مفهوم شناسی
تبلیغ، واژه ای عربی از باب تفعیل و معنی لغوی آن، رساندن و رسانیدن است. (المفردات فی الالفاظ القرآن، راغب اصفهانی، ص ۱۴۴) در اصطلاح نیز شاید بلیغ ترین تعریف در این زمینه رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب، به منظور اقناع و برانگیختن احساسات وی به سود یا بر ضد یک موضوع باشد. (دانشنامه جهان اسلام، الویری، ج ۶، ص ۴۴) آن چه در این نوشتار منظور نظر است، تبلیغ دین است که عبارت است از رساندن پیام الهی به عنوان یک تکلیف اسلامی و محتوای پیام عبارت است از رسالت و دستورات آسمانی با هدف اتمام حجت و هدایت انسان ها به سوی کمال، که به دور از هرگونه تحریف و خلاف گویی صورت می پذیرد. (ره توشه مبلغ ویژه حج، رهبر، ص ۴۱) بحث فطرت و دین از مسائل مهم دین پژوهان است. یک معنای فطرت، تطابق دین مخصوصاً ادیان آسمانی با سرشت و فطرت انسان است. یعنی دین بر حسب نیاز و تلازم ذاتی انسان بوده و نازل شده است. (پاسخ به شبهات کلامی، قدران قراملکی، ج ۱، ص ۱۹۱) در واقع منظور از فطرت، نحوه خاصی از آفرینش است که حقیقت انسان به آن نحو سرشته شده و جان انسانی به آن شیوه خلق شده است. (فطرت در قرآن، جوادی آملی، ص ۲۵۵)

دین و ارزش های آن زاده فطرت انسان است، پس راه و روش تبلیغ آن نیز برگرفته از فطرت است.

آسیب شناسی نیز به معنای شناخت ریشه ها، علل و عوامل آسیب ها و ضعف هایی است که در محتوا، روش ها و مخاطب شناسی تبلیغات دینی وجود دارد که ممکن است با اصل دین و معرفت دینی در تضاد قرار بگیرد و به دین ضربه بزند. (آسیب شناسی تبلیغات دینی، رستمی نیا، ص ۹۰-۹۱ )
دین و ارزش های آن زاده فطرت انسان است، پس راه و روش تبلیغ آن نیز باید برگرفته از فطرت باشد به گونه ای که بتوان بدون افزودن و منتقل کردن چیزی از بیرون، اقدام به استخراج معادن و بازکاوی آنها کرد.(اشاره به حدیث الناس معادن کالمعادن الذهب و الفضه، بحار، ۵۸،۶۵ و ۱۰۶) بر این اساس یکی از روشهایی که برای تبلیغ دین به کار گرفته می شود روش فطرت است.
فطرت انسانی در همه افراد بشر یکسان است. زبان مشترک، زبان فطرت است که هم همگانی، تغییرناپذیر و همواره ثابت و پایدار است.(تعاون و تبادل فرهنگی در قرآن و حدیث، حق پناه، ص ۱۸۸) چنان که در قرآن به این امر تصریح شده است «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لایعلمون».(روم:۳۰) «پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدای تغییرپذیر نیست، این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمی دانند» و گاهی اوقات خطاب های فطری در قرآن وجود دارد که عمق وجود انسان را نشانه می رود و سعی در تنبه انسان می کند چنان که می فرماید: «أفی الله شک فاطر السماوات والأرض».(ابراهیم:۱۰)
قلمرو فطرت در سه حوزه دین یعنی احکام، عقاید و اخلاق گسترده است. از دیدگاه قرآن اصول معارف نظری و احکام از فطرت انسانی سرچشمه می گیرد. 

علامه طباطبائی: روش در افعال اختیاری انسان معنا پیدا می کند.

فطری بودن معارف دینی می تواند به این معنا باشد که این معارف مستقیماً از نهاد انسان ها برخاسته هر چند از وجود آن آگاه نباشند. با این همه فطرت، علت تامه اعتنا کردن انسان به چنین معرفت های فطری نیست، به این دلیل که انسان موجودی مختارست. روش فطرت نیز در حوزه دین از اکراه و اجبار به دور است اینجاست که سخن علامه مبنی بر این که روش در افعال اختیاری انسان معنا پیدا می¬کند، قابل درک است چرا که فطرت نیز به عنوان یک روش از این قاعده مستثنی نیست. (المیزان، طباطبایی، ج ۶، ص ۲۷۳)
بر این اساس انسان در برابر پیام های فطرت دو گونه عکس العمل می تواند داشته باشد چون دو گونه عامل در فطرت تأثیر دارند، عواملی که می توانند باعث شکوفایی فطرت یا ویرانگر آن باشند. در واقع اختیار انسان زمینه ساز این دو عکس العمل است. این تأثیرها در اصل واقعیت فطرت نیست، بلکه در ترتب آثار و نتایج عملی آن است. (المیزان، طباطبایی، ج ۶، ص ۲۷۳؛ فطرت و دین، ربانی گلپایگانی، ص ۸۵)