آغاز شب های قدر
چند سخن درباره شب قدر و اهمیت آن و بیان وظایف ما در این شب که درون مایه این نوشتار را شکل می دهد، می تواند قدمی برای آماده شدن برای ورود به این شب و دریافت فیض های تعالی بخش و زندگی ساز در آن باشد.
- ۱. کلیات سعدی، تصحیح: محمدعلی فروغی، ص163.
1. مفهوم شناسی شب قدر
درباره اینکه چرا به شب قدر، قدر، گفته اند، چند معنا نقل شده است:
1. بعضی برآنند که چون صاحب شرف و منزلت است و قرآنِ صاحب قدر، به وسیله ملک صاحب قدر بر رسول صاحب قدر برای امت صاحب قدر وارد شده است و لیلة القدرش می گویند.
2. بعضی گفته اند برای آن به این شب لیلة القدر می گویند که در این شب، امور مردم و اجل ها و ارزاق آنان تقدیر می شود.
3. برخی نیز گفته اند چون از کثرت فرشتگان در این شب، زمین تنگ می شود، به همین دلیل به آن قدر می گویند. چنان که در این آیه شریفه، واژه «قدر» به معنای تنگ بودن آمده است: «وَمَن قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ؛ و کسی که رزق او بر او تنگ شد.» (طلاق: 7)1 امام خمینی(ره) در توضیح این معانی یاد شده، می فرماید: «شاید لیلة القدر برای آن صاحب «قدر» شده است که شب وصال نبی اکرم و شب وصول عاشق حقیقی به محبوب خود است. .. و اما احتمال دیگر که لیلة القدرش گویند؛ چرا که در آن، تقدیر امور می شود؛ در این باره می گوییم: حقیقت «قضا» و «قَدر» و کیفیت آن و مراتب ظهور آن، از اجلّ و اشرف علوم الهیه است؛ و از باب کمال دقت و لطافت آن، غور در اطراف آن برای نوع مردم، مورد نهی قرار گرفته، موجب حیرت و ضلالت است. و از این جهت، این حقیقت را باید از اسرار شریعت شمرد و از بحث دقیق در اطراف آن، صرف نظر کرد. .. در این باره تنها به این نکته بسنده می شود که چون لیلة القدر، شب توجه تام ولی کامل و ظهور سلطنت ملکوتیه اوست، یعنی نفس شریف ولی کامل و امام عصر و قلب زمان، حضرت بقیة الله فی الارضین، سیدنا و مولانا و امامنا و هادینا، حجة بن الحسن العسکری (ارواحنا لمقدمه الفدا)، تغییرات و تبدیلات در عالَم طبع (ماده) واقع شود. پس، آن حضرت می تواند حرکت هر یک از جزئیات طبیعت را که بخواهد کندکند، و یا سریع کند، و هر رزقی را که خواهد توسعه دهد، و هر ذوقی را که خواهد تفتیش کند و البته این اراده، اراده حق است و سایه و شعاع اراده ازلیه و تابع فرامین الهیه است؛ چنانچه ملائکة الله نیز از خود، تصرفی ندارند، و تصرفات همه بلکه تمام ذرات وجود، در حقیقت، تصرف الهی و از سوی آن لطیفه غیبیه الهیة است.
و اما درباره معنای دیگر لیلة القدر، که گفته شد که لیلة القدرش گویند چون زمین از ملائکه تنگ شود؛ اعجوبه زمان، خلیل بن احمد رضوان الله علیه، چنین فرموده است. آنچه در این باره می تواند مورد بحث قرار گیرد آن است که از آنجا که ملائکة الله از سنخ عالَم طبیعت و مادیت نیستند؛ پس معنای تنگی زمین چیست؟ در پاسخ می گوییم: این یا از باب تمثل یافتن ملائکه است به صور مثالیه، و تنزّل آنهاست از عالَم غیب، به عالم مثال. در نتیجه، مقصود از تنگی زمین، تنگی ملکوت و باطن زمین است، نه همین زمین ظاهری یا از باب تمثّل مُلکی آنهاست در زمین؛ گرچه باز، این تمثل را چشم های طبیعی حیوانی نمی بیند. بالجمله، تضییق به اعتبار تمثلات «مثالیه» یا «مُلکیه» است».2
در معانی دیگر لیلة القدر، در تفسیر مجمع البیان آمده است: «ابوبکر وراق می گوید: بدان دلیل، شب قدر به این نام خوانده شد که هر کس حق آن شب را پاس دارد و شب زنده داری کند، صاحب مقام و منزلت می گردد و به باور برخی ها، این نام گذاری به خاطر پاداش بزرگ عبادت ها و برنامه های آن شب است».3
1. روح الله موسوی خمینی، آداب الصلوة، ص324.
2. روح الله موسوی خمینی، پرواز در ملکوت، ج2، برگرفته از صص 226 ـ 228 (با اندکی تغییر).
3. ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج16، ص1225.
2. تفسیر عرفانی لیلة القدر در بیان امام خمینی(ره) و صفی علیشاه
امام خمینی(ره) در تبیین عرفانی لیلة القدر می فرماید: «اینکه خداوند می فرماید: «وَمَا أَدْرَاک مَا لیلة القدر؛ و تو چه می دانی که شب قدر چیست»، این سخن برای تفخیم و تعظیم و بزرگی مطلب است و عظمت حقیقت لیلة القدر. با آنکه خداوند، متکلم است و کسی مانند رسول اکرم(ص) مخاطب است، با این وصف، مطلب [حقیقت لیلة القدر] به قدری با عظمت است که نمی توان آن را با الفاظ و حروف و کلمات، بازگو کرد. کانّه می فرماید: تو نمی دانی که لیلة القدر، چه حقیقت باعظمتی است؛ حقیقت آن را نتوان بیان نمود و حروف و کلمات، توانِ نمایاندن حقیقت آن را ندارند. به همین دلیل خداوند در اشاره به حقیقت لیلة القدر، تنها به خواص و آثار آن پرداخت، و فرمود: «لیلة القدر خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است»، چرا که بیان حقیقت لیلة القدر، ناممکن است و از اینجا می توان حدس قوی زد به اینکه حقیقت لیلة القدر و باطنش غیر از این صورت و ظاهر است. گرچه این صورت و ظاهر نیز با اهمیت و با عظمت است. .. و اگر ملاحظه حقیقت لیلة القدر شود، «اَلْف شهر» [هزار ماه]، ممکن است کنایه از جمیع موجودات باشد، به اعتبار آنکه «اَلْف» [هزار] عدد کامل است، و مراد از «شهر» [ماه]، انواع است. یعنی حقیقت محمدیه که انسان کامل است، از هزار نوع که جمیع موجودات باشد، بهتر است. و احتمال دیگر آنکه لیلة القدر، اشاره باشد به مَظْهر اسم اعظم؛ یعنی وجود تام و کامل محمدی(ص). و «الف شهر» [هزار ماه] عبارت باشد از مظهر اسماء دیگر. و چون از برای حق تعالی، هزار و یک اسم است، و یک اسم «مُسْتَأْثَر» [پنهان] در علم غیب است. از این جهت، لیلة القدر نیز مستأثر [و پنهان] است و لیلة القدر حقیقت محمدیه نیز اسم مستأثر است. از این جهت بر اسم مستأثر، کسی جز ذات مقدس حضرت رسول اکرم(ص) اطلاع پیدا نکند».1
صفی علیشاه نیز در تفسیر عرفانی لیلة القدر می نویسد: «آیا می دانی منظور از شب قدر که از هزار ماه بهتر است چیست؟ همان نسیم کوی یار است. .. به خصوص اگر که در چنین شبی از آن یار عزیز و محبوب علی الاطلاق این پیام برسد که خانه دل از خود و غیر، خالی کن و دوئیت را کنار بنه و بر درِسرای دل در انتظار باش تا با وارد آمدن حال یا خطابی که باعث بسط شود، خانه دلت را به تصرف درآورم و با تجلی خود، انوار اقبال را از افق ذات بر عالَم جانت بتابم».2
1. آداب الصلوة، صص 335 و 337 (با اندکی تغییر).
2. صفی علیشاه، شرح جامع تفسیر عرفانی و منظوم قرآن، به اهتمام: دکتر علی رضا منجمی، ج10، ص4782.
3. پنج تن، معانی باطنی لیلة القدر
در برخی روایات، از اهل بیت(ع) به منزله باطن و حقیقت لیلة القدر یاد شده است. چنان که در حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) در تفسیر «حم وَالْکتَابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیلَةٍ مُّبَارَکةٍ؛ حاء، میم. سوگند به کتاب روشنگر [که] ما آن را در شبی فرخنده نازل کردیم.» (دخان: 1 ـ 3) آمده است که «حم»، محمد(ص) است. و اما «کتاب مبین»، امیرالمؤمنین علی(ع) است و اما «لیلة»، فاطمه زهرا(س) است.1
در روایتی از امام باقر(ع) در این باره آمده است: «خانه علی و فاطمه، حجره رسول الله(ص) است و سقف خانه شان عرش رب العالمین. در انتهای خانه شان دریچه ای است که از آن تا عرش، پرده از معراج وحی برداشته شده و ملائکه، صبح و شام، هر ساعتی و هر لحظه با وحی بر آنان نازل می شوند و رشته فوج ملائکه ای که فرود می آیند، قطع نمی شود. گروهی فرود می آیند و دسته ای بالا می روند. همانا خداوند تبارک و تعالی برای ابراهیم از آسمان ها پرده برداشت تا آنکه عرش را دید و خدا به قوت دیده او افزود؛ و همانا خداوند بر قوت دیده محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین(ع) نیز بیفزود؛ چنان که عرش را مشاهده می کردند و جز عرش، سقفی برای خانه هایشان نمی دیدند؛ خانه هایشان به عرش رحمان، مسقّف است و معراج های ملائکه و روح در خانه های ایشان است؛ به اذن پروردگارشان مِنْ کلّ امرٍ سلام و آنها باطن لیلة القدرند».2
1. عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، تصحیح و تعلیق: سید هاشم رسولی محلاتی، ج4، ص623.
2. آداب الصلوة، صص 330 و 331، به نقل از: سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج4، ص487.
4. شگفت آور بودن «کیفیت بالای عبادت» در شب قدر
چنان که از اخبار استفاده می شود، چگونگی و ارزش عبادت در شب قدر، فوق العاده و موجب شگفتی انسان است. در این باره از رسول خدا(ص) نقل شده است که آن حضرت درباره یک نفر از اسرائیلیان، به نام شمسون، برای مسلمین، صحبت به میان آورد و تعریف کرد که او هزار ماه، سلاح پوشید و در راه خدا به جهاد پرداخت. مسلمین از این موضوع شگفت زده شدند و از پیامبر پرسیدند که ما چگونه می توانیم با این عمر کوتاه، همانند او باشیم؟! اینجا بود که آیه نازل شد که «لیلة القدر خَیرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر؛ شب قدر، بهتر از هزار ماه است.» این آیه به مسلمین فهماند که عبادت در یک شب قدر، از پوشیدن سلاحِ آن مرد و جهاد در هزار ماه، برتر و بالاتر است.
در این باره نیز نقل شده است که در میان قوم بنی اسرائیل، مردی بود که شب ها تا صبح به عبادت می پرداخت و روز با دشمنان دین تا به شب به جهاد می گذرانید و این عمل او هزار ماه طول کشید. خداوند این سوره قدر را نازل فرمود و تذکر داد که عمل یک شب قدر از این اعمال، بالاتر است. علی بن عروه می گوید: «چهار نفر در قوم بنی اسرائیل بودند که هشتاد سال خداوند را عبادت نمودند و کوچک ترین گناهی از آنها سر نزد. اینان عبارت بودند از: ایوب، زکریا، حزقیل بن عجوز و یوشع بن نون. اصحاب رسول خدا(ص) از این عبادت به شگفت آمدند تا اینکه جبرئیل آمد و سوره قدر را نازل کرد و خاطر نشان کرد که عبادت یک شب قدر، از این عبادت ها بالاتر است».1
- ۱. شرح جامع تفسیر عرفانی و منظوم قرآن، ج10، صص 4779 و 4780.
5. کیفیت گرایی در شب قدر
هرگاه که سخن از احیای شب قدر و انجام عبادت در آن به میان آورده می شود، ذهن انسان به طرف نماز و ذکر و تلاوت قرآن می رود و عبادت را به معنای امور یاد شده می گیرد، در حالی که عبادت، تنها در موارد یاد شده خلاصه نمی شود، بلکه عبادت های دیگری نیز وجود دارد که در برخی وقت ها، انجام آن، بسی ارزشمندتر از عبادت های یاد شده بوده، به مراتب از کیفیت بالاتری برخوردار می شود. مصداقی از این عبادت، کسب علم در شب قدر است. آیت الله جوادی آملی در این باره می گویند: «چندین هزار نفر، رسول خدا را درک کرده اند؛ اما همه آنها به یک طرف، علی بن ابی طالب(ع) یک طرف. دوازده هزار نفر صحابه پیامبر، حضرت رسول(ص) را دیدند، پای منبر آن حضرت سال ها نشستند، پشت سر حضرت، سال ها نماز خواندند، مجالس درس و بحث حضرت را مکرر دیدند، ولی هیچ یک از آنان به اندازه حضرت علی(ع) از آن حضرت استفاده نکرد. امیرالمؤمنین علی(ع) وقتی از مسافرتی برمی گشتند، به حضور رسول خدا(ص) بار می یافتند و می پرسیدند: چه آیه ای نازل شده و در چه زمینه ای هست، تفسیرش چیست یا اگر حضرت رسول(ص) نبود، وقتی از سفر برمی گشتند به دنبال امیر مؤمنان می فرستادند و می فرمودند در غیاب شما این آیه در این زمینه نازل شد و معنایش این است و خلاصه سخن از فراگیری همواره علم از رسول اکرم(ص) از سوی حضرت علی(ع) است. بر این اساس، در شب های قدر، چیزی بهتر از فراگیری علوم الهی، و گفتن و شنیدن معارف دین نیست. تشکیل یا شرکت در برنامه هایی مانند جلسه تفسیر یا حدیث یا احکام، که خود سعادت و توفیقی است، و اگر چنین برنامه ای نداشت، امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد و اگر نتوانست، لااقل ذکر بگوید. یکی از بهترین و مهم ترین کتاب های فقه امامیه، کتاب «جواهر» است که مؤلف بزرگوارش آن را در طی سی سال نوشت. در پایان این کتاب، مرقوم فرموده که خدای متعال همچنین مقرر کرد که امشب که شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است، این کتاب به پایان برسد. شب بیست و سوم که از تمام شب های ماه مبارک رمضان و از شب بیست و یکم و نوزدهم نیز افضل و برتر است، این فقیه نامور، مشغول نوشتن کتاب فقه بوده است. چیزی بالاتر از عالِم شدن و آگاه شدن نیست. علم است که زمینه ای برای رسیدن انسان به عقل می شود؛ انسان عاقل هم آسوده است و هرگز در عذاب نخواهد بود».1
- ۱. آیت الله جوادی آملی، حکمت عبادات، صص 157 و 158.
6. شب قدر، کدام شب از ماه رمضان است؟
شب قدر به طور دقیق و مشخص، معلوم نیست و در اینکه کدام شب از شب های ماه رمضان، شب قدر است، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. مرحوم شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان در این باره می نویسد: «دیدگاه درست این است که شب قدر در ده شب سوم ماه رمضان است. این دیدگاه را شافعی نیز برگزیده است.
از امیر مؤمنان نقل کرده اند که پیامبر گرامی، شب های دهه سوم ماه رمضان را به عبادت و نیایش به سحر می آورد و خاندانش را نیز به این سبک شایسته دعوت می نمود. و از امام صادق(ع) نقل شده است که پیامبر در دهه سوم ماه رمضان کمر همت را سخت می بست و از همسران خود خداحافظی می کرد و شب ها را تا سپیده دم به عبادت می گذراند. پس از روشن شدن این موضوع که شب قدر در میان شب های دهه سوم ماه خداست، اینک در این مورد که این شب مبارک، کدام یک از این شب هاست، محل بحث و گفت وگوست. به باور گروهی از جمله شافعی، شب قدر، شب بیست و یکم ماه رمضان است.
خدری از پیامبر اکرم(ص) آورده است که شب قدر را در دهه آخر ماه رمضان و در شب های طاق [فرد] بجویید. در روایت است که مردی به حضور پیامبر رسید و گفت: «من در خواب دیدم که شب قدر در میان هفت شب آخر ماه رمضان است.» آن حضرت فرمود: «خواب شما با شب بیست و سوم هماهنگی دارد؛ ازاین رو، هر کس از شما می خواهد شبی از شب های رمضان را شب زنده داری کند، شب بیست و سوم را برگزیند...».
امام باقر(ع) در پاسخ کسی که از شب قدر می پرسید، فرمود: «یکی از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم است.» راوی پرسید: «نمی خواهید تعیین فرمایید؟» فرمود: «نمی خواهید هر دو شب را عبادت کنید؟»
از ابوبصیر نقل شده است که: «به امام صادق(ع) گفتم: فدایت گردم، آن شبی که امید می رود شب قدر باشد کدام شب است؟ فرمود: یکی از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم. گفتم: اگر نتوانستم هر دو شب را شب زنده داری کنم، چه کنم؟ فرمود: آنچه توانستی از این دو شب را به نیایش و عبادت بپرداز. گفتم: سلیمان بن خالد آورده است که در شب نوزدهم ماه رمضان کسانی که باید در سال آینده برای شرکت در مراسم حج در مکه موفق شوند، مقدر می گردد. فرمود: نه تنها آنان که همه نیازها، خواسته ها، رزق ها، گرفتاری ها تا شب قدر آینده نوشته می شود. همه اینها را در شب بیست و یکم و بیست و سوم طلب نما، و در هر یک از این شب ها صد رکعت نماز بخوان و اگر توانستی تا سپیده دم دو بار غسل نما. گفتم: اگر نتوانستم چه کنم؟ فرمود: به هر صورتی که توانستی و هر عبادتی را که موفق شدی انجام بده؛ چرا که در ماه رمضان درهای آسمان گشوده می شود و شیطان ها به بند کشیده می شوند و عملکرد مردم با ایمان پذیرفته می شود. نیز در روایت آمده است که شخصی به نام «جُهَنی» به پیامبر گفت: خانه من از مدینه دور است، ازاین رو مرا به شبی که باید شب زنده داری نمایم هدایت کن تا به مدینه بیایم. پیامبر شب بیست و سوم را به او نشان داد».1
- ۱. مجمع البیان، ج16، برگرفته از صص 1227 ـ 1231.
7. اشاره ای به برخی فضیلت های شب قدر
رسول خدا(ص) فرمود: موسی گفت: «الهی من قرب تو را می خواهم.» فرمود: «قرب من از برای کسی است که بیدار باشد در شب قدر.» گفت: «الهی، رحمت تو را می خواهم.» فرمود: «رحمت من برای کسی است که رحم کند بر فقرا در شب قدر.» گفت: «خدایا من گذشتن از پل صراط را می خواهم.» فرمود: «این برای کسی است که تصدق کند به صدقه ای در شب قدر.» گفت: خدایا از درخت های بهشت و میوه های آن می خواهم.» فرمود: «این برای کسی است که تسبیح کند به. . در شب قدر.» گفت: «خدایا نجات می خواهم.» فرمود: «نجات از آتش؟» گفت: « آری». فرمود: «این برای کسی است که استغفار کند در شب قدر.» گفت: «خدایا رضای تو را می خواهم.» فرمود: «خشنودی و رضای من از برای کسی است که دو رکعت نماز بخواند در شب قدر».1
از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که فرمود: «درهای آسمان در شب قدر، گشوده شود، پس نیست بنده ای که نماز بخواند در آن، مگر آنکه خداوند برای او بنویسد از برای هر سجده ای درختی در بهشت است که اگر صد سال، سواری در سایه آن سیر کند، آن را تمام نکند و به هر رکعتی [رکوعی] خانه ای در بهشت از دُرّ و یاقوت و زبرجد و لؤلؤ، و به هر آیه ای تاجی از تا ج های بهشت، و به هر تسبیحی مرغی از مرغ های نفیس بهشتی، و به هر نشستن در میان دو سجده ای، درجه ای از درجات بهشت و به هر تشهدی، غرفه ای از غرفه های بهشت، و به هر سلامی، حُله ای از حله های بهشت، و چون طلوع فجر شود خداوند به او عطا کند از نعمت های رضایت بخش و تحفه ها و هدیه ها و خلعت ها و کرامت ها و آنچه نفْس او اشتها داشته باشد و طالب آن باشد، و آنچه چشم از دیدن آن لذت برد».2
امام باقر(ع) نیز فرمود: «کسی که شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود، اگرچه به عدد ستارگان آسمان و وزن کوه ها و حجم دریاها باشد».3
1. مراقبات، ج2، صص 54 و 55.
2. آداب الصلوة، ص334.
3. همان.
8. آداب شب قدر
الف) بیدار بودن
بیدار بودن لازمه عبادت در شب قدر و نیز دریافت فیض های پروردگار است. بدیهی است که کسی توفیق عبادت در این شب را می یابد و موفق به دریافت برکت های شب قدر می شود که چشمانش بیدار باشد و گرفتار خواب آلودگی نباشد.
«بیدار بودن شب قدر و احیای آن با دعاها و نماز و قرآن، مورد سفارش پیامبر و اهل بیت آن حضرت بوده است. امام صادق(ع) در حالی که بیمار بودند، خواستند که شب بیست و سوم ایشان را به مسجد ببرند، و حضرت زهرا(س) در این شب، با پاشیدن آب به صورت بچه ها، مانع خواب آنها می شدند. در روایات آمده است که پیامبر اکرم(ص) در دهه آخر ماه رمضان، بستر خواب خود را جمع نموده و همه ده شب را بیدار بوده احیا می نمود. حضرت موسی(ع) به خدا عرض کرد: خدایا مقام قربِ تو را خواهانم، خداوند پاسخ داد: «قُربی لِمَن اسْتَیقَظَ لیلة القدر؛ قرب من برای کسی است که در شب قدر، بیدار باشد».1
گل سرسبدِ عمر، چشم بیدارست
به رغم دیده گلچین روزگار، مخسب
صفای چهره شبنم گل سحرخیزی است
ز یکدگر بگشا چشم اعتبار، مخسب
به این امید که سر رشته ای به دست افتد
شود چو سوزن اگر پیکرت نزار، مخسب
بگیر از ورق لاله نقش بیداری
تو نیز ناخن داغی به دل فشار، مخسب
ستاره زنده جاوید شد ز بیداری
تو نیز در دل شب ای سیاهکار مخسب
به شب ز حلقه اهل گناه کن شبگیر2
دلی چو آینه داری، به زنگبار مخسب
زمین و آب تو کمتر ز هیچ دهقان نیست
ز بذر اشک، تو هم دانه ای بکار، مخسب
نشان چشمه حیوان به تیرگی دادند
نقاب شب چو فکندند، خضروار مخسب
گرفت دامن گُل، شبنم از سحرخیزی
تو هم شبی رخ از اشک تازه دار مخسب
به ذوق مطرب و می، روزها به شب کردی
شبی به ذوق مناجات کردگار مخسب
ز فیضِ صدقِ طلب، مور پَر برون آورد
تو نیز پای کسالت ز گِل برآر، مخسب
فروغ دولت بیدار، چشم اگر داری
تو هم چو شمع به مژگان اشکبار مخسب
ز عشقِ سرو چمن، خواب نیست فاخته را
تو هم به سایه آن سرو پایدار مخسب
اگر نه مُهر نهاده است بر دلت غفلت
به پیش دیده بیدار کردگار مخسب
جواب آن غزل «مولوی» است این «صائب»
ز عمر، یک شبه کم گیر و زنده دار و مخسب3
ب) عبادت و ذکر و قرائت قرآن
یکی از آداب شب های قدر، پرداختن به عبادت و نماز و ذکر و تلاوت قرآن است. در حقیقت، یکی از فلسفه های پرداختن به این عبادات در شب های قدر، صیقل یافتن قلب و صفا یافتن دل برای پذیرش تجلی های پروردگار و آماده شدن جان برای چشیدن معرفت و محبت خداوند است. انجام عبادت در این شب ها، بسی افزون تر از شب های دیگر به انسان نشاط و شادابی می بخشد و موجب می شود، شخص به آرامشی ژرف و دل پذیر دست یابد. آیت الله ملکی تبریزی در این باره می فرماید: «از دعاهای مهم در ماه مبارک رمضان آن است که از خداوند، توفیق عبادت در شب قدر بخواهد و این دعا را از اول ماه تا شب قدر، از خداوند درخواست کند و اگر در دعا کردن، صادق باشد، خدای کریم دعایش را رد نمی کند».4
«بایسته است که شخص در این شب در دعاهای خویش، از خداوند بخواهد که بهترین اعمالی که محبوب و مورد رضای خداست، روزی او گرداند و شب قدر را برای او بهتر از هزار ماه سازد و اعمال او را بپذیرد و آن را در اعلی علیین ثبت کند و او را در این شب از مقربان قرار دهد و برای او معرفت و محبت و قرب و رضای خدا و عافیت قرار دهد و بایسته است که مقدمات عبادت در این شب را نیز فراهم آورد. مثلاً مکان مناسب و لباس مناسب و بوی خوش فراهم آورد و در آن شب صدقه بدهد و مضامین لطیف برای مناجات پروردگار خود فراهم سازد و مهمان های مخصوص و مناسب برای آن شب، تدارک ببیند... و سزاوار است که چون وقت حضور و عبادت نزدیک شود، شوق او نیز برای رسیدن به کراماتی که در این شب به مهمانان خدا وعده داده شده است، افزون تر گردد و این شب نگذارد که خواب و کسالت بر او غلبه کند».5
به جان تو که مرو از میان کار، مخسب
ز عمر، یک شب کم گیر و زنده دار، مخسب
هزار شب، تو برای هوای خود خفتی
یکی شبی چه شود؟ از برای یار، مخسب
برای یار لطیفی که شب نمی خسبد
موافقت کن و دل را بدو سپار، مخسب
بترس از آن شب رنجوریی که تو تا روز
فغان و یا رب و یا رب کنی به زار، مخسب
از آن زلازل6 هیبت که سنگ، آب شود
اگر تو سنگ نه ای، آن به یاد آر مخسب
خدای گفت که شب دوستان نمی خسبند
اگر خجل شده ای زین و شرمسار مخسب
بترس از آن شبِ سختِ عظیمِ بی زنهار
ذخیره ساز شبی را و زینهار، مخسب
شنیده ای که مهمان کام ها به شب یابند
برای عشق شهنشاه کامیار، مخسب
چو مغز، خشک شود، تازه مغزیت بخشد
که جمله مغز شوی ای امیدوار مخسب
هزار بارت گفتم خموش و سودت نیست
یکی بیار و عوضی گیر صد هزار مخسب7
هله صدر و بدر عالَم، منشین، مخسب امشب
که بُراق8 بر در آمد «فاِذا فرغْتَ فانصب»9
چون طریق بسته بوده ست و طمع، گسسته بوده ست
تو برآ بر آسمان ها، بگشا طریق و مذهب
سوی بحر رو چو ماهی، که بیافت دُرّ شاهی
چو بگوید او چه خواهی تو بگو «اِلَیک اَرْغَب»10 و11
1. محسن قرائتی، تفسیر نور، ج10، ص545.
2. شبگیر: شب زنده داری.
3. صائب تبریزی، دیوان، به کوشش: محمد قهرمان، ج1، صص 452 و 453.
4. آیت الله ملکی تبریزی، مراقبات، ترجمه: علی رضا میرزا حکیم خسروانی، ج2، ص30.
5. همان، صص 57، 58 و 63.
6. زلازل: زلزله ها.
7. مولوی، کلیات شمس تبریزی، ص97، غزل 312.
8. براق: مرکب.
9. اشاره به آیه شریفه هفتم از سوره «الشرح»؛ ترجمه اش این است که: پس چون فراغت یافتی به طاعت در کوش.
10. به تو، مشتاق هستم. این عبارت، تلمیحی است به آیه هشتم سوره «الشرح» که می فرماید: «وَ اِلی رَبِّک فَارْغَب؛ و با اشتیاق به سوی پروردگارت روی آور».
11. کلیات شمس تبریزی، ص94، غزل301.
9. شب قدر، فرصتی برای تفکر و تصمیم گیری مهم
شب قدر، تعیین سرنوشت است. بی گمان همه نیز به دنبال زیباترین تقدیر و بهترین سرنوشت برای خویشند، اما اینکه زیباترین تقدیر و بهترین سرنوشت، چه می تواند باشد، نیازمند اندیشه و تفکر است. پس شب قدر، شب اندیشه و تفکر نیز است. در حقیقت، با اندیشه و تفکر است که انسان می تواند تصمیم های مهم در زندگی خویش بگیرد. آن همه توصیه به عبادت و دعا در این شب برای آن است که آدمی به خود آید و در تعیین سرنوشت خویش اثرگذار باشد. در واقع، پیام اصلی شب زنده داری در شب قدر، «درک سهیم بودن انسان در ساختن تقدیر و سرنوشت خویش به دست خویشتن» است. این ما هستیم که به هر میزان که در آن شب موفق به عزم و اراده می شویم، در سرنوشت خویش اثر می گذاریم و البته بدیهی است که آن گاه تأثیر درست و مناسب و حکیمانه بر سرنوشت خود خواهیم داشت که به درستی در آن تأمل و اندیشه کنیم و سره را از ناسره باز شناسیم. چه بسا انسان هایی که در شب قدر به جای عبادت بدنی، به عبادت ذهنی؛ یعنی فکر کردن و اندیشه نمودن می پردازند و از این رهگذر، به دستاوردهای بسی مهم تر و والاتر از عبادت بدنی دست می یابند. بر اثر اندیشیدن، آدمی به سوی نیکوکاری و انجام کارهای شایسته سوق داده می شود. حضرت علی(ع) می فرماید: «التفکر یدْعُوا اِلَی البِرِّ وَ الْعَمَل به؛ تفکر، [آدمی را] به سوی نیکی و عمل به نیکی فرا می خواند».1
در اثر اندیشه است که انسان به بیداردلی و دلی آگاه دست می یابد. حضرت علی(ع) فرمود: «نَبِّه بِالْفِکر قَلْبَک؛ قلبت را با اندیشه، به آگاهی برسان.»2 به واسطه فکر است که آدمی تا آنجا به پیش می رود که هم وزن عیسی مسیح(ع) می شود. روزی حواریون از عیسی مسیح(ع) پرسیدند: «یا روح الله، آیا امروز در زمین، همانند تو هست؟» فرمود: «آری، هر که به هنگام سخن گفتن به یاد خداست و به هنگام خاموش بودن، در حال اندیشه است و نگاه او از روی تفکر و عبرت گرفتن است، او همانند من است».3
در اثر لحظه ای اندیشیدن است که آدمی به پاداشی فراتر از یک سال عبادت دست می یابد. حضرت رسول(ص) فرمود: «یک ساعت [لحظه] اندیشه، فراتر از یک سال عبادت است».4
به تعبیر غزالی، «فکر، کلید انوار و سرچشمه بینایی و دام علوم و معارف است. ثمره فکر، علم هاست و حال ها و عمل ها و چون در اثر اندیشه، علم در دل حاصل آید، دل اصلاح شود و چون دل اصلاح شود، اَعمال جوارح نیز اصلاح گردد. پس عمل، تابع حال است، و حال، تابع علم، و علم، تابع فکرت است. پس آشکار شد که فکر، مبدأ و کلید همه خیرات است و این است آنچه فضیلت «تفکر» را بر تو روشن می کند و معلوم می نماید که فکر، بهتر از «ذکر» است؛ چه در فکر، هم ذکر نهفته است و هم چیزی بیشتر از ذکر، و ذکر دل، بهتر از ذکر زبان و عبادت جوارح است... محمد بن واسع گفت: مردی از اهل بصره، پس از وفات «ابی ذر»، پیش همسر او «اُمّ ذر» رفت و از عبادت ابوذر پرسید. گفت: عبادت او به این شکل بود که همه روزه در گوشه خانه می نشست و به تفکر می پرداخت».5
1. ملا محسن فیض کاشانی، محجةالبیضاء، ج7، ص194.
2. همان.
3. محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج4، ص750.
4. همان، ص748.
5. همان، صص 749 و 753.
10. مفهوم شناسی دعای قرآن به سر
یکی از آداب قرآن به سر گذاشتن، خواندن دعایی است که مستحب است آن را پس از آنکه شخص قرآن را گشود و در مقابل خود گذاشت، بخواند. در این دعا چنین آمده است: «اللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک بِکتابِک الْمُنْزِلِ وَما فِیهِ وَ فیهِ اسْمُک الْاَکبَرْ وَ اَسماؤُک الْحُسنی وَ ما یخافُ وَ یرْجی اَنْ تَجَعَلنی مِنْ عُتَقائِک مِنَ النّار؛ خدایا من از تو درخواست می کنم به حق کتابی که نازل شد [از طرف تو] و به حق آنچه در قرآن آمده است و در آن اسم بزرگ تر تو و اسم های زیبای تو و آنچه موجب خوف و امید است وجود دارد، اینکه مرا از آزادشدگان از دوزخ قرار دهی».
از این عبارت پرمعنی، می توان این نکات را دریافت: 1. در این دعا، قرآن به عنوان محور قرار گرفته است که پیام آن این است که در زندگی ما باید قرآن کریم به عنوان محور باشد. از این رهگذر، نخستین پرسشی که در ذهن کسی که مشغول مراسم قرآن به سر بوده، در حال خواندن این عبارات است، باید این باشد که «پای بندی او به دستورها و نهی های قرآنی به چه میزان است و اینکه قرآن کریم، چه اندازه در عمل و در زندگی او نقش محوری دارد. به تعبیر زیبای ابوسعید ابوالخیر:
گیرم که هزار مُصحف از بَر داری
با آن چه کنی که نفس کافر داری
سر را به زمین چو می نهی بهر نماز
آن را به زمین بنه که بر سر داری1
2. در این فراز از دعا، از میان همه مضامینی که در قرآن کریم آمده است، تنها به خداوند و اسمای او توجه داده شده است که پیام آن می تواند پرورش بلندهمتی در انسان ها و تعالی بخشی به خواسته های آنان، از غیر خدا به خدا باشد، به این بیان که شخص تا آنجا اوج بگیرد که تنها به خدا توجه کند و فقط جویای او باشد و در این باره، حتی بهشت را نیز در هوای او نادیده بگیرد. به تعبیر زیبای صائب:
آلوده از نظاره جنت نمی کنیم
چشمی که باز بر رخ دلدار کرده ایم2
3. در این فراز از دعا، به یکی از نقش آفرینی های قرآن درباره انسان ها نیز اشاره شده است و آن، نقش قرآن در رهانیدن انسان از دوزخ است. چنان که در فراز آخر از دعا پس از آنکه از قرآن و آنچه در آن است، یاد شده است، از خداوند درخواست شده است که به برکت قرآن، رهایی از دوزخ، بهره شخص شود. بنابراین، آشکار است که اُنس با قرآن و عمل به فرموده های آن، ضامن سعادت آدمی و مایه رهایی او از آتش دوزخ است.
طرفه آنکه در دعای دوم نیز که مستحب است شخص آن گاه که قرآن را بر سر می گذارد، آن را بخواند، باز هم قرآن، محور دعا قرار گرفته است. چنانچه می خوانیم: «اللهُمَّ بِحَقِّ هَذا الْقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ کلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیه وَ بِحَقّک عَلَیهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّک مِنْک؛ خدایا به حق این قرآن و به حق کسی که قرآن را برای او فرستادی [بر او نازل کردی] و به حق هر مؤمنی که او را در آن ستایش کردی و به حق تو بر آنها، که البته کسی همانند تو به حق تو شناساتر نیست».
آنچه در این عبارت جلب نظر می کند، این است که حق رسول خدا(ص) و حق همه مؤمنانی که در قرآن آمده است، همراه و برابر با قرآن آمده، و این خود، دلیل بر بزرگداشت بالای رسول اکرم(ص) و نیز گرامی داشت همه مؤمنان است. بدیهی است که بزرگداشت و گرامی داشت افراد، آن گاه صورت حقیقت به خود می گیرد که اولاً در حدّ گنجایش خویش آنها را بشناسیم و ثانیاً در همانندسازی خویش با آنها بکوشیم.
1. باباطاهر خیام، رباعیات ابوسعید ابوالخیر، تصحیح: جهانگیر منصور، ص156.
2. دیوان، ج5، ص2834.
11. سه نکته از سوره قدر در عظمت شب قدر، به نقل از تفسیر مجمع البیان
مرحوم امین الاسلام طبرسی، پس از شرح و تفسیر سوره مبارکه قدر، در پایان، چکیده این تفسیر را در ساختار «سه نکته در عظمت شب قدر» این گونه بازگو می کند:
1. در آیات پنج گانه این سوره، فرو فرستنده قرآن، نخست به فرود این کتاب پرشکوه در شب پر ارج «قدر» توجه می دهد؛ درست همان شبی که مقدرات و سرنوشت ها نیز فرود می آیند. این فرودِ هم زمان مقدرات و سرنوشت با قرآن و برنامه آ سمان به زمین، نشانگر آن است که هر کس به قرآن و برنامه های قرآن و خدای قرآن به راستی ایمان خالص آورد و خود را به ارزش های آن آراسته سازد و مقررات خدا و حقوق مردم را پاس دارد، سرنوشتی سرشار از نیک بختی خواهد داشت و کسانی که جز این کنند، سرنوشتی تیره و تار در انتظارشان خواهد بود.
2. خداوند آن گاه به وصف و ویژگی های شب قدر می پردازد و روشنگری می کند که شب قدر دارای این ویژگی هاست:
الف) عظمت و معنویت آن بسیار است؛
ب) شبی است بهتر از هزار ماه؛
ج) شب فرود آمدن قرآن است؛
د) شب فرود مقدرات جهان و انسان است؛
ه) شب فرود فرشتگان بر زمین است؛
و) شب سرشار از سلامت و سعادت برای مردم کمال جو و شایسته کردار است؛
ز) شب توبه و جبران و فرصت اصلاح برای همگان است.
3. خداوند بدین سان به گرامی داشت شب قدر و بهره وری و عبادت آن شب و توبه و اصلاح خود و زدودن زنگارهای مستی و پلشتی توجه می دهد تا انسان بتواند برای همیشه خود را از اسارت نفس، اسارت ظالمان و اسارت شیطان ها نجات بخشد و به بارگاه خدا بار یابد.1
- ۱. تفسیر مجمع البیان، ج16، صص 1237 و 1238.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد