((عبدالله بن صالح هروى )) گويد: در محضر امام رضا (عليه السلام ) بودم ، فرمود:
رحم الله عبدا احيا امرنا قال : كيف يحيى امركم ؟
قال : يتعلم علومنا ويعلمها الناس فان الناس لو عملوا محاسن كلامنا لا تبعونا.(1)
خداوند رحمت كند كسى كه امر ما (مكتب اهل بيت و تشيع ) را زنده كند. كسى پرسيد كه امر شما چگونه احيا مى شود؟
فرمود: معارف و علوم و فرهنگ ما را بايد بگيرند و آن را به ديگران بياموزند، زيرا اگر مردم خوبى ها و محاسن كلام ما را بشنوند و بشناسند، از ما خاندان رسالت پيروى خواهند كرد.
راى گويد: عرض كردم : اى فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى ما از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده اند كه فرمود:
من تعلم علما ليمارى به السفهاء، او يباهى به العلماء، او ليقبل بوجوه الناس اليه فهو فى النار.
((هر كسى علمى را به اين خاطر بياموزد كه با علم خود با افراد سفيه و احمق مجادله و ستيز كند، يا با علم خود بر دانشمندان افتخار كند، يا مردم را متوجه خود نمايد، مجازات چنين شخصى آتش دوزخ است )).
امام رضا (عليه السلام ) فرمود:
جدم راست گفت ، آيا مى دانى منظور از سفيهان در اين سخن چه كسانى هستند؟
عرض كردم : نه نمى دانم .
فرمود: منظور داستان سرايان مخالف ما هستند.
سپس فرمود: آيا مى دانى منظور از دانشمندان چه كسانى هستند؟
گفتم : نه اى فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ).
فرمود: منظور علماى آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) هستند كه خداوند اطاعت و دوستى از آنها را واجب كرده است .
سپس فرمود:
آيا مى دانى مردم را متوجه خود سازد چيست ؟
گفتم : نه ، نمى دانم .
فرمود: سوگند به خدا، منظور از آن ادعاى امامت بدون حق است .

بنابراين اگر كسى علم را به خاطر اين بياموزد كه با افراد سبك مغز از داستان سرايان مخالف ما، مجادله و ستيز نمايد و به دانشمندان آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) افتخار و برترى جويى كند و ادعاى امامت ناحق نموده و در پرتو علم خود، مردم را به سوى خويش فرا خواند، اهل دوزخ است . ولى اگر آموختن علم به اين خاطر نباشد، خدا او را رحمت نمايد، زيرا اين امر سبب زنده شدن ولايت و (استحكام ) شيوه و برنامه ما مى شود.(2)
سئل عن ابى الحسن الرضا (عليه السلام ): فى قوله تعالى : ((عم يتسائلون عن النباء العظيم الذى هم فيه مختلفون )) قال : امير المؤ منين (عليه السلام ): ما لله نباء اعظم منى وما لله آية اكبر منى ، وقد عرض فضلى على الامم الماضية على اختلاف السنتها فلم تقر بفضلى .(3)
از امام هشتم (عليه السلام ) در تفسير آيه كريمه : ((از چه مى پرسند، از خبر بزرگ كه خود در آن اختلاف مى كنند)).
فرمود: امير المؤ منين (عليه السلام ) فرمود: خدا را خبرى بزرگتر از من نيست و خدا هيچ نشانه اى بزرگتر از من ندارد. بدون ترديد برترى من بر امتهاى گذشته با اختلاف زبانها كه داشتند، عرضه شد و اقرار به فضليت من نكردند.
((ابراهيم بن عباس طولى )) گويد:
در محضر امام الرضا (عليه السلام ) بوديم ، آن حضرت فرمود: در دنيا نعمت حقيقى وجود ندارد، يكى از حاضران گفت : پس اينكه خداوند در قرآن مى فرمايد:
لتسئلن يومئذ عن النعيم .(4)
اين نعيم كه خداوند در قيامت از آن سؤ ال مى كند، چيست ؟
اين نعمت همان آب خنك است .
امام رضا (عليه السلام ) با صداى بلند فرمود:
اين شما هستيد كه اينگونه تفسير مى كنيد، بعضى از شما مى گوييد: منظور از ((نعيم )) در اين آيه ، آب خنك است و بعضى مى گوييد: منظور غذاى لذيذ است و عده اى گويند: منظور خواب خوشگوار است . ولى پدرم از پدرش امام صادق (عليه السلام ) نقل كرد كه همين سخنان در مورد تفسير ((نعيم )) در محضرش گفته شد. آن حضرت خشمگين گرديد و فرمود:
ان الله لا يساءل عباده عما تفضل به عليهم ولا يمن بذلك عليهم ، والامتنان بالانعام مستقبح من المخلوقين ، فكيف يضاف الى الخالق ما لا يرضى المخلوقون به ولكن النعيم : حبنا اهل البيت وموالاتنا يسئل الله عنه عباده بعد التوحيد والنبوة .(5)
همانا خداوند، بندگانش را در مورد آنچه كه به آنها تفضل و مرحمت فرموده ، بازخواست مى كند و به خاطر آن ، بر آنها منت نمى گذارد، منت نهادن در مورد نعمتهاى مادى از مخلوقات ، ناپسند است . پس چگونه رواست كه چنين كار ناپسندى به خدا نسبت داده شود؟ بلكه منظور از ((نعيم )): ((دوستى و ولايت ما خاندان رسالت )) است و خداوند در اين باره ، پس از مسئله توحيد و نبوت ، بندگانش را مورد سؤ ال قرار مى دهد.
من مات وليس له امام ، مات ميتة جاهلية ، فقلت له كل من مات وليس له امام مات ميتة جاهلية ؟ قال : نعم والواقف كافر والناصب مشرك .(6)
محمد بن اسماعيل گويد: امام رضا (عليه السلام ) فرمود:
هر كس بميرد و او را امام و رهبرى نباشد، به مرگ جاهليت مرده است .
من عرض كردم : هر كس بميرد و او را امام و رهبرى نباشد، به مرگ جاهليت مرده است ؟
فرمود: آرى ، و واقف كافر است و ناصب مشرك .
عن ابن الجهم قال : قلت للرضا (عليه السلام ) جعلت فداك الشتهى ان اعلم كيف انا عندك ؟ فقال : انظر كيف انا عندك .(7)
ابن جهم گويد: به امام رضا (عليه السلام ) گفتم ، فدايت شوم ، مى خواهم بدانم كه در نزد شما چه مقامى دارم ؟
حضرت فرمود: بنگر كه من در نزد تو چه مقامى دارم .
ان رجلا اتى ابا جعفر (عليه السلام ) فساءله عن الحديث الذى روى عن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) انه قال : من قال : لا اله الا الله دخل الجنة . فقال ابوجعفر (عليه السلام ) الخبر حق . فولى الرجل مدبرا فلما خرج امر برده ثم قال : يا هذا! ان للا اله الا الله شروطا! الا وانى من شروطها.(8)
از امام رضا (عليه السلام ) روايت شده است كه مردى محضر امام باقر (عليه السلام ) رسيد و از آن حضرت درباره حديثى كه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت شده كه آن حضرت فرموده است : هر كس كلمه مقدس ((لا اله الا الله )) بگويد، داخل بهشت مى شود.
سؤ ال كرد، حضرت امام باقر (عليه السلام ) فرمود: خبر راست است .
آن مرد برگشت و چون خارج شد، امام دستور داد، او را باز گردانند. فرمود:
اى مرد! ((لا اله الا الله )) داراى شرايطى است ، آگاه باش كه من از شروط آن مى باشم .

پی نوشت ها:
1-وسائل الشيعه ، جلد 18، ص 102.
2-عيون اخبار الرضا (عليه السلام )، جلد 1، ص 307.
3-مستدرك السفينه ، جلد 9، ص 504.
4-سوره تكاثر / آيه 8.
5-وسائل الشيعه ، جلد 16، ص 464.
6-بحارالانوار، جلد 23، ص 78.
واقفيه : گروهى از شيعيانند كه امامت را به امام موسى بن جعفر (عليه سلام ) ختم مى كنند.
نواصب : گروهى هستند كه به پيشوايان دين ، ناسزا مى گويند.
7-بحارالانوار، جلد 67، ص 54 - عيون اخبار الرضا (عليه السلام )، جلد 2، ص 50.
8-بحارالانوار، جلد 3، ص 13.