اصول قرآنی حاکم بر زندگی پیامبر اعظم(ص)
«كلمه" نسك" به معناى مطلق عبادت است، و لیكن بیشتر در ذبح و یا قربانیى كه به منظور تقرب به درگاه خداى سبحان ذبح مىشود استعمال شده است. در این آیه شریفه خداى تعالى به رسول گرامى خود را دستور مىدهد كه به مردم بگوید: او خودش به آنچه كه خداوند به سوى آن هدایتش كرده عمل مىكند. و منظور از این اعلام این است كه رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) از تهمت دورتر شده و مردم بهتر دین او را تلقى به قبول كنند، چون یكى از نشانههاى راستگویى این است كه گوینده به گفتههاى خود عمل نموده و گفتارش با كردارش مطابقت داشته باشد، لذا مىفرماید: به مردم بگو كه من نماز و تمامى عبادات و زندگیم و جمیع شؤون آن از قبیل اعمال، اوصاف، فعلها و تركها كه مربوط به من است، و همچنین مرگم را با هر چه كه از امور آن مربوط به من است- و آن امور پس از مرگ است كه از زندگى دنیا سرچشمه مىگیرد».[3]
2-نشانه رحمت و برکت برای جهانیان:
«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ؛[انبیاء/107] و نفرستادیم تو را، جز آنكه مىخواستیم به مردم جهان رحمتى ارزانى داریم». رحمت به معنای رقت ودل سوزی و نیز به معنای عطوفت و مهربانی معرفی شده است. رحمت درجات و مراتبی دارد که از آن مراتب قابلیت و استعداد است و مرتبه دیگر، فعلیت؛ مثل باران رحمت الهی که تمام قطره های آن قابلیت و شایستگی دارد که منشأ خیرات و برکات شود ولی بروز آثار این رحمت تنها در سر زمینی است که آماده و مستعد باشد، بنابراین هم می توان گفت که مام قطرات باران رحمت است و هم صحیح است که گفته شود که این قطرات در سر زمین مستعد و آماده مایه رحمت و برکت است، در خصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)می توان این چنین بیان داشت که ایشان بالقوه برای همه عالمیان مایه رحمت و برکت است، ولی این رحمت بالفعل مخصوص مؤمنان است.[4]
3-پیامبری مهربان و دلسوز به هدایت امت:
از جمله اصول قرآنی و اخلاقی حاکم بر زندگی پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) رفتار شفقت گونه و مهربانانه با امت بود، پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) برای هدایت و راهنمایی امت خود و برای نجات ایشان از منجلاب گناه و بد رفتاری های اخلاقی از هیچ گونه تلاش و کششی دریغ نفرمودند، ایشان حریص به هدایت امت خود بودند، و سختی های این راه را به جان خریده بودند از اینرو خداوندمتعال در توصیف ایشان می فرماید: « َقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم؛[توبه/128] هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج مىدهد بر او گران مىآید. سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است».
4- پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) در اوج صداقت و راستی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) در اوج صداقت و رستی زندگی کردند به طوری که حتی دشمنان و مشرکان مکه نیز حضرت را به صداقت و امانت داری می شناختند، در توصیف ایشان می توان این چنین بیان داشت که رسول گرامی (صلی الله علیه واله) تمام مراحل و مراتب زندگی خود را با صادقت و راستی آمیخته بود از اینرو قرآن کریم از زبان و در مدح ایشان می فرماید: « وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیرا؛[اسراء/80] بگو: اى پروردگار من، مرا به راستى و نیكویى داخل كن و به راستى و نیكویى بیرون بر، و مرا از جانب خود پیروزى و یارى عطا كن». صدق، بهترین وصف و حالت یك كار و یك شخص در آغاز و انجام آن است. چه بسا كارهایى كه آغاز غیر صادقانه دارد و با قصد ریا، سمعه، فریب، برترىجویى و مانند آن شروع مىشود، یا آغازى صادقانه دارد، ولى پایانى آمیخته به غرور، عُجب، منّت، حبط و سوء عاقبت پیدا مىكند و بركات آن محو مىشود. رمز شكست بسیارى از حركتها، نبود صداقت در آنها و قطع امداد الهى از آن است.[5]
5-ساده زیستی و پرهیز از تجمل و دنیا گرایی:
ساده زیستی و پرهیز از زرق و برق و تجملات دنیوی، یکی از بارزترین اصولی است که رسول خدا(صلی الله علیه و اله) در زندگی خویش رعایت می فرمودند. اصولاً به هر اندازه روح و شخصیت انسان بزرگ باشد، به هان اندازه از تجملات و جلوه های دنیوی دوری می گزیند، شهید مطهری در این باره می گوید: «مقید شدن به زندگی متکفلانه، ناشی از کوچکی روح و نداشتن شخصیت است، یعنی بعضی افراد در خود قیودی قائل می شوند تا در نظر دیگران اثبات شخصیت کرده باشند»[6] در منابع روایی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) نقل شده است« ای عایشه دنیا برای محمد سزاوار نیست، ای عایشه خداوند تبارک و تعالی از پیامبران اولوالعزم راضی نمی شود مگر در صورت صبر در مکروهات دنیا و محبوبات آن و خداوند به من فرموده است که صبر کن؛ همچنان که پیامبران اولوالعزم صبر کرده اند...»[7]
سخن آخر: هر انسانی در مراحل زندگی خویش، برای این که دچار حیرت و نشود، احتیاج به راهبر و الگوی شایسته دارد؛ انتخاب رسول خدا(صلی الله علیه و اله) به عنوان الگو، به قدری ضروری دارد که تأسی به او از واجبات شمرده شده است.[8]
پی نوشت:
[1]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی: ص18.
[2]. تفسیر نمونه، ج17، ص242.
[3]. ترجمه المیزان، ج7، ص543.
[4]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی، ص18: به نقل از تفسیر نمونه: ج8، ص17.
[5]. تفسیر نور، ج7، ص107.
[6]. شهید مطهری حکمت ها و اندرزها: ص103.
[7]. ابی الشیخ، اخلاق النبی وادابه: ص 294.
[8]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی، ص18: به نقل از تفسیر نور الثقلین: ج4، ص255.
2-نشانه رحمت و برکت برای جهانیان:
«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ؛[انبیاء/107] و نفرستادیم تو را، جز آنكه مىخواستیم به مردم جهان رحمتى ارزانى داریم». رحمت به معنای رقت ودل سوزی و نیز به معنای عطوفت و مهربانی معرفی شده است. رحمت درجات و مراتبی دارد که از آن مراتب قابلیت و استعداد است و مرتبه دیگر، فعلیت؛ مثل باران رحمت الهی که تمام قطره های آن قابلیت و شایستگی دارد که منشأ خیرات و برکات شود ولی بروز آثار این رحمت تنها در سر زمینی است که آماده و مستعد باشد، بنابراین هم می توان گفت که مام قطرات باران رحمت است و هم صحیح است که گفته شود که این قطرات در سر زمین مستعد و آماده مایه رحمت و برکت است، در خصوص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله)می توان این چنین بیان داشت که ایشان بالقوه برای همه عالمیان مایه رحمت و برکت است، ولی این رحمت بالفعل مخصوص مؤمنان است.[4]
3-پیامبری مهربان و دلسوز به هدایت امت:
از جمله اصول قرآنی و اخلاقی حاکم بر زندگی پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) رفتار شفقت گونه و مهربانانه با امت بود، پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم) برای هدایت و راهنمایی امت خود و برای نجات ایشان از منجلاب گناه و بد رفتاری های اخلاقی از هیچ گونه تلاش و کششی دریغ نفرمودند، ایشان حریص به هدایت امت خود بودند، و سختی های این راه را به جان خریده بودند از اینرو خداوندمتعال در توصیف ایشان می فرماید: « َقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم؛[توبه/128] هر آینه پیامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج مىدهد بر او گران مىآید. سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است».
4- پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) در اوج صداقت و راستی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله و سلم) در اوج صداقت و رستی زندگی کردند به طوری که حتی دشمنان و مشرکان مکه نیز حضرت را به صداقت و امانت داری می شناختند، در توصیف ایشان می توان این چنین بیان داشت که رسول گرامی (صلی الله علیه واله) تمام مراحل و مراتب زندگی خود را با صادقت و راستی آمیخته بود از اینرو قرآن کریم از زبان و در مدح ایشان می فرماید: « وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصیرا؛[اسراء/80] بگو: اى پروردگار من، مرا به راستى و نیكویى داخل كن و به راستى و نیكویى بیرون بر، و مرا از جانب خود پیروزى و یارى عطا كن». صدق، بهترین وصف و حالت یك كار و یك شخص در آغاز و انجام آن است. چه بسا كارهایى كه آغاز غیر صادقانه دارد و با قصد ریا، سمعه، فریب، برترىجویى و مانند آن شروع مىشود، یا آغازى صادقانه دارد، ولى پایانى آمیخته به غرور، عُجب، منّت، حبط و سوء عاقبت پیدا مىكند و بركات آن محو مىشود. رمز شكست بسیارى از حركتها، نبود صداقت در آنها و قطع امداد الهى از آن است.[5]
5-ساده زیستی و پرهیز از تجمل و دنیا گرایی:
ساده زیستی و پرهیز از زرق و برق و تجملات دنیوی، یکی از بارزترین اصولی است که رسول خدا(صلی الله علیه و اله) در زندگی خویش رعایت می فرمودند. اصولاً به هر اندازه روح و شخصیت انسان بزرگ باشد، به هان اندازه از تجملات و جلوه های دنیوی دوری می گزیند، شهید مطهری در این باره می گوید: «مقید شدن به زندگی متکفلانه، ناشی از کوچکی روح و نداشتن شخصیت است، یعنی بعضی افراد در خود قیودی قائل می شوند تا در نظر دیگران اثبات شخصیت کرده باشند»[6] در منابع روایی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) نقل شده است« ای عایشه دنیا برای محمد سزاوار نیست، ای عایشه خداوند تبارک و تعالی از پیامبران اولوالعزم راضی نمی شود مگر در صورت صبر در مکروهات دنیا و محبوبات آن و خداوند به من فرموده است که صبر کن؛ همچنان که پیامبران اولوالعزم صبر کرده اند...»[7]
سخن آخر: هر انسانی در مراحل زندگی خویش، برای این که دچار حیرت و نشود، احتیاج به راهبر و الگوی شایسته دارد؛ انتخاب رسول خدا(صلی الله علیه و اله) به عنوان الگو، به قدری ضروری دارد که تأسی به او از واجبات شمرده شده است.[8]
پی نوشت:
[1]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی: ص18.
[2]. تفسیر نمونه، ج17، ص242.
[3]. ترجمه المیزان، ج7، ص543.
[4]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی، ص18: به نقل از تفسیر نمونه: ج8، ص17.
[5]. تفسیر نور، ج7، ص107.
[6]. شهید مطهری حکمت ها و اندرزها: ص103.
[7]. ابی الشیخ، اخلاق النبی وادابه: ص 294.
[8]. سیره رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم)، زهرا عبد اللهی، ص18: به نقل از تفسیر نور الثقلین: ج4، ص255.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ ساعت 17:26 توسط اكبر احمدي
|
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد