سلوک، و کتاب حاضر ). متن عربي هم بارها به طبع رسيده است. بهترين طبع آن، تصحيح محمد ابوالفضل ابراهيم، در چهار مجلد، است. در عصر جديد در جهان اسلام چند اثر قابل توجه در علوم قرآني پديد آمده است که مهمترين آنها عبارتند از: 9 ) مناهل العرفان في علوم القرآن، اثر محمد عبدالعظيم زرقاني در 2 مجلد. 10 ) مباحث في علوم القرآن، اثر صبحي صالح که بارها تجديد طبع يافته و به صورت ناقص به فارسي ترجمه شده است. 11 ) المعجزة الکبري، اثر محمد ابوزهره ( ترجمه ي فارسي تحت عنوان: معجزه ي بزرگ، پژوهشي در علوم قرآني، به قلم ذبيحي ). به نظر مي رسد اغلب علوم قرآني در مقاله ي حاضر معرفي شده است و لزومي ندارد که تکرار شود. فقط بحث کوتاهي درباره ي نخستين علم، يعني « تاريخ قرآن » لازم مي نمايد. تاريخ قرآن عبارت است از علم و مباحث مربوط به توصيف و تحليل سرگذشت نزول و کتابت و جمع و تدوين وحي قرآني، و سير هزار وچهارصد ساله ي کتابت. تا طبع آن در اعصار جديد، و استطراداً بعضي از علوم قرآني ديگر چون ناسخ و منسوخ و مکي و مدني را هم دربرمي گيرد. اين اصطلاح در عصر جديد وضع شده است ولي مباحث و مصاديق آن طبعاً کهن است، چنان که في المثل کتب حديث فريقين، نخستين و مطمئن ترين منبع درباره ي چگونگي وحي و کتابت و جمع و تدوين قرآن است. در قرون جديد، در جهان اسلام و جهان اسلام شناسي، کتاب هاي مفرد مهمي در زمينه ي تاريخ قرآن و غالباً با همين نام تأليف و منتشر شده است از جمله ي: تاريخ قرآن، اثر نولدکه، و مقدمه بر ترجمه ي قرآن، اثر ريجارد بل، ويراسته ي مونتمگري وات، و تاريخ القرآن اثر عبدالصبور شاهين، تاريخ قرآن اثر ابوعبدالله زنجاني، تاريخ قرآن اثر محمود راميار ( م 1363 ش )، پژوهشي در تاريخ قرآن اثر دکتر محمدباقر حجتي، تاريخ جمع قرآن کريم اثر سيد محمدرضا جلالي ناييني ( براي تفصيل ـــــ مقاله ي « تاريخ قرآن » در همين کتاب ).
در پايان اين مبحث، گفتني است که شيعيان به اندازه ي اهل سنت کتاب هاي کلي و جامع در زمينه ي علوم قرآني تدوين نکرده اند. بعضي برآنند که اصولاً شيعيان به اندازه ي اهل سنت، اهتمام به قرآن پژوهي نکرده اند. اين حکم تا آنجا که مصداق و مستند دارد درست است، چنان که في المثل در حوزه ي تشيع، کتابي همانند برهان زرکشي يا اتقان سيوطي تدوين نشده است. اما از آنجا که قرآن به تساوي و به يک اندازه براي اهل سنت و اهل تشيع اهميت داشته و دارد، لذا شيعه نيز تقريباً بدون گرفتاري عقيدتي يا کلامي، به آثار قرآن پژوهي از جمله تفاسير اهل سنت مراجعه و از آنها استفاده مي کرده و از تدوين کتبي همانند آنها بي نياز مي شده است. به عبارت ديگر شيعه به قرآن پژوهي چندان ارج مي نهاده است که بي محابا از آثار رقيب عقيدتي خود استفاده مي کرده است، و اين جاي تصويب و تحسين دارد، نه سرزنش يا تخطئه. براي آنکه ملاحظه شود که علوم قرآني و قرآن پژوهي در ميان شيعه مهجور نبوده است به مقاله ي بسيار مفصل « تفسير و تفاسير شيعه » و نيز مقاله هاي تجويد در دايرة المعارف تشيع مراجعه شود. همچنين ناگفته نماند که يکي از جامع ترين منابع قرآن پژوهي و علوم قرآني شيعه ي اماميه در کتاب بحارالانوار ( مجلدات 92 و 93 ) مجلسي است که طبعاً از کتب متقدمين شيعه برگرفته شده است.

27 ) چاپ قرآن:

مصاحف امام، يا مصحفهاي عثماني پنج - ششگانه، که پيش از سال 30 هجري به مراکز آن روز جهان اسلام فرستاده شد، مورد استفاده و احترام بسيار قرار گرفت، و در عصر حجاج ( م 95 ق ) اصلاحاتي در رسم الخط آن وارد شد و تا قرن سوم دستخوش اصلاحاتي از جمله نقطه گذاري حروف و اعرابگذاري شد. اما بر خود اين پنج -شش نسخه، تاريخي طولاني و تاريک گذشته است. سه جهانگرد نامدار جهان اسلام، يعني ابن جبير ( م 614 ق )، ياقوت ( م 626 ق ) و ابن بطوطه ( م 779 ق )، هر سه در عصر خويش از مصحف عثماني محفوظ در جامع کبير دمشق - که مورد احترام فوق العاده ي مردم بوده است - ديدن کرده اند. اما بدبختانه اين نسخه در آتش سوزي 1310 ق از ميان رفته است. ساير مصحف هاي عثماني هم سرنوشت نامعلومي يافته اند و با آنکه حتي نمونه هايي از بعضي از آنها به طبع رسيده است ( از جمله در پطروگراد / لنينگراد، در سال 1904 م، در 50 نسخه ) اما امروزه، نشانه و اثر روشني از آنها در دست نيست و حتي تاريخ روشني از سير و سرنوشت آنها در کتب تاريخ قرآن نيامده است. « اما فقدان نسخه هاي اصلي زمان عثماني زياني در بر ندارد زيرا نسخه هاي قرآن از همان روزهاي اول هزاران هزار نوشته شده و سينه به سينه و دست به دست گشته است تا امروز به ما رسيده است » ( تاريخ قرآن، راميار، 470 ). مهمترين مجموعه ها يا گنجينه هاي نسخ خطي اعم از تذهيب شده يا خوشنوشته يا ساده ي قرآن مجيد عبارتند از: 1 ) موزه ي قرآن وابسته به آستان قدس رضوي، که تعداد نسخه هاي قرآني آن تا سال 1346 ش، چهارهزار و پانصد نسخه بوده است، و امروزه به ده هزار نسخه مي رسد. « قديمترين قرآن وقفي موجود در اين گنجينه، تاريخ سال 393 ق رادارد. و قرآن بعدي مورخ 421 ق است » ( راهنماي گنجينه ي قرآن، تأليف احمد گلچين معاني، مقدمه ). 2 ) مجموعه يا گنجينه ي ديگر، متعلق به کتابخانه سلطنتي سابق ايران است که فهرست قرآن هاي خطي آن را خانم بدري آتاباي نوشته و منتشر کرده است. 3 ) موزه توپ قاپي سراي در ترکيه. 4 ) دارالکتب المصريه در قاهره. 5 ) در اروپا، مجموعه ي شخصي چستربيتي نفيس ترين کلکسيون نسخه هاي خطي قرآن در جهان به شمار مي آيد. کهن ترين قرآن کامل در اين مجموعه قرآني است به قلم ابن بواب ( ـــــ دايرة المعارف تشيع ) و با تاريخ 391 ق گفتني است که اين مجموعه، چند معرفي و فهرست نگاري دارد که فني ترين آن به قلم آرتور جان آربري اسلام شناس نامدار ( و نيز مترجم قرآن به انگليسي ) است. اسلام شناس ديگري به نام مارتين لينگز نيز چند آلبوم مشروح از مجموعه هاي مهم قرآن هاي خطي را، از جمله آنچه در کتابخانه موزه بريتانيا محفوظ است، منتشر کرده است.
تاريخ چاپ قرآن به آغاز رواج چاپ در اروپا و جهان باز مي گردد. متن عربي قرآن، نخستين بار به وسيله پاگانيني در ونيز در فاصله ي سال هاي 1503 تا 1523 م به چاپ رسيد ( دايرة المعارف فارسي ) ( صبحي صالح، اين تاريخ را حدود 1530 م ياد مي کند ) و کليه ي نسخه هاي آن به دستور پاپ جمع آوري و نابود شد. سپس ابراهام هينکلمان آن را در سال 1694 در هامبورگ به چاپ رساند. يکي از مهم ترين چاپ هاي قديم و صحيح قرآن در اروپا چاپ فلوگل است ( 1834 م، لايپزيک ). پس از چاپ ايتاليا و آلمان که به آن اشاره شد، اولين باري که متن قرآن براي مسلمانان چاپ شد، در روسيه در سال 1787 م در سن پطرزبورگ بود. درباره ي اولين طبع قرآن در ايران، منابع اختلاف دارند. بعضي اولين چاپ قرآن را در تبريز به سال 1242 ق ياد مي کنند ( تاريخ جمع قرآن کريم، جلالي ناييني، 406 ق )، بعضي 1244 ق ( دايرة المعارف فارسي )، و بعضي 1246 ق ( « قرآن هاي چاپي »، نوشته ي کاظم مدير شانه چي، مشکوة، شماره ي 2، ص 135 ) ( براي تفصيل بيشتر درباره ي ساير طبع هاي قرآن مجيد، و طبع آن در ساير کشورهاي جهان اسلام به منابع نامبرده مراجعه شود ).
نقطه ي عطف مهم در طبع منقح و علمي قرآن مجيد، طبع قاهره است. صبحي صالح مي نويسد: « در قاهره، در سال 1342 ق / 1923م، چاپ زيبا و دقيقي از قرآن کريم، تحت اشراف مشيخه ي الازهر، به اهتمام هيأتي که ملک فؤاد اول تعيين کرده بود، منتشر گرديد. اين مصحف بر وفق روايت حفص از قرائت عاصم تدوين شده بود و عالم اسلامي، استقبال شاياني از آن کرد » ( مباحث في علوم القرآن، ص 100 ). مصحف قاهره، مبناي کتابت خوشنويس نامدار سوري، عثمان طه، قرار گرفته و مصحف خوشنوشته ي او در قطع هاي مختلف به تيراژ وسيع در سوريه انتشار يافته، و سپس در حدود ده سال پيش ( سال هاي اوليه ي آغاز قرن پانزدهم هجري ) مجمع ملک فهد، خاص طبع مصحف در مدينه، با تعيين گروهي از خبرگان قرآن شناس و تحقيقات علمي و فني بسيار، همان مصحف کتابت عثمان طه را که در واقع مصحف قاهره است، با بهترين امکانات فني و چاپي امروز، به زيباترين وجهي به طبع رسانده است و سالانه بيش از 2 ميليون نسخه از آن را تجديد طبع کرده به حجاج و نهادهاي ديني سراسر جهان اهدا مي کند. به اين ترتيب اين مصحف که بر مبناي رسم الخط عثماني کهن کتابت شده است، و خوشبختانه قرائت آن ( حفص از عاصم ) مورد قبول و استناد شيعه ي اماميه هم هست، در جهان اسلام و سراسر جهان قبول عام و خاص يافته است و مي توان آن را مصحف رسمي جهان اسلام تلقي کرد. و اين امر در ائتلاف بين فريقين اثري بسزا دارد. ( براي تفصيل در اين باره ـــــ « قرآن کريم به کتابت عثمان طه » نوشته ي بهاءالدين خرمشاهي در سير بي سلوک، و کتاب حاضر؛ نيز ـــــ خاتمة الطبع همين مصحف که اسناد علمي قرائت و کتابت و علائم سجاوندي آن را شرح داده است ).