فصل هشتم : قرآن با مخالفانش چه برخوردي دارد ؟

حال بعد ازاين ويژگيهايي كه هركدام به نوبۀ خود عظمت قرآن را نشان مي‌داد ، بايد ببينيم قرآن كريم با كسانيكه منكر او هستند چطور صحبت مي‌كند . 
حتي منكران و مكذبين خود را نام مي‌برد .
البته بعضي از آياتي كه ذكر مي‌كنيم به جاي قرآن لفظ آيات الله دارد كه به طوراعم دلالت برقرآن (اخص ) مي‌كند . 

1.ستمكار ترين كس درعالم 
وَمَنْ أظْلمُ مِمَن ذَكّر باياتِ رَبّه ، ثُم أعرِض عَنْها سجده ، 22

ترجمه : چه كسي ستكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكر داده شود و از آن اعراض كرده و روي برگردانده است .
تفسير : اينها درحقيقت كساني هستند كه نه مواهب و نعمتهاي الهي درآنها موثر افتاده و نه عذاب و بلاي هشدار دهنده او ، بنابراين ظالم تر از اينها كسي نيست .

2.گمراه ترين كس در عالم 

قُل أَرَءيتُم إن كانَ مِن عِند اللهِ ثُمَ كَفَرتُم بهِ مَن أضَلَّ مِمّن هُوفي شِقاقٍ بَعيدٍ فصلت ، 52
ترجمه : خداوند مي‌فرمايد : پيامبر (صلي الله عليه و آله) به آنها بگو به من خبر دهيد ،اگر اين قرآن از سوي خداوند يكتا باشد ( و حساب و جزا و بهشت و دوزخي در كار باشد ) و شما به آن كافر شويد ، چه كسي گمراه تر خواهد بود از آن كس كه در مخالفت دور وگمراهي شديد قراردارد ؟
تفسير : البته اين گفتار درمورد كساني است كه هيچ دليل منطقي در آنها كارگر نيست ، در حقيقت آخرين سخني است كه به اشخاص لجوج و متعصب گفته مي‌شود ، و آن اينكه : اگر شما حقانيت قرآن و توحيد ووجود عالم پس از مرگ را صددرصد نپذيريد مسلماً دليل برنفي آن نيز ندارد ، بنابراين اين احتمال باقي است كه دعوت قرآن و مسئله معاد واقعيت داشته باشد ، آنگاه فكر كنيد چه سرنوشت تاريك و وحشتناكي خواهيد داشت ،با اين گمراهي و مخالفت شديد و موضع گيري دربرابر مكتب الهي .
ازآنجا كه بايد منكران قرآن كريم شناخته شوند دراينجا اجمالاً آنها را با ذكر آيات مورد نظر بيان مي‌كنيم و بحث تفسيري آن را به جايگاه خودش ارجاع مي‌دهيم .

3.منكران قرآن چه كساني هستند ؟

ظالمان وَ ما يَجْحَدُ بِاياتِنا الِاّ الّظالِمون عنكبوت، 49
بدكاران ثُمَ كانَ عقِبَهَ الّذينَ اَسوُ ا السُوأيَ أن كَذّبوُا بِايتِ الله ... روم ،؛ 10 
پيمان شكنان وَ ما يَجْحَدُ بِايِتنا اِلّا كُلُ خَتّارٍ كَفور لقمان ، 32
كافران وَ قالَ الذّينَ كَفَرُوا لَنّ نؤُمِنُ بِهذَا القُرآن .. سبأ ، 31 
يهود وَ ضَربت عَليهِم المَسَكنهُ ذَلك بِأنَّهُم كانوُا يَكفروُنَ بِايتِ اللهِ آل عمران ، 112

4.مجازات تكذيب كنندگان قرآن .

عذاب شديد إنَّ الّذينَ كَفَروا بِايتِ اللهِ لَهُم عَذابٌ شَديدٌ ... آل عمران ، 112 
در روزقيامت بار سنگين گناه بردوش مي‌كشند مَن أعْرِض عَنه فَانّهُ يحمِل يَوم القيمَهِ وِزرا طه ، 100 
دور بودن از رحمت خدا و عذابي دردناك وَ الّذينَ كَفَروا بَايتِ اللهِ وَلِقائِهِ اولئكَ يَئسوُا مِن رَحمَتي وَ اوُلئكَ لَهُم عَذابٌ اَليمٌ
عنكبوت ، 23
آتش ابدي( جهنم ) ذلِكَ جَزاءٌ اعداءِالله النّارِ لَهُم فيِها دارُ الخُلدِ جَزاءٌ بِما كانوُا بِايتنِا يَجْحَدون فصلت، 28
وضع بد در حال مرگ فَمَنْ أظْلمُ مِمّن إفتَرَي عَلي اللهِ كَذِباً أو كَذّبَ بِايتِهِ اولئكَ يَنالَهُم نَصيبَهُم مِن الكتبِ حتيَ اذا جاءَتْهُم رُسُلنا يَتَوّفونَهُم ... اعراف ، 37
درهاي آسمان به روي آنان باز نمي‌شود إنَ الّذينَ كَذّبوا بِاءيتِنا وَ استَكبروُا عَنْها لاتَفَتّح لََهُم أبوابُ السَّماء اعراف ، 40
اعمال آنان از بين مي‌رود وَالّذينَ كَذَّبوا بِايِتنا وَ لِقاءَ الاخِرة حَبِطَتْ أعملَهُم ... اعراف ، 147
عذاب استدارج براي آنان وَالّذينَ كَذّبوُا بِايِتنا سَنَسْتَدْرِجَهُم مِن حَيثُ لا يَعلمونْ اعراف ، 182
استدارج : يعني اينكه خداوند فوراً گنهكاران را گرفتارمجازات نمي كند ، بلكه درهاي نعمت را به روي آنان مي‌گشايد و هرچه بيشتر درمسير طغيان گام بردارند ، نعمت خود را بيشتر مي‌كند واين ازدوحال خارج نيست يا اين نعمتها باعث بيداريشان مي‌شود ،كه دراين حال برنامه هدايت الهي عمل شده و يا اينكه بر غرور و بي خبريشان مي‌افزايد، دراينصورت مجازاتشان به هنگام رسيدن به آخرين مرحله دردناكتر است ، زيرا هنگاميكه غرق انواع نعمتها مي‌شوند خداون همه را از آنها مي‌گيرد ... 
آنان اصحاب شوم هستند وَالّذينَ كَفَروا بِايِتنا هُم أصحبُ الْمَشْئَمَه بلد ، 19
اصحاب شوم : يعني نامه عمل به دست چپ دارند در روزقيامت . 
مجازات آنان با خداست . فَذَرَني وَمَن يُكَّذبُ بِهذالحَديث ... قلم ، 44
خداوند سريع الحساب است وَمَن يَكْفُر بِايتِ اللهِ فَإنَ اللهُ سَريعُ الحِساب آل عمران، 19 
5-پس از تكذيب قرآن ،مكذبين آن به چه حديثي ايمان مي‌آورند .
فَبِّاَيِّ حَديثٌ بَعُدَه وَ يؤُمِنون مرسلات ، 50 
ترجمه : اگر به اين قرآن كه دلائل صدقش از تمام آياتش نمايان است و حقانيتش در تمام تعبيراتش منعكس مي‌باشد ايمان نياورند ، به كدام سخن بعد ازآن ايمان مي‌آورند ؟
تفسير : كسيكه به قرآني كه اگر بر كوهها نازل مي‌شد لرزان و خاشع مي‌شدند و ازهم مي‌شكافتند (حشر ، 21) ايمان نياورد ، در برابر هيچ كتاب آسماني منطق عقلاني تسليم نخواهد شد واين نشانه روح عناد و لجاج است .

فصل نهم : چه كساني وارث علم قرآن هستند ؟

بندگان برگزيده خدا 

ثُمَ أورَثنَا الكتبَ الذينَ اصْطَفَيْنا مِن عِبادًا فَمِنْهم ظالِمٌ لِنَفسهِ و مِنهم مُقْتصِدٌو مِنهمْ سابقُ بِالخَيرات بِإذنِ اللهِ ذلك هُو الفَضلُ الكَبير فاطر ، 32
ترجمه: سپس اين كتاب آسماني را به گروهي ازبندگان برگزيده خود به ميراث داديم . از ميان آنها عده‌اي برخود ستم كردند ، و عده‌اي ميانه رو بودند و عده‌اي به اذن خدا درنيكيها ازهمه پيشي گرفتند و اين فضيلت بزرگي است .
تفسير : روشن است كه منظور از كتاب دراينجا همان چيزي است كه درآيه قبل ازآن آمده است (قرآن مجيد ) و به اصطلاح الف و لام درآن الف و لام عهد است . اينكه بعضي آنرا اشاره به همه كتب آسماني دانسته‌اند والف و لام آنرا جنس گرفته‌اند بسيار بعيد به نظر مي‌رسد و تناسبي با آيات قبل ندارد . تعبير به ارث دراينجا و موارد ديگري شبيه آن در قرآن مجيد ، به خاطر آن است كه ارث به چيزي گفته مي‌شود كه بدون دادو ستد و زحمت بدست مي‌آيد و خداوند اين كتاب بسيار بزرگ را اينگونه دراختيار مسلمانان قرار داد .دراينجا روايات فراواني از طرق اهل بيت عليهم السلام وارد شده كه درهمه آنها بندگان برگزيده خدا به امامان معصوم عليهم السلام تعبير شده است .
اين روايات چنانكه بارها گفته‌ايم بيان مصاديق روشن و درجه اول است و مانع ازآن نخواهد بود كه علماء و دانشمندان امت ، و صالحان و شهدايي كه در طريق پاسداري از اين كتاب آسماني و تداوم بخشيدن به دستورات آن تلاش و كوشش كردند ، درعنوان « الذين اصطفينا من عبادنا » ( بندگان برگزيده خدا) داخل باشند .سپس خداوند ، پاسداري از اين كتاب را بعد از پيامبرش (صلي الله عليه و آله) برعهده اين امت گذاشته ، امتي كه برگزيده خداست.ولي درميان اين امت گروههاي مختلفي يافت مي‌شوند ؛ بعضي به وظيفۀ بزرگ خود در پاسداري ازاين كتاب و عمل به احكامش كوتاهي كرده ودرحقيقت برخويشتن ظلم نمودند واينها مصداق «ظالم لنفسه » مي‌باشند . گروهي ديگر تاحد زيادي به اين وظيفۀ پاسداري و عمل به كتاب قيام نموده‌اند ، هرچند لغزشها و نارساييهايي دركار خود نيز داشته‌اند ، اينها مصداق مقتصد (ميانه رو) مي‌باشند .
و بالاخره گروه ممتازي وظائف سنگين خود را به نحو احسن انجام داده ودراين ميدان مسابقۀ بزرگ برهمگان پيشي گرفته‌اند ، اين گروه پيشرو همانها هستند كه درآيۀ مذكور به عنوان «سابق بالخيرات باذن الله » تعبير شده است .درروايات زيادي كه از طرق اهل بيت عليم السلام رسيده ، سابق بالخيرات به امام معصوم تفسير شده است و ظالم لنفسه به كسانيكه معرفت و شناخت امام را ندارند ومقتصد به پيروان عارف امام عليه االسلام .اين تفسيرها گواه روشني است بر آنچه درتفسير كل آيه برگزيديم كه مانعي ندارد اين گروههاي سه گانه درميان وارثان كتاب الهي وجود داشته باشند .قابل توجه اينكه جمعي از مفسران گذشته و امروز درتفسير اين گروههاي بزرگ سه گانه فوق احتمالات زياد ديگري داده‌اند كه درحقيقت همۀ آنها از قبيل بيان مصداق است.

كتابنامه 

1. حسيني شيرازي ، سيد محمد ؛ تقريب القرآن الي الاذهان ؛ بيروت ؛ دارالعلوم ، 1424 ق.
2. دهقات ، اكبر ؛ يكصد و پنجاه موضوع از قرآن كريم ؛ چ 4 ، قم ، مركز فرهنگي درسهايي از قرآن 
3. قرائتي ، محسن ؛ تفسير نور ؛ تهران ؛ مركز فرهنگي درسهايي از قرآن ؛ 1383
4. مكارم شيرازي ، ناصر ؛ تفسيرنمونه ؛ تهران ؛ دارالكتب الاسلاميه ، 1374
5. موسوي همداني ، سيدمحمد باقر ؛ ترجمه تفسيرالميزان ؛ قم ،دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم ،1374
6. مترجمان ؛ تفسير هدايت ؛ مشهد ؛ بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي ، 1377
7. مترجمان ؛ ترجمه تفسير جوامع الجامع ؛ مشهد ؛ بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي ، 1377
8. مترجمان ؛ ترجمه تفسير مجمع البيان ؛ تهران ؛ انتشارات فراهاني ، 1360 

پي نوشت : 

1. ازجمله حج 16؛ نور 34، شعراء 2 ، نمل 1 ، يس 69 ، زخرف 2 ، دخان 2 ،مجادله 5 ر.ك برتفسير نمونه 
2. تفسيرنمونه ؛ ج 14، ص 514 
3. مانند نور ، 34 رك . به تفسير نمونه 
4. تفسيرنمونه ؛ ج19 ، ص 437-432
5. ر.ك به تفسيرنمونه ؛ ج 19 ص 433 . 
6. تفسير نمونه ؛ ج 23 ص 22-21 
7. تفسير نور ،؛ ج 7 ص 387 
8. تفسيرنمونه ؛ ج 19 ص 442 
9. از جمله نور ، 34 
10. ترجمه تفسير الميزان ؛ ج 7 ص 149 
11. تفسيرنمونه؛ ج 11 ص 362-361 
12. ازجمله بقره ، 266
13. ترجمه تفسير الميزان ؛ ج 2 ص 295 .
14. تفسير نمونه ؛ ج 2 ص 216 
15. همان ؛ ج 4 ص 29-27 
16. از جمله ؛ زمر 55 ر.ك تفسيرنمونه 
17. تفسيرنمونه ؛ ج 4 ص 322 
18. احقاف 30 ، جن 1و2و3و13 ر.ك به تفسير نمونه 
19. تفسيرنمونه ؛ ج 21 ص 368 
20. يونس 38، هود 13 ، اسراء 88 ، قصص 49 ، طور 34 ، انعام 115 ، توبه 32 ر.ك تفسيرنمونه 
21. تفسير نمونه ؛ ج 1 ص 126 
22. همان ؛ ج 1 ص 139-132 
23. تفسيرنمونه ؛ ج 20 ص 298
24. ر.ك به تفسيرنمونه ؛ ج 20 ص 300-299 
25. همان 
26. از جمله ؛ دخان 2 و ق 1 ر.ك به تفسير نمونه طور 2 ر.ك به تفسير هدايت .
27. از جمله ، بروج 22 ، واقعه 78 
28. تفسير نمونه ؛ ج 21 ص 9 
29. ر. ك تفسير نمونه ؛ ج 21 ص 10 
30. تفسير نمونه ؛ ج 11 ص 397-396
31. تفسير نمونه ؛ ج 25 ص 167- 166 
32. همان ؛ ص 194 
33. تفسيرنمونه ؛ ج 17 ص 161 
34. تفسيرنمونه ؛ ج 20 ص 325 
35. همان ؛ ج 16ص 356-305 
36. همان ؛ ج 1 ص 151 
37. همان ؛ ج 17ص 89 
38. همان ؛ ج 18ص 99- 98
39. تفسيرنمونه ؛ ج 3 ص 54 
40. همان ؛ ج 2 ص 421-420
41. ترجمه تفسيرالميزان ، ج 14ص 292
42. ترجمه تفسيرالميزان ، ج16ص 177-176
43. تفسيرنور ؛ ج 10ص 334
44. تفسير نمونه ؛ ج 6 ص 164 -163 
45. همان ؛ ج 6 ص 171-169
46. همان ؛ ج 6 ص 369 
47. همان ؛ ج 7 ص 35-33
48. تفسير نمونه، ج 27 ص 33 
49. همان ؛ ج 24 ص 415 
50. همان ؛ ج 2 ص 47-34 
51. همان ؛ ج 25 ص431 
52. تفسير نمونه ؛ ج 18 ص 263-260