کلاس نهج البلاغه = خطبه قاصعه
💠 حکمت ۲۹۳ کتاب نهج البلاغه 💠
🔻و قال عليه السلام : لاَ تَصْحَبِ الْمَائِقَ فَإِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ فِعْلَهُ، وَيَوَدُّ أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ.
🔻علی (ع) فرمود : با احمق همنشين مباش كه كردار خويش در چشم تو بيارايد و دوست میدارد كه چون او باشی.
🔻Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said: Do not associate with a fool because he will beautify his actions before you and wish that you, too, be like him.
������ حکمت ۳۲۸ کتاب نهج البلاغه ������
و قال عليه السلام : إِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الاَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ، فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مَنَعَ بِهِ غَنِي، وَاللهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذلِكَ.
������علی (ع) فرمود : خداى سبحان روزى درويشان را در اموال توانگران واجب گردانیده است. فقیری گرسنه نماند مگر بواسطه اينكه، ثروتمندان حق آنان را ندادهاند و خداى تعالى توانگران را، بدين سبب، بازخواست خواهد کرد.
������Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said: Allah, the Glorified One, has fixed the livelihood of the destitute in the wealth of the rich. Consequently, whenever a destitute remains hungry, it is because some rich person has denied (him his share). Allah, the Sublime, will question them [the rich] about it.
💠 حکمت ۳۲۸ کتاب نهج البلاغه 💠
و قال عليه السلام : إِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِي أَمْوَالِ الاَغْنِيَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ، فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلاَّ بِمَا مَنَعَ بِهِ غَنِي، وَاللهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذلِكَ.
🔻علی (ع) فرمود : خداى سبحان روزى درويشان را در اموال توانگران واجب گردانیده است. فقیری گرسنه نماند مگر بواسطه اينكه، ثروتمندان حق آنان را ندادهاند و خداى تعالى توانگران را، بدين سبب، بازخواست خواهد کرد.
🔻Imam Ali ibn Abu Talib (PBUH) said: Allah, the Glorified One, has fixed the livelihood of the destitute in the wealth of the rich. Consequently, whenever a destitute remains hungry, it is because some rich person has denied (him his share). Allah, the Sublime, will question them [the rich] about it.
✨💠✨💠✨💠✨💠✨💠✨💠
از اثرات کلی تربیت در نهج البلاغه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1. عبد
عبودیت در اسلام بالاترین مقام انسانی در پیشگاه خداست که مصداق واقعی آن، شخص پیامبر است وامام نیز به آن اشاره می کند:
« و اشهد ان محمدا عبده و رسوله» (نهج البلاغه ، خطبه 2 و 10 ) .
عبودیت رمز آفرینش بشر است وامام خود را «عبدالله» می خواند.( نهج البلاغه، نامه 53)
و در عبارتی دیگر خود و مردم را «عبید» می داند :
«فانما انا وانتم عبید مملوکون لرب لارب غیره» ( خطبه 207)
2. مومن
مومن طبعاً صفات و شروط تربیت درست را داراست؛
یعنی متواضع است،
پندگوی و دل نگران خود و دیگران است
و ترسان از خوف خداست.
از دیگر صفات مومن، این است که چهره اش مسرور است
واندوه را در دل پنهان می دارد،
سعه صدر دارد(حکمت 325)
مقاوم و ایستاست و نفس خویش را متهم می سازد
3. متقی
بر اساس بررسی شهید مطهری تنها در خطبه «همام» حدود 110 صفت از او یاد شده است(سیری در نهج البلاغه ).
بنده ای است سپاس گزار و از لحاظ قرب به درجه ای رسیده است که با همه بن بست ها در عرصه حیات، به دلیل تقوایش خداوند راه نجات را بر گشوده است.
🔸برگرفته از مقاله ی آثار تربیت در جامعه از منظر نهج البلاغه نوشته ی حسین آدمیت اسفند 89
✨💠✨💠✨💠✨💠✨💠✨
پاسداشت حقوق انسان در عرصه هاى گوناگون زندگى، هدفى مهم در سیاست علوى است، تا آنجا که راه کمال آدمى و قرب الهى جز با تحققِ حقوق انسانى به طور همه جانبه، هموار نمى شود.
🔶 نگاه امیرمؤمنان على (ع) به تحقق حقوق انسانى و جایگاه آن چنین است:
🔻و أعظَمُ مَا افتَرَضَ سُبحَانَهُ مِن تِلکَ الحُقُوقِ حَقُّ الوَالِى عَلَى الرَّعِیّهِ، وَ حَقُّ الرَّعِیّهِ عَلَى الوَالِى؛ فَرِیضَهً فَرَضَهَا اللهُ سُبحَانَهُ لِکُلٍّ عَلَى کُلٍّ. فَجَعَلَهَا نِظَامًا لِأُلفَتِهم، وَ عِزًّا لِدِینهم.[سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶٫]
🔺و از میان حقوق، بزرگترین حقى که خداى سبحان واجب گردانیده، حق سرپرست بر مردمان و حق مردمان بر سرپرست است؛ وظیفه اى که خداى سبحان اداى آن را بر هر یک از آنان مقرر داشته است و آن را سبب همبستگى و پیوندشان، و بنیادى براى ارجمندى دینشان قرار داده است.
🔷 با این جهتگیرى، سیاست امام على (ع) در پى تأمین
🔸حقوق فردى،
🔸 خانوادگى،
🔸 سیاسى،
🔸 اجتماعى،
🔸 اقتصادى و
🔸دیگر عرصه هاى حقوق انسانى بود.
سیاست على (ع) در خدمت تأمین درست این حقوق و رساندن هر ذى حقى به حقوق خویش بود.
🔷 امیرمؤمنان على (ع) سیاست را براى پاسداشت حقوق انسانى مى خواست و بر این اساس پا در عرصه سیاست گذاشت، و در این راه هر سختى و نامردمى را پذیرا گشت تا همه جلوه هاى حقوق انسانى را محقق سازد.
🔷 چون زمام سیاست جامعه را به دست گرفت، قامت رسا و نورانى خویش را به تمامى برافراشت و با سیاست او حقوقگرایى چنانکه باید معنا یافت.
🔷 سیاست امام، آنسان بود که هیچ مخالفى به جرم مخالفت، سیاست نگشت، و به اتهام ناهمراهى و مخالفت خوانى، از حقوق اجتماعى محروم نگردید، چنانکه حتى ناکثین و مارقین تا زمانى که سخن مى گفتند و انتقاد مى کردند و اعتراض مى نمودند، و دستِ تعدى بر مردمان نگشوده بودند و اقدام عملى نکرده و دست به شمشیر نبرده و خونى نریخته بودند، از همه حقوق اجتماعى خویش حتى حقوق از بیت المال، بهره مند بودند.
🔶 شریف رضى آورده است که امام على (ع) در پاسخ اعتراض طلحه و زبیر به سیاست وى، با آنان سخن گفت و از سر نصیحت فرمود:
🔻لقَد نَقَمتُمَا یسِیرًا، وَ أرجَأتُمَا کَثِیرًا. ألا تُخبرَانى أَى شَیءٍ کَانَ لَکُمَا فِیه حَقٌّ دَفَعتُکُمَا عَنهُ؟ أَمْ أَى قَسمٍ استَأثَرتُ عَلَیکُمَا بهِ؟ أَمْ أَى حَقٍّ رَفَعَهُ إلَى أحَدٍ مِنَ المُسلِمِینَ ضَعُفتُ عَنهُ، أَمْ جَهلتُهُ، أَمْ أخطَأتُ بَابَهُ؟.[همان، کلام ۲۰۵٫]
🔺به اندک چیزى ناخشنودى نشان دادید، و کارهاى بسیارى را به عهده تأخیر نهادید! به من نمى گویید در چه چیزتان حقى بوده است که از شما بازداشته ام؟ و در چه کار، خود را بر شما مقدم داشته ام؟ یا کدام دعوى را مسلمانى نزد من آورد که گزاردن آن نتوانستم، یا در آن نادان بودم، یا در حکم آن، راه خطا پیمودم؟
🔷 سیاست على (ع) چنان بر مدار پاسدارى از حقوق انسانى مى گردید که مایه شگفتى است.
🌀 ابوحنیفه دینورى، مورخ گرانقدر (درگذشته به سال ۲۸۲ ق) آورده است که چون على (ع) مردم را براى آماده شدن و حرکت به سوى عراق براى مقابله با جنگ طلبان ماجراى جَمَل دعوت کرد، سعد بن ابى وقاص، عبدالله بن عمر، محمد بن مَسلَمه و أُسامَه بن زید که از بیعت با امام سر باز زده بودند، در دفاع نیز بهانه ها آوردند و مخالفت ورزیدند.
چون این خبر به مالک اشتر رسید، نزد امام (ع) آمد و گفت: اى امیرمؤمنان، هرچند ما از مهاجران و انصار نیستیم، اما از تابعین به احسان هستیم؛ و هر چند آنان از نظر تقدم در اسلام بر ما پیشى دارند، ولى در آنچه ما با آنان شریک بوده ایم، بر ما برترى ندارند. این بیعت، بیعتى همگانى بوده است و هرکس از آن به در رود و مخالفت نماید، سرزنش کننده و عیبجو است [و در خورِ آن است که با وى برخورد شود].
پس اینان را که قصد مخالفت با بیعت همگانى دارند، نخست با زبان بر این کار [و همراهى با خودت] وادار، و اگر نپذیرفتند، به زندان روانه شان کن تا ادب شوند.
امیرمؤمنان على (ع) در برابر پیشنهاد مالک اشتر چنین فرمود:
🔻بل أدَعُهُم وَ رَأیهُمُ الَّذِى هُمْ عَلَیْهِ.[الدینورى، الأخبار الطوال، ص ۱۴۳- ۱۴۲٫]
🔺من آنان را آزاد مى گذارم و رأى و نظر ایشان همان است که خود مى خواهند و برآنند.
🔷 سیاست على (ع) چنان بود که حتى با استناد به بیعت همگانى، کسى را به همراهى با خود وانداشت و حقوق همگان را، مخالف و موافق، خویش و بیگانه را پاس داشت؛ و این حقوقگرایى در سیاست علوى در همه عرصه ها درخشش داشت.
〰〰〰🇮🇷🇮🇷〰〰〰🇮🇷🇮🇷 〰〰〰
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد