باری! انسان باید همآهنگ با قانونمندی های هستی حرکت کند، و در ابعادِ زیست فردی و شخصی نیز از حریم عدل و اعتدال در نگذرد، و یا از آن کاستی نگیرد. به مال اندوزی های آزمندانه و افراطی روی نیاورد، و همگی توان خویش را بر سر این هدف ننهد. در این صورت است که خویش را تباه می سازد؛ چنانکه بر جامعه نیز اثری ویرانگر دارد و تعادل و توازن اجتماعی را نیز برهم می زند.
امام علی: بدانید که مال زیاد مایه تباهی دین و سخت شدن دل است.
مرداب زندگی اشرافی و گرداب مال پرستی، همان چیزی است که نازپروردگانِ کامور و لذت پرست را به مرگ روحی سوق می دهد، و سبب مردن و سنگوارگی دل و میرش احساسات انسان می گردد. چنانکه فقر نیز در تباهگری و سلب شخصیت و میرش نیروهای مادی و معنوی انسان، نقشی نیرومند دارد.
امام علی: پسرم! آن کس که به فقر مبتلا شود، به چهار خصلت مبتلا شده است: به ضعف در یقین، و کاستی در خرد، و سستی در دین، و اندک شدن آزرم.

****   کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه    *****
امام بدان پایه فقر را ویرانگر شخصیت انسانی می داند که آنرا مرگ بزرگ می خواند.
امام علی: فقر، مرگ بزرگ است.
امام علی، برای نجات انسان از پیآمدهای دوری از عدل و تعادل و بازگشت به حدّ اعتدال در همه پهنه های زندگی، همواره بر مصرف اقتصادی و در حد میانه تاکید می کند و از زیست اسرافی و اشرافی سرمایه داری بیم می دهد.
امام علی: بر تو لازم است که ریخت و پاش و اسراف را رها کنی و به عدل (و اعتدال) و انصاف خود را بیآرایی.
باید راه عدل در پیش گرفت که این راه میانه و اعتدال است و دوام و بقا و حیات فردی نیز بدان بستگی دارد، و سرپیچی از آن و گرایش به مصرفهای اشرافی و شادخواری های مترفان، ویرانگر هویت فردی است؛ چنانکه نبود یا کمبود نیازها نیز مُهلک و ویرانگر است.
چنانکه در تغذیه حد متعادل و میانه سودمند است، در دیگر بخش های زندگی نیز چنین است، چون مسکن، لباس، وسایل رفاهی و هرآنچه مورد استفاده قرار می گیرد. تجربه های تاریخی در زندگی انسان و واقعیت های موجود در جامعه بشری، همه دلالت بر آن دارد که کاخ، محلی مناسب برای زندگی انسان و همخوان با رشد نیروهای مادی و روحی او نیست. و همچنین است کوخ و آلونک؛ بلکه هر یک از این دوگونه مسکن، گوری بوده است برای مواهب مادی و معنوی انسان. هم گورستان کسانی بوده است که با ناداری و خواری و بیسوادی و ناکامی از دنیا رفتند و در حق ایشان گفتند :قبر (مردن) بهتر از فقر است. و هم گورستان کسانی که با مرگ تکاثری و اترافی و برتری خواهی از دنیا رفتند و امام علی آنان را «مرده» به شمار آورده است.
امام علی: مال اندوزان در حال حیات نیز مرده اند..

انسان باید همآهنگ با قانونمندی های هستی حرکت کند، و در ابعادِ زیست فردی و شخصی نیز از حریم عدل و اعتدال در نگذرد، و یا از آن کاستی نگیرد. به مال اندوزیهای آزمندانه و افراطی روی نیاورد، و همگی توان خویش را بر سر این هدف ننهد


پس ساکنان هر دوگونه از مسکن اغلب چون مردگانند. یکی از این دو تحقیر می شود و به عقده خودکم بینی مبتلا می گردد، و دیگری دچار عقده خودبزرگ بینی و استکبار نفسانی می شود که مهلک ترین شیطان در روان آدمی است.
امام علی در نامه ای که امام به سردار سپاه حُلوان نوشت: هر گاه تمایلات و هوای نفسِ زمامدار نسبت به مردم گونه گون باشد او را از بسیاری از دادگریها بازدارد. پس باید کار مردم، در حقی که دارند، نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.
امام در این نامه که به فرماندهان خویش می نویسد، بر انگیزه های درونی انگشت می گذارد. انگیزه هایی که ممکن است زمینه دوگانگی برخورد با مردم باشد. فراز «اذا اختلف هواه هرگاه تمایلات گونه گونی داشت» گویای همین حقیقت است، که سرباز زدن از عدالت و مساوات با همسان نگریستن به مردمان، چه بسا که از انگیزه های درونی زمامداران برخاسته باشد.
بنابراین این تعلیم والای علوی، تعادل بخشی به انگیزه های درونی و عدل گرایی در گرایشهای نفسی، زمینه اصلی تحقق عدل و تعادل در عملکردهای انسانی است. از اینرو نخست باید به محرّکهای درونی تعادل بخشید.
امام علی بر نفس خویش عدالت را لازم دانسته است و نخستین قدمش در این راه، دور ساختن تمایلات نفسانی از خود است.
با این تعادل نفسانی و عدالت درونی، مساوات و قانون گرایی پدید می آید و به همگان یکسان و برابر نگریسته می شود، و هیچ عاملی و جهتی موجب امتیاز و فرق گذاشتن میان افراد نمی گردد، حتی شخص و منافع شخصی نیز فدا می شود.



منابع:
نهج البلاغه
الحیاه
مستدرک نهج البلاغة
امام علی (علیه السلام)، عدل و تعادل؛ نویسنده : محمد، حکیمی
مجله کتاب نقد، تابستان 1380 - شماره 19 ،