجاي وضو تيمّم نمايد تا ذلّت طلب آب از ديگري را تحمل نكند.[16]
اگر در قرآن كريم، تمسخر و تحقير ديگران، فحش و ناسزاگويي، منّت گذاشتن و امثال آن ممنوع اعلام شده است، همه براي آن است كه عزّت و كرامت انسانها در هم نشكند. و اين كه بر اساس آداب اسلامي انسان مسلمان حق ندارد نقاط ضعف، عيوب و گناهان خود را نزد كسي افشا و اظهار نمايد، بخاطر حفظ عزّت نفس است.
اگر قرآن مي‌فرمايد عزّت خواستن از غير خدا ممنوع است (ايبتغون عندهم العزّه) و نيز تعريف و تمجيد ستمگران از گناهان كبيره شمرده شده است، بخاطر اين است كه افراد ناشايست عزيز نشوند و افراد شايسته ذليل نگردند.
در بينش اسلامي ريشة همة زشتي‌ها، ستمگري‌ها، تبهكاري‌ها و گناهان ‹‹ذلّت نفس›› معرفي شده و بهترين راه اصلاح اين امور نيز عزت بخشي به جامعه اسلامي و عزت‌آفريني در افراد جامعه است. امام علي (علیه السلام) مي‌فرمايد: ‹‹من هانت عليه نفسه فلاترج خيره››[17]كسي كه گرفتار پستي و ذلت نفس باشد، به خيرش اميدي نداشته‌باش. و امام صادق (علیه السلام) در روايتي فرمود: ‹‹ان اللّه تبارك و تعالي فوّض الي المؤمن كلّ شيي الّا اذلال نفسه››[18] خداوند همة امور را به خود مؤمن واگذار نمود جز آنكه خود را به ذلت و خواري بكشاند.
لازم به ذكر است كه در فرهنگ قرآن عزّت بر دو گونه است:
الف- عزت ممدوح و شايسته، چنانكه ذات پاك خدا را به عزيز توصيف مي‌كنيم.
ب- عزت مذموم و آن نفوذناپذيري در مقابل حق و تكبّر از پذيرش واقعيات مي‌باشد، و اين عزّت در حقيقت ذلّت است!
و اذا قيل لهم اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبهم جهنم و لبئس المهاد. (بقره / 206)
قرآن براي بيدار ساختن اين مغروران غافل، از تاريخ و سرنوشت اقوام متكبر مثال مي‌آورد (و كم اهلكنا من قبلهم من قرن).[19]