سيري در قرآن و قرآن پژوهي (5)

28 ) منابع قرآن پژوهي:

در سراسر اين مقاله، در هر بحث و بخش فرعي، به امهات منابع و متون آن زمينه اشاره کرده ايم. در اينجا به بعضي از منابع و مراجع کلي قرآن پژوهي اشاره مي شود

الف ) فرهنگ هاي قرآن:

چنان که اشاره شد اغلب لغت نامه هاي عربي، از لسان العرب و پيش از آن گرفته تا المعجم الوسيط و پس از آن، همه داراي شواهدي از مفردات و ترکيبات قرآن هستند. علاوه بر اين منابع عمومي، فرهنگ هاي خاص واژگان قرآن مجيد هم از همان صدر اول، تدوين شده است. قديمترين واژه نامه قرآن، مسائل نافع بن ازرق ( يعني سؤالات لغوي نافع از ابن عباس ) است که تماماً در اتقان سيوطي آمده است. ( متن اصلي، 67/2-105 ). روايت ديگري از اين لغات همان است که تحت عنوان معجم غريب القرآن، مستخرج از صحيح بخاري، به طبع رسيده است، و کمابيش همان واژگان را از طريق ابن ابي طلحه از ابن عباس روايت مي کند. واژه نامه هاي قديمي ديگر قرآن عبارتند از: مجاز القرآن، ابوعبيده معمر بن مثني ( م 210ق ) ( که در واقع کمي فراتر از واژه نامه است و ترکيبات و عبارات دشوار و « مجازي » را هم شرح مي دهد ). تأويل مشکل القرآن، و تفسير غريب القرآن، هر دو اثر ابن قتيبه ( م 276 ق ). سپس به مفردات راغب اصفهاني ( م 401 ق ) مي رسيم که نام کامل يا امروزين آن، معجم مفردات الفاظ القرآن است و بارها به طبع رسيده است و اخيراً به فارسي هم ترجمه شده است. ديگر از فرهنگ هاي قرآن مي توان از اين آثار نام برد: قاموس القرآن، دامغاني، داراي ترجمه ي فارسي، وجوه قرآن، اثر تفليسي که مانند لسان التنزيل ( مجهول المؤلف ) و ترجمان القرآن ميرسيد شريف جرجاني عربي - فارسي است. از مؤلفات شيعه، مجمع البحرين، اثر طريحي که فرهنگ لغت قرآن و حديث است، نيز تفسير غريب القرآن از همو معتبر است. در عصر جديد، در واژه نامه ي قرآن از مؤلفان شيعه شايان ذکر است: قاموس القرآن ( 7 جزء در 3 مجلد ) اثر سيد علي اکبر قرشي، و التحقيق في کلمات القرآن الکريم، اثر حسن مصطفوي که تاکنون ( 1372 ش ) 11 جلد از آن انتشار يافته است و احتمالاً به 14 يا 15 مجلد بالغ خواهد شد.

ادامه نوشته

سيري در قرآن و قرآن پژوهي (5)

26 ) علوم قرآني:

علوم قرآني اصطلاحي است نسبتاً جديد ولي مصداق آن کهن و تاريخ آن به قدمت تاريخ قرآن است. و مراد از آن علومي است که پيرامون و بر محور قرآن شکل گرفته و رشد کرده و هدف آن شناخت همه ي شئون مربوط به قرآن اعم از تاريخ و تفسير و صورت و محتوا و نهايتاً استفاده ي بهتر از قرآن در حوزه ي علوم شرعي و معارف ديني است. اين علوم عبارتند از 1 ) تاريخ قرآن ( ـــــ مقاله ي « تاريخ قرآن » در همين کتاب. گفتني است که مقاله ي حاضر يعني قرآن و قرآن پژوهي دربردارنده ي يک دوره ي موجز از تاريخ قرآن است ). 2 ) علم تفسير. 3 ) علم قرائت و تجويد و ترتيل. 4 ) علم رسم عثماني، يعني شناخت چگونگي رسم الخط و املاي قديمي و ثابت قرآن مجيد. 5 ) علم اعجاز قرآن. 6 ) علم اسباب نزول. 7 ) علم ناسخ و منسوخ. 8 ) علم محکم و متشابه. 9 ) علم شناخت مکي و مدني. 10 ) علم اعراب. 11 ) علم غريب القرآن و مفردات قرآن و وجوه و نظاير ( واژگان شناسي قرآن ). 12 ) علم قصص. 13 ) فقه قرآن يا احکام القرآن. شايد فن ترجمه قرآن را بتوان ملحق به علم تفسير شمرد. سابقه ي علوم قرآني بسيار کهن است، و بعضي از علوم قرآني که عمدتاً نقلي و متکي بر حديث است مانند ناسخ و منسوخ و اسباب النزول، قدمتش به اندازه ي قدمت علم حديث و احاديث مروي از معصومين (عليهم السّلام) است. اما علم رسم عثماني، همزمان با تدوين و جمع عثماني و تهيه ي نسخ نهايي و رسمي قرآن ( معروف به مصحف امام و مصحف عثماني ) پيدا شده است. و بسياري از فقهاي مذاهب اسلام، تغيير و تبديل آن را شرعاً جايز ندانسته اند. و قرآن رسمي جهان اسلام که در عصر جديد با اتکا به اساسي ترين منابع قديم تهيه و چاپ شده است بر مبناي همين رسم يا رسم الخط عثماني است. اين رسم الخط، طبعاً تفاوت هايي با رسم الخط امروز عربي و فارسي دارد و براي فارسي زبانان حتي تحصيلکرده ها « دشوارخوان » است زيرا در آن بسياري الفها به کتابت درنمي آيند از جمله آنکه به جاي سلطان، سلطن، و به جاي يانوح، ينوح ( با الفي کوتاه بالاي طا يا نون ) نوشته مي شود. ولي حق با کساني است که طرفدار تثبيت و استانداردشماري رسم عثماني هستند زيرا اصلاحات املايي و رسم الخط بر وفق مشرب ها و مکتب هاي زباني و زبان شناختي يا سليقه اي پايان ندارد، و اصولاً هر کاري کنيم و هر تدبيري بينديشيم، قرآن خواني درست نياز به آموزش خاص خود دارد، و صرف داشتن سواد و تحصيلات و فرهنگ براي درست خواني قرآن کفايت نمي کند. سابقه ي علم قرائت و شناخت اختلاف قراآت نيز به صدر اول و عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) و صحابه برمي گردد. ولي بعض علوم قرآني مانند علم اعجاز قرآن، يا اعراب قرآن متأخرتر است. زرقاني مي نويسد: 1 ) نخستين اثري که در علوم قرآني تدوين شده است البرهان في علوم القرآن اثر علي بن ابراهيم بن سعيد مشهور به حوفي ( م 330 ق ) است که در 30 مجلد بوده و نسخه ي خطي 15 جلد آن در دارالکتب المصريه محفوظ است. ساير آثاري که در علوم قرآني و مشتمل بر همه يا غلب علوم و فنون نامبرده تدوين شده است عبارتند از: 2و 3 ) فنون الافنان في علوم القرآن و نيز کتاب المجتبي في علوم تتعلق بالقرآن؛ هر دو، اثر ابن جوزي ( م 597 ق ) و هر دو محفوظ در دارالکتب المصريه در قاهره. 4 ) جمال القراء، اثر علم الدين سخاوي ( م 641 ق ). 5 ) المرشد الوجيز، اثر ابوشامه ( م 665 ق ) ( اين اثر به طبع رسيده است ). 6 ) البرهان في علوم القرآن، اثر بدرالدين زرکشي ( م 794 ق ). اين اثر عظيم و خوش تدوين چهار جلدي که به تصحيح محمد ابوالفضل ابراهيم به طبع رسيده است اساس و منبع اصلي اتقان است. 7 ) مواقع العلوم من مواقع النجوم، اثر جلال الدين بلقيني ( م 824 ق ). 8 ) الاتقان في علوم القرآن، اثر محدث و قرآن پژوه مصري، ايراني تبار، جلال الدين سيوطي ( م 911 ق ). اين اثر مهمترين اثر در علوم قرآني شمرده مي شود و از آن، سه ترجمه به فارسي موجود است. يکي ترجمه ي قديمي ( که نسخه ي خطي اش در کتابخانه ي مرکزي دانشگاه تهران محفوظ است ) دوم به قلم آقاي محمد جعفر اسلامي تحت عنوان دايرة المعارف قرآن، و سومي به قلم حجة الاسلام سيدمهدي حائري قزويني ( درباره ي اين ترجمه و اين کتاب ـــــ مقاله ي « ترجمه ي اتقان » نوشته ي بهاءالدين خرمشاهي در کتاب سير بي

ادامه نوشته

سيري در قرآن و قرآن پژوهي (5)

25) فرهنگ آفريني قرآن:

قرآن مجيد سرمنشأ اغلب علوم و هنرهاي اسلامي است. 1) قرآن، سندي تاريخي است و تا آنجا که به حوادث تاريخي اشاره دارد، از جمله به حوادثي از زندگاني و روزگار پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و غزواتي چون بدر و احد و حنين، با اشاراتي به « فرهنگ » جاهليت دارد، در حکم تاريخي مستند است. همچنين بسياري محققان بر مبناي نگرش تاريخي قرآن، فلسفه هاي تاريخ گوناگون استنباط کرده اند. 2 ) فقه و اصول فقه مذاهب مختلف اسلامي، چنانکه در بخش فقه يا احکام قرآن ياد کرديم، مستقيماً ريشه در قرآن دارد، و تا امروز هم محاکم شرعي يا نهادهاي ديني و مجالس قانون گذاري در کشورهاي اسلامي، يا مجتهدان و مفتيان تعارض نداشتن قوانين و احکام و فتاواي جديد را با قرآن کريم رعايت مي کنند. 3 ) حديث يا سنت منبع مستقلي از قرآن است. اما با آن مناسبات و پيوند و همخواني بسيار دارد. چنان که گاه قرآن سنت را نسخ مي کند يا تخصيص مي دهد، و گاه سنت، قرآن را، که در کتب مربوط به ناسخ و منسوخ، به تفصيل با مثالهاي بسيار بيان شده است. 4 ) عرفان يا تصوف اسلامي که اساس آن بر حب الهي يا عشق متقابل انسان به خدا و خدا به انسان است ( مائده، 54 )، همچنين زهد و پارسايي و اصالت ندادن به دنيا و مراقبه و محاسبه ي نفس، همه در قرآن ريشه دارد. عرفان قرون اوليه که بر مدار زهد و پارسايي مي گشت، يکسره قرآني بود. مکتب هاي عرفاني، حکمي و فلسفي متأخر از جمله مکتب ابن عربي نيز اساسش بر تأويل جسورانه اي از آيات و قصص قرآن استوار است. چنانکه مهمترين متن عرفان نظري در عالم اسلام که فصوص الحکم ابن عربي ( م 638 ق ) است، داراي 27 فص است که با گرده برداري از قرآن و بر مبناي قصص قرآني و شخصيت هاي انبيا و به نام آنها طراحي و تدوين شده است. ابوالعلاء عفيفي در مقدمه ي تصحيح خود از فصوص، اين نکته را روشن ساخته است ( مقدمه، ص 12، و صفحات ديگر ). همچنين بحث عرفا از اسماء و صفات الهي عمدتاً قرآني است. 5 ) قرآن با آيات عديده ي اخلاقي و توصيه هاي بسيار به فضايل و نهي و تخطئه از رذايل اخلاقي، در حدي به اخلاق و حکمت عملي توجه دارد که مي توان آن را يک رساله ي اخلاقي متعالي در نظر گرفت، و در اغلب مکاتب و کتب اخلاقي، نفوذ آيات و احکام اخلاقي قرآن مشهود است ( براي تفصيل در اين باره ـــــ « تعاليم اخلاقي در قرآن » نوشته ي بشيردار، در کتاب تاريخ فلسفه در اسلام، تدوين م.م. شريف، 224/1-241 ). 6 ) قرآن اساس دستور زبان عربي را نهاده است. بايد دانست که نه قرآن تابع نحو و دستور زبان عربي است، بلکه نحو و دستور زبان عربي تابع قرآن است که في المثل « سبيل » يا « رحمت » را هم به صورت مؤنث و با ضمائر مؤنث، تلقي کرده است، هم به صورت مذکر. از الکتاب سيبويه ( قرن دوم هجري ) تا مغني اللبيب ابن هشام ( م 761 ق )، تا معجم هاي نحو که امروز در جهان عرب تدوين مي گردد ( از جمله ـــــ معجم النحو، تدوين عبدالغني الدقر ) اساس همه يا اکثريت قاطع مثالها و شواهد قرآني است. در مورد علوم بلاغي از جمله معاني، بيان و بديع نيز امهات متون بر اساس تعبيرات و زبان و بيان و شواهد و مثال هاي قرآني، شکل گرفته است. چنان که دلايل الاعجاز ( در علم معاني ) و اسرار البلاغه ( در علم بيان ) هر دو اثر عبدالقاهر جرجاني ( م 471 ق ) اوج آنهاست. نفوذ قرآن در ادبيات عربي، فارسي، ترکي، اردو و ساير زبان هاي جهان اسلام بسيار عظيم است. اغلب فرهنگ هاي عربي از لسان العرب تا المعجم الوسيط، شواهد و مستندات خود را از قرآن نقل مي کنند. زبان شناسان عرب به حق برآنند که «

ادامه نوشته