كمِ بسيار و اندكِ بى شمار
دختران شعيب كه زودتر از همه روز به خانه بازگشتند داستان را براى پدر بازگو كردند و حضرت شعيب(عليه السلام) يكى از دختران را به دنبال حضرت موسى(عليه السلام)فرستاد، و او را به خانه اش دعوت كرد، و در نهايت حضرت موسى(عليه السلام) صاحب زندگى و همسر و مال و ثروت شد، و علاوه بر آن در دامان يك پيامبر عظيم الشأن دوران تربيت نبوّت و پيامبرى را پشت سر گذاشت. آرى سيراب كردن تعدادى گوسفند براى رضاى خدا، اين همه خير و بركات دارد.نمونه ديگر داستان طوعه است. نماينده امام حسين(عليه السلام) حضرت مسلم بن عقيل پس از عهدشكنى عهدشكنانى كه با وى بيعت كرده بودند، غريب و تنها در ميان كوچه هاى كوفه به دنبال سرپناهى مى گشت. طوعه كه فرزند ناخلفى داشت و تا ديروقت به خانه باز نگشته بود مرتّب به در حياط منزل مى آمد تا شايد خبرى از پسرش بيابد. هنگامى كه براى بار چندم در حياط را باز كرد تا به كوچه سركى بكشد، مرد غريبى كه بر ديوار خانه آنها تكيه زده بود توجّهش را جلب كرد. پس از پرس و جو متوجّه شد او مسلم بن عقيل نماينده امام زمانش حضرت حسين بن على(عليهما السلام)است. حضرت را به خانه دعوت كرد، و يك شب از او پذيرايى نمود.در كوفه اشراف فراوان و ثروتمندان زيادى بودند كه گذشت زمان نام همه آنها را از خاطره ها برد، ولى نام اين زن در كنار نام امام حسين(عليه السلام)در تاريخ كربلا جاودانه شد، چون يك شب با نيّت خالص از نماينده امام حسين(عليه السلام)پذيرايى كرد. نتيجه اين كه كار خير همراه با اخلاص، كوچكش هم بزرگ و اندكش نيز فراوان است.
1. سوره قصص، آيه 24.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد