اطلاعات ناقص روشهای معاصر قرآنپژوهی از تشیع
احمدی ادامه داد: رویکردهای جدید در جهان اسلام به مدرن و پست مدرن تقسیم میشود؛ یکی از رویکردهای مدرن رویکرد علمی است که نمونههای بارز آن را میتوان در طنطاوی و بازرگان یافت. دیگر رویکرد مدرن، جریان ادبی و زبانی است که امین خولی، عایشه بنتالرحمن احمد خلفالله و نصرحامد ابوزید از این دسته هستند. دیگر جریان مدرن جریان فمینیست است که به عنوان مثال میتوان در این جریان اسما بارلاس و ودود را قرار داد. از جمله دیگر جریانهای مدرن میتوان به رویکرد ایدئولوژیک و هرمنوتیک نیز اشاره کرد.
این پژوهشگر حوزه فلسفه اسلامی تصریح کرد: رویکرد پست مدرن به قرآن نیز به رویکردهایی مانند شالودهشکنی، ساختارگرایی و هرمنوتیک فلسفی و رویکرد تاریخی تقسیم میشود که در این میان جریان تاریخی دو جنبه دارد که یکی رویکرد تاریخی به متن و دیگری رویکرد تاریخی به معرفت قرآنی است.
احمدی با بیان اینکه رویکرد تاریخی به متن قرآن، رویکرد مستشرقان است، ادامه داد: در این رویکرد مسائلی؛ مانند چینش قرآن مطرح میشود و ممکن است برخی اندیشمندان اعتقاداتی داشته باشند که با باور عموم مسلمانان ناسازگار است. رویکرد تاریخی به معرفت قرانی میخواهد بگوید معرفت قرآنی تاریخی است و ما نیز میتوانیم فهم دیگری از متن ارائه دهیم.
وی گریزی هم به نظرات نصر حامد ابوزید زد و گفت: ابوزید معتقد است اگر روا باشد تمدن اسلام را در یک کلمه خلاصه کنیم، میتوانیم این تمدن را تمدن نص بدانیم و تمام علوم را میتوانیم قواعد فهم متن بدانیم. در خصوص متن در تمدن اسلامی دو رویکرد تأویلگرایی و ظاهرگرایی وجود داشته است که ظاهرگرایی تنها ظاهر را ملاک قرار میداد، اما تاویلگرایان قائل بودند که در صورت تعارض آیات قرآن با اموری مانند عقل میتوان قرآن را تأویل کرد. ابوزید معتقد بود تمام میراث ما متن است، اما قرآن به شی تبدیل شده است، اما در ابتدا متن دال بود و ما باید به واسطه زبانشناسی معنی قرآن را دریابیم و این کار را باید بر اساس نقد ادبی انجام دهیم.
در ادامه سخنان احمدی، اکبرزاده توجهی به رویکرد پساساختارگرایی داد و گفت: این رویکرد در متفکران فرانسه در افرادی مثل فوکو تجلی یافته بود و خود ریشه در سوسور داشت. سوسور معتقد بود شناخت زبان از طریق قواعد و نشانههاست و نتیجه این اعتقاد این بود که ما با شناخت ساختار میتوانیم متن را بشناسیم.
وی با بیان اینکه این استراوس بود که ساختارگرایی را به مطالعات دینی وارد کرد، افزود: هر حوزه معرفتی، ساختاری دارد که از طریق نشانهها به قواعد حاکم بر متن میتوان شناخت حاصل کرد؛ به عنوان مثال جابری میخواهد ساختار فکر عربی را با عناصر اصلی آن که عبارت است از بیان، برهان و عرفان بشناسد همینطور وی عناصر اصلی نظام اخلاقی عربی را در تصوف ایرانی، فلسفه ارسطویی و اخلاق عربی میداند و در سیاست معتقد است عناصر اصلی عبارتند از غنیمت، قبیله و اقتصاد و او بر اساس این امور به شناخت اندیشه اسلامی پرداخته است.
اکبرزاده در پایان گفت: مهمترین نقد به رویکردهای غربی، وارداتی و غربی بودن آنهاست و در اینجا ضرورت دارد که بومیسازی شوند. متاسفانه بومیسازیهایی که در این موارد شده است، ناکارآمد است. اشکال دیگر این روشها این است که چون توسط اهل سنت به جهان اسلام وارد شدهاند شناخت خوبی به اهل سنت دارند، اما در خصوص شیعه اطلاعات ناقصی داشته و خوب عمل نکردهاند.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد