چرا امام حسن(عليه السلام) صلح كرد؟2

كار طرفداران امام عليه السلام به خيانت رسيد تا جايى كه از روى طمع به سوى معاويه گرايش يافتند .
پول و مقام و آسايشى كه معاويه براى آنان فراهم آورد ، زمينه اى شد تا روى به سوى معاويه داشته باشند و كار را به جايى رساندند كه زعماى كوفه به معاويه نوشتند كه هر وقت بخواهد امام حسن عليه السلام را دست بسته نزد او مىفرستند.
آنگاه به خدمت امام مىرسيدند و به او اظهار اطاعت و اخلاص مىكردند و مىگفتند: « تو جانشين پدرت و وصى او هستى و ما در مقابل تو سراپا گوشيم و فرمانبردار توايم. هر فرمانى كه دارى بفرماى».
امام عليه السلام به آنها مىگفت: « به خدا سوگند ، دروغ مىگوييد. به خدا سوگند شمابه كسى كه بهتر از من بود وفا نكرديد، پس چگونه به من وفا مىكنيد؟ چگونه به شما اطمينان كنم؟ حال آن که به شما اعتماد ندارم .
اگر راست مىگوييد ، اردوگاه مدائن ، ميعادگاه و قرارگاه ما باشد ، به آنجا برويد». و امام به مدائن رفت ، اما بيشتر سپاهيان ، او را رها كردند.
امام در جايى ديگر اشاره مىكند كه در اين محيط سرشار از شك و ترديد ، و اندك بودن ياران مخلص ، وارد جنگ شدن و به دست آوردن پيروزى از محالات است:
« به خدا سوگند كار خلافت را تسليم نكردم مگر به اين علت كه يارانى نداشتم. اگر يارانى مىداشتم شب و روز با او (معاويه ) مىجنگيدم تا خدا ميان من و او حكم فرمايد».
امام عليه السلام مىفرمايد: « مىترسم نسل مسلمانان از روى زمين برداشته شود ، پس بر آن شدم تا براى دين خبر دهندهاى بماند.»
باز مىفرمايد: « معاويه با من درباره امرى به منازعه برخواست كه حق من است نه حق او. پس به صلاح امت و قطع فتنه نظر كردم و ديدم اگر با معاويه مسالمت كنم و جنگ بين خود و او را رها كنم بهتر است.»
« همانا حفظ خونها بهتر است تا ريختن آن ، و جز صلاح و بقاى دين در نظرم چيزى پسنديده نيامد».
وقتى معاويه به شروطى كه با آن توافق شده بود، عمل نكرد، بسيارى از مسلمانان از امامعليه السلام خواستند قرارداد صلح را فسخ كند. امام به آنان فرمود:
« هر چيز را زمانى است و هر كار را حسابى. (شايد براى شما آزمايشى باشد كه باطن خويش را جلوه گر سازيد و البته تا فرا رسيدن اجل معين از زندگانى بهره مند خواهيد بود) » (انبياء: 111)
اما به طور مطلق و قاطع با انديشه پيمان شكنى موافقت نكرد ؛ زيرا مىخواست شخصيت معاويه را به شكلى واضح برملا سازد. معاويه نقشه امام عليه السلام را احساس كرد و دانست كه امام عليه السلام او را در نگاه مردم رسوا خواهد ساخت و نقش خود را در برابر مردم با موفقيت ايفا خواهد كرد آن وقت است كه كار او به رسوايى خواهد انجاميد. از اينرو ، براى خنثى كردن نقشه امام دست به فعاليت زد تا سرنوشتش همانند عثمان نشود.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 9:2 توسط اكبر احمدي
|
اين وبلاگ به فضل وياري خدا در راستاي جنگ نرم راه اندازي شده است وبيشتر مطالب آن در خصوص قرآن ؛ مسائل اعتفادي ؛ مذهبي وتربيتي مي باشد