حالتی که در بیشتر اوقات برای ما انسان ها به وجود می آید به طوری که می دانیم در کاری اشتباه می کنیم و قصد اصلاح کار اشتباه را هم داریم اما گویی توان تصمیم گیری و اقدام کردن را از دست داده ایم و هرگاه تصمیم به بازگشت می گیریم، وسوسه می شویم که هنوز فرصت بسیار است و به خود فرداهایی را که معلوم نیست کی می آیند وعده می دهیم.
لحظه ها پشت سر هم می آیند و می روند و ما اسیر کارهای دیگری هستیم. این حالت، ممکن است هم در کارهای مادی پیش آید و هم در کارهای معنوی. به این حالت «تسویف» یا «مطال» گفته می شود.
تسویف از ریشه ی سوف و به معنای تأخیر انداختن، مماطله و امروز و فردا کردن و کار امروز را به فردا انداختن است.
در آموزه های معصومان (علیهم السلام) به شدت چنین حالتی تقبیح و به عواقب آن هشدار داده شده است. امام علی(علیه السلام) در دعای کمیل از این حالت به خدا شکایت کرده، می فرماید: «و خدعتنی الدنیا بغرورها و نفسی بجنایتها و مطالی»؛ و دنیا مرا با غرور (و ظاهر فریبنده اش) فریفته است، و نفسم با جنایتش، و با مماطله کردنم (مرا بازداشته است).[1]
در روایتی نیز امام علی (علیه السلام) می فرمایند: به درستی که بیشترین ناله های اهل جهنم از تسویف است.[2]
از حیله ها و مکرهای شیطان تسویف در توبه است، به این معنی که توبه بنده را به تأخیر می اندازد و وسوسه می کند که هنوز فرصت داری و وقت برای توبه کردن زیاد است، فعلا به جوانیت برس و هرکار که دلت می خواهد بکن ، بعد از آن توبه می کنی، غافل از آن که اینها فکر شیطانی است.

 

حیله و مکری دیگر از شیطان

یکی از این تسویف ها و فردا فردا کردن ها در مسیر توبه است. در حقیقت بهتر است این گونه بگوییم که از حیله ها و مکرهای شیطان تسویف در توبه است، به این معنی که توبه انسان را به تأخیر می اندازد و وسوسه می کند که هنوز فرصت داری و وقت برای توبه کردن زیاد است، فعلا به جوانیت برس و هر کار که دلت می خواهد بکن ، بعد از آن توبه می کنی، غافل از آن که اینها فکر شیطانی است.
کار شیطان و نفس امّاره به تأخیر انداختن توبه است و القای این که: حالا چه عجله ای است، فرصت باقی است، هنوز جوانی و... ولی غافل از آنکه مردن و تمام شدن فرصت ها جوان و پیر نمی شناسد ... 

گفتم که به پیری رسم و توبه کنم                            آن‌ قدر جوان مرد و یکی پیر نشد
این در حالی است که امام محمدتقی(علیه السلام) فرمود: تاخیر التوبهْ اغترار و طول التسویف حیرهًْ و الاعتلال علی‌الله هلکهًْ و الاصرار علی‌الذنب امن لمکرالله و لایامن مکرالله الا القوم الخاسرون: تاخیر انداختن توبه در واقع نوعی فریب خوردن است، امروز و فردا کردن برای توبه موجب حیرت و سرگردانی است، در برابر خداوند عذرتراشی کردن منجر به هلاکت می‌ شود، اصرار بر گناهان نوعی آسوده‌ خاطر شدن از مکر خدا تلقی می‌شود و تنها انسان‌ های زیانکار از مکر خدا آسوده‌ خاطر هستند. [3] 

به درگاه خدا کردی چو تقصیر                                میفکن توبه را هرگز به تاخیر [4]  

در بیانی نیز امام علی (علیه السلام) فرمودند: لاتَکُن مِمَّن یَرجُو الآخِرَهَ بِغَیرِ عَمَلٍ، و یُرجّی التَّوبَهَ بِطُولِ الآمَلِ؛ از کسانی مباش که بدون عمل امید به آخرت دارند و با آرزوهای دور و دراز توبه را به تأخیر می اندازند. [5]
گناه مثل یک غده ی بدخیم است که در اولین فرصت باید با جرّاحی توبه آن را مداوا کرد، و گرنه جان را به خطر می اندازد.

 

کلام آخر

امروز و فردا کردن، دقیقا بازی زیرکانه زمان است که عمری را که حاضر نیستیم به هیچ قیمتی بفروشیم، اندک اندک و به رایگان از ما می‌ستاند. این عادت بر اثر تکرار، قوت می‌گیرد و هر بار محکم تر و موجّه تر از بار قبل می‌شود و در هر تکرار، فرصتی را از ما می‌گیرد و وظیفه ای را از وظایف ما به تأخیر می‌اندازد و فرصت از دست رفته، دیگر به هیچ قیمتی باز نخواهد گشت. امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس فرصت را از زمانش به تأخیر انداخت مطمئن باشد که آن را از دست می‌ دهد.» [6]
و در بیانی دیگر می فرمایند: ما أسرع الساعات فی الیوم و أسرع الأیام فی الشهر...؛ چه بسیار با سرعت و شتاب می­ گذرند، ساعت­ ها و روزها و ماه­ ها و سال­ ها ... و چه زود عمر تمام می­ شود... [7]
کار را به وقت مناسب مؤکول کردن و به دنبال فرصت استثنایی و طلایی گشتن و بهانه تراشی در انجام عمل؛ بیماری است که در صورت شیوع آن، جامعه به تعطیلی و تنبلی کشیده شده و در نتیجه به عقب­ ماندگی تمدن اسلامی منجر می ­شود. 

پی نوشت:
1- اسکندری، مصطفی؛ نشریه خُلُق، فروردین و اردیبهشت 1388، شماره 10
2- جامع السعادادت، ج  ، ص 
3- تحف‌ العقول، ص480
4- گنج دانش، ص 78
5- نهج البلاغه، حکمت 142
6- نهج البلاغه، همان، خطبه 230، ص 718.
7- نهج البلاغه، سید رضی، خ ۲۳۰

منابع:
روزنامه کیهان
سایت اهل البیت
سایت حوزه
سایت ایکنا
حکمت های علوی و ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام علی (علیه السلام)، جواد محدثی