سيري در قرآن و قرآن پژوهي (2)
ب ) نزول:
نزول قرآن مجيد عبارت است از فرود آمدن وحي به تفاريق، از مصدر وحي ( خداوند ) به مهبط وحي ( قلب حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) ) در طي مدت بيست و سه سال از « ليلة القدر » ( شبي از شب هاي فرد دهه ي آخر رمضان سال اول بعثت، تا اندکي پيش از وفات آن حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) ). در قرآن مجيد، نزول وحي چون به خداوند نسبت داده شود، « انزال » و « تنزيل » ناميده مي شود. نخستين سوره اي که بر حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شده است، سوره ي علق ( اقرأ ) است. بعضي گفته اند ابتدا فقط پنج آيه ي اول اين سوره نازل شده است. بعضي از محققان هم بر آنند که نخستين سوره ي کامل که نازل شده است، فاتحة الکتاب ( سوره ي حمد ) است. ( التمهيد، 1 /93-98 ). آخرين سوره اي که نازل شده است، سوره ي نصر است. بعضي از قرآن پژوهان گفته اند که قرآن بتمامه در « ليلة القدر » به صورت « جمله واحدة » ( يکباره ) از لوح محفوظ به بيت العزّه يا بيت المعمور ( در آسمان چهارم ) نازل شده، و سپس نجوماً يا منجماً يعني بخش بخش و به تفاريق در طول مدت 23 سال به تفصيل نزول يافته است. ( بحارالانوار، 253/18-254 ). ملامحسن فيض گفته است مراد از اين [ دو نحوه ي نزول ] « نزول معناي قرآن به قلب پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) است... سپس در طول بيست [ و سه ] سال، هر بار که جبرئيل بر او ظاهر شده و وحي آورده و الفاظ آن را بر حضرت مي خوانده است، بخش بخش از باطن قلب او به ظاهر زبانش نزول مي يافته است » ( مقدمه ي نهم از تفسير صافي ).
علامه طباطبايي هم بر آن است که حقيقت قرآن، يعني کتاب مبين در يک شب ( ليلة القدر ) بر قلب رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شده و سپس همين قرآن بعد از آنکه تفصيل يافت، تدريجاً در طي مدت دعوت نبوي، نزول يافته است ( الميزان، ذيل تفسير آيه ي 185 بقره ). نزول تدريجي قرآن، نظر به چند علت يا حکمت داشته است: 1) رخ دادن پيشامدهايي که دستوري وحياني يا الهي مي طلبيد 2 ) کساني پرسشي داشتند که جواب اقتضا مي کرد. 3 ) تشريع حکمي در موقع مناسب و معين لازم مي نمود. 4 ) پايدار ساختن پيامبر ( فرقان، آيه ي 32 ). 5 ) ايجاد روحيه ي ثبات قدم در مؤمنان و مجال دادن به کافران يا تازه ايمان آوردگان تا براي ترک عقايد باطله و عادات رذيله و ايجاد عقايد و عبادات و آداب درست به جاي آن؛ همچنين سير از نرمش و مماشات با کفار به جهاد با آنان ( تاريخ قرآن، راميار، 200-204 ). نزول قرآن مجيد، چند آيه به چند آيه بوده است که تعداد اين آيات را 3 تا 5 گفته اند. ( پيشين، 201 ).
10 ) جمع و تدوين قرآن:
مراد از جمع و تدوين قرآن اين است که چگونه وحي بيست و سه ساله که به صورت 3 تا 5 آيه اي نازل مي شد، نهايتاً به صورت مدون بين الدفتين و « مصحف » ( مانند کتاب امروزي ) درآمد. کهنترين منبع اين بخش مهم از سرگذشت يا « تاريخ قرآن » در احاديث اهل سنت و نيز تا حدودي احاديث شيعه است. چنانکه حاکم در مستدرک گفته است جمع و تدوين قرآن سه مرحله دارد: الف ) زمان حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) ب ) زمان ابوبکر. ج ) زمان عثمان. الف ) « زمان حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) » . در سراسر عصر نزول عصر وحي و حيات پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)، قرآن به صورت مکتوب ولي پراکنده بود، يعني صحيفه - صحيفه. و چنانکه اشاره شد با نوشت افزارهاي ابتدايي و بر روي چيزهايي نظير تکه هاي چرم، استخوان هاي شانه و دنده ي گوسفند و شتر، چوب درخت خرما که پوست آن را کنده بودند، سنگ هاي صاف و صيقلي و قطعاتي از حرير و اندکي نيز کاغذ نوشته شده بود. در اين مرحله، مهم اين بود که بسياري از صحابه قرآن را حفظ بودند. سوره هاي قرآن کامل بود و حتي نام داشت، اما تا پايان حيات رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) مجموع بين الدفتين نبود. مهمترين عللي که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را از جمع نهايي و « کتاب ساختن » قرآن باز مي داشت دو واقعيت بود:1 ) باب وحي باز بود و در هر وهله از وحي، آياتي نازل مي شد که حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) به کاتبان وحي مي فرمود: اين آيه يا آيات را در فلان سوره بين کدام آيه ها قرار دهيد. 2 ) ديگر آنکه به گفته ي خطابي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) همواره در انتظار نسخ احتمالي بعضي از احکام قرآن يا نسخ تلاوت قسمتي از آن بود. ( ترجمه ي اتقان، 200/1 ). لذا تا وحي به پايان نمي رسيد، امکان تدوين و مصحف سازي نبود. بعضي برآنند که مراد از جمع قرآن در عصر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) همان حفظ آن در دلها بوده است. ( تاريخ قرآن، راميار، 211 ). جمع در زمان رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) را اصطلاحاً تأليف گويند ( پيشين، 213 ). در سراسر ايام نزول وحي و کتابت قرآن، پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نظارت همه جانبه داشتند و نوشتن و خواندن و حفظ ( از بر کردن ) آن را تعليم مي دادند يا تشويق مي کردند. در زمان حيات ايشان، سي و هفت نفر حافظ تمامي قرآن بودند. ( پيشين، 255 ). تعداد کاتبان وحي در عصر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) - که گاه حافظان قرآن هم بوده اند - و کساني که براي خود نسخه اي بر مي گرفتند، به بيش از پنجاه نفر مي رسيده است ( پيشين، 280 ). نتيجه ي يک چنين همت و نهضت عظيمي اين بود که قرآن به هنگام رحلت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) [ سال يازدهم هجري ] به تمامي و چنانکه در آخرين عرضه [ دوره کردن پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) قرآن را و عرضه داشتن قرائت خود بر جبرئيل در هر سال يک بار و در سال وفات دو بار ] تثبيت شده بود، تأليف و گردآوري شود. در اين دوره بود که قرآن به معناي درست کلمه تأليف شد ( پيشين، 281؛ نيز ترجمه ي اتقان، 201/1، 205 ).
ب ) « در زمان ابوبکر » رويداد يمامه ( سرکوب ابوبکر، شورشيان برگشته از اسلام، از جمله متنبّيان [ پيامبران دروغين ] را که به جنگ هاي ردّه معروف است ) که در آن عده اي کثير از حافظان قرآن ( تا هفتاد نفر هم گفته اند ) کشته شدند. تکان عظيمي در جامعه ي نوپاي اسلامي ايجاد کرد. به پيشنهاد عمر، ابوبکر خليفه ي وقت پذيرفت که بايد براي حفظ قرآن اقدام عاجل به جمع و تدوين آن کرد. براي اين کار، زيد بن ثابت را که از پرکارترين و جوانترين کاتبان وحي و حافظان قرآن و داراي مصحفي اختصاصي بود، انتخاب کرد. شايد دليل انتخاب زيد با وجود جواني اش، اين بود که « عرضه ي اخير » ( آخرين دوره و مقابله ي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) قرآن را با جبرئيل ) را کتابت کرده بود. زيد همه ي نوشته هاي پراکنده ي قرآني را جمع کرد و هر آيه ي قرآني را ولو آنکه ده ها حافظ و ده ها نوشته، مؤيد و مطابق آن بود، با اخذ حداقل دو شاهد ( يکي کتابت، يکي از حفظ ) مي پذيرفت. قرآن جمع و تدوين زيد همچنان متشکل از صحيفه ها بود و به صورت مصحف نبود و سرانجام آن را در جعبه اي نهادند و کسي را مأمور حفظ و نگهباني آن کردند. اين گردآوري، 14 ماه و حداکثر تا وفات ابوبکر در سال 13 هجري طول کشيد. اين نسخه را طبق وصيت ابوبکر در اختيار عمر نهادند. پس از عمر نيز طبق وصيتش آن را در اختيار دخترش حفصه - همسر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) - قرار دادند.
ج ) « جمع در زمان عثمان » ). عثمان در سال 24 ق به خلافت رسيد. در زمان او با فتوحات شگرف مسلمانان و رفتن قرآن به سرزمين هاي تازه گشوده، اختلافات و مشکلاتي براي قرائت کلمات قرآن پيش آمده بود. و اين زنگ خطر تازه اي براي عثمان بود که کار ناتمام رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) و دو خليفه پيش از خود را به سرانجام برساند و قرآن و جامعه ي اسلامي را از خطر پراکندگي برهاند. او انجمني مرکب از زيد بن ثابت و سعيد بن عاص و عبدالله بن زبير و عبدالرحمن بن حارث تشکيل داد. اين هيأت با همکاري دوازده نفر از قريش و انصار ( که حضرت علي (عليه السّلام) برکار آنان به نوعي نظارت و اشراف داشت و آنان را به واضح و خوانا نوشتن تشويق مي فرمود تاريخ قرآن، راميار، 423 ) کار استنساخ نسخه ي نهايي را آغاز کردند. نخستين کاري که کردند اين بود که تمام نوشته هاي زمان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را گرد آوردند. سپس نسخه ي کتابت زيد در زمان ابوبکر را که نزد حفصه محفوظ بود، به امانت گرفتند. قرار بر اين بود که هر وقت سه تن همکار زيد با او در کتابت کلمه اي اختلاف يافتند، به لهجه ي قريش کتابت کنند. به اين ترتيب کار تدوين متن نهايي، بر مبناي صحايف بازمانده از رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) و نسخه هاي اختصاصي از جمله نسخه ي محفوظ نزد حفصه و نسخه ي خود زيد، و با تکيه به حفظ حافظان و شهادت شاهدان، پيش رفت و « مصحف امام » يعني مصحف نمونه و رسمي و نهايي که معروف به مصحف عثماني بود، در فاصله ي چهار يا پنج سال از 24 ق تا قبل از سال 30 هجري، سرانجام يافت و از روي آن پنج يا شش نسخه ي عيناً استنساخ شد. دو نسخه در مکه و مدينه نگه داشته شد و سه يا چهار نسخه ي ديگر همراه با يک حافظ قرآن که نقش معلم و راهنماي درست خواني را داشت، به مراکز مهم جهان اسلام يعني بصره، کوفه، شام و بحرين ارسال شد. سپس عثمان دستور داد تمام کتبيه ها و نوشته ها، استخوانها، پوستها، سنگ هاي نازک سپيد، چرمها، حريرها و نظاير آن که آيات قرآني بر آنها نوشته شده بود و صحابه براي تدوين متن نهايي تقديم نهايي تقديم داشته بودند، با آب و سرکه جوشانده و محو شود. بعضي از محققان گفته اند که اين آثار پراکنده را سوزاندند يا به نحو ديگري محو کردند تا ريشه نزاع و اختلاف به کلي از بين برود و به اصطلاح « توحيد نص » [ = مصحف امام= مصحف عثماني ] ميسر گردد. ( تاريخ قرآن، راميار، 407-431 ). اين مصحف با خطِّ ابتدايي کوفي و فاقد نقطه بود، تا چه رسد به اعراب و نشانه هاي حرکت حروف. و در طيِّ يک دو قرن بعد، مصاحفي که از روي آنها استنساخ شد به تدريج نقطه و نشان پيدا کرد. ( براي تفصيل بيشتر و اطلاع از کيفيت ساير نسخه هاي همزمان با مصحف امام از جمله مصحف منسوب به حضرت علي (عليه السّلام) و ابن مسعود و ساير صحابه، و دلايل درستي کار عثمان و تأييد حضرت علي (عليه السّلام)از عملکرد او و پذيرفتن ائمه ي اطهار (عليه السّلام) همين مصحف عثماني را نگاه کنيد به مقاله ي « تحريف ناپذيري قرآن » ).
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد