شبهاتي درباره قرآن و پاسخ به آنها (2)
تفاوت روش بيان قرآن با روش سخن سرايان
اشکال 9:
باز مي گويند: قرآن يک اسلوب و روش خاصي دارد که با روش هاي معروف در ميان فصحا، بلغا و سخن سرايان ماهر، تباين و تضاد دارد زيرا قرآن موضوعات متعددي را به همديگر مخلوط نموده و از هر دري سخن به ميان آورده است. در جايي که صحبت از تاريخ مي کند، به موضوع وعده و وعيد منتقل مي شود و يا پاي سخنان و مثل هاي حکمت آميز و مانند آن را به ميان مي کشد. اگر قرآن داراي ابواب و فصول منظم و مرتبي مي بود و در هر فصلي آيات مربوط را جمع آوري مي کرد، فايده اش بيش تر و بهره برداري از آن، آسان تر مي شد.
پاسخ:
قرآن کتاب هدايت است وبراي سوق دادن بشر به سوي سعادت دنيا و آخرت نازل گرديده، يک کتاب فقهي، تاريخي و اخلاقي و مانند آن نيست تا براي هر موضوعي باب مستقلي ترتيب بدهد و مطالب را دسته بندي و يک کاسه نمايد.
جاي ترديد نيست که اسلوب موجود قرآن بهتر مي تواند مقصود و هدف هدايتي و اثرگذاري آن را تأمين نمايد و نتيجه بخش گردد زيرا اگر کسي تنها بعضي از سوره هاي قرآن را بخواند، مي تواند در مدت کم و بدون زحمت و مشقت به مقاصد زياد قرآن پي ببرد و با اهداف و مفاهيم آن آشنا شود و در ضمن يک سوره مي تواند، به مبدأ و معاد متوجه شود و از تاريخ گذشتگان اطلاع حاصل نمايد و از سرگذشت آن ها عبرت بگيرد و از اخلاق نيکو و تعاليم برنامه هاي عالي بهره مند شود باز در ضمن همان يک سوره مي تواند، قسمتي از احکام و دستورات قرآن را درباره ي عبادات و معاملات فرا گيرد.
آري، همه ي اين مطالب مختلف را مي توان از يک سوره به دست آورد و بدون اين که لطمه اي بر نظم کلام وارد آيد و در تمام مراحل، تناسب در گفتار و اقتضاي حال رعايت شده و حق بيان ادا شده است.
اگر قرآن به صورت ابواب منظم بود اين همه فوايد به دست نمي آمد و اين چنين نتيجه بخش نمي گرديد و خواننده ي قرآن در صورتي مي توانست با اهداف و مقاصد عاليه آن آشنا گردد که تمام قرآن را بخواند و ممکن بود که در اين بين، مانعي پيش آيد و به خواندن تمام قرآن موفق نگردد و به نتيجه ي کم تري دست يابد.
به راستي اين روش يکي از مزايا و محسنات اسلوب قرآن است که بر قرآن زيبايي و طراوت خاصي بخشيده است زيرا قرآن در عين پراکنده گويي و بيان مطالب مختلف، باز از کمال ارتباط و انسجام برخوردار است و از جملات آن مانند دُرّ گرانبهايي که با تناسب خاصي به رشته درآمده باشد، در کنار هم چيده شده و با نظم اعجاب انگيزي به هم متصل و مرتبط است.
اما چه بايد کرد که دشمني و عداوت با اسلام کار خود را کرده، چشم اين ايراد کننده را کور و گوشش را کر ساخته، زيبايي ها را در نظر وي به صورت زشت و کمالات را به صورت عيب و نقص، جلوه گر نموده است.
علاوه بر همه ي اين ها، اگر قرآن تبويب و فصل بندي مي شد، يک اشکال ديگر نيز به وجود مي آمد و آن اين که: بعضي از داستان هاي قرآن روي علل و تناسب خاصي تکرار شده و در موارد متعددي از قرآن نقل گرديده است، اگر همه ي آن مکررات گرچه با عبارت هاي مختلف در يک فصل جمع آوري مي شد، هدف، مزايا و تناسبات خاصي که در تکرار اين داستان ها بود، منتفي مي شد و تکرار آن بي فايده بود.
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد