3. احكام واضح و آشكار 

وَكَذلِكَ أنْزَلناهُ حُكماً عَربياً ... رعد ، 37 
ترجمه : همانگونه كه براي اهل كتاب و پيامبران پيشين كتاب آسماني فرستاديم ، اين قرآن را نيز برتو نازل كرديم درحاليكه مشتمل براحكام روشن و آشكار است .

4. ذكر حكمتهاي خداوند 

حِكمَةٌ بالغَهٌ فَما تُغنِ النُذُرْ قمر ، 5
ترجمه : اين آيات حكمت بالغه الهي است و اندرزهايي است عميق و رسا ، اما اين اندرزها براي اين افراد لجوج مفيد نيست وبه حال آنها سودي ندارد .
تفسير : خلاصه اينكه درفاعليت فاعل هيچ نقصي نيست ، هرچه هست در قابليت قابل است ، وگرنه آيات الهي ، پيامبران بزرگ ،اخباري كه از امم پيشين رسيده و خبرهايي كه از قيامت به آنها داده مي‌شود هركدام حكمتي بالغ ورسا است كه مي‌تواند درروح و جان آنها اثر بگذارد ، اگر كمترين آمادگي روحي وجود داشته باشد .

5. تاريخ ارزشمند .

كَذلكَ نَقُصُّ عَليكَ مِنْ أَنباءِ ماقدْ سَبَقَ ءاتيَتُكَ مِن لَدُنّا ذِكراً طه ، 99
ترجمه : و ما اخبار گذشتگان ديگر را نيزبرتو حكايت خواهيم كرد واز نزد خود براي ياد‌آوري ذكر را (قرآن) برتو نازل كرديم . 
تفسير : نقل تاريخ يكي از شيوه‌هاي تربيتي قرآن است . داستانهاي قرآن بهترين و صادق‌ترين داستانهاست . زيرا گويندۀ آن خداوند و مخاطبش پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و ماجراي آن حقيقي است .
دربيان تاريخ از نقل جزئياتي كه دانستن و ندانستن آنها نقشي در هدف ندارد خودداري كنيد ،هرتاريخي ارزش بيان ندارد ؛ اخبار مهم قابل نقل است . تاريخ وسيله تذكر است نه عامل سرگرمي . سرچشمه تاريخ و داستانهاي قرآني وحي الهي است نه گفته‌هاي اين و آن . 

6.خداوند هرگونه مثلي را درقرآن آورده است .

وَ لَقَد ضَربْنا لِلناسِ في هَذا القُرآنِ مِن كُلِ مَثَلٍ لَعَلّهُم يتَذَّكرّون زمر ، 27
ترجمه : ما براي مردم دراين قرآن از هر نوع مثلي مطرح كرديم شايد متذكر شوند .
تفسير : دراين آيه خداوند از جامعيت قرآن سخن مي‌گويد . از سرگذشت دردناك ستمگران پيشين ، از عواقب هولناك گناه ، از انواع پندها و اندرزها ، از اسرار خلقت و نظام آفرينش ،ازاحكام و قوانين متقن ، خلاصه هر چه براي هدايت انسانها لازم بود ، درلباس امثال براي آنها شرح داديم . البته آيات ديگري نيز براين مطلب دلالت دارند .

7. شرح معارف الهي در قرآن .

آيات متعدد ديگري دال براين امراست ،كه به تفسير يكي از آنها مي‌پردازيم .
وَ كَذلكَ نُفَصّلُ الاياتِ وَ لِتَسْتَبينَ سَبيلُ المُجرِمين انعام ، 55 
ترجمه : و اينچنين آيات را به تفصيل بيان مي‌كنيم ،تا راه و رسم مجرمان آشكار گردد .
تفسير :تفصيل آيات به طوري كه از قرينه مقام استفاده مي‌شود به معناي شرح معارف الهي و رفع ابهام از آنها است . بنابراين معناي آيه مورد بحث چنين مي‌شود كه اينطور معارف الهي را شرح داده و بعضي را از بعضي جدا ومتمايز نموده ، ابهامي كه عارض برآن شده بود از بين برديم براي غرضهاي مهمي كه از آن جمله اين است كه راه مجرمين روشن ورسوايشان برملا گردد . 

8.درقرآن همه چيز بيان شده است 

نَزّلْنا عَلَيكَ الكِتابُ تِبْيانا ً لِكُل شَيء نحل ، 89
ترجمه : ما اين كتاب آسماني (قرآن ) را بر تو نازل كرديم كه بيان همه چيز درآن است .
تفسير : تبيان معناي مصدري دارد يعني بيان كردن و ازاين تعبير با توجه به وسعت مفهوم كلي شيء به خوبي مي‌توان استدلال كرد كه درقرآن بيان همه چيز هست ، ولي با توجه به اين نكته كه قرآن يك كتاب تربيت و انسان سازي است كه براي تكامل فرد و جامعه درهمه جنبه‌هاي معنوي ومادي نازل شده است ، روشن مي‌شود كه منظور از همه چيز ،تمام اموري است كه براي پيمودن اين راه لازم است ،نه اينكه قرآن يك دائره المعارف بزرگ است كه تمام جزئيات علوم رياضي و جغرافيايي و شيمي و فيزيك و گياه شناسي و مانند آن در آن آمده است ، هرچندقرآن يك دعوت كلي به كسب علوم و دانشها كرد ، كه تمام دانشهاي ياد شده و غير آن دراين دعوت كلي جمع است ، به علاوه گاهگاهي به تناسب بحثهاي توحيدي و تربيتي ، پرده از روي قسمتهاي حساسي از علوم و دانشها برداشته است ، ولي با اين حال آنچه قرآن براي آن نازل شده وهدف اصلي و نهايي قرآن را تشكيل مي‌دهد ، همان مسئله انسان سازي است ، ودراين زمينه چيزي را فروگذار نكرده است .